آزمونهای گرامر و واژگان کنکورهای ارشد و دکتری سالهای 90به بعد در کانال تلگرام @RMS_Englishبا پاسخهای کامالً تشریحی به صورت رایگان قابل دانلود است. برای اطالع از کاملترین کالسهای آنالین گرامر و واژگان مخصوص ارشد ،دکتری، tolimo ،ept ،mhle ،msrtو ...به وبسایت زیر رجوع کنید: rmsenglish.com به نام خدا گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی (ویرایش اول) ویژۀ داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد و دکتری و آزمونهای ،TOLIMO ،MHLE ،MSRT ،EPTاستخدامی ،آیلتس ،تافل و... مؤلف :وحید رضوان پور شناسنامه سرشناسه عنوان و نام پديدآور مشخصات نشر مشخصات ظاهری شابک وضعیت فهرست نویسی یادداشت موضوع موضوع رده بندی کنگره رده بندی دیویی شماره کتابشناسی ملی :رضوانپور ،وحید-۱۳۷۳ ، :گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی :ویژه داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد و دکتری /...مولف وحید رضوانپور. :خراسان رضوی :انتشارات جالیز.۱۴۰۰ ، ۲۸۴ :ص :.جدول؛ ۲۹ × ۲۲سم. ۱۹۵۰۰۰۰ :ریال978-622-263-621-0 : :فیپا :کتابنامه. :زبان انگلیسی --دستور --راهنمای آموزشی English language -- Grammar -- Study and teaching : PE۱۱۳۰ : ۴۲۵ : ۷۶۲۷۲۰۷ : گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی مؤلف :وحید رضوان پور بفراجرد ناشر :انتشارات جالیز تابستان 1400 قطع :رحلی /تعداد صفحه284 : قیمت 195000 :تومان شابک دوره 978-622-263-621-0 : طراح جلد :ترانه واحدی دفترپخش :مشهد بلوار شهید رضوی روبروی درب دانشکده روانشناسی دانشگاه فردوسی تلفن09159309963 - 09158319535 : زبان عمومی RMS مقدمه مقدمۀ مؤلف کتاب صفر تا صد زبان انگلیسی با هدف حل مشکالت تمامی داوطلبان کنکور ارشد و دکتری ،و آزمونهای استخدامی MHLE ،EPT ،MSRT ،و ...در قسمت گرامر زبان عمومی گردآوری و تألیف شده است .یعنی اگر داوطلبی پایۀ زبان ضعیفی هم داشته باشد ،با خواندن مطالبی که در این کتاب گردآوری شده ،و با استفاده از فایلهای صوتی مربوطه ،میتواند سطح زبان خود را به سطح کامالً مطلوبی برساند. بسیار تالش شده است تا این کتاب ،عاری از هر گونه اشتباه باشد؛ اما به هر حال ممکن است اشتباهاتی از نظر ما پنهان مانده باشد .از خوانندگان و اساتید محترم خواهشمند است که در صورت مشاهدۀ کوچکترین اشتباه در این کتاب ،با راهنمایی خود از طریق آدرس الکترونیکی زیر ،نسبت به اصالح و بینقص شدن کتاب ،ما را یاری رسانند. vahidrezvanpoor@gmail.com زبان عمومی RMS الف توضیحات چرا گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی ؟ از آنجایی که در اکثر کتابهایی که برای زبان عمومی نگاشته شدهاند فرض بر این است که داوطلبان پایۀ زبان خوبی دارند ،آن دسته از کسانی که زبان انگلیسی دوران دبیرستان را فراموش کردهاند (که شاید هر ساله اکثریت داوطلبان را نیز تشکیل میدهند) ،با کتابهای موجود ،هرگز پیشرفت خوبی نداشتهاند. در کتاب گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی ،فرض کردهایم کسی که به سراغ این کتاب میآید ممکن است گرامر بسیار ضعیفی داشته باشد ،و بنابراین در کنار نکات پیشرفتۀ مورد نیاز در آزمونهای مختلف ،تمامی نکات پایهای نیز در این کتاب وجود دارد تا مناسب تمامی داوطلبان باشد؛ یعنی فرقی نمیکند شما پایۀ زبان ضعیف یا قوی داشته باشید ،با خواندن این کتاب ،دانش گرامریتان برای موفقیت در هر آزمونی به سطح ایدهآل خواهد رسید. چگونه از این کتاب استفاده کنیم؟ .1برای تمامی بخش های این کتاب ،یک فایل صوتی وجود دارد که در آن فایل صوتی ،بخش مورد نظر به طور کامل تدریس شده است .و این میتواند برای کسانی که پایۀ ضعیفی دارند بسیار مفید باشد .فایلهای صوتی را میتوانید به صورت رایگان از کانال تلگرامی زیر دانلود کنید: @RMS_English .2بخشها را سعی کنید به همان ترتیبی که در کتاب قرار داده شده است بخوانید .اگر به اندازۀ کافی برای خواندن گرامر فرصت دارد ،سعی کنید در هفته حداقل سه الی چهار بخش از این کتاب بخوانید تا حداکثر پس از سه ماه ،مطالب این کتاب تمام شوند. .3مرور را فراموش نکنید .قطعاً خیلی از نکات را نمیشود صرفاً با یکبار خواندن به حافظۀ بلند مدت سپرد؛ سعی کنید هر چند روز یک بار ،بخشهای قبلی را مرور کنید. .4اگر از نظر واژگان هم بسیار ضعیف هستید ،بهتر است ابتدا 40درس سطح آسان کتاب "مرجع لغات زبان عمومی" را با فایلهای صوتی مربوطه بخوانید و سپس به سراغ این کتاب بیایید .فایل pdfاین کتاب را میتوانید به صورت رایگان از جامعترین وبسایت زبان عمومی ،به آدرس rmsenglish.comدانلود کنید. ب تمامی فایلهای صوتی الزم را از کانال تلگرام ،RMSبه آدرس رو به رو ،دانلود کنید. برای ثبت نام کالسهای مختلف زبان و تهیۀ کاملترین ویدیوهای آموزشی هم میتوانید وارد سایت rmsenglish.comبشوید. @RMS_English زبان عمومی RMS فهرست بخشهای کتاب بخش 1 بخش 2 بخش 3 بخش 4 بخش 5 بخش 6 بخش 7 بخش 8 بخش 9 بخش 10 بخش 11 بخش 12 بخش 13 بخش 14 بخش 15 بخش 16 بخش 17 بخش 18 بخش 19 بخش 20 بخش 21 بخش 22 بخش 23 بخش 24 بخش 25 بخش 26 بخش 27 بخش 28 بخش 29 بخش 30 بخش 31 بخش 32 بخش 33 بخش 34 بخش 35 بخش 36 بخش 37 بخش 38 بخش 39 بخش 40 بخش 41 بخش 42 زبان عمومی RMS اجزای کالم و حروف بزرگ اسامی عام و اسامی خاص اسمهای مفرد و اسمهای جمع اسمهای قابل شمارش و اسمهای غیرقابل شمارش حروف تعریف معین و نامعین ضمیرها صفتها فعلها و زمانها ()1 فعلها و زمانها ()2 معرفهای اسم و ضمایر ملکی قیدها ()1 فعلها و زمانها ()3 افعال مُدال ()1 فعلها و زمانها ()4 افعال مُدال ()2 حروف اضافه ()1 جمالت مجهول ()1 حروف اضافه ()2 جمالت شرطی حروف اضافه ()3 جمالت پرسشی حروف اضافه ()4 نقل قول قیدها ()2 جمالت مجهول ()2 حروف ربط ()1 حروف ربط ()2 جمالت امری -اسم مصدر مصدر و اسم مصدر ()1 مصدر و اسم مصدر ()2 ضمایر موصولی قید ربط مجموعه تست شمارۀ 1 شبهجمله ،و جمله مجموعه تست شمارۀ 2 حروف اضافه ()5 مجموعه تست شمارۀ 3 عبارت قانون توازن در جمله نکات تکمیلی ضمایر نامعین وارونگی -نکات تکمیلی گرامر حروف اضافه ()6 صفحه 1 3 7 12 18 29 35 47 56 65 70 74 84 90 95 102 107 113 119 122 129 138 146 152 161 165 173 181 188 195 200 209 214 219 227 233 240 246 251 258 266 274 ج بخش 1 بخش ( 1اجزای کالم ،حروف بزرگ) گرامر چیست؟ گرامر یا دستور زبان ،ساختار یا قوانین یک زبان می باشد. اجزای کالم یا اجزای گفتار ( )parts of speechیک دسته بندی در زبان انگلیسی است که به وسیلۀ آن ،واژگان انگلیسی در هشت دسته یا گروه مختلف قرار می گیرند: .1 .2 .3 .4 .5 .6 .7 .8 اسم یا noun ضمیر یا pronoun صفت یا adjective فعل یا verb قید یا adverb حرف اضافه یا preposition حرف ربط یا conjunction حرف ندا یا interjection ممکن است در برخی کتابها ،برای نشان دادن اقسام کلمه ( )Part of Speechاز مخفف کلمات باال ،به صورت زیر استفاده شود: اسم ضمیر صفت فعل قید حرف اضافه حرف ربط حرف ندا noun pronoun adjective verb adverb preposition conjunction interjection n pron adj v adv prep conj interj حروف بزرگ (:)The Capital Letter ABCDEFGHIJKLMNOPQRSTUVWXYZ چه زمانی از حروف بزرگ استفاده میکنیم؟ الف .هر جملهای با حرف بزرگ شروع میشود. The dog is barking. She is coming. Hurry up. ب .کلمۀ ،Iبه معنی "من" ،همیشه با حرف بزرگ نوشته میشود. I am 25 years' old. Ahmad and I are good friends. ت .اسامی و عناوین افراد ،با حرف بزرگ شروع میشوند. ?Where is Reza Professor Jones, Dr. Smith ج .اسامی مکانها ،با حرف بزرگ شروع میشوند. National Museum, London, Tehran Pars, Shiraz 1 زبان عمومی RMS 1 بخش ... ماههای سال و، روزهای هفته، عیدها، برای حرف اول جشنوارهها.خ New Year's Day, Christmas, Labor Day, Mother's Day, Sunday, Monday, Friday, January, March, July, October . برای خیلی از مخففها از حروف بزرگ استفاده میشود.چ N.A.T.O. or NATO or Nato (North Atlantic Treaty Organization) ... مذاهب و، ملیت ها، زبانها، برای کشورها.د China, France Japanese, English Christianity, Buddhism . با حرف بزرگ شروع میشوند... عالئم تجاری و، سازمانها، اسامی شرکتها.ذ Pepsi Cola, Walkman Microsoft Corporation, Toyota the United Nations, the Red Cross :1 تمرین شمارۀ : خط بکشید،زیر حرفی که باید به صورت حرف بزرگ نوشته شود 1. erfan and i are good friends. 2. we are going to ahvaz during our summer vacation. 3. there is an interesting football game on sunday. 4. jason lives on azadi avenue. 5. january is the first month of the year. :1 جواب تمرین شمارۀ 1. Erfan and I are good friends. 2. We are going to Ahvaz during our summer vacation. 3. There is an interesting football game on Sunday. 4. Jason lives on Azadi Avenue. 5. January is the first month of the year. 2 RMS زبان عمومی بخش 2 بخش ( 2اسمهای عام و خاص) اسم ها ( )nounsدر یک دسته بندی ،به اسامی عام ( )common nounsو اسامی خاص ( )proper nounsتقسیم میشوند. اسامی عام اسامی عام ،کلماتی برای انسانها ،حیوانات ،مکانها و اشیاء هستند. مثال از اسامی عام ،برای انسان ها: دندان پزشک معلم افسر پلیس خواننده مرد ،بشر پرستار قاضی dentist teacher police officer singer man nurse judge هنرمند دلقک آکروبات باز ،بند باز نوزاد بازیگر وکیل نانوا artist clown acrobat baby actor lawyer baker مثال از اسامی عام ،برای حیوانات: سگ گاو ماده موش ماهی نهنگ اسب دلفین dog cow mouse fish whale horse dolphin عقاب گورخر گوزن پرنده کروکدیل خرس گربه eagle zebra deer bird crocodile bear cat مثال از اسامی عام ،برای مکان ها: رستوران استادیوم هتل پاساژ ،مرکز خرید بیمارستان کوهستان فرودگاه restaurant stadium hotel mall hospital mountain airport ساحل پارک غار کلیسا مزرعه تپه مدرسه beach park cave church farm hill school مثال از اسامی عام ،برای اشیاء: فنجان در قطار تخم مرغ نان نردبان میز کار ،میز مطالعه 3 cup door train egg bread ladder desk تخت خواب کیک پتو صندلی عکس رادیو تلویزیون bed cake blanket chair picture radio television زبان عمومی RMS 2 بخش :2 تمرین شمارۀ . زیر اسامی عام خط بکشید،در جمالت داده شده 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. There’s a little bird in the garden. Who is your teacher? Don’t eat that rotten apple. Kate has a lovely doll. I like reading stories. My father is a doctor. Every child has a dictionary. Rudy hates bananas. The phone is ringing. .یک پرندۀ کوچک در باغچه وجود دارد کیست؟،معلم تو .آن سیب گندیده را نخور .کِیت یک عروسک دوست داشتنی دارد .خواندن داستان را دوست دارم .پدر من یک پزشک است . یک دیکشنری دارد،هر بچه ای . از موز متنفره،رودی .تلفن داره زنگ میخوره :2 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. bird, garden teacher apple doll stories father, doctor child, dictionary. bananas phone اسامی خاص . مکان ها یا اشیاء خاص هستند، اسمهایی برای افراد،اسامی خاص Johnny Depp Robin Hood Harry Potter Vahid Rezvanpoor Ali Daei Maryam Ronaldo Beethoven : برای افراد،مثال از اسامی خاص Pinocchio Messi . اسم خاص هستند،نامهای کشورها و مردم کشورها Country America Egypt India Italy Japan Korea Malaysia France Thailand 4 کشور آمریکا مصر هند ایتالیا ژاپن کره مالزی فرانسه تایلند Person American Egyptian Indian Italian Japanese Korean Malaysian French Thai RMS زبان عمومی بخش 2 نامهای شهرها ،ساختمان ها و جاهای خاص ،اسم خاص هستند. پل بروکلین شهر نیویورک شهر پاریس تهران شهر بانکوک Brooklyn Bridge New York Paris Tehran Bangkok Vienna the Great Wall of China Tokyo Milad Tower the Statue of Liberty شهر وین دیوار بزرگ چین توکیو برج میالد مجسمۀ آزادی روزهای هفته ،اسمهای خاص هستند. Wednesday Thursday Friday چهارشنبه پنجشنبه جمعه Saturday Sunday Monday Tuesday شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه ماههای سال ،اسمهای خاص هستند. سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر September October November December May June July August مه ژوئن ژوئیه اوت January February March April ژانویه فوریه مارس آوریل نامهای کوهستانها ،دریاها ،رودخانهها و دریاچه ها ،اسم های خاص هستند. اقیانوس آرام آبشار نیاگارا دریای مرده the Pacific Ocean Niagara Falls the Dead Sea کوه دماوند دریاچۀ میشیگان کوههای آلپ Mount Damavand Lake Michigan the Alps نکته :اغلب قبل از نامهای اقیانوس ها ،رودخانه ها ،دریاها و رشته کوه ها از حرف معین theاستفاده می شود. نکته Mount :به معنای mountainمیباشد .و اغلب در نام های کوهستان ها استفاده میشود( .مثال)Mount Everest : نکته :شکل کوتاه ،Mountبه صورت Mt.میباشد( .برای مثال)Mt. Damavand : نامهای جشنواره ها ،بعضی رویدادهای خاص و تعطیالت ،اسم های خاص هستند. اولین روز سال نو روز استقالل روز شکرگزاری New Year's Day Independence Day Thanksgiving Day روز ولنتاین روز پدر هالووین Valentine's Day Father's Day Halloween تمرین شمارۀ :3 در جمالت داده شده ،زیر اسامی خاص خط بکشید. July is often the hottest month in summer. One day Ali Baba saw the forty thieves hiding in a cave. Alex and Ashley are going to the beach for a swim. Mr. Lee is reading a book. “I am your godmother,” said the old woman to Cinderella. Uncle Mike is a lawyer. Next Tuesday is a public holiday. Many children enjoyed the movie Lion King. 5 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. زبان عمومی RMS 2 بخش :3 جواب تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. July is often the hottest month in summer. One day Ali Baba saw the forty thieves hiding in a cave. Alex and Ashley are going to the beach for a swim. Mr. Lee is reading a book. “I am your fairy godmother,” said the old woman to Cinderella. Uncle Mike is a lawyer. Next Tuesday is a public holiday. Many children enjoyed the movie Lion King. :4 تمرین شمارۀ . و اسامی خاص داخل کادر را در ستون اسامی خاص قرار دهید،اسامی عام داخل کادر را در ستون اسامی عام Lisa January doctor bank beach month President Hotel White Sand Beach Dr. Wang Common Nouns اسامی عام Tejarat Bank hotel girl Proper nouns اسامی خاص :4 جواب تمرین شمارۀ Common Nouns اسامی عام doctor bank beach month hotel girl 6 Proper nouns اسامی خاص Lisa January President Hotel White Sand Beach Dr. Wang Tejarat Bank RMS زبان عمومی بخش 3 بخش ( 3اسمهای مفرد و اسمهای جمع) در یک دسته بندی ،اسم ها به "اسم های مفرد" ( )singular nounsو "اسمهای جمع" ( )plural nounsتقسیم می شوند. یعنی اسم ها میتوانند ،مفرد یا جمع باشند. اسم های مفرد ()Singular Nouns وقتی که راجع به یک فرد ،یک حیوان ،یک مکان ،یا یک شیء صحبت می کنیم ،از یک اسم مفرد استفاده می کنیم. مثالی از اسم های مفرد: یک ون یک شانه یک زن یک هواپیما a van a comb a woman an airplane یک نقشه یک نامه یک عکس یک یخچال a map a letter a photograph a refrigerator یک دوچرخه یک پسر یک دختر یک کلید a bicycle a boy a girl a key نکته :1از aیا anبرای اسمهای مفرد استفاده میشود. نکته :2حروف صدا دار عبارت اند ازu ،o ،i ،e ،a : نکته :3اگر کلمهای که بالفاصله بعد از aمیآید ،با آوای صدادار شروع شود a ،به anتبدیل خواهد شد. به مثالهای زیر توجه کنید: an umbrella an heir an ice cream an honor an uncle چتر وارث بستنی افتخار دایی ،عمو تیشه ،تبر تخم مرغ پرتقال ساعت پاکت (نامه) an axe an egg an orange an hour an envelope تذکر :دقت کنید که برای تشخیص اینکه از aباید استفاده کنیم یا از ،anتلفظ کلمۀ بعدی مهم است ،نه امالی آن! یعنی اگر در ابتدای تلفظ آن کلمه، یکی از حروف صدادار تلفظ شوند ،از anاستفاده می کنیم ،در غیر این صورت باید از aاستفاده کنیم. برای مثال: یک کشور اروپایی a European country از a/anبرای اینکه بگوییم یک شیء یا یک فرد ،چه چیزی است ،استفاده میکنیم: خورشید یک ستاره است. فوتبال یک بازی است. پرند یک شهر در تهران است. یک گاو (ماده) ،یک حیوان است. شیرین فرد بسیار خوبی است. یونیفرم ،لباس فرم دانشگاه a uniform a university The sun is a star. Football is a game. Parand is a city in Tehran. A cow is an animal. Shirin is a very nice person. برای شغل ها و ...از a/anاستفاده می کنیم: ?A: What's your job :Aشغلت چیه؟ :Bمعلم هستم. B: I'm a teacher. ?A: What does Ali do :Aعلی کارش (شغلش) چیه؟ :Bاو مهندسه B: He's an engineer. ?Would you like to be a dentist می خواهی که یک دندانپزشک شوی؟ Picasso was a famous painter. پیکاسو نقاش معروفی بود. ?Are you a student دانشجو هستی؟ 7 زبان عمومی RMS بخش 3 اسمهای جمع ()Plural Nouns وقتی راجع به دو یا بیش از دو انسان ،حیوان ،مکان یا شیء صحبت میکنیم ،از اسمهای جمع استفاده میکنیم. با اضافه کردن حرف -sبه انتهای اکثر اسم ها ،می توان آن ها را به جمع تبدیل کرد. معنی کلمه پرنده شتر بازی عکس اسم مفرد bird camel game photo اسم جمع birds camels games photos معنی کلمه ستاره تخم مرغ لیوان پنکه ،طرفدار کاله (لبه دار) اسم جمع stars eggs mugs fans caps اسم مفرد star egg mug fan cap با اضافه کردن -esبه انتهای برخی اسمها ،می توان آن ها را به جمع تبدیل کرد. نکته :وقتی اسم های مفرد ،به ،ss ،s ،sh ،chیا xختم شده باشند ،معموالً با اضافه کردن –esبه انتهایشان ،آن اسمها را به اسم های جمع تبدیل میکنیم .به مثال های زیر دقت کنید: معنی کلمه ظرف جعبه ساندویچ لباس زنانه اسم جمع dishes boxes sandwiches dresses اسم مفرد dish box sandwich dress معنی کلمه اتوبوس شیشه ساعت مچی روباه اسم جمع buses glasses watches foxes اسم مفرد bus glass watch fox برخی اسم های جمع ،به –iesختم میشوند. برای اینکه اسم های مفردی که به yختم می شوند را به اسم جمع تبدیل کنیم ،اگر در آن اسم مفرد ،قبل از آن حرف ،yحرف بی صدا وجود داشته باشد ،معموالً ابتدا yرا به iتبدیل می کنیم ،و سپس در انتها -es ،اضافه می کنیم .به مثال های زیر توجه کنید: معنی کلمه داستان پروانه فرهنگ لغت ،واژه نامه گیالس اسم جمع stories butterflies dictionaries cherries اسم مفرد story butterfly dictionary cherry معنی کلمه نوزاد خانواده خانم کتابخانه اسم جمع babies families ladies libraries اسم مفرد baby family lady library برای اینکه اسم های مفردی که به yختم می شوند را به اسم جمع تبدیل کنیم ،اگر در آن اسم مفرد ،قبل از آن حرف ،yحرف صدادار وجود داشته باشد ،به انتهای آن اسم صدادار ،حرف –sرا اضافه می کنیم .مثال های زیر را در نظر بگیرید: معنی کلمه اسباب بازی خر ،االغ درّه اسم جمع toys donkeys valleys اسم مفرد toy donkey valley معنی کلمه کلید سینی روز میمون اسم جمع keys trays days monkeys اسم مفرد key tray day monkey اگر یک اسم مفرد به fختم شده باشد ،اغلب ابتدا آن fرا به vتبدیل می کنیم ،و در انتها –esرا اضافه می کنیم .برای مثال: معنی کلمه قفسه تکه ،قرص (نان) دزد زبان عمومی RMS اسم جمع اسم مفرد shelves loaves thieves shelf loaf thief معنی کلمه نیم ،نیمه برگ ،ورق گرگ اسم جمع اسم مفرد halves leaves wolves half leaf wolf 8 بخش 3 گاهی اوقات اگر یک اسم مفرد به fختم شده باشد ،در انتهای آن یک –sاضافه می کنیم .برای مثال: معنی کلمه پشت بام ،سقف رئیس اسم جمع اسم مفرد roofs chiefs roof chief معنی کلمه آشپز صخره ،پرتگاه اسم جمع اسم مفرد chefs cliffs chef cliff گاهی نیز اگر یک اسم مفرد به fختم شده باشد ،برای تبدیل آن به اسم جمع ،می توان از هر دو نکتۀ باال استفاده کرد ،مثالً: معنی کلمه شال ،روسری اسم جمع (نوع )2 اسم جمع (نوع )1 اسم مفرد scarfs scarves scarf برخی کلماتی که به feختم می شوند ،هنگام تبدیل شدن به اسم جمع f ،آن ها به vتبدیل شده ،و در انتها نیز یک sاضافه میکنیم. معنی کلمه چاقو زندگی زن اسم جمع اسم مفرد knives lives wives knife life wife اسم هایی که به -oختم می شوند. وقتی اسمهای مفرد ،به -oختم شده باشند ،معموالً با اضافه کردن یک -sبه انتهایشان ،آنها را به اسمهای جمع تبدیل میکنیم .به مثالهای زیر دقت کنید: معنی کلمه باغ وحش ویدیو کرگدن اسم جمع اسم مفرد zoos videos rhinos zoo video rhino گاهی نیز وقتی اسم های مفرد ،به -oختم شده باشند ،با اضافه کردن یک -esبه انتهایشان ،آن ها را به اسم های جمع تبدیل می کنیم .به مثال های زیر دقت کنید: معنی کلمه گوجه فرنگی قهرمان سیب زمینی اسم جمع اسم مفرد tomatoes heroes potatoes tomato hero potato گاهی نیز اگر یک اسم مفرد به -oختم شده باشد ،برای تبدیل آن به اسم جمع ،می توان از هر دو نکتۀ باال استفاده کرد ،مثالً: معنی کلمه صفر پشه بوفالو ،گاومیش اسم جمع (نوع )2 اسم جمع (نوع )1 اسم مفرد zeroes mosquitoes buffaloes zeros mosquitos buffalos zero mosquito buffalo برخی کلمات نیز از قاعده های گفته شده در قسمت های قبل ،پیروی نمی کنند ،و به صورت بی قاعده هستند ،مانند: معنی کلمه زن غاز پا (از انگشت ها تا مچ) شخص ،فرد ،نفر 9 اسم جمع اسم مفرد women geese feet people woman goose foot person معنی کلمه موش ،موس (رایانه) بچه ،فرزند مرد ،بشر دندان اسم جمع اسم مفرد mice children men teeth mouse child man tooth زبان عمومی RMS بخش 3 تذکر ،اگر کلمۀ mouseبه معنای موس کامپیوتر باشد ،اسم جمع آن ،هم میتواند به صورت miceو هم به صورت mousesباشد. برخی کلمات نیز ،در حالت جمع هم مانند حالت مفرد هستند: معنی کلمه گوسفند ماهی گوزن اسم جمع اسم مفرد sheep fish deer sheep fish deer نکته :وقتی در حال صحبت راجع به انواع مختلف ماهی هستیم ،می توانیم از fishesاستفاده کنیم .مثالً: تمامی ماهی های اقیانوس آرام all the fishes of the Pacific Ocean نکته :برخی اسمها همیشه به صورت جمع به کار برده میشوند ،برای مثال: قیچی شلوار کفش شلوار عینک پیژامه scissors trousers shoes شلوار لی ،شلوار جین عینک انبردست صندل ،کفش روباز pants glasses pajamas jeans spectacles pliers sandals به جمالت زیر توجه کنید: ?Do you wear glasses Where are the scissors? I need them. می توان اسمهای جمع نکتۀ باال را با استفاده از ،a pair ofبه مفرد تبدیل کرد .به مثال های زیر توجه کنید: a pair of jeans a pair of spectacles a pair of shoes نکته :کلمۀ ،policeاسم جمع میباشد .یعنی باید مانند یک اسم جمع نیز با آن رفتار شود: پلیس می خواهد که با آن ها صحبت کندThe police want to talk to them. . در مثال باال ،چون policeاسم جمع می باشد ،از wantاستفاده می کنیم .و به صورت wantsنمی نویسیم .چون کلمۀ ،policeسوم شخص مفرد نیست. تذکر :کلمۀ police officerبه معنای "افسر پلیس" ،یک اسم مفرد می باشد .و برای مثال داریم: [آن] افسر پلیس می خواهد که با آن ها صحبت کندThe police officer wants to talk to them. . در مثال باال ،چون police officerاسم مفرد می باشد ،از wantsاستفاده می کنیم .و به صورت wantنمی نویسیم. چون کلمۀ ،police officerسوم شخص مفرد است و فعل wantباید همراه با sسوم شخص مفرد بیاید. تمرین شمارۀ :5 به لغات زیر نگاه کنید .آیا میدانید کدام یک از این لغات مفرد و کدام یک جمع هستند؟ در جای خالی مناسب ،عالمت (✓) را قرار دهید. Plural Plural Singular children foxes fish pants men زبان عمومی RMS Singular pencils word books fan hat 10 3 بخش :5 پاسخ تمرین شمارۀ Singular pencils word books fan hat Plural ✓ ✓ ✓ ✓ ✓ Singular children foxes fish pants men ✓ Plural ✓ ✓ ✓ ✓ ✓ :6 تمرین شمارۀ :اسمهای مفرد زیر را به اسمهای جمع تبدیل کنید Singular Plural desk class basket comb mug معنی میز کار کالس سبد شانه لیوان Singular Plural معنی اتوبوس تاکسی جعبه هلو کمربند bus taxi box peach belt :6 پاسخ تمرین شمارۀ Singular desk class basket comb mug Plural desks classes baskets combs mugs Singular bus taxi box peach belt Plural buses taxies boxes peaches belts :7 تمرین شمارۀ :اسمهای مفرد زیر را به اسم های جمع تبدیل کنید Singular Plural key city butterfly monkey fly lady party baby معنی کلید شهر پروانه میمون مگس خانم جشن،مهمانی نوزاد Singular toy video zoo piano kangaroo rhino photo radio Plural معنی اسباب بازی ویدیو باغ وحش پیانو کانگورو کرگدن عکس رادیو :7 پاسخ تمرین شمارۀ Singular key city butterfly monkey fly lady party baby RMS زبان عمومی Plural keys cities butterflies monkeys flies ladies parties babies Singular toy video zoo piano kangaroo rhino photo radio Plural toys videos zoos pianos kangaroos rhinos photos radios 11 بخش 4 بخش ( 4اسمهای قابل شمارش و اسمهای غیرقابل شمارش) یک اسم می تواند قابل شمارش ( )countable nounsیا غیرقابل شمارش ( )uncountable nounsباشد. اسم های قابل شمارش ()countable nouns اسمهای قابل شمارش ،قابل شمردن هستند .مثالً: mouse موش apple سیب accident تصادف camera دوربین idea ایده house خانه key کلید car ماشین نکته :برای اسم های قابل شمارش ،می توان از ساختار زیر استفاده کرد: one/ two/ three (etc.) + countable nouns به عنوان مثال: چهار خانه نُه ماشین four houses nine cars یک بطری دو بطری سه زن one bottle two bottles three women نکته :اسم های قابل شمارش می توانند مفرد یا جمع باشند. مثال برای حالت مفرد: a car my car one bottle یک ماشین ماشین من یک بطری مثال برای حالت جمع: تعدادی ماشین خیلی ماشین some cars many cars cars two cars ماشین ها دو ماشین نکته a/ an :را فقط می توان برای اسم های قابل شمارش مفرد ،به کار برد. an umbrella two umbrellas a child some children a dog dogs نکته :نمی توان از اسم های قابل شمارش مفرد ،به تنهایی (بدون )a/ the/ my, etc.استفاده کرد. چه روز خوبی. سردرد دارم. !What a beautiful day I've got a headache. او هرگز کاله نمی گذارد. مواظب [آن] سگ باش. She never wears a hat. Be careful of the dog نکته :برای اینکه بگوییم یک فرد یا یک چیز ،چه نوع فرد یا چیزی است ،از a/ anاستفاده می کنیم: آن میزِ خوبی است. That's a nice table. نکته :برای اینکه بگوییم چند فرد یا چند چیز ،چه نوع افراد یا چیزهایی هستند ،باید از حالت جمع آن اسم ،به تنهایی (یعنی بدون someو غیره) استفاده کنیم: )Those are nice chairs. (not some nice chairs زبان عمومی RMS 12 بخش 4 جمالت زیر با اسمهای مفرد و جمع را باهم مقایسه کنید: plural singular Dogs are animals. سگ ها حیوان هستند. We're optimists. ما آدم های خوشبینی هستیم. Most of my friends are doctors. بیشتر دوستان من ،دکتر هستند. ?Are they good students آیا آنها دانشجویان خوبیاند؟ Javad's parents are really nice people. والدین جواد ،آدم های واقعاً خوبی هستند. What awful shoes. چه کفش های داغونی. A dog is an animal. سگ یک حیوان است. I'm an optimist. من یک آدم خوش بین هستم. Tina's father is a doctor. پدر تینا دکتر است. هستی؟ آیا دانشجوی خوبی ?Are you a good student Javad is a really nice person. جواب فرد واقعاً خوبی است. !What a pretty dress چه لباس قشنگی. اسمهای غیرقابل شمارش ()uncountable nouns مثال برای اسم های غیرقابل شمارش: air هوا music موزیک rice برنج tennis تنیس plastic پالستیک money پول salt نمک water آب نکته :برای اسم های غیرقابل شمارش ،نمی توان از ) one/ two/ three (etc.استفاده کرد! یعنی مثالهای زیر غلط هستند: two waters one salt نکته :برای اسم های غیرقابل شمارش ،از a/ anاستفاده نمی شود. یعنی مثالهای زیر غلط هستند: an air a water a music نکته :در نکتۀ قبل ،گفتیم که" :برای اسم های غیرقابل شمارش ،از a/ anاستفاده نمی شود". اما می توان برای اسم های غیرقابل شمارش ،از a piece of…/ a bottle ofو غیره استفاده کرد. به مثال های زیر دقت کنید: یک قطعه موزیک یک بازی تنیس یک کاسه برنج یک تکه شکالت a piece of music a game of tennis a bowl of rice a bar of chocolate یک تکه پنیر یک بطری آب یک کارتن شیر یک فنجان قهوه a piece of cheese a bottle of water a carton of milk a cup of coffee نکته :اسم های غیر قابل شمارش فقط دارای یک حالت ( )formهستند: برای مثال ،کلمۀ moneyیک اسم غیرقابل شمارش می باشد ،و در هر شرایطی این کلمه به همین صورت نوشته می شود: مقداری پول دارم. پول زیادی در [این] جعبه وجود ندارد. پول همه چیز نیست. I've got some money There isn't much money in the box Money isn't everything نکته :کلمۀ someبه معنای "تعدادی ،مقداری ،برخی ،کمی و "...هم برای اسمهای قابل شمارش و هم برای اسمهای غیرقابل شمارش می تواند به کار برده شود. مثال از کاربرد someبرای اسم های قابل شمارش به کفشهای جدید نیاز دارم. کمی سیب میخوای؟ [یا سیب دوست نداری]؟ 13 I need some new shoes. ?Would you like some apples زبان عمومی RMS بخش 4 تذکر :معموالً اسم قابل شمارشی که بعد از someمی آید ،به صورت جمع خواهد بود( .در مثال های باال)apples ،shoes : مثال از کاربرد someبرای اسم های غیر قابل شمارش: مقداری آب الزم دارم. I need some water ?Would you like some cheese ?Would you like a piece of cheese مقداری پنیر میخوای؟ نکته :نکاتی که در مورد کلمۀ someگفته شد ،در مورد کلمۀ anyبه معنای "هیچ ،هیچ کدام و "...نیز صادق است. مثال از کاربرد anyبرای اسم های قابل شمارش ?Did you buy any apples I haven't seen any of his films. آیا سیب خریدید؟ هیچکدام از فیلم های او را ندیده ام. مثال از کاربرد anyبرای اسم های غیر قابل شمارش: آیا آب سیب خریدید؟ پول داری؟ ?Did you buy any apple juice ?Have you got any money نکته :می توان اسم های غیرقابل شمارش را به تنهایی (بدون )the/ my/ some, etc.به کار برد .برای مثال: هر روز برنج میخورم. روی لباست [لکۀ] خونه. میتونی [صدای] موزیک رو بشنوی؟ I eat rice every day. There's blood on your shirt. ?Can you hear music نکته :بسیاری از اسم ها ( )nounsگاهی اوقات قابل شمارش و گاهی نیز غیر قابل شمارشاند .که معموالً معنی متفاوتی خواهند داشت. … room, time, paper, hair, cake, light, chicken, work, noise, experience, برای مثال ،کلمۀ paperبه معنای "کاغذ ،روزنامه ،مقاله" میباشد. اگر paperمعنی روزنامه بدهد ،قابل شمارش خواهد بود: I want something to read. I'm going to buy a paper. یه چیزی برای خواندن میخواهم .می روم که یک روزنامه بخرم. اگر paperمعنی کاغذ بدهد ،غیرقابل شمارش خواهد بود: I want to make a shopping list. I need some paper. I want to make a shopping list. I need a piece of paper. می خواهم یک لیست خرید بنویسم .کاغذ الزم دارم. برای مثال ،کلمۀ roomبه معنای "اتاق ،فضا و "...می باشد. اگر roomمعنی اتاق بدهد ،قابل شمارش خواهد بود: میتوانی با ما بمانی .یک اتاق اضافی وجود دارد. You can stay with us. There is a spare room. اگر roomمعنی جا و فضا بدهد ،غیرقابل شمارش خواهد بود: You can't sit here. There isn't any room. نمیتوانی (نباید) اینجا بنشینی .فضایی [برای نشستن] وجود ندارد. برای مثال ،کلمۀ experienceبه معنای "اتفاق ،پیشامد ،تجربه ،سابقه و "...میباشد. اگر experienceمعنی پیشامد و اتفاق بدهد ،قابل شمارش خواهد بود: I had some interesting experiences while I was traveling. وقتی که در سفر بودم ،اتفاق های جالبی برام افتاد. زبان عمومی RMS 14 بخش 4 اگر experienceمعنی تجربه و سابقه بدهد ،غیرقابل شمارش خواهد بود: They offered me the job because I had a lot of experience. آن ها [این] شغل را به من پیشنهاد کردند چونکه تجربۀ زیادی داشتم. نکته :اسم ( )nounهای زیر ،معموالً به صورت غیرقابل شمارش هستند .یعنی معموالً نمی توان برای آن ها از a/ anاستفاده کرد و نمیتوان آن ها را به صورت جمع به کار برد: progress پیشرفت permission اجازه weather آب و هوا damage آسیب news خبر information اطالعات luggage چمدان ،بار سفر traffic ترافیک hair مو luck شانس furniture مبلمان ،اثاثه behavior رفتار scenery منظره bread نان advice نصیحت baggage چمدان ،بار سفر work کار به مثال های زیر توجه کنید: Can I talk to you? I need some advice. میتوانم با شما صحبت کنم؟ کمی نصیحت و مشاوره نیاز دارم. I'm going to buy some bread. میخواهم مقداری نان بخرم. I'm going to buy a loaf of bread. They've got some nice furniture in their house. آن ها مقداری اثاثۀ خوب ،در خانۀ خود دارند. Sahar has very long hair. سحر ،موی بسیار بلندی دارد. ?Where can I get some information about hotels here در اینجا ،کجا می توانم کمی اطالعات راجع به هتل ها به دست بیاورم؟ Listen! I've just had some good news. گوش کن! همین االن خبر خوبی به دستم رسیده. It's nice weather today. امروز هوا خوبه. 'Do you like your job? 'Yes, but it's hard work شغلت را دوست داری؟ "بله ،اما کار سختی است". نکته :از کلمه های manyبه معنای "زیاد ،خیلی ،بسیاری و "...و fewیا a fewبه معنای "کمی ،اندکی و "...با اسم های قابل شمارش جمع ،استفاده می کنیم .برای مثال: عکس های زیادی نگرفتیم. چند کار برای انجام دادن ،دارم. We didn't take many pictures. I have a few things to do. نکته :از کلمه های muchبه معنای "زیاد ،خیلی ،بسیاری و "...و littleیا a littleبه معنای "کمی ،اندکی و "...با اسم های غیرقابل شمارش، استفاده می کنیم .برای مثال: زیاد خرید نکردیم. کمی کار برای انجام دادن دارم. نکته :نوشیدنی ها مثل coffee/ tea/ juice :و غیره ،معموالً غیرقابل شمارش هستند .برای مثال: زیاد قهوه دوست ندارم. We didn't do much shopping. I have a little work to do. I don't like coffee very much. نکته :می توان به جای ( a cup of coffeeیک فنجان قهوه) از a coffeeنیز استفاده کرد .یا اگر دو فنجان قهوه بخواهیم ،می گوییمtwo . coffeesو... دو قهوه و یک آب پرتقال لطفاً. Two coffees and an orange juice, please. تذکر :توجه کنید که کلمۀ newsبه معنای "خبر" ،یک اسم غیرقابل شمارش است. یعنی اگر بگوییم که خبر بسیار ناراحت کننده بود ،باید از wasاستفاده کنیم ،نه از .wereزیرا newsجمع نیست: خبر بسیار ناراحت کننده بود. 15 The news was very depressing. زبان عمومی RMS بخش 4 یا اگر بگوییم که خبر بسیار ناراحت کننده است ،باید از isاستفاده کنیم ،نه از .areزیرا newsجمع نیست: خبر بسیار ناراحت کننده است. The news is very depressing. نکته :کلمۀ travelبه عنوان اسم ،به معنای "مسافرت ،سفر" در حالت کلی می باشد .یعنی غیرقابل شمارش است. آن ها پول زیادی در مسافرت خرج می کنند. They spend a lot of money on travel. اگر منظورمان از سفر ،در معنای کلی و generalنباشد ،از tripکه قابل شمارش است ،استفاده می کنیم: ما سفر خیلی خوبی داشتیم. We had a very good trip. نکته :از a lot ofهم میتوان برای اسم های قابل شمارش ،و هم برای اسم های غیرقابل شمارش استفاده کرد .اگر از a lot ofبرای یک اسم قابل شمارش استفاده شود ،باید آن اسم قابل شمارش ،به صورت جمع بیاید. ما تعداد زیادی کیف و چمدان داشتیم. آن ها پول زیادی در مسافرت خرج می کنند. We had a lot of bags and suitcases. They spend a lot of money on travel. countable uncountable جمالت زیر را با هم مقایسه کنید: countable uncountable )I'm looking for work. (not a work !What beautiful scenery It's nice weather today. We had a lot of baggage/ luggage. This furniture is mine. That's good advice. I'm looking for a job. !What a beautiful view It's a nice day today. We had a lot of bags and suitcases. These chairs are mine. That's a good suggestion. تمرین شمارۀ 8 در برخی جمالت زیر ،به a/anنیاز است .برخی نیز درست هستند .برای جمالتی که به a/anنیاز دارند ،با توجه به قواعد گفته شدی ،یکی را انتخاب کنید .و برای جمالتی که درست هستند و نیاز به اضافه کردن a/anندارند ،کلمۀ OKرا بنویسید .دو جملۀ اول ،به عنوان مثال ،حل شده اند. a watch OK زبان عمومی RMS I don't have watch. ساعت مچی ندارم. ?Do you like cheese پنیر دوست داری؟ I never wear hat. هیچوقت [روی سرم] کاله نمیگذارم. ?Are you looking for job دنبال کار میگردی؟ وحید گوشت نمیخورهVahid doesn't eat meat. . ?Can you drive car میتونی ماشین برونی؟ Ladan eats apple every day. الدن هر روز سیب میخوره. I'm going to party tonight. قراره که امشب به مهمانی بروم. Don't go out without umbrella. بدون چتر بیرون نرو. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 16 4 بخش 8 پاسخ تمرین شمارۀ 3 4 5 6 7 8 9 I never wear hat. Are you looking for job? Vahid doesn't eat meat. Can you drive car? Ladan eats apple every day. I'm going to party tonight. Don't go out without umbrella. a hat a job OK a car an apple a party an umbrella :9 تمرین شمارۀ . بنویسیدsome یاa/an ، در جای خالی،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. I read …….………. book and listened to …….………. music. I need …….………. money. I want to buy …….………. food. We met ……………… interesting people at the party. I'm going to open …….………. window to get …….………. fresh air. Ramin didn't eat much for lunch - only …….………. apple and …….………. bread. We live in …….………. big house. There's …….………. nice garden with beautiful trees. I'm going to make a table. First I need …….………. wood. Listen to me carefully. I'm going to give you …….………. advice. I want to make a list of things to do. I need …….………. paper and …….………. pen. :9 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. I read a book and listened to some music. I need some money. I want to buy some food. We met some interesting people at the party. I'm going to open a window to get some fresh air. Ramin didn't eat much for lunch - only an apple and some bread. We live in a big house. There's a nice garden with beautiful trees. I'm going to make a table. First I need some wood. Listen to me carefully. I'm going to give you some advice. I want to make a list of things to do. I need some paper and a pen. RMS زبان عمومی 17 بخش 5 بخش ( 5حروف تعریف نامعین و معین) معموالً در زبان انگلیسی ،برای اسمها ( ،)nounsاز حروف تعریف ( )articlesاستفاده میشود. حروف تعریف نامعین ( aیا )indefinite articles( - )an از aبرای اشاره به یک فرد یا یک چیز استفاده می شود ،و آن فرد یا آن چیز ،برای مخاطب شناخته شده نیست ،یا گوینده (نویسنده) به یک چیز خاص اشاره ندارد و به صورت کلی صحبت می کند. I don't have a job at the moment. در حال حاضر ،شغلی ندارم. There's a woman at the bus stop. در ایستگاه اتوبوس یک زن وجود (حضور) دارد. رضا در یک بانک کار می کند. Reza works in a bank. میتونم یه سوال بپرسم؟ ?Can I ask a question که اگر کلمۀ ای که بالفاصله بعد از aمی آید ،با آوای صدادار ( )a/e/i/o/uشروع شده باشد a ،به anتبدیل می شود: سیب میخواهی یا موز؟ تصمیم دارم یک کاله و یک چتر بخرم. شب گذشته ،برنامۀ جالبی در تلویزین بود. ?Do you want an apple or a banana I'm going to buy a hat and an umbrella. There was an interesting program on TV last night. نکته :کلمۀ anotherاز ترکیب ( )an+otherبه دست می آید و باید سرهم نوشته شود .یعنی یک کلمه به حساب می آید .برای مثال: ?Can I have another cup of coffee میتوانم یک فنجان قهوۀ دیگر داشته باشم؟ (بخورم؟) نکته :از a/anبرای اینکه بگوییم یک شیء یا یک فرد ،چه چیزی است ،استفاده می کنیم: A cow is an animal. یک گاو (ماده) ،یک حیوان است. Shirin is a very nice person. شیرین فرد بسیار خوبی است. The sun is a star. خورشید یک ستاره است. Football is a game. فوتبال یک بازی است. Parand is a city in Tehran. پرند یک شهر در تهران است. نکته :برای شغلها و ...از a/anاستفاده میکنیم: ?Would you like to be a dentist می خواهی که یک دندانپزشک شوی؟ پیکاسو نقاش معروفی بود. Picasso was a famous painter. ?Are you a student دانشجو هستی؟ ?A: What's your job B: I'm a teacher. :Aشغلت چیه؟ :Bمعلم هستم. A: What does Ali do? B: He's an engineer. :Aعلی کارش (شغلش) چیه؟ :Bاو مهندس است. حرف تعریف معین ( )theیا ()definite article وقتی از theاستفاده میکنیم ،کامالً مشخص است که منظورمان کدام شخص (اشخاص) یا کدام چیز (چیزها) است .تذکر the :معنی ندارد. جمالت زیر را باهم مقایسه کنید: a/ an the I'm going to clean the car tomorrow. یک ماشین دارم. I've got a car. تصمیم دارم که فردا ماشین را تمیز کنم. ?Can you repeat the question, please می توانم یک سوال بپرسم؟ ?Can I ask a question میشه سوال رو تکرار کنید لطفاً؟ ?Is there a hotel near here We enjoyed our holiday. The hotel was very nice. آیا نزدیک اینجا ،هتل هست؟ از تعطیالتمان لذت بردیم .هتل بسیار خوب بود. پاریس شهر جالبی است. پاریس پایتخت فرانسه است. Paris is the capital of France. Mina is the youngest student in her class. مینا یک دانش آموز است. مینا جوانترین (کوچکترین) دانش آموز در کالسش می باشد. زبان عمومی RMS Paris is an interesting city. Mina is a student. 18 بخش 5 مثال زیر را نیز در نظر بگیرید: I bought a shirt and a jacket. The shirt was cheap, but the jacket was expensive. یک پیراهن و یک کت خریدم[ .آن] پیراهن [که خریدمش] ارزان بود ،اما [آن] کت [که خریدمش] گران بود. مثالهای بیشتر از the اسم این خیابون چیه؟ لطفاً میشه بهم بگی که ساعت چنده؟ بهترین بازیکن در تیمتان کیست؟ دفتر (ادارۀ) من ،در طبقۀ اول است. آیا نزدیک مرکز شهر زندگی می کنید؟ ببخشید ،نزدیک ترین بانک کجاست؟ ?What is the name of this street ?Can you tell me the time, please ?Who is the best player in your team My office is on the first floor. ?Do you live near the city center ?Excuse me, where is the nearest bank نکته :وقتی میخواهیم برای بیان یکسان بودن دو یا چند چیز از کلمۀ sameاستفاده کنیم ،قبل از آن باید theبیاوریم)the same( : We live in the same street. ما درخیابان یکسانی زندگی میکنیم( .در یک خیابان زندگی می کنیم) 'Are these two books different? 'No, they're the same. آیا این دو کتاب متفاوتاند؟ "نه ،یکساناند". Your sweater is the same color as mine. رنگ ژاکت تو ،همرنگ ژاکت منه. 'Are these keys the same? 'No, they're different. آیا این کلید ها یکسان اند؟ "نه ،فرق می کنند". نکته :وقتی که از یک چیز ،فقط یه دونه وجود داشته باشه ،از theاستفاده میکنیم .برای مثال: ?What is the longest river in the world بزرگترین رودخانۀ در جهان [اسمش] چیه؟ The Earth goes around the sun, and the moon goes around the Earth. زمین دور خورشید می چرخد ،و ماه دور زمین می گردد. ?Have you ever crossed the equator آیا تاکنون از خط استوا عبور کردهاید؟ Tehran is the capital of Iran. تهران پایتخت ایران است. نکته :ما میگوییم: the country روستا the world جهان the ground زمین the ocean اقیانوس the moon ماه the sea دریا the sky آسمان the environment محیط زیست برای مثال: We looked up at all the stars in the sky. ما نگاهی به تمام ستارگانِ آسمان ،انداختیم. The sky is blue and the sun is shining. آسمان آبی است و خورشید می درخشد. ?Would you like to live in the country دوست داری که در روستا زندگی کنی؟ ?Do you live in a town or the country در شهر زندگی میکنی یا در روستا؟ باید [تالش] بیشتری برای مراقبت از محیطزیست انجام دهیمWe must do more to protect the environment. . نکته :وقتی که کلمۀ spaceمعنای "فضا (در جهان)" بدهد ،از theنباید استفاده کنیم .برای مثال: میلیون ها ستاره در فضا وجود دارد. There are millions of stars in space. نکته :وقتی که کلمۀ spaceمعنای "جا و فضای خالی" بدهد ،از theباید استفاده کنیم .برای مثال: I tried to park my car, but the space was too small. سعی کردم تا ماشینم را پارک کنم ،اما فضا خیلی کوچک بود (ماشینم جا نمیشد). 19 زبان عمومی RMS بخش 5 نکته: (go to) the movies, the theater, the bank, the post office, the doctor, the dentist, the hospital برای مثال: I go to the movies a lot, but I haven't been to the theater in ages. من زیاد به سینما می روم ،اما سالهاست [که] تئاتر نرفته ام. I have to go to the bank and then I'm going to the post office. باید به بانک بروم و سپس به ادارۀ پست میروم. Sara isn't very well. She went to the doctor. [حال] سارا خیلی خوب نیست .او به دکتر رفت. Two people were taken to the hospital after the accident. بعد از تصادف ،دو نفر به بیمارستان برده شدند. تذکر :جمالت زیر را مقایسه کنید: ?Is there a bank near here آیا نزدیک اینجا بانک هست؟ I have to go to the bank today. امروز باید به بانک بروم. I don't like going to the dentist. Shima is a dentist. دوست ندارم پیش دندان پزشک بروم. شیما یک دندان پزشک است. نکته :معموالً برای کلمۀ radioاز theاستفاده میکنیم: I listen to the radio a lot. We heard the news on the radio. زیاد به رادیو گوش میدهم. [آن] خبر را از رادیو شنیدیم. نکته :برای کلمۀ televisionیا ،TVاز theاستفاده نمیکنیم: امشب تلویزیون چی داره؟ زیاد تلویزیون نگاه میکنم. خبر را در تلویزیون تماشا کردیم. ?What's on television tonight I watch television a lot. We watched the news on TV. تذکر :اگر منظورمان از تلویزیون ،خودِ دستگاه تلویزیون باشد ،از theاستفاده می کنیم: میشه لطفاً تلویزیون را خاموش کنی؟ ?Can you turn off the television, please نکته :معموالً برای وعده های غذایی مثل ،lunch ،breakfastو ،dinnerاز حرف تعریف theاستفاده نمی کنیم. برای صبحانه چی خوردی؟ شام حاضر است. در یک رستوران خیلی خوب ،ناهار خوردیم. ?What did you have for breakfast Dinner is ready. We had lunch in a very nice restaurant. نکته :اگر برای وعده های غذایی ،یک صفت استفاده شده باشد ،از a/anاستفاده میکنیم. ناهار خیلی خوبی خوردیم. We had a very nice lunch. نکته :قبل از ساختار زیر ،از theاستفاده نمی کنیم: noun + number برای مثال: هواپیمای ما از گِیت ،10بلند می شود. آیا سایز 9این کفشها رو دارید؟ زبان عمومی RMS Our plane leaves from Gate 10. ?Do you have these shoes in size 9 20 بخش 5 نکته :در مورد کلمات college ،church ،class ،jail ،prison ،schoolوقتی به طور کلی صحبت می کنیم ،از theاستفاده نمی کنیم. جمالت سمت راست و سمت چپ را مقایسه کنید: Mina's brother is in prison for robbery. برادر مینا ،به خاطر دزدی ،در زندان است. When I finish high school, I want to go to college. وقتی دبیرستان را تمام کنم ،میخواهم به دانشگاه بروم. Mahsa goes to church every Sunday. مهسا هر یکشنبه به کلیسا می رود. I was in class for five hours today. امروز 5ساعت سر کالس بودم. Mina went to the prison to visit his brother. مینا به زندان رفت تا برادرش را مالقات کند. Ali is a student at the college where I used to work. علی دانشجوی دانشگاهی است که من قبالً آنجا کار می کردم. Some workmen went to the church to repair the roof. چند کارگر برای تعمیر پشت بام ،به [آن] کلیسا رفتند. ?Who is the youngest student in the class چه کسی در [این] کالس ،از همه جوانتر (کوچکتر) است؟ نکته :ما میگوییم: go to bed / be in bed, etc. It's time to go to bed now. ?Do you ever have breakfast in bed االن وقت خواب است. تا حاال رو تخت صبحانه خوردی؟ تذکر :اگر به جای خاصی از تخت اشاره شود ،باید از theاستفاده کنیم .مثال: I sat down on the bed. نشستم روی تخت. نکته :برای کلمۀ workاز حرف تعریف theاستفاده نمیکنیم: finish work start work be at work go to work Reza didn't go to work yesterday. ?What time do you usually finish work رضا دیروز سرکار نرفت. معموالً چه ساعتی کارِت تموم میشه؟ نکته :برای کلمۀ homeاز حرف تعریف theاستفاده نمیکنیم: get home be (at) home arrive home come home go home It's late. Let's go home. ?Will you be (at) home tomorrow afternoon دیره .بزن بریم خونه. فردا عصر خانه خواهی بود؟ نکته :وقتی راجع به ایده یا چیز کلی صحبت می کنیم ،از theاستفاده نمیکنیم: از سگها میترسم. دکترها بیشتر از معلمها حقوق میگیرن. جرم و جنایت در بیشتر شهرهای بزرگ ،یک معضل است. موضوع (درس) مورد عالقۀ من در مدرسه ،تاریخ بود. آیا ماشینهای سریع را دوست داری؟ ورزش مورد عالقۀ من ،فوتبال است. I'm afraid of dogs. Doctors are paid more than teachers. Crime is a problem in most big cities. My favorite subject at school was history. ?Do you like fast cars My favorite sport is soccer. نکته :وقتی در حالت کلی میخواهیم بگوییم بیشتر مردم ،بیشتر کتابها ،بیشتر ماشینها و ...از theاستفاده نمیکنیم: most hotels بیشتر هتلها کارت اعتباری قبول میکنند. 21 most cars most books most people Most hotels accept credit cards. زبان عمومی RMS بخش 5 نکته :برای صحبت دربارۀ یک نوع خاصی از حیوان ،دستگاه و ...از ساختار زیر استفاده میکنیم: زرافه [بین] همۀ حیوانات ،بلندترین است. دوچرخه یک وسیلۀ عالی برای حمل و نقل است. تلفن چه زمانی اختراع شد؟ دالر واحد پول آمریکا است. the + singular countable noun The giraffe is the tallest of all animals. The bicycle is an excellent means of transportation. ?When was the telephone invented The dollar is the currency (= the money) of the United States. نکته :برای صحبت دربارۀ یک نوع خاصی از آالت موسیقی ،از ساختار زیر استفاده می کنیم: the + singular countable noun ?Can you play the guitar The piano is my favorite instrument. میتونی گیتار بزنی؟ (گیتار بلدی؟) پیانو ساز مورد عالقۀ من است. تذکر :جمالت زیر را مقایسه کنید: a the I'd like to have a piano. I can't play the piano.میخواهم یک پیانو داشته باشم. بلد نیستم پیانو بزنم. We saw a giraffe at the zoo. The giraffe is my favorite animal. در باغ وحش ،یک زرافه دیدیم. زرافه ،حیوان مورد عالقۀ من است. نکته :کلمۀ manاگر معنای کلی "بشر" بدهد ،بدون theاستفاده خواهد شد. ?What do you know about the origins of man دربارۀ ریشه و تبار بشر ،چه می دانید؟ نکته :برای صحبت دربارۀ گروهی از افراد ،از ساختار زیر استفاده میکنیم. )the + adjective (without a noun the deaf ناشنوایان the poor فقیران the unemployed بیکاران the dead مردگان the homeless بی خانمانان the blind نابینایان the sick بیماران the disabled ناتوانان the elderly سالمندان the rich ثروتمندان the young جوانان the old افراد مسن the injured مجروحان یعنی: the rich = rich people the young = young people برای مثال: ?Do you think the rich should pay higher taxes آیا فکر میکنید ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند؟ The government has promised to provide more money to help the homeless. دولت قول داده است تا پول بیشتری برای کمک به بی خانمانان فراهم کند. تذکر :توجه کنید که اگر بخواهیم بگوییم" ،فقرا" ،مینویسیم،the poor : یعنی حواستان باشد که اینگونه ننویسیدthe poors : جمالت زیر را با هم مقایسه کنید: آن ها به آسیب دیدگان کمک کردند. آن ها به [آن] زن آسیب دیده کمک کردند. آن ها به یک زن آسیب دیده کمک کردند. زبان عمومی RMS They helped the injured. They helped the injured woman. They helped an injured woman. 22 بخش 5 نکته :اگر برای یک کشور ،صفت ملیت به –chیا –shختم شده باشد ،برای اشاره به مردم آن کشور ،از ساختار زیر استفاده میکنیم: the + nationality adjective برای مثال: the Spanish اسپانیایی ها مثالً: فرانسوی ها به خاطر غذاهایشان معروف هستند. the French فرانسوی ها the English انگلیسی ها The French are famous for their food. تذکر :توجه کنید که برای ملیت هایی که به –chیا –shختم شده باشد ،اگر منظورمان یک فرد باشد ،دیگر نمیتوانیم از ساختار نکتۀ باال استفاده کنیم. یعنی نمیتوانیم بگوییم a French : باید بگوییم: an Englishman an Englishwoman a Frenchman یک مرد انگلیسی یک زن انگلیسی یک مرد فرانسوی نکته :برای ملیت هایی که به –eseختم می شوند ،هم می توان از ساختار زیر استفاده کرد: the + nationalities ending in –ese the Vietnamese ویتنامی ها the Sudanese سودانی ها the Japanese ژاپنی ها the Chinese چینی ها برای مثال: The Chinese invented printing. چینی ها چاپ را اختراع کردند. تذکر :برای ملیت هایی که به –eseختم میشوند ،برای اشاره به یک نفر هم می توان از این کلمات استفاده کرد: a Vietnamese یک ویتنامی a Sudanese یک سودانی a Japanese یک ژاپنی a Chinese یک چینی نکته :برای دیگر ملیتها ،حالت جمع ،به sختم می شود .و وقتی به طور کلی راجع به مردم این کشورها صحبت می کنیم ،از theاستفاده نمیکنیم. برای مثال: Italians Mexicans Thais an Italian a Mexican a Thai نکته :برای اسامی ( )namesافراد ،از theاستفاده نمیکنیم. سالهاست که رضا را ندیدهام. I haven't seen Reza for years. نکته :با اسامی ( )namesقاره ها ( ،)continentکشورها ( ،)countryایالت ها ( ،)stateجزیره ها ( ،)islandشهرها ( ،)city, townکوهستان ها ( )mountainو ...از theاستفاده نمیکنیم. Africa, Asia, South America France, Japan, Brazil, Texas Sicily, Bermuda, Cuba Ahvaz, New York, Bangkok Everest, Fuji, Damavand 23 Continents Countries, states, etc. Islands Cities, towns, etc. Mountains زبان عمومی RMS بخش 5 نکته :در اسمهایی که کلمات States ،Kingdom ،Republicو ...وجود داشته باشد ،باید از theاستفاده کنیم: the Czech Republic the United Kingdom the United States جمهوری چک پادشاهی متحد بریتانیا ایاالت متحده (آمریکا) برای مثال: We visited Canada and the United States. از کانادا و آمریکا بازدید کردیم. نکته :وقتی ما از ساختار زیر (عنوان به همراه یک اسم) استفاده کنیم ،نباید از theاستفاده کنیم: Mr./ Mrs./ Captain/ Doctor/ President/ Princess/ Saint/ Uncle, etc. + name Uncle Robert عمو رابرت President Trump رئیسجمهور ترامپ Mr. Johnson آقای جانسون Doctor Gharib دکتر غریب دو جملۀ زیر را مقایسه کنید: We called the doctor. We called Doctor Gharib. به دکتر زنگ زدیم (زنگ زدیم که بیاد) به دکتر غریب زنگ زدیم. نکته :مانند نکتۀ قبل ،وقتی بعد از کلمۀ ( mountکوهستان) و ( lakeدریاچه) ،یک اسم هم بیاید ،از theاستفاده نمی کنیم. Mount Everest Lake Victoria کوه اورست دریاچۀ ویکتوریا دو جملۀ زیر را مقایسه کنید: They live near the lake. They live near Lake Victoria. آن ها نزدیک دریاچه زندگی می کنند. آن ها نزدیک دریاچۀ ویکتوریا زندگی می کنند. نکته :با اسامی ( )namesاقیانوس ها ( ،)Oceanدریاها ( ،)seaرودخانه ها ( ،)riverخلیج ها ( ،)gulfو کانال ها ( ،)canalاز theاستفاده میکنیم: the Caribbean دریای کارائیب the Panama Canal کانال (آبراه) پاناما the Indian Ocean اقیانوس هند the Nile رود نیل the Atlantic اقیانوس اطلس the Amazon رود آمازون the gulf of Mexico خلیج مکزیک نکته :برای اسامی ( )namesبیابان ها از theاستفاده میکنیم. the Gobi Desert بیابیان گبی نکته :با اسامی جمع ( )plural namesافراد و مکان ها ،از theاستفاده می کنیم: )the Johnsons (= the Johnson family the Netherlands, the Philippines, the United States the Bahamas, the Hawaiian Islands ( the Alps, the Rocky Mountainsرشته کوهها) the Sahara بیابان صحرا People Countries Groups of islands Mountain ranges نکته :عبارت های زیر را با هم مقایسه کنید: northern Mexico )the north (of Mexico southeastern Canada )the southeast (of Canada Sweden is in northern Europe; Spain is in the south. سوئد در اروپای شمالی است؛ اسپانیا در جنوب. زبان عمومی RMS 24 بخش 5 نکته :برای اسامی ( )namesبرخی مناطق و کشورها ،از north/ southبدون استفاده از ،theبهره می بریم. North America آمریکای شمالی South Africa آفریقای جنوبی نکته :می گوییم: the Middle East خاور میانه the Far East خاور دور نکته :برای اسامی ( )namesبیشتر خیابانها ،جاده ها ،میدان ها و پارکها ،از theاستفاده نمیکنیم: Bahar Boulevard بلوار بهار Azadi Square میدان آزادی Mellat Park پارک ملت Fifth Avenue خیابان پنجم Azadegan Street خیابان آزادگان نکته :اسامی ( )namesساختمان ها و موسسات مهم ،اغلب دو کلمه ای هستند. Kennedy Airport فرودگاه کِندی Cambridge University دانشگاه کمبریج در دو مثال باال ،اگر دقت کنید ،اولین کلمه اسم یک مکان ( )Cambridgeیا اسم یک شخص ( )Kennedyمیباشد .این اسمها معموالً بدون the خواهند بود .مثال بیشتر: Tehran University دانشگاه تهران Buckingham Palace کاخ باکینگهام دو عبارت زیر را مقایسه کنید: the Royal Palace )Buckingham Palace (without the تذکر :دقت کنید که Royalیک صفت به معنای "سلطنتی" میباشد و مانند Buckinghamیک اسم نیست. نکته :بیشتر ساختمان های دیگر ،اسم هایی با theدارند: the Sheraton Hotel, the Delhi Restaurant the Shubert Theater the National Gallery, the Guggenheim Museum the Empire State Building, the White House Hotels/ restaurants Theaters/ movie theaters Museums/ galleries Other buildings/ bridges تذکر :در مثالهای باال ،اغلب ممکن است اسم ( )nameآورده نشود: the Guggenheim the Sheraton نکته :برخی اسم ها ( ،)namesاز ساختار زیر پیروی میکنند: the + noun the Pentagon پنتاگون (مقر فرماندهی وزارت دفاع آمریکا) the Kremlin کرملین (کاخی در مسکو) the Acropolis آکروپولیس (قلعه ای در آتن) نکته :در اسم ( )nameهایی که در آن ها ofبه کار رفته ،معموالً theاستفاده می شود .برای مثال: the Great Wall of China دیوار بزرگ چین 25 the Tower of London برج لندن the Bank of England بانک انگلستان زبان عمومی RMS 5 بخش : دو مثال زیر را مقایسه کنید:نکته the University of Michigan دانشگاه میشیگان Michigan State University دانشگاه ایالتی میشیگان استفادهthe از، و برای این اسمها.'– ختم میشوندs – یاs این اسمها به. اسم موسس آنها میباشد،... بانکها و، مغازهها، اسم خیلی از رستورانها:نکته : برای مثال.نمیکنیم McDonald's Macy's (department store) : نیز به کار نمی بریمthe (مقدس)" استفاده می کنیم وsaint" برای کلیساها اغلب از مخفف کلمۀ:نکته St. John's Church )کلیسای سنت جان (کلیسای جانِ مقدس St. Patrick's Cathedral کلیسای جامع سنت پاتریک : استفاده میکنیمthe از، و خیلی از سازمان ها، برای اسامی بیشتر روزنامه ها:نکته Newspapers Organizations the Washington Post, the Financial Times the European Union, the BBC, the Red Cross : به کار برده میشوندthe بدون... خطوط هوایی و، اسامی شرکت ها:نکته Fiat Sony Delta Air Lines Coca-Cola :10 تمرین شمارۀ . قرار دهیدthe یاa/an جایی که نیاز است. جمالت غلطی هستند،جمالت زیر 1. Don't forget to turn off light when you go out. . المپ را خاموش کنی،فراموش نکن که وقتی بیرون میروی اسم این روستا چیست؟ 2. What is name of this village? .است بزرگی کانادا کشور خیلی 3. Canada is very big country. بزرگترین شهر ایران چیست (کدام است)؟ 4. What is largest city in Iran? 5. I like this room, but I don't like colour of carpet. . اما رنگ فرش را دوست ندارم،این اتاق را دوست دارم 6. 'Are you ok?' 'No, I've got headache.' " "نه سردرد دارم- ""اوکی هستی؟ 7. We live in old house near station. .ما در یک خانۀ قدیمی در نزدیک ایستگاه زندگی می کنیم 8. What is name of director of film we saw last night? اسم کارگردان فیلمی [که] دیشب دیدیم چیه؟ turn off the light :10 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 26 Don't forget to turn off the light when you go out. What is the name of this village? Canada is a very big country. What is the largest city in Iran? I like this room, but I don't like the colour of the carpet. 'Are you ok?' 'No, I've got a headache.' We live in an old house near the station. What is the name of the director of the film we saw last night? RMS زبان عمومی 5 بخش :11 تمرین شمارۀ . قرار دهیدthe یاa/an ،در جای خالی جمالت زیر We enjoyed our trip. ………….. hotel was very nice. 'Can I ask …………. question?' 'Sure. What do you want to know? You look very tired. You need …………. holiday. 'Where's Tom?' 'He's in …………. garden. Saba is …………. interesting person. You should meet her. A: Excuse me, can you tell me how to get to …………. city centre? B: Yes, go straight on and then take …………. next turning left. 7. It's …………. nice morning. Let's go for …………. walk. 8. A: Shall we go out for …………. meal this evening? B: Yes, that's …………. good idea. 9. Mahsa is …………. student. When she finishes her studies, she wants to be …………. journalist. She lives with two friends in …………. apartment near …………. college where she is studying. …………. apartment is small, but she likes it. 10. Sina and Fatemeh have two children, …………. boy and …………. girl. …………. boy is seven years old, and …………. girl is three. Sina works in …………. factory. Fatemeh doesn't have …………. job at the moment. 1. 2. 3. 4. 5. 6. :11 پاسخ تمرین شمارۀ 1. the 2. a 3. a 4. the 5. an 6. the, the 9. a student, a journalist, an apartment, the college, the apartment 10. a boy, a girl, the boy, the girl, a factory, a job 7. a, a 8. a, a :12 تمرین شمارۀ . خط بکشید، شکل درست را انتخاب کنید و روی گزینۀ غلط، بین دو گزینۀ داده شده،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. I'm afraid of dogs / the dogs. .من از سگ ها میترسم Can you pass salt/ the salt, please? میشه لطفاً نمک رو بدی؟ Apples / The apples are good for you. .سیب برات خوبه .به سیبهای آن درخت نگاه کن! خیلی بزرگ هستند Look at apples/ the apples on that tree! They're very big. Women / The women live longer than men / the men. .زنها بیشتر (طوالنیتر) از مردها زندگی میکنند I don't drink tea / the tea. I don't like it. . [چای رو] دوستش ندارم.چای نمیخورم We had a very good meal. Vegetables / The vegetables were especially good. . مخصوصاً سبزیجات خوب بودند.)وعدۀ غذایی خیلی خوب داشتیم (خوردیم 8. Life / The life is strange sometimes. Some very strange things happen. . برخی چیزهای عجیب غریب رخ می دهند.زندگی گاهی اوقات عجیب است 9. I like skiing / the skiing, but I'm not very good at it. . اما خیلی در [اسکی] خوب نیستم،اسکی را دوست دارم 10. Who are people / the people in this photograph. چه کسانی هستند؟،اشخاصی که در این عکس هستند 11. All books / All the books on the top shelf belong to me. .همۀ کتابهای قفسۀ باالیی متعلق به مناند 12. First World War / The First World War lasted from 1914 until 1918. . طول کشید1918 تا سال1914 از سال،اولین جنگ جهانی اول 13. I'd like to go to Egypt and see Pyramids / the Pyramids. .می خواهم که به مصر بروم و اهرام [مصر] را ببینم 14. Reza and Sanaz got married, but marriage / the marriage didn't last very long. . اما این ازدواج خیلی زیاد به طول نکشید،رضا و ساناز ازدواج کردند RMS زبان عمومی 27 5 بخش :12 پاسخ تمرین شمارۀ 1. I'm afraid of dogs. 2. Can you pass the salt, please? 3. Apples are good for you. 4. Look at the apples on that tree! They're very big. 5. Women live longer than men. 6. I don't drink tea. I don't like it. 7. We had a very good meal. The vegetables were especially good. 8. Life is strange sometimes. Some very strange things happen. 9. I like skiing, but I'm not very good at it. 10. Who are the people in this photograph. 11. All the books on the top shelf belong to me. 12. The First World War lasted from 1914 until 1918. 13. I'd like to go to Egypt and see the Pyramids. 14. Reza and Sanaz got married, but the marriage didn't last very long. :13 تمرین شمارۀ .مردم کشورهای زیر را چگونه صدا می زنید؟ جاهای خالی را پر کنید country one person (a/an) the people in general Russia a Russian Russians Germany France Canada China Brazil Japan Iran :13 پاسخ تمرین شمارۀ 28 country one person (a/an) the people in general Russia Germany France Canada China Brazil Japan Iran a Russian a German a Frenchman/ Frenchwoman a Canadian a Chinese a Brazilian a Japanese an Iranian Russians Germans the French Canadians the Chinese Brazilians the Japanese Iranians RMS زبان عمومی بخش 6 بخش ( 6ضمیرها) ضمیر ( )pronounکلمه ای است که در جمله به جای یک اسم عام یا اسم خاص استفاده می شود. ضمایر شخصی (:)Personal Pronouns ضمیرهای شخصی به دو دسته تقسیم می شوند .1 :ضمایر شخصی فاعلی .2 ،ضمایر شخصی مفعولی .1 ضمایر شخصی فاعلی .2 ضمایر زیر" ،ضمایر شخصی فاعلی" نامیده میشوند ،که جای اسمها را در جمله میگیرند و بعنوان فاعل یک فعل ،در جمله به کار میروند. نکته :فاعل یک جمله ،شخص ،حیوان ،مکان یا چیزی است که عمل نشان داده شده به وسیلۀ فعل را انجام می دهد. جمع )ما( we مفرد )من( I اول شخص )شما( you )تو( you دوم شخص )آنها( they )او( he سوم شخص مذکر )آنها( they )او( she سوم شخص مؤنث )آنها( they )آن( it سوم شخص خنثی تذکر :ضمیر اول شخص ،شخص در حال صحبت می باشد. تذکر :ضمیر دوم شخص ،مخاطب ضمیر اول شخص است. تذکر :ضمیر سوم شخص ،کسی (یا حیوانی یا چیزی) است که دارد در مورد او صحبت می شود. به مثال های زیر توجه کنید: اسم من میالده .من جوانترین عضو خانواده هستم. My name is Milad. I am the youngest in the family این پدرمه .او یک معلمه. This is my father. He is a teacher. این مادرمه .او یک وکیله. This is my mother. She is a lawyer. من یک برادر و دو خواهر دارم. I have a brother and two sisters. آنها سینا ،مینا و شیما هستند. They are Sina, Mina and Shima. I have a dog. It is called Rex. من یک سگ دارم .اسمش رکسه. Good night, children! You must be tired. شب بخیر بچه ها! شما باید خسته باشید. My family and I live in a big city. We have an apartment. من و خانواده ام در یک شهر بزرگ زندگی میکنیم .ما یک آپارتمان داریم. .2ضمایر شخصی مفعولی .3 ضمایر زیر" ،ضمایر شخصی مفعولی" نامیده میشوند ،که جای اسمها را در جمله میگیرند و بعنوان مفعول یک فعل ،در جمله به کار میروند. نکته :مفعول یک جمله ،شخص ،حیوان ،مکان یا چیزی است که عمل نشان داده توسط فعل را ،دریافت می کند (عمل روی آن انجام می شود) 29 جمع )ما( us مفرد )من( me اول شخص )شما( you )تو( you دوم شخص )آنها( them )او( him سوم شخص مذکر )آنها( them )او( her سوم شخص مؤنث )آنها( them )آن( it سوم شخص خنثی زبان عمومی RMS 6 بخش :به مثالهای زیر توجه کنید I am standing on my head. Look at me. . نگاهم کن.من روی سرم ایستاده ام My brother is kind. Everybody likes him. . همه دوستش دارند.برادر من مهربان است Lily, I told you to tidy your bed. . بهت گفتم که تختت را مرتب کنی،لیلی Sara and Sahar! Dad is waiting for you! .سارا و سحر! پدر منتظر شماست Rex and I are playing in the park. Dad is watching us. . پدر دارد ما را نگاه میکند.من و رکس در پارک در حال بازی هستیم You must not play with the knife. Give it to me. . بدهش به من.نباید با [آن] چاقو بازی کنی Pick up your toys and put them away. .اسباب بازی هایت را بردار و بذارشون کنار Tom likes riding my bicycle. I sometimes lend it to him. . من گاهی اوقات آن (دوچرخه) را به او (تام) قرض میدهم.تام راندن دوچرخۀ مرا دوست دارد :جمالت زیر را مقایسه کنید I we you he she they it they Subject I know Ali. We know Ali. You know Ali. He knows Ali. She knows Ali. They know Ali. It is nice. They are nice. me us you him her them it them Object Ali knows me. Ali knows us. Ali knows you. Ali knows him. Ali knows her. Ali knows them. Ali likes it. Ali likes them. :) از ضمایر شخصی مفعولی استفاده میکنیمfor/ to/ with etc.( بعد از حرف اضافه:نکته This letter isn't for me. It's for you. . برای توئه.این نامه برای من نیست Who is that woman? Why are you looking at her? آن زن کیست؟ چرا به او نگاه می کنی؟ We're going to the cinema. Do you want to come with us? میخوای با ما بیای؟.داریم میریم سینما Sara and Armin are going to the cinema. Do you want to go with them? میخوای باهاشون بری؟.سارا و آرمین میخوان برن سینما 'Where's the newspaper?' 'You're sitting on it.' "!"روزنامه کجاست؟" "نشستی روش : یک اصطالح پرکاربرد:نکته give it/them to ----I want that book. Please give it to me. . لطفاً بدهش به من.آن کتاب را میخواهم Rahim needs these books. Can you give them to him, please? می توانی لطفاً آن ها (کتابها) را به او (رحیم) بدهی؟.رحیم به این کتاب ها نیاز دارد )Reflexive Pronouns( ضمایر انعکاسی . به شخص یا حیوانی اشاره دارند که فاعلِ فعل نیز هست،این ضمیرها 30 اول شخص مفرد myself ()خودم جمع ourselves ()خودمان دوم شخص yourself ()خودت yourselves ()خودتان سوم شخص مذکر himself ()خودش themselves ()خودشان سوم شخص مؤنث herself ()خودش themselves ()خودشان سوم شخص خنثی itself ()خودش themselves ()خودشان RMS زبان عمومی بخش 6 من این کیک رو خودم درست کردم. مواظب [آن] چاقو باش .خودت (دستت) رو میبُری. میالد در آینه ،دارد به خودش نگاه میکند. سوزان به خودش صدمه زده است. بعد از هر وعدۀ غذایی ،گربۀ ما خودش را می شورد. ما همه [کارهای] مهمانی را خودمان سازماندهی کردیم. بیاید تو بچه ها ،و برای خودتون یک صندلی پیدا کنید. پرندگان نوزاد ،برای مواظبت از خودشان ،بسیار جوان (کوچک) اند. I made this cake myself. Be careful with the knife. You’ll cut yourself. Milad is looking at himself in the mirror. Susan has hurt herself. Our cat washes itself after each meal. We organized the party all by ourselves. Come in, children, and find yourselves a seat. Baby birds are too young to look after themselves. جمالت زیر را مقایسه کنید: Sanaz is looking at him. Reza is looking at himself. ساناز دارد به او نگاه می کند. رضا دارد به خودش نگاه می کند. تقصیر ما نیست .نمی توانید ما را مقصر بدانید. تقصیر خود ماست .باید خودمان را مقصر بدانیم. It's not our fault. You can't blame us. It's our own fault. We should blame ourselves. نکته: by myself / by yourself / by himself etc. = alone تنهایی به تعطیالت رفتم. "با دوستان بود؟" "نه ،تنها بود" )I went on holiday by myself. (= I went alone 'Was she with friends?' 'No, she was by herself'. نکته :بعد از کلمات meet ،concentrate، relax ،feelاز ضمایر انعکاسی ( )myself/ herself, etc.استفاده نمیکنیم. I feel nervous. I can't relax. You have to try and concentrate. ?What time should we meet نگرانم .نمی توانم آرام باشم. باید سعی کنی و تمرکز کنی. چه ساعتی باید [همدیگر را] مالقات کنیم؟ نکته :معموالً برای کلمات dress ،shave ،washاز ضمایر انعکاسی استفاده نمیکنیم. او [از خواب] بلند شد[ ،خودش را] شُست ،اصالح کرد و آماده شد. He got up, washed, shaved and dressed. نکته :مقایسۀ –selvesو each other Reza and Sara stood in front of the mirror and looked at themselves. رضا و سارا در جلوی آینه ایستادند و به خودشان نگاه کردند( .رضا در آینه به خودش نگاه کرد ،و سارا نیز در آینه به خودش نگاه کرد) Reza looked at Sara; Sara looked at Reza. They looked at each other. رضا به سارا نگاه کرد؛ سارا به رضا نگاه کرد .آن ها به یکدیگر نگاه کردند. تذکر :به جای ،each otherمی توان از one anotherاستفاده کرد. Reza looked at Sara; Sara looked at Reza. They looked at one another. رضا به سارا نگاه کرد؛ سارا به رضا نگاه کرد .آن ها به یکدیگر نگاه کردند. ضمایر پرسشی)Interrogative Pronouns( : چه کسی احمد با چه کسی دارد صحبت میکند؟ آن افراد چه کسانی هستند؟ 31 Who ?Who is Ahmad talking to ?Who are those people زبان عمومی RMS بخش 6 نکته :ضمیر پرسشی ،whoهم میتواند به عنوان فاعل یک فعل ،و هم به عنوان مفعول یک فعل استفاده شود. Whom چه کسی با چه کسی داری بازی میکنی؟ احمد با چه کسی دارد صحبت میکند؟ ?Whom are you playing with ?Whom is Ahmad talking to تذکر :ضمیر پرسشی ،whomفقط می تواند به عنوان مفعول یک فعل استفاده شود. جمالت زیر را مقایسه کنید( :هر دو در نقش مفعول ( )objectهستند) ?Who are you playing with ?Whom are you playing with با چه کسی داری بازی میکنی؟ با چه کسی داری بازی میکنی؟ Which کدام یک کدام یک از این کیف ها برای تو است؟ کدام یک را ترجیح می دهید؟ ?Which of these bags is yours ?Which do you prefer Whose مال چه کسی این چتر برای چه کسی است؟ این دستکش ها برای چه کسی هستند؟ ?Whose is this umbrella ?Whose are these gloves What چه چیز ،چی اسم سگت چیست؟ راجع به چه چیزی صحبت می کنی؟ ساعت چنده؟ ?What is your dog's name ?What are you talking about ?What is the time ضمایر اشاره (:)Demonstrative Pronouns ضمیرهای زیر ،ضمایر اشاره هستند ،این ضمایر کلمات را نشان می دهند. that آن those آنها this این these اینها نکته :وقتی به چیزهای نزدیک اشاره می کنیم ،از thisیا theseاستفاده میکنیم .و برای چیزهای دور ،از thatیا .those ضمایر اشاره میتوانند مفرد یا جمع باشند: Plural these those آن ،خانۀ جان است. آن یک کوه است. آن ها اسب هستند. آن ها چه چیزی هستند؟ (اونا چی اند؟) ما میتوانیم بهتر از آن عمل کنیم. نه ،آن مال من نیست. منظورت اینه که بردی؟ عالیه! سالم[ ،میشه] لطفاً [بگید] چه کسی داره صحبت میکنه؟ زبان عمومی RMS Singular this that That is John's house. That is a mountain. Those are horses. ?What are those We can do better than that. No, that's not mine. !You mean you won? That's amazing ?Hello, who is that speaking, please 32 بخش 6 ?Hello, is that you, Hamid This is my house. This is a hill. These are donkeys. Hi, Jalal! This is Milad. سالم ،حمید تویی؟ این ،خانۀ من است. این یک تپه است. این ها خر هستند. سالم جالل ،این میالده. تمرین شمارۀ 14 هر کدام از ضمایر فاعلی را به ضمایر مفعولی ،وصل کنید: we you they she it he I it him me them you her us پاسخ تمرین شمارۀ 14 we you they she it he I it him me them you her us تمرین شمارۀ 15 جاهای خالی را با ضمایر صحیح ،پر کنید. 1. Peter and I are brothers. ------------- share a bedroom together. من و پیتر برادر هستیم --------- .اتاق خوابمون یکیه. 2. Sara isn't well. Dad is taking ------------- to see a doctor. سارا حالش خوب نیست .پدر دارد ---------پیش دکتر میبرد. 3. My brother is a teacher. ------------- teaches English. برادر من یک معلم است ----- .انگلیسی درس میدهد. 4. All his students like ------------- very much. تمامی دانش آموزانش --------- ،را خیلی زیاد دوست دارند. !5. Children, ------------- are making too much noise بچه ها --------- ،دارید سر و صدا می کنید. ?6. Who are these people? Where are ------------- from این اشخاص کی اند؟ ---------کجاییاند؟ 7. Mom is a doctor. ------------- works in a hospital. مامان یک دکتر است ----- .در یک بیمارستان کار میکند. 8. The sky is getting dark. ------------- is going to rain. آسمان دارد تیره می شود --------- .قرار است که ببارد. ?9. Kamran, we are all waiting for -----------. Are you coming with ----------- کامران ،ما همگی منتظر ---------هستیم .با ---------میای؟ ?10. May ------------- borrow your pen ممکنه که ---------خودکارتان را قرض بگیرم؟ ?11. Yes, of course. When can you return ------------- to ------------- بله ،حتماً .کی ---------به ---------برمیگردانی؟ ?12. What are ------------- reading, Saba صبا --------- ،چی داری می خونی؟ 33 زبان عمومی RMS بخش 6 پاسخ تمرین شمارۀ 15 6. they 12. you 5. you 11. it, me 3. He 9. you, us 4. him 10. I 1. We 7. She 2. her 8. It تمرین شمارۀ 16 جاهای خالی را با ضمایر انعکاسی صحیح ،پر کنید. No one can help us. We have to help -------------. They painted the wall all by -------------. I hurt ------------- in the playground yesterday. Children, you must do the homework -------------. The dog is scratching -------------. 1. 2. 3. 4. 5. پاسخ تمرین شمارۀ 16 هیچ کسی نمیتواند به ما کمک کند .ما باید به خودمان کمک کنیم. ourselves 1. آن ها خودشان تمام دیوار را رنگ کردند( .کس دیگری کمکشان نکرد). themselves 2. myself 3. yourselves 4. itself 5. دیروز در زمین بازی ،صدمه دیدم (به خودم آسیب رساندم). بچه ها ،شما باید خودتان تکلیف را انجام دهید. [آن] سگ دارد خودش را میخاراند. تمرین شمارۀ 17 در جاهای خالی ،ضمایر پرسشی صحیح را بنویسید و جمالت را کامل کنید. مشکلت ---------است؟ --------کامپیوتر را اختراع کرد؟ --------از دو قلوها بزرگ تر است؟با ---------دوست داری که صحبت کنی؟ این ماشین در جلوی خانۀ ما ---------است؟ --------جواب را می داند؟ --------زودتر آمد ،مرغ یا تخم مرغ؟ ---------دوست داری بنوشی؟ ?------------- is the matter with you ?------------- invented the computer ?------------- of the twins is older ?------------- do you wish to speak to ?------------- is this car in front of our house ?------------- knows the answer ?------------- came first, the chicken or the egg ?------------- would you like to drink ?------------- of them do you think will win the race 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. --------از آنها فکر میکنی که مسابقه را خواهد برد؟پاسخ تمرین شمارۀ 17 9. Which زبان عمومی RMS 4. Who/Whom 3. Which 2. Who 1. What 8. What 7. Which 6. Who 5. Whose 34 بخش 7 بخش ( 7صفت ها) ()Adjectives یک صفت ( ،)adjectiveیک کلمۀ توصیف کننده است .صفت اطالعات بیشتری راجع به یک اسم ( )nounمیدهد. ال (نه همیشه) قبل از اسم ( )nounمی آید. نکته :صفت ،معمو ً به مثال های زیر توجه کنید ،در این مثال ها ،صفت قبل از اسم می آید. a tall player یک بازیکن بلند قد an old building یک ساختمان قدیمی a busy street یک خیابان شلوغ a deep sea یک دریای عمیق در مثالهای زیر ،صفت بعد از اسم آمده است( .در واقع بعد از فعل اصلی نیز آمده است) be + adjective تمامی [این] بازیکنان بسیار قدبلند هستند. All the players are very tall. آن مسئله بسیار سخت است. That problem is too difficult. Pedram is quiet today. پدرام امروز ساکت است. The baby's hands are very small. دستان بچه بسیار کوچک است. [این] فیلم خیلی خوب نبود .خسته کننده بود. The film wasn't very good. It was boring. تذکر :مفرد یا جمع بودن ،برای اسم ( )nounاست ،نه برای صفت: different places a different place نکته :یک ساختار رایج دیگر: look/ feel/ smell/ taste/ sound + adjective خسته به نظر میای. خوشحال به نظر میاد. بوی خوبی میده. مزۀ خوبی میده. You look tired. She sounds happy. It smells good. It tastes good. جمالت زیر را مقایسه کنید: You look happy. خوشحال به نظر میرسی You sound happy. خوشحال به نظر میرسی You are happy. تو خوشحالی نکته :صفتها میتوانند بدون اسم ( )nounیا بدون ضمیر ( )pronounبیایند. The Scottish live in the North of the United Kingdom. rich people = the rich انتهای صفت ها ()Adjective Endings برخی صفت ها ،به –fulیا –lessمنتهی میشوند: a beautiful dress a faithful dog a harmless insect homeless people یک لباس زنانۀ زیبا یک سگ باوفا یک حشرۀ بی خطر (بی ضرر) افراد بی خانمان نکته :پسوند –fulیعنی "از چیزی زیاد داشتن" .به مثال های زیر توجه کنید: = having a lot of pain = having a lot of hope 35 painful hopeful زبان عمومی RMS بخش 7 نکته :پسوند –lessیعنی "فاقد یا بدون چیزی" .به مثال های زیر توجه کنید: = without home = without hope homeless hopeless نتیجه :صفتی که به –lessختم می شود ،متضاد صفتی است که به –fulختم می شود .برای مثال: مضر بی ضرر harmful harmless مفید به درد نخور useful useless رنگارنگ بی رنگ colorful colorless مراقب ،مواظب بی احتیاط ،بی دقت careful careless برخی صفت ها به –yختم می شوند: a sunny day یک روز آفتابی a stormy sea یک دریای طوفانی a noisy room یک اتاق پر سر و صدا a dirty street یک خیابان کثیف برخی صفت ها به –iveختم می شوند: talkative pupils دانش آموزان پرحرف an attractive hat یک کاله جذاب an active child یک بچۀ فعال برخی صفت ها به –ingختم می شوند: loving parents والدین بامحبت a cunning fox یک روباه مکّار a smiling face یک صورت خندان an interesting book یک کتاب جالب برخی صفت ها به –ableختم می شوند: a loveable koala یک کواالی دوست داشتنی a comfortable chair یک صندلی راحت برخی صفت ها به –lyختم می شوند: a lonely boy یک پسر تنها a weekly magazine یک مجلۀ هفتگی a lovely girl یک دختر دوست داشتنی an elderly woman یک زن مسن تذکر :خیلی از قیدها ( )Adverbsنیز به –lyختم می شوند. برخی صفت ها به –alختم می شوند: a magical evening یک شب جادویی a musical instrument یک ساز موسیقی a national costume یک لباس ملی برخی صفت ها به –enختم می شوند: a broken chair یک صندلی شکسته a wooden table یک میز چوبی a woolen sweater یک ژاکت پشمی برخی صفت ها به –ibleختم می شوند: a terrible mess یک نابسامانی افتضاح a horrible smell یک بوی بسیار بد برخی صفت ها به –ishختم می شوند: a foolish act یک عمل احمقانه زبان عمومی RMS childish behavior رفتار بچگانه 36 بخش 7 برخی صفت ها به –arختم می شوند: a muscular body یک بدن عضالنی similar tastes سالیق یکسان برخی صفت ها به –edختم می شوند: bored خسته ،کِسِل interested in music عالقمند به موسیقی برخی صفت ها به –icختم می شوند: domestic policy سیاست داخلی artistic work کار هنری برخی صفت ها به –ousختم می شوند: a famous singer یک خوانندۀ مشهور a poisonous snake یک مار سمّی a dangerous place یک مکان خطرناک انواع صفت ها ()Kinds of Adjectives انواع مختلفی از صفت ها وجود دارد. برخی صفت ها ،ویژگی اسم ها ( )qualities of nounsرا توصیف میکنند: a difficult question یک سوال سخت a clever monkey یک میمون باهوش an ugly monster یک هیوالی زشت a cold drink یک نوشیدنی خنک a rich family یک خانوادۀ ثروتمند a pretty girl یک دختر زیبا an old house یک خانۀ قدیمی a new car یک ماشین جدید a beautiful rainbow یک رنگین کمان زیبا a wicked queen یک ملکۀ خبیث a strong man یک مرد قوی a sad story یک داستان ناراحت کننده برخی صفتها به شما میگویند که یک فرد یا یک چیز به کجا یا به کدام کشور تعلق دارد .که به این نوع صفتها adjectives of origin ،میگویند: a Filipino shirt یک پیراهن فیلیپینی a Mexican hat یک کاله مکزیکی an Indian temple یک معبد هندی Chinese kungfu کونگفوی چینی an Italian car یک ماشین ایتالیایی Australian apples سیب های استرالیایی Thai boxing بوکس تایلندی the English language زبان انگلیسی برخی صفت ها ،رنگ اشیاء را به شما میگویند: دریا آبی است. کامران کفش های قهوه ای پوشیده است. سیب های سبز را دوست ندارم. هویج نارنجی است. بادمجان بنفش است. The sea is blue. Kamran is wearing brown shoes. I don't like green apples. Carrots are orange. Eggplants are purple. برخی صفت ها ،اندازۀ ( )sizeاسم ( )nounها را به شما میگویند: a large ship یک کشتی بزرگ 37 a high mountain یک کوه بلند broad shoulders شانه های پهن a big hat یک کاله بزرگ زبان عمومی RMS بخش 7 small animals حیوانات کوچک a narrow path یک مسیر باریک a low ceiling یک سقف کوتاه a long bridge یک پل طویل a thin boy یک پسر الغر a huge balloon یک بالون گنده tiny insects حشرات ریز a wide street یک خیابان عریض a tall player یک بازیکن قد بلند a short man یک مرد کوتاه نکته :کلمۀ tallبه معنی "بلند" ،هم افراد و هم اشیاء عمودی باریک را توصیف میکند. a tall bookcase یک قفسۀ کتاب بلند a tall boy یک پسر قد بلند نکته :کلمۀ highبه معنی "بلند" ،اشیاء خیلی بزرگ تر و پهن تر را توصیف میکند. a high wall یک دیوار بلند a high mountain یک کوه بلند اعداد نیز صفت هستند .اعداد به شما میگویند که چه تعداد فرد ،حیوان یا چیز ،وجود دارد .گاهی اوقات به آنها adjectives of quantityگفته میشود: ten angels ده فرشته one giant یک غول three princesses سه شاهزاده (دختر) two princes دو شاهزاده (پسر) twelve birds دوازده پرنده fifteen frogs پانزده قورباغه twenty butterflies بیست پروانه fourteen mice چهارده موش صفتهایی نیز هستند که دربارۀ تعداد یا مقدار هستند ،اما تعداد یا مقدار دقیق را نمیگویند: a little rice کمی برنج a little ice cream کمی بستنی some soldiers تعدادی سرباز a lot of books تعداد زیادی کتاب plenty of money مقدار زیادی پول lots of insects تعداد زیادی حشره too much salt نمک خیلی زیاد many people تعداد زیادی آدم some food مقداری غذا ?Is there any milk آیا شیر هست؟ a few puppies تعداد کمی توله سگ a few cups تعداد کمی فنجان تذکر :صفت هایی که در مورد مقدار یا تعداد هستند ،همچنین quantifying determinersنامیده میشوند. مقایسۀ صفت ها ()Comparison of Adjectives برای مقایسۀ دو فرد یا دو چیز ،از فُرم تفضیلی ( )comparativeصفت استفاده میکنیم. خیلی از صفتهای تفضیلی (مقایسه ای) به –erختم میشوند. new newer زبان عمومی RMS cheap cheaper small smaller fast faster 38 بخش 7 نکته :کلمۀ thanبه معنای "از" ،اغلب با صفات تفضیلی ،استفاده میشود .به مثالهای زیر توجه کنید: علی از میالد قدبلندتره. آتن از رُم ،قدیمی تره. یک ماشین اسپورت از یک موتورسیکلت سریعتره. Ali is taller than Milad. Athens is older than Rome. A sports car is faster than a motorbike. مثالهای بیشتر از صفتهای تفضیلی: رُم قدیمی است ،اما آتن قدیمی تره. با ماشین بریم ارزان تره یا با قطار؟ هِلِن یک ماشین بزرگ تر می خواهد. این کُت خوبه ،اما فکر کنم آنیکی بهتره. Rome is old, but Athens is older. ?Is it cheaper to go by car or by train Helen wants a bigger car. This coat is OK, but I think the other one is nicer. نکته :اگر بخواهیم بعد از ،thanاز ضمیر شخصی استفاده کنیم ،یا از یک ضمیر شخصی مفعولی به صورت زیر استفاده می کنیم: من از او ،سریعتر می دوم. تو نسبت به من ،خوانندۀ بهتری هستی. من زودتر از او از خواب بیدار شدم. 1. I can run faster than him. 2. You are a better singer than me. 3. I got up earlier than her. یا از یک ضمیر شخصی فاعلی به صورت زیر استفاده میکنیم: من از او ،سریعتر می دوم. تو نسبت به من ،خوانندۀ بهتری هستی. من زودتر از او از خواب بیدار شدم. 1. I can run faster than he can. 2. You are a better singer than I am. 3. I got up earlier than she did. نکته: بیشتر از more than کمتر از less than به مثال های زیر توجه کنید: [آن] فیلم خیلی کوتاه بود -کمتر از یک ساعت آنها بیش از نیازشان ،پول دارند. تو بیشتر از من ،بیرون می روی. The film was very short – less than an hour. They have more money than they need. You go out more than me. نکته: …than bigger older better more difficult more expensive a bit much به مثالهای زیر توجه کنید: Canada is much bigger than France. کانادا خیلی بزرگ تر از فرانسه است. Sara is a bit older than Reza - she's 25 and he's 24. سارا کمی بزرگ تر (از نظر سنی) از رضا است -او (سارا) 25سالشه و او (رضا) 24سالشه. The hotel was much more expensive than I expected. [آن] هتل خیلی گرانتر از چیزی بود که انتظار داشتم. You go out much more than me. تو خیلی بیشتر از من بیرون می روی. 39 زبان عمومی RMS 7 بخش :نکته far دور further دورتر :مثال A: How far is it to the station? A mile? B: No, it's further. About two miles. تا ایستگاه چقدر فاصله است؟ یک مایل؟:A . تقریباً دو مایل. دورتره، نه:B .) صفت استفاده میکنیمsuperlative( از فُرم عالی،)برای مقایسۀ سه فرد یا سه چیز (یا بیشتر .– ختم می شوندest به،خیلی از صفات عالی Adjectives clean تمیز easy آسان flat صاف heavy سنگین hot داغ narrow باریک simple ساده thin الغر Comparative cleaner easier flatter heavier hotter narrower simpler thinner Superlative cleanest easiest flattest heaviest hottest narrowest simplest thinnest : استفاده میشودthe از حرف تعریف، اغلب قبل از فرم عالی:نکته Mount Everest is the highest mountain in the world. Hamid is the tallest boy in his class. . بلندترین کوه جهان است،کوه اورست .حمید قدبلندترین پسر در کالسش است .– اضافه میکنیمst – اضافه می کنیم و برای فرم عالیr برای فرم تفضیلی،– ختم می شوندe به صفت هایی که به:نکته Adjectives close نزدیک large بزرگ safe امن wide عریض simple ساده Comparative closer larger safer wider simpler Superlative closest largest safest widest simplest با. یک حرف صدادار تنها وجود دارد، قبل از آن حرف بی صدا، به یک حرف بی صدا ختم می شوند،) هستندsyllable( برخی صفت ها یک بخشی : برای مثال. آخرین حرف را یک بار دیگر مینویسیم،–est – یاer قبل از اضافه کردن،این صفت ها Adjectives big بزرگ sad غمگین Comparative bigger sadder Superlative biggest saddest . استفاده میکنیمmost و برای ساخت فرم عالی ازmore برای ساخت فُرم تفضیلی از،برای صفت هایی که دو بخشی یا چندبخشی هستند Adjectives active فعال charming دلربا delicious خوشمزه cheerful خوشحال 40 Comparative more active more charming more delicious more cheerful Superlative most active most charming most delicious most cheerful RMS زبان عمومی بخش 7 برخی صفت ها دو بخشی هستند و به –yختم می شوند .با این صفت ها ،ابتدا yبه iتبدیل می شود و سپس برای تشکیل صفت تفضیلی و عالی ،به ترتیب –erیا –estاضافه میکنیم. Superlative busiest dirtiest happiest prettiest Comparative busier dirtier happier prettier Adjectives busy شلوغ dirty کثیف happy شاد pretty زیبا نکته :شکل های تفضیلی و عالی برخی صفات ،کامالً کلمات متفاوتی هستند و نباید به آن ها ،-more ،-est ،–erیا mostاضافه کنیم. Superlative best least most worst least most Comparative better less more worse less more Adjectives good خوب little کم (مقدار) much زیاد (مقدار) bad بد few کم (تعداد) many زیاد (تعداد) نکته :وقتی دو فرد یا دو چیز ،در یک صفت برابر باشند ،از صفت برابری ( )as ……. asاستفاده می کنیم .و اگر بخواهیم بگوییم دو فرد یا دو چیز در یک صفت برابر نیستند ،از not as ……… asاستفاده می کنیم. Reza isn't as old as he looks. The shopping mall wasn't as crowded as usual. ?Can you send me the money as soon as possible, please I'm sorry I'm late. I got here as fast as I could. رضا آنقدر که به نظر می رسد پیر نیست. [آن] مرکز خرید ،مثل همیشه شلوغ نبود. لطفاً در اسرع وقت میتوانید پول را برای من ارسال کنید؟ متاسفم که دیر کردم .هرچه سریعتر به اینجا رسیدم. نکته: …not as much as…. / not as many as There's plenty of food. You can have as much as you want. مقدار زیادی غذا هست .هرچقدر که بخوای میتونی بخوری. من به اندازۀ تو پول ندارم( .تو بیشتر از من پول داری). من به اندازۀ تو بیرون نمیرم (تو بیشتر از من بیرون میری) من به اندازۀ تو آدم نمیشناسم (تو آدمای بیشتری میشناسی) I don't have as much money as you. I don't go out as much as you. I don't know as many people as you do. نکته :ما می گوییم ( .)the same asتوجه داشته باشید که این غلطه ()the same like امروز آب و هوا مثل دیروزه. موی من ،همرنگ موی توئه. همزمان با مهدی رسیدم. The weather today is the same as yesterday. My hair is the same colour as yours. I arrived at the same time as Mahdi. نکته :همچنین میتوان گفت: twice as ……. as, three times as ……. as, etc. گاز دوبرابر از [قیمت] چندسال پیش گرانتره. خانۀ آن ها تقریباً سه برابر خانۀ ماست. Gas is twice as expensive as it was a few years ago. Their house is about three times as big as ours. نکته ،مقایسه کنید: than me / than I am, etc. 41 زبان عمومی RMS بخش 7 تو از من قدبلندتری. علی به اندازۀ او باهوش نیست. آن ها بیشتر از ما پول دارن. نمیتوانم به تندی او بدوم. تو به اندازۀ من ،سخت کار نمیکنی. مینا به اندازۀ او پیر نیست. You're taller than I am. Ali's not as clever as she is. They have more money than we do. I can't run as fast as he can. You don't work as hard as I do. Mina's not as old as he is. You're taller than me. Ali's not as clever as her. They have more money than us. I can't run as fast as him. You don't work as hard as me. Mina's not as old as him. صفتهای فاعلی: این صفت ها به –ingختم می شوند ،و اثرگذاری را نشان میدهند. فیلم داشت هیجان انگیز میشد. تکنولوژی مدرن ،شگفت انگیز است. علی کسالت آور است. ایدۀ جالبی است. [این] عالئم ،گیج کننده هستند. آن پسر آزارنده است. [آن] تصادف ،شوکه کننده بود. پروازم خسته کننده بود. پرواز وحشتناکی بود. The film was getting exciting. Modern technology is amazing. Ali is boring. It's an interesting idea. The signs are confusing. That guy is annoying. The accident was shocking. My flight was tiring. That was a frightening flight. هیجان انگیز شگفت انگیز کسالت آور جالب گیج کننده آزارنده شوکه کننده خسته کننده ترسناک exciting amazing boring interesting confusing annoying shocking tiring frightening صفتهای مفعولی: این نوع صفت ها با اضافه کردن –edبه انتهای فعل های با قاعده ساخته می شوند و نشان دهندۀ اثرپذیری می باشند .صفت های مفعولی نشان می دهند که یک فرد یا یک حیوان چه احساسی دارد. داشتم هیجان زده میشدم. مرا شگفت زده می کند. علی خسته و کسل است. سحر به هنر بسیار عالقه مند است. گیج شدم. او ناراحت است. از [این] تصادف ،شوکه شدم. در حال حاضر خسته ام. ترسیده بودم. I was getting excited. That makes me amazed. Ali is bored. Sahar is so interested in art. I am confused. She is annoyed. I was shocked by the accident. I am tired right now. I was frightened. هیجان زده شگفت زده کِسِل ،خسته عالقه مند گیج آزرده ،ناراحت شوکه ،بهت زده خسته ترسیده excited amazed bored interested confused annoyed shocked tired frightened جمالت زیر را باهم مقایسه کنید: My job is boring. I'm bored with my job. شغل من ،کسالت آور است. از شغلم خسته شده ام. I'm not interested in my job any more. شغل من ،جالب نیست. دیگر به شغلم عالقه مند نیستم. My job makes me depressed. شغل من ،افسرده کننده است. شغل من ،مرا افسرده می کند. زبان عمومی RMS My job is not interesting. My job is depressing. 42 بخش 7 ترتیب قرارگیری صفت ها گاهی اوقات دو یا چند صفت باهم استفاده می شوند .به مثال های زیر توجه کنید: My brother lives in a nice new house. برادر من در یک خانۀ جدید خوب زندگی می کند. There was a beautiful large round wooden table in the kitchen. یک میز چوبی گردِ بزرگِ زیبا در آشپزخانه وجود داشت. نکته :صفت هایی مثل new/ large/ round/ woodenرا fact adjectiveمینامند .چون اطالعات واقعی و حقیقی در مورد اندازه ،سن ،رنگ و ...به ما میدهند. نکته :صفت هایی مثل nice/ beautifulرا opinion adjectiveمینامند .این صفتها به ما میگویند که نظر یک نفر راجع به یه چیز یا یک فرد ،چه میباشد. ترتیب کلی قرارگیری صفات .1 :کیفیت یا نظر .2حقیقت یا واقعیت summer vacation man vegetable soup table Fact Opinion long young hot large round wooden nice interesting delicious beautiful a an a a 1 2 3 4 نکته :اگر دو یا چند adjectiveرا باهم داشته باشیم ،معموالً (نه همیشه) ترتیب به صورت زیر خواهد بود: .1مقدار یا تعداد ( .2 )quantity or numberکیفیت یا نظر ( .3 )quality or opinionاندازه ( .4 )sizeطول عمر ( .5 )ageشکل ( .6 )shapeرنگ ( .7 )colourاصلیت ( .8 )originجنس ( )materialو... یک مرد جوان قدبلند چشمان آبی بزرگ دو کیسۀ پالستیکی سیاه کوچک یک آهنگ روسی قدیمی یک پیراهن نخی سفید جدید )a tall young man (3 4 )big blue eyes (3 6 )two small black plastic bags (1 3 6 8 )an old Russian song (4 7 )a new white cotton shirt (4 6 8 نکته :صفتهای اندازه و طول (مثل )big, small, tall, short, long :معموالً قبل از صفتهای شکل و عرض (مثل ،)round, narrowمیآیند: یک میز گرد بزرگ یک پسر الغر قدبلند یک جادۀ باریک طوالنی a large round table a tall thin boy a long narrow street نکته :وقتی که دو یا چند صفت رنگ وجود داشته باشد ،از andاستفاده میکنیم: یک لباس سیاه و سفید یک پرچم سبز ،سفید و قرمز a black and white dress a green, white and red flag تذکر :نکته باال فقط برای color adjectivesمیباشد ،و برای دیگر صفت هایی که قبل از یک اسم میآیند and ،به کار نمیرود. a long and black dress a long black dress نکته :میتوان بعد از کلمات be/ get/ become/ seemاز صفت استفاده کرد. !Be careful مواظب باش! I'm tired and I'm getting hungry. خسته ام و داره گرسنم میشه. As the movie went on, it became more and more boring. هر چه فیلم ادامه می یافت ،بیشتر و بیشتر خسته کننده میشد. Your friend seems very nice. دوستت بسیار خوب به نظر می آیند. 43 زبان عمومی RMS بخش 7 نکته :همچنین از صفتها برای گفتن اینکه یک نفر یا یک چیز چگونه به نظر میاد ،چه احساسی داره ،چه مزهای میده ،چه بویی میده و ...استفاده میکنیم. You look tired. I feel tired. The dinner smells good. This milk tastes a little strange. خسته به نظر میای. احساس خستگی میکنم. شام بوی خوبی میدهد. این شیر کمی مزۀ عجیب میدهد. نکته :به جمالت زیر دقت کنید: از دو روز اول [این] دوره ،لذت نبردم. برای چند هفتۀ بعدی ،غایب خواهند بود. او 10دقیقۀ آخر را از دست داد. I didn't enjoy the first two days of the course. They'll be away for the next few weeks. She missed the last 10 minutes. تمرین شمارۀ 18 در جمالت داده شده ،دور صفتها خط بکشید. There is an empty room upstairs. It’s a hot summer. You are so kind. Don’t be crazy. This park is clean and green. Many people exercise to keep healthy. I think these eggs are rotten. We are all bored. There isn’t anything to do. Jalal was absent because he was ill. یک اتاق خالی در طبقه باال هست. تابستان گرمی است. تو خیلی مهربونی. دیوانه نباش. این پارک ،تمیز و سبز است. افراد زیادی برای سالمت ماندن ورزش می کنند. فکر میکنم این تخم مرغ ها فاسد هستند. هممون خسته شدیم .هیچ چیزی برای انجام دادن نیست. جالل غایب بود چونکه مریض بود. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. پاسخ تمرین شمارۀ 18 5. clean, green 4. crazy 3. kind 9. absent, ill 8. bored 7. rotten 1. empty 2. hot 6. many, healthy تمرین شمارۀ 19 پسوند مناسب را به کلمات زیر اضافه کنید و از آنها صفت بسازید. -al فراموش کردن موسیقی گرد و خاک -y -ful صلح طوفان ملت forget music dirt peace storm nation پاسخ تمرین شمارۀ 19 dirty کثیف ،گرد و خاکی زبان عمومی RMS musical موسیقیایی forgetful فراموش کار national ملی stormy طوفانی peaceful صلح طلب ،آرام 44 7 بخش 20 تمرین شمارۀ . فُرم تفضیلی و عالی را بنویسید،برای هر صفت داده شده Comparative hard cold soft tall mad Superlative سفت،سخت Comparative funny big sad busy سرد نرم قد بلند،بلند Superlative بامزه،خنده دار بزرگ ناراحت پرمشغله، مشغول،شلوغ دیوانه 20 پاسخ تمرین شمارۀ harder hardest colder coldest softer softest taller tallest madder maddest funnier funniest bigger biggest sadder saddest busier busiest 21 تمرین شمارۀ . فُرم تفضیلی و عالی را بنویسید،برای هر صفت داده شده Comparative foolish harmful poisonous valuable difficult generous beautiful Superlative احمقانه،احمق مضر سمّی باارزش سخت بخشنده،دست و دل باز زیبا 21 پاسخ تمرین شمارۀ more foolish احمقتر،احمقانهتر most foolish احمقترین،احمقانهترین more harmful مضرتر most harmful مضرترین more poisonous سمّیتر most poisonous سمّیترین more difficult سختتر most difficult سختترین more generous بخشندهتر most generous بخشندهترین more beautiful زیباتر most beautiful زیباترین RMS زبان عمومی more valuable باارزشتر most valuable باارزشترین 45 7 بخش 22 تمرین شمارۀ . کلمۀ درست رو انتخاب کنید و روی کلمۀ غلط خط بکشید،در جمالت زیر 1. I was disappointing / disappointed with the movie. I had expected it to be better. . انتظار داشتم که بهتر باشه.از فیلم ناامید شدم 2. Are you interesting / interested in tennis? به تنیس عالقه داری؟ 3. The tennis match was very exciting / excited. I had a great time. . خیلی بهم خوش گذشت.[آن] مسابقۀ تنیس خیلی هیجان انگیز بود 4. Why do you always look so boring / bored? Is your life really so boring / bored? چرا همیشه انقدر کسل و خسته ای؟ زندگیت واقعا انقدر خسته کنندست؟ 22 پاسخ تمرین شمارۀ 1. disappointed 2. interested 3. exciting 4. Why do you always look so bored /? Is your life really so boring? 23 تمرین شمارۀ .)صفتهای داخل پرانتز را در جایگاه درست قرار دهید (از ترتیب گفته شده برای صفتها استفاده کنید 1. a beautiful table (wooden/ round) a beautiful round wooden table ) گرد/یک میز زیبا (چوبی )یک حلقۀ غیرعادی (طال 2. an unusual ring (gold) )یک خانۀ قدیمی (زیبا 3. an old house (beautiful) )یک فیلم ایتالیایی (قدیمی 4. an Italian film (old) )یک صورت دراز (الغر 5. a long face (thin) )یک روز آفتابی (جذاب 6. a sunny day (lovely) )یک لباس زشت (زرد 7. an ugly dress (yellow) )یک خیابان پهن (دراز 8. a wide avenue (long) ) کوچک/یک ماشین قرمز (قدیمی 9. a red car (old/ little) ) خوب/یک ژاکت جدید (سبز 10. a new sweater (green/ nice) ) کوچک/یک جعبۀ فلزی (سیاه 11. a metal box (black/ small) 12. a big cat (fat/ black/ white) ) سفید/ سیاه/یک گربۀ بزرگ (چاق ) زیبا/موی کوتاه (سیاه 13. short hair (black/ beautiful) 14. an old painting (interesting/ French) ) فرانسوی/یک نقاشی قدیمی (جالب ) زرد/یک چتر بزرگ (قرمز 15. a large umbrella (red/ yellow) 23 پاسخ تمرین شمارۀ 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 46 an unusual gold ring a beautiful old house an old Italian film a long thin face a lovely sunny day an ugly yellow dress a long wide avenue 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. a little old red car a nice new green sweater a small black metal box a big fat black and white cat beautiful short black hair an interesting old French painting a large red and yellow umbrella RMS زبان عمومی بخش 8 بخش ( 8فعلها و زمانها )1 فعل: بیشتر فعل ها یک عمل را نشان می دهند .فعل به شما میگوید که افراد ،حیوانات یا اشیاء چه کاری انجام میدهند. برخی فعل ها: jump پریدن buy خریدن close بستن bake پختن read خواندن shout فریاد زدن go رفتن fall افتادن cook آشپزی کردن ،پختن sit نشستن move حرکت کردن pull کشیدن stand ایستادن walk راه رفتن grow رشد کردن زمان حال ساده ()The Simple Present Tense از زمان حال ساده برای چیزهایی که به طور کلی درست هستند یا چیزهایی که گاهی اوقات یا همیشه رخ میدهند ،استفاده می کنیم. نکته :ساختار زمان حال ساده: subject +…+ simple verb دایی مجید ،عینک می زند. خورشید در شرق طلوع میکند. [این] بچه ها با اتوبوس به مدرسه می روند. علی از آواز خواندن ،لذت می برد. پدرام گاهی اوقات دوچرخه اش را به من قرض می دهد. میمون ها موز دوست دارند. زمین به دور خورشید می چرخد. ما همیشه قبل از [خوردن] وعده های غذایی ،دستانمان را می شوییم Uncle Majid wears glasses. The sun rises in the east. The children go to school by bus. Ali enjoys singing. Pedram sometimes lends me his bike. Monkeys like bananas. The earth goes around the sun. We always wash our hands before meals. نکته :برای صحبت دربارۀ چیزهایی که برای آینده برنامه ریزی شده اند ،می توان از زمان حال ساده ،استفاده کرد: ملینا فردا مدرسه را شروع می کند. هفتۀ بعد ،به اردوی تابستانی می روم. قطار 5دقیقۀ دیگر حرکت می کند (ایستگاه را ترک می کند). سوپرمارکت جدید جمعۀ آینده باز می شود (شروع به کار می کند). ما یک ماه دیگر به خانۀ جدیدمان نقل مکان خواهیم کرد. فرهاد هفتۀ آینده ،بازنشسته می شود. Melina starts school tomorrow. Next week I go to summer camp. The train departs in five minutes. The new supermarket opens next Friday. We move to our new house in a month. Farhad retires next week. نکته :اگر فاعل جمله ،سوم شخص مفرد باشد (یعنی ضمایر it, she, heو یا اسمهای مفرد سوم شخص) به فعل ،یک sسومشخص اضافه خواهد شد. Ali goes it rains she lives he works به مثالهای زیر توجه کنید: من در مغازه کار میکنم .برادرم در بانک کار می کند. امید در لندن زندگی می کند .والدینش در تهران زندگی میکنند. در زمستان ،زیاد باران می بارد. 47 I work in a shop. My brother works in a bank. Omid lives in London. His parents live in Tehran. It rains a lot in winter. زبان عمومی RMS 8 بخش : به فعل ها، سوم شخصs برای اضافه کردن:نکته : اضافه کنیم-es ، باید به آن فعل،– ختم شده باشدch – یاsh یا،–s به،اگر فعل مورد نظر pass passes finish finishes watch watches :– اضافه کنیمes تبدیل شده و سپسi بهy ابتدا،– ختم شده باشدy به،اگر فعل مورد نظر study studies try tries :همچنین برای سوم شخص مفرد do does go goes :به مثال های زیر توجه کنید Sina works very hard. He starts at 7.30 and finishes at 8 o'clock in the evening. . شب [کارش را] تمام می کند8 شروع می کند و ساعت7:30 او ساعت.سینا خیلی سخت کار می کند The earth goes round the sun. .زمین دور خورشید می چرخد It costs a lot of money to build a hospital. .ساخت بیمارستان هزینه های زیادی دارد : به قیدهای تکرار زیر توجه کنید:نکته always همیشه never هیچوقت،هرگز often اغلب usually ال ً معمو sometimes گاهی اوقات : از زمان حال ساده استفاده میکنیم،هنگام استفاده از قیود تکرار always/ never/ often/ usually/ sometimes + present simple Sahar always gets to work early. .سحر همیشه زود به سرکار می رسد I never eat breakfast. .من هرگز صبحانه نمیخورم Mohsen usually plays football on Fridays. .محسن معموالً جمعه ها فوتبال بازی می کند I sometimes walk to work. .گاهی اوقات پیاده تا محل کار می روم I get up at 8:00 every morning. . از خواب بیدار می شوم8 ساعت،من هر صبح How often do you go to the dentist? چند وقت یکبار به دندانپزشک مراجعه می کنی؟ Robert plays tennis two or three times a week in the summer. . دو یا سه بار در هفته تنیس بازی میکند،رابرت در تابستان : به صورت زیر میباشد، حالت منفی زمان حال ساده:نکته subject + don't/ doesn't + verb positive I work we like you do they have 48 negative I don't work we don't like you don’t do they don't have positive he works she likes it has negative he doesn't work she doesn't like it doesn't have RMS زبان عمومی 8 بخش :به مثالهای زیر توجه کنید I drink coffee, but I don’t drink tea. Sara drinks tea, but she doesn't drink coffee. You don't work very hard. We don't watch TV very often. The weather is usually nice. It doesn't rain very often. Mahdieh and Simin don't know many people. . اما چایی نمیخورم،قهوه میخورم . اما قهوه نمی خورد،سارا چای میخورد .تو خیلی سخت کار نمی کنی .ما خیلی تلویزیون تماشا نمی کنیم . خیلی باران نمی باره.آب و هوا معموالً خوبه .مهدیه و سیمین افراد زیادی را نمیشناسند :نکته I/ we/ you/ they don't he/ she/ it doesn't :برای مثال I don't like Mohsen and Mohsen doesn't like me. My car doesn't use much petrol. They don’t like football. He doesn't like football. .از محسن خوشم نمیاد و محسن از من خوشش نمیاد .ماشینم زیاد بنزین مصرف نمی کند .آن ها فوتبال دوست ندارند .او فوتبال دوست ندارد . استفاده میکنیمinfinitive از شکل مصدر فعل یاdoesn't وdon't بعد از:نکته Karim speaks French, but he doesn't speak Italian. .) اما ایتالیایی صحبت نمی کند (ایتالیایی بلد نیست،)کریم فرانسوی صحبت می کند (فرانسوی بلده David doesn't do his job very well. .دیوید کارش را خیلی خوب انجام نمی دهد Parmida doesn't usually have breakfast. .پارمیدا معموالً صبحانه نمی خورد : نحوۀ سوالی کردن در زمان حال ساده:نکته positive I work we like you do they have question do I work? do we like? do you do? do they have? positive he works she likes it has question does he work? does she like? does it have? :ساختار سوالی کردن do/does + subject + infinitive :به مثال های زیر توجه کنید 1 2 3 4 5 6 7 8 Where How often What How much RMS زبان عمومی do/does Do Does Does Does do do does does subject you your friend Chris it your parents you this word it infinitive play live work rain live? wash mean? cost the guitar? near here? on Fridays? a lot here? your hair? to fly to Rome? 49 بخش 8 نکته :در جمالت پرسشی زمان حال ساده ،اگر ( alwaysهمیشه) ،یا ( usuallyمعموالً) داشته باشیم ،باید آن ها را قبل از فعل بیاوریم .برای مثال: آیا کریس همیشه جمعه ها کار می کند؟ معموالً آخر هفته ها چیکار میکنی؟ ?Does Chris always work on Fridays ?What do you usually do at weekends نکته :اصطالح "? "what do you doیعنی "شغل شما چیست؟" ?What do you do = What's your job "شغلت چیه؟" " در بانک کار میکنم". ''What do you do?' 'I work in a bank. نکته: I/ we/ you/ they do he/ she/ it does برای مثال: ?Do they like music ?Does he like music آیا آن ها از موسیقی خوششان می آید؟ آیا او از موسیقی خوشش می آید؟ نکته :پاسخ های کوتاه به سواالتی که با doیا doesشروع می شود: do does I/ we/ you/ they/ he/ she/ it Yes, don't doesn't I/ we/ you/ they/ he/ she/ it No, به مثال های زیر توجه کنید: آیا گیتار بلدی؟ نه ،بلد نیستم( .خیر ،اینطور نیست). آیا والدینت انگلیسی صحبت می کنند؟ بله ،همینطور است. آیا نیما سخت کار می کند؟ بله همینطور است. خواهرت در لندن زندگی می کند؟ نه ،اینطور نیست. ''Do you play the guitar?' 'No, I don't. ''Do your parents speak English?' 'Yes, they do. ''Does Nima work hard?' 'Yes, he does. ''Does your sister live in London?' 'No, she doesn't. نکته :فعل doمیتواند فعل اصلی جمله نیز باشد (به معنای انجام دادن) شغلت چیه؟ "در یک فروشگاه بزرگ کار میکنم". او همیشه خیلی تنبل است .هیچکاری برای کمک انجام نمیدهد. ''What do you do?' 'I work in a department store. He's always so lazy. He doesn't do anything to help. نکته :گاهی اوقات ،ما چیزهایی را وقتی که بیانشان میکنیم ،انجام میدیم. refuse رد کردن ،نپذیرفتن insist پافشاری کردن suggest پیشنهاد دادن apologize معذرت خواهی کردن promise قول دادن به مثالهای زیر توجه کنید: )I promise I won't be late. (not I'm promising قول میدم که دیر نکنم. ''What do you suggest I do?' 'I suggest that you spend less money. پیشنهاد میکنی که چیکار کنم؟ "پیشنهاد میکنم که کمتر پول خرج کنی". زبان عمومی RMS 50 بخش 8 افعال ( to beقسمت اول) کلمات am, is, areنیز فعل می باشند ،اما آن ها نشان دهندۀ یک عمل نیستند .این کلمات زمان حال سادۀ فعل beمی باشند. کلمۀ amبا ضمیر فاعلی ،Iو isبا ضمیرهای فاعلی he, she, itاستفاده میشوند .همچنین areنیز با ضمایر we ،youو theyاستفاده میشود. یعنی: جمع )ما هستیم( we are مفرد )من هستم( I am اول شخص )شما هستید( you are )تو هستی( you are دوم شخص )آنها هستند( they are )او است( he is سوم شخص مذکر )آنها هستند( they are )او است( she is سوم شخص مؤنث )آنها هستند( they are )آن است( it is سوم شخص خنثی ساختار منفی: جمع )ما نیستیم( we are not مفرد )من نیستم( I am not اول شخص )شما نیستید( you are not )تو نیستی( you are not دوم شخص )آنها نیستند( they are not )او نیست( he is not سوم شخص مذکر )آنها نیستند( they are not )او نیست( she is not سوم شخص مؤنث )آنها نیستند( they are not )آن نیست( it is not سوم شخص خنثی به مثال های زیر توجه کنید: I am Vahid, I am not Sina. He is my uncle. He is a doctor. You are a stranger. You are not my friend. We are in the same class. They are good friends. It is very hot today. It's sunny today, but it isn't warm. من وحید هستم ،سینا نیستم. او عمویم است .او یک دکتر است. تو یک غریبه ای .دوست من نیستی. ما در یک کالس هستیم( .در کالس هم هستیم) آنها دوستان خوبی هستند. امروز هوا خیلی گرمه. امروز هوا آفتابیه ،اما گرم نیست. نکته :اختصارهای زیر را یاد بگیرید: = it's )= aren't (only in questions = isn't = aren't it is am not is not are not = I'm = you're = he's = she's I am you are he is she is نکته :در جمالت سوالی ،برای اختصار am notاز aren'tاستفاده میکنیم: من از تو قدبلندترم ،مگه نه؟ ?I'm taller than you, aren't I تذکر :در جمالت غیرسوالی ،برای اختصار I am notاز I'm notاستفاده میکنیم: من همسن تو نیستم. 51 I'm not as old as you. زبان عمومی RMS 8 بخش : استفاده می کنیمis از فعل، برای اسمهای مفرد:نکته The camel is a desert animal. Sara is a lawyer. Rex is a clever dog. A duck is a kind of bird. The playground is full of people today. .شتر یک حیوان صحرایی است .سارا یک وکیل است .رکس سگ باهوشی است . نوعی پرنده است،یک اردک . امروز پر از آدم است،زمین بازی : استفاده میکنیمare از فعل، برای اسمهای جمع:نکته Vegetables and fruit are healthy foods. These questions are too difficult. We are very busy. Dad and Mom are in the kitchen. . غذاهای سالمی هستند،سبزیجات و میوه .این سواالت بسیار سخت هستند .ما خیلی سرمون شلوغه .پدر و مادر در آشپزخانه هستند . استفاده میکنیدthere are یا ازthere is از، وقتی میخواهید بگویید چه چیزی می توانید ببینید و بشنوید:نکته :there is مثال از There is a castle on the hill. There is a fence around the school. Is there any food in the fridge? How much rice is there? . یک قلعه وجود دارد،روی تپه .یک حصار اطراف مدرسه وجود دارد آیا غذایی در یخچال هست؟ چه مقدار برنج هست؟ : اختصارهای زیر را یاد بگیرید:نکته there is = there's here is = here's that is = that's :there are مثال از There are some clouds in the sky. There are a lot of books in the library. There are two guards at the gate. There are enough candies for everyone, aren’t there? Are there any apples left on the tree? . ابرهایی وجود دارد،در آسمان .کتاب های زیادی در کتابخانه وجود دارد .دو نگهبان جلوی در (گیت) هستند مگه نه؟،برای همه آبنبات کافی وجود دارد سیبی باقی مانده است؟،آیا روی درخت to be سوالی کردن با افعال positive I am he is she is it is question am I? is he? is she? is it? positive we are you are they are question are we? are you? are they? :به مثالهای زیر توجه کنید positive You are married. Reza is a student. I am late. Your mother is at home. 52 question .تو متاهل هستی .رضا یک دانشجو است .دیر کردم .مادرت در خانه است Are you married? آیا تو متاهل هستی؟ Is Reza a student? آیا رضا یک دانشجو است؟ Am I late? آیا من دیر کردم؟ Is your mother at home? آیا مادرت در خانه است؟ RMS زبان عمومی بخش 8 تذکر :دقت کنید که برای سوالیکردن جمالتی که فعل اصلی جمله ،یک فعل to beاست ،ابتدا فعل to beرا میآوریم و سپس فاعل جمله. )?Is your mother at home? / Is she at home? (not Is at home your mother آیا مادرت خانه است؟ /آیا او خانه است؟ )?Are your shoes new? / Are they new? (not Are new your shoes کفش هایت نو هستند؟ /آیا آنها نو هستند؟ نکته :پاسخهای کوتاه به سواالت افعال :to be I'm not he isn't she isn't it isn't we aren't you aren't they aren't I'm not he's not she's not it's not we're not you're not they're not No, I am he is she is it is we are you are they are No, Yes, به مثالهای زیر توجه کنید: ''Are you tired?' 'Yes, I am. ''Are you hungry?' 'No, I'm not, but I'm thirsty. ''Is your friend hungry?' 'Yes, he is. خسته ای؟ بله ،هستم. گرسنه ای؟ نه ،نیستم ،اما تشنه ام. آیا دوستت گرسنه است؟ بله ،هست. نکته :کلمات پرسشی زیر را به خاطر بسپارید: چه ساعتی؟ چه تعداد؟ چندتا؟ چه رنگی؟ چه اندازهای؟ چه نوعی؟ چرا؟ What time How many What color What size What kind Why چه چیزی؟ چه موقع؟ کِی؟ چگونه؟ چطور؟ کجا؟ مال چه کسی؟ چه کسی؟ What When How Where Whose Who نکته :زمانی که فعل اصلی جمله ،یک فعل to beباشد ،و بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: Where/ What/ …. + to be + …. یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن ،از فعل to beاستفاده میکنیم .به جمالت زیر توجه کنید: حال پدر و مادرت چطوره؟ اسمت چیه؟ این کفش ها چندن؟ چرا این هتل انقدر گرونه؟ ?How are your parents ?What is your name ?How much are these shoes ?Why is this hotel so expensive پدرت کجاست؟ اهل کجایی؟ ماشینت چه رنگیه؟ سینا چند ساله است؟ ?Where is your father ?Where are you from ?What colour is your car ?How old is Sina نکته :اختصارهای زیر را یاد بگیرید: = how's = where's = what's = who's how is where is what is who is به مثال های زیر توجه کنید: حامد کجاست؟ حال برادرت چطوره؟ 53 ?Where's Hamed ?How's your brother ساعت چنده؟ آن مرد کیست؟ ?What's the time ?Who's that man زبان عمومی RMS بخش 8 تمرین شمارۀ 24 در جمالت داده شده ،زیر فعل ها خط بکشید. 1. The children go to school by bus. 2. Bats sleep during the day. 3. These toys belong to Mahsa. 4. Polar bears live at the North Pole. 5. Most children learn very fast. 6. My wife is a teacher. [این] بچه ها با اتوبوس به مدرسه می روند. خفاش ها در طول روز می خوابند. این اسباب بازی ها متعلق به مهسا است. خرس های قطبی در قطب شمال زندگی می کنند. بیشتر بچه ها خیلی سریع یاد می گیرند. زن من یک معلم است. پاسخ تمرین شمارۀ 24 6. is 5. learn 3. belong 4. live 2. sleep 1. go تمرین شمارۀ 25 جاهای خالی را با زمان حال سادۀ فعلهای داده شده در داخل پرانتز ،پر کنید. )1. Winter ------------ after autumn. (come )2. A dog --------------. (bark )3. You --------------- tired. (look )4. Everyone -------------- mistakes. (make )5. Monkeys --------------- bananas. (like زمستان بعد از پاییز میآید. یک سگ ،پارس میکند. خسته به نظر میرسی. هرکسی اشتباه میکند. میمون ها موز دوست دارند. پاسخ تمرین شمارۀ 25 4. makes 5. like 3. look 1. comes 2. barks تمرین شمارۀ 26 جاهای خالی زیر را با is ،amو areپر کنید. 1. They -------------- my good friends. 2. He ------------ a soldier. 3. You -------------- taller than Charlie. 4. She ------------ ill. 5. We ------------- very hungry. 6. It ---------- a sunny day. 7. I ------------ angry with Ra'na. آن ها دوستان خوب من هستند. او یک سرباز است. تو از چارلی قدبلندتر هستی. او بیمار است. ما خیلی گرسنه هستیم. [امروز] یک روز آفتابی است. از دست رعنا ،عصبانی هستم. پاسخ تمرین شمارۀ 26 7. am زبان عمومی RMS 6. is 5. are 4. is 3. are 2. is 1. are 54 بخش 8 تمرین شمارۀ 27 جاهای خالی را با there isیا there areپر کنید. در طول جاده ،درختانی وجود دارند. یک رنگین کمان در آسمان وجود دارد. پارک های زیادی در شهر ما هست. غذای زیادی روی میز هست. آب بیشتر در استخر نیست. افراد خیلی زیادی در ساحل هستند. فقط تعداد کمی مشتری در مغازه هستند. 1. --------------- trees along the road. 2. --------------- a rainbow in the sky. 3. --------------- lots of parks in our town. 4. --------------- plenty of food on the table. 5. --------------- no more water in the pool. 6. --------------- too many people on the beach. 7. --------------- only a few customers in the shop. پاسخ تمرین شمارۀ 27 7. There are 55 6. There are 5. There is 4. There is 3. There are 2. There is 1. There are زبان عمومی RMS بخش 9 بخش ( 9فعلها و زمانها )2 زمان حال استمراری ()The Present Progressive Tense برای صحبت دربارۀ کارهایی که در حال حاضر در حال انجام شدن هستند ،از زمان حال استمراری استفاده میکنیم: ساختار: am/is/are + infinitive+ ing مامان داره برای صبا یک پلیور میبافه. دارم یک نامه مینویسم. تلفن داره زنگ میخوره. Mom is knitting a sweater for Saba. I am writing a letter. The phone is ringing. مثال های بیشتر از زمان حال استمراری: دارم با دوستم شطرنج بازی میکنم. او دارد اسب سواری می کند. او در حال پیاده روی کردن در پارک است. [آن] مرد در حال شمردن پول است. آن ها هنوز خواب هستند. آن ها در حال شنا کردن در دریا هستند. اونا چیکار دارن می کنن؟ چه اتفاقی دارد می افتد؟ چرا در حال انجام تکالیفت نیستی؟ I'm playing chess with my friend. She's riding a horse. He's taking a walk in the park. The man's counting the money. They are still sleeping. They are swimming in the sea. ?What are they doing ?What's happening ?Why aren't you doing your homework نکته :زمان حال استمراری ،به صورت زیر ساخته می شود: are + present participle am + present participle is + present participle نکته :وجه وصفی حال ( )present participleشکلی از یک فعل است که به ingختم میشود .برای مثال: coming come + ing showing show + ing نکته :برخی فعل ها یک بخشی ( )syllableهستند ،به یک حرف بیصدا ختم میشوند ،و قبل از آن حرف بیصدا ،یک حرف صدادار تنها وجود دارد .با این فعلها ،قبل از اضافه کردن ،–ingآخرین حرف را یک بار دیگر مینویسیم .برای مثال: stopping swimming stop + ing swim + ing getting jogging robbing get + ing jog + ing rob + ing نکته :اگر یک فعل ،به eختم شود ،معموالً قبل از اضافه کردن ،–ingحرف eرا حذف می کنیم: driving smiling drive + ing smile + ing chasing cycling chase + ing cycle + ing نکته :از زمان حال استمراری ،برای صحبت در مورد چیزهایی که برنامه ریزی کردهایم تا انجامشان بدهیم یا چیزهایی که قرار است در آینده اتفاق بیفتند نیز استفاده میکنیم .برای تشکیل زمان حال استمراری ،از is ،amو ،areبه عنوان افعال کمکی استفاده میکنیم. تمام دوستان ما ،دارن میان. هفتۀ بعد ،میالد رو میبینم. شام چی داریم؟ زبان عمومی RMS All our friends are coming. I am visiting Milad next week. ?What are we eating for dinner 56 9 بخش سوالی کردن زمان حال استمراری positive I am working he is going she is reading it is raining we are playing you are going they are coming question am I working? is he going? is she reading? is it raining? are we playing? are you going? are they coming? :به مثالهای زیر توجه کنید positive question It is raining. . داره بارون میادIs it raining? داره بارون میاد؟ Ali is studying for his exams. Is Ali studying for his exams? .علی داره واسۀ امتحاناتش میخونه علی داره واسۀ امتحاناتش میخونه؟ Sanaz is waiting for Kamran. Is Sanaz waiting for Kamran? .ساناز منتظر کامران است آیا ساناز منتظر کامران است؟ . را می آوریم و سپس فاعل جمله آورده می شودto be ابتدا فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن زمان حال استمراری:تذکر Are you feeling OK? Is Milad working today? حالت خوبه؟ میالد امروز داره کار میکنه؟ :to be پاسخ های کوتاه به سواالت افعال:نکته Yes, I am he is she is it is we are you are they are No, I'm not he's not she's not it's not we're not you're not they're not No, I'm not he isn't she isn't it isn't we aren't you aren't they aren't :به مثالهای زیر توجه کنید 'Are you going now?' 'Yes, I am.' 'Is Nima working today?' 'Yes, he is.' 'Is it raining?' ' No, it isn't. ' همینطوره،االن داری میری؟ آره همینطوره،امروز نیما داره کار میکنه؟ آره . نمیاد،داره بارون میاد؟ نه : کلمات پرسشی زیر را به خاطر بسپارید:نکته What When How Where Whose Who RMS زبان عمومی چه چیزی؟ چه موقع؟ کِی؟ چگونه؟ چطور؟ کجا؟ مال چه کسی؟ چه کسی؟ What time How many What color What size What kind Why چه ساعتی؟ چه تعداد؟ چندتا؟ چه رنگی؟ چه اندازه ای؟ چه نوعی؟ چرا؟ 57 بخش 9 نکته :برای سوالی کردن زمان حال استمراری ،اگر بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: Where/ What/ …. + to be + …. + subject + …. + present participle + …. یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن ،از فعل to beاستفاده میکنیم .به مثالهای داده شده توجه کنید: منتظر کی هستی؟ چرا کُت پوشیدی؟ ?Who are you waiting for ?Why are you wearing a coat کجا داری میری؟ علی چیکار داره میکنه؟ ?Where are you going ?What is Ali doing جمالت زیر را با هم مقایسه کنید. The Simple Present Tense The Present Continuous Tense Tina has a shower every morning. Tina is having a shower at the moment. تینا هر صبح دوش میگیره. تینا همین االن در حال دوش گرفتنه. It rains a lot in winter. Take an umbrella with you. it's raining. در زمستان زیاد باران می بارد. همراهت چتر ببر .داره بارون میاد. I don’t watch TV very often. You can turn off the television. I'm not watching it. من زیاد تلویزیون نگاه نمی کنم. میتونی تلویزیون رو خاموش کنی .نگاش نمی کنم. نکته :فعل های زیر در زمان حال استمراری استفاده نمی شوند: remember به یاد آوردن understand فهمیدن know دانستن ،شناختن want خواستن like دوست داشتن forget فراموش کردن believe باور داشتن mean معنی دادن ،منظور داشتن need نیاز داشتن prefer ترجیح دادن مثال: I'm tired. I want to go home. ?Do you know that girl I don't remember her name. ?I don't understand. What do you mean خسته ام .میخواهم به خانه برم. آیا آن دختر را می شناسی؟ اسمش را به یاد نمی آورم. متوجه نمی شوم .منظورت چیه؟ افعال با قاعده و بیقاعده فعل با قاعده :زمان گذشتۀ سادۀ بیشتر فعل ها به –edختم می شود .به این افعال ،با قاعده می گوییم. baked happened pushed waited scored finished moved opened bake happen push wait score finish move open نکته :اگر فعل با قاعده ،به eختم شده باشد ،برای ساخت زمان گذشتۀ ساده ،به انتهای فعل ،فقط –dاضافه می کنیم. died hated scored agreed die hate score agree نکته :برخی فعل ها یک بخشی ( )syllableهستند ،به یک حرف بی صدا ختم می شوند ،قبل از آن حرف بی صدا ،یک حرف صدادار تنها وجود دارد. با این فعل ها ،قبل از اضافه کردن ،–edآخرین حرف را یک بار دیگر می نویسیم .برای مثال: پاره کردن /شدن قاپیدن زبان عمومی RMS ripped grabbed rip grab 58 بخش 9 نکته :برای فعلهای با قاعدهای که به yختم میشوند ،قبل از اضافه کردن ،–edابتدا yرا به iتبدیل میکنیم. عجله کردن سعی /امتحان کردن hurried tried hurry try دفن کردن گریه کردن buried cried bury cry فعل بیقاعده :شکل گذشتۀ سادۀ برخی فعل ها به –edختم نمیشود و از قاعدۀ خاصی پیروی نمی کنند .به این افعال ،بی قاعده می گوییم .باید با تکرار و تمرین ،شکل گذشتۀ سادۀ این فعلهای بیقاعده را یاد بگیریم. meaning نگه داشتن آسیب دیدن نگه داشتن دانستن ترک کردن اجازه دادن از دست دادن درست کردن پرداختن گذاشتن خواندن دویدن گفتن دیدن فروختن نشستن خوابیدن صحبت کردن خرج کردن ایستادن ارسال کردن بستن دزدیدن برداشتن درس دادن گفتن فکر کردن simple past held hurt kept knew left let lost made paid put read ran said saw sold sat slept spoke spent stood sent shut stole took taught told thought infinitive hold hurt keep know leave let lose make pay put read run say see sell sit sleep speak spend stand send shut steal take teach tell think meaning بودن شدن شروع شدن شکستن آوردن ساختن خریدن گرفتن انتخاب کردن آمدن هزینه داشتن بریدن انجام دادن نوشیدن راندن خوردن افتادن احساس کردن دعوا کردن فراموش کردن گرفتن دادن رفتن رشد کردن داشتن شنیدن پنهان کردن simple past was/ were became began broke brought built bought caught chose came cost cut did drank drove ate fell felt fought forgot got gave went grew had heard hid infinitive be become begin break bring build buy catch choose come cost cut do drink drive eat fall feel fight forget get give go grow have hear hide زمان گذشتۀ ساده ()The Simple Past Tense از زمان گذشتۀ ساده برای صحبت در مورد اتفاقهایی استفاده میکنیم که در گذشته رخ دادهاند .همچنین از زمان گذشتۀ ساده برای صحبت در مورد اتفاقهایی که در داستانها رخ داده نیز میتوان استفاده کرد. ساختار زمان گذشتۀ ساده: subject + simple past هفتۀ پیش ،یک دوربین جدید خریدم. امید خیلی سریع یاد گرفت که گیتار بزند. 59 I bought a new camera last week. Omid learned to play the guitar very quickly. زبان عمومی RMS 9 بخش The plane landed a few minutes ago. Who invented the computer? The worker cut down the tree this morning. Dinosaurs lived millions of years ago. Pinocchio's nose grew longer every time he told a lie. I lost my pen on the bus. We sold our car last week. . فرود آمد،هواپیما چند دقیقۀ پیش چه کسی کامپیوتر را اختراع کرد؟ . درخت را قطع کرد، امروز صبح،کارگر . زندگی می کردند،دایناسورها میلیون ها سال قبل .بینی پینوکیو هر بار که دروغ میگفت بزرگتر می شد .خودکارم را در اتوبوس گم کردم . ماشینمان را فروختیم،هفتۀ گذشته : نحوۀ سوالی کردن در زمان گذشتۀ ساده:نکته positive I went we liked you did they had he worked she asked question did I go? did we like? did you do? did they have? did he work? did she ask? :ساختار سوالی کردن did + subject + infinitive :به مثالهای زیر توجه کنید 1 2 3 Where did subject infinitive Did Did did your friend she your parents live love live? near here? you? :نکته I/ we/ you/ they do he/ she/ it does did did : شروع میشودdid پاسخهای کوتاه به سواالتی که با:نکته Yes, I/ we/ you/ they/ he/ she/ it did did No, I/ we/ you/ they/ he/ she/ it didn't didn't :به مثالهای زیر توجه کنید 'Did you tell her?' 'No, I didn't.' 'Did you watch the game on TV last night?' 60 'Yes, I did.' . نگفتم،بهش گفتی؟ نه . همینطوره،دیشب بازی رو از تلویزیون دیدی؟ آره RMS زبان عمومی بخش 9 افعال ( to beقسمت دوم) فعل beدر زمان گذشتۀ ساده ،به صورت wasیا wereخواهد بود. فعل ،wasزمان گذشتۀ فعل amو isمیباشد ،یعنی با ضمایر she ،he ،Iو itو همچنین با اسم ( )nounهای مفرد ،از فعل wasاستفاده میکنیم. و wereنیز گذشتۀ areمیباشد. جمع )ما بودیم( we were مفرد )من بودم( I was اول شخص )شما بودید( you were )تو بودی( you were دوم شخص )آنها بودند( they were )او بود( he was سوم شخص مذکر )آنها بودند( they were )او بود( she was سوم شخص مؤنث )آنها بودند( they were )آن بود( it was سوم شخص خنثی نکته :شکل های مختلف فعل :be Simple Past was were was Simple Present am are is اول شخص مفرد دوم شخص مفرد سوم شخص مفرد were were were are are are اول شخص جمع دوم شخص جمع سوم شخص جمع ساختار منفی: جمع )ما نبودیم( we were not مفرد )من نبودم( I was not اول شخص )شما نبودید( you were not )تو نبودی( you were not دوم شخص )آنها نبودند( they were not )او نبود( he was not سوم شخص مذکر )آنها نبودند( they were not )او نبود( she was not سوم شخص مؤنث )آنها نبودند( they were not )آن نبود( it was not سوم شخص خنثی به مثالهای زیر توجه کنید. صبا امروز صبح در کتابخانه بود. ده سال پیش ،عرفان فقط یه بچه بود (االن بزرگ شده). هیچ ابری در آسمان نبود. Saba was at the library this morning. Ten years ago Erfan was only a baby. There weren't any clouds in the sky. نکته: = weren't were not = wasn't was not نکته :برای اسمهای مفرد ،از فعل wasاستفاده میکنیم: دیشب خسته بودم. سینا دیروز کجا بود؟ هفتۀ پیش ،هوا خوب بود. 61 I was tired last night. ?Where was Sina yesterday The weather was good last week. زبان عمومی RMS 9 بخش : استفاده میکنیمwere از فعل، برای اسم های جمع:نکته They weren’t here last Friday. We were tired after the journey. . آنها اینجا نبودند،جمعۀ پیش . خسته بودیم،بعد از سفر to be سوالی کردن با افعال positive question positive question I was he was she was it was was I? was he? was she? was it? we were you were they were were we? were you? were they? :به مثال های زیر توجه کنید positive question Ahmad was tired last night. The weather was good last week. Was Ahmad tired last night? Was the weather good last week? را میآوریم و سپس فاعل جمله آوردهto be ابتدا فعل، استto be یک فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن جمالتی که فعل اصلی جمله:تذکر .میشود Was your mother at home yesterday? (not was at home your mother?) آیا مادرت دیروز خانه بود؟ :to be پاسخهای کوتاه به سواالت افعال:نکته Yes, I was he was she was it was we were you were they were No, I was not he was not she was not it was not we were not you were not they were not No, I wasn't he wasn't she wasn't it wasn't we weren't you weren't they weren't :به مثال های زیر توجه کنید 'Were they late?' 'No, they weren't.' 'Was Ali at work yesterday?' 'Yes, he was' .آیا دیر کردند؟ نه دیر نکردند . بود،علی دیروز سر کار بود؟ بله : ساختار به صورت زیر خواهد بود، و بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم، باشدto be یک فعل، زمانی که فعل اصلی جمله:نکته Where/ What/ …. + to be + …. : به جمالت زیر توجه کنید. استفاده میکنیمto be از فعل،یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن Where was your father last night? How old was Sina last year? Why was that hotel so expensive? 62 دیشب پدرت کجا بود؟ سینا چند سالش بود؟،سال پیش چرا آن هتل انقدر گران بود؟ RMS زبان عمومی بخش 9 زمان گذشتۀ استمراری ()The Past Progressive Tense از زمان گذشتۀ استمراری ،برای صحبت در مورد اتفاقهایی استفاده میکنیم که در زمان مشخصی در گذشته در حال انجام بودهاند. ساختار: was/were + simple verb + ing مادر داشت برای صبا ،یک پلیور می بافت. داشتم یک نامه می نوشتم. تلفن داشت زنگ میخورد. Mom was knitting a sweater for Saba. I was writing a letter. The phone was ringing. مثالهای بیشتر از زمان گذشتۀ استمراری: The man was counting the money. They were still sleeping. They were swimming in the sea. ?What were they doing ?What was happening [آن] مرد داشت پول را می شمارد. آن ها هنوز خواب بودند. آن ها در حال شنا کردن در دریا بودند. آنها چیکار داشتن می کردن؟ چه اتفاقی داشت می افتاد؟ نکته :جمالت زیر را مقایسه کنید: سزمان حال استمراری زمان گذشتۀ استمراری I'm working. I was working at 10.30 last night. دیشب ساعت ،10:30داشتم کار می کردم. It isn't raining. It wasn't raining when we went out. باران نمی بارد( .االن بارون نمیاد) وقتی بیرون رفتیم ،باران نمی بارید. ?What are you doing ?What were you doing at 3 o'clock چیکار داری می کنی؟ (همین االن) ساعت ،3چیکار داشتی می کردی؟ من در حال کار کردن هستم (همین االن) سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری question was I ?working was he ?going was she ?reading was it ?raining were we ?playing were you ?going were they ?coming positive I was working he was going she was reading it was raining we were playing you were going they were coming به مثال های زیر توجه کنید: positive question ?Was it raining It was raining. داشت باران می آمد. آیا داشت باران می آمد؟ Ali was studying for his exams last night. ?Was Ali studying for his exams last night علی دیشب داشت برای امتحاناتش می خوند. آیا علی دیشب داشت برای امتحاناتش می خوند؟ They were waiting for Kamran. ?Were they waiting for Kamran آن ها منتظر کامران بودند. آیا آن ها منتظر کامران بودند؟ 63 زبان عمومی RMS بخش 9 تذکر :دقت کنید که برای سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری ،ابتدا فعل to beرا می آوریم و سپس فاعل جمله آورده میشود. ?Was Milad working yesterday میالد دیروز داشت کار می کرد؟ نکته :برای سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری ،اگر بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: Where/ What/ …. + was/were + …. + subject + …. + infinitive + ing + …. یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن ،از فعل to beاستفاده می کنیم .به جمالت زیر توجه کنید: منتظر کی بودی؟ کجا داشتی می رفتی؟ ?Who were you waiting for ?Why was he wearing a coat چرا او کُت پوشیده بود؟ علی چیکار داشت میکرد؟ ?Where were you going ?What was Ali doing تمرین شمارۀ ( 28جاهای خالی را با زمان حال استمراری فعلهایی که داخل پرانتز نوشته شدهاند ،پر کنید). )1. Sahar --------------- her hair. (wash )2. it --------------- dark. (get )3. The dentist --------------- Nima's teeth. (examine )4. The men --------------- very hard in the sun. (work )5. What --------------- the theater --------------- today? (show )6. We --------------- a snowman. (make )7. The plane --------------- above the clouds. (fly پاسخ تمرین شمارۀ 28 is flying are making is-showing are working is examining is getting is washing تمرین شمارۀ 29 زمان گذشتۀ سادۀ فعلهای زیر را بنویسید. tell write sit read close cook take walk rain shut open cry 7 8 9 10 11 12 1 2 3 4 5 6 پاسخ تمرین شمارۀ 29 closed cooked read wrote sat told opened cried walked rained shut took تمرین شمارۀ 30 جاهای خالی را با wasیا wereپر کنید. بهرام کجاست؟ او همین االن اینجا بود. مامان و بابا ،هفتۀ پیش تو تعطیالت بودند. هوا امروز صبح خوب بود. افراد زیادی دیروز در مهمانی ما بودند. خیلی سالها پیش ،یک دریاچۀ کوچک اینجا وجود داشت. او دیروز مریض بود. او را مقصر ندان .تقصیر من بود. 1. Where is Bahram? He ------------- here just now. 2. Mom and Dad ------------- on vacation last week. 3. The weather ------------- fine this morning. 4. There ------------- a lot of people at our party yesterday. 5. There ------------- a small lake here many years ago. 6. He ------------- sick yesterday. 7. Don't blame him. It ------------- my mistake. پاسخ تمرین شمارۀ 30 7. was زبان عمومی RMS 6. was 5. was 4. were 3. was 2. were 1. was 64 بخش 10 بخش ( 10معرفهای اسم) معرف ها ( ، )determinersکلماتی هستند که قبل از اسم ها استفاده می شوند. در ادامه ،با انواع معرف های اسم آشنا می شویم. .1حروف تعریف ()The Articles همان an ،aو theمی باشد که در بخش شمارۀ 5بررسی شدند. Hasan is reading a book. حسن داره کتاب میخونه. تلفن داره زنگ میخوره. The telephone is ringing. .2معرف های اشاره ()Demonstrative Determiners کلمات these ،that ،thisو ، thoseمعرف های اشاره هستند که نشان میدهند منظورمان کدام چیز یا کدام شخص است .به این معرف های اشاره، صفات اشاره نیز می گویند. This ice cream is delicious. Bring me that ball. These toys are made from plastic. I am selling those books. این بستنی ،خوشمزه است. آن توپ را برایم بیاور. این اسباب بازی ها ،از پالستیک ساخته شده اند. دارم آن کتاب ها را می فروشم. نکته :کلمۀ thatمیتواند به "چیزی که اتفاق افتاده است" اشاره کند. متاسفم که فراموش کردم بهت زنگ بزنم " .اوکیه". وعدۀ غذایی واقعاً خوبی بود .بسیار از شما ممنونم. ''I'm sorry I forgot to phone you.' 'that's all right. That was a really nice meal. Thank you very much. نکته :کلمۀ thatمیتواند به "چیزی که یه نفر به تازگی گفته است" اشاره کند. تو معلمی ،مگه نه؟ بله ،درسته. میالد شغل جدیدی دارد" .واقعاً؟ نمیدونستم". هفتۀ بعد قراره که به تعطیالت بروم" .اوه ،خوبه" '' You're a teacher, aren't you? ' 'Yes, that's right. ' ' Milad has a new job. ' 'Really? I didn't know that. ' ' I'm going on holiday next week. ' ' Oh, that's nice. نکته :وقتی پشت تلفن میخواهید خود را معرفی کنید ،از this isاستفاده میکنید. سالم امیر ،وحید هستم. Hi Amir, this is Vahid. همچنین وقتی میخواهید یک نفر را به دیگری معرفی کنید نیز از this isاستفاده می کنید. نیما[ ،معرفی میکنم] این مجیده. Nima, this is Majid. نکته :وقتی پشت تلفن میخواهید بدانید که فرد مد نظرتان پشت خط است یا نه ،از ?… is thatاستفاده می کنید. صبا پشت خطه؟ (با صبا دارم صحبت می کنم؟) ?Is that Saba .3معرفهای پرسشی ()Interrogative Determiners از کلمات which ،whatو whoseقبل از اسمها برای پرسش در مورد افراد یا چیزها استفاده می کنیم .به این کلمات ،معرف های پرسشی یا صفات پرسشی می گویند. ساعت چنده؟ چه نوع لباس هایی دوست داری بپوشی؟ به کدام مدرسه می روی؟ 65 ?What time is it ?What kind of clothes do you like to wear ?Which school do you go to زبان عمومی RMS بخش 10 ?Do you know which girl won the prize ?Whose baby is this ?Whose footprints are these میدانی که کدام دختر ،جایزه را برد؟ این بچۀ کیه؟ (این بچه مال کیه؟) این رد پاها واسه کیه؟ .2معرف های ملکی ( )Possessive Determiners به کلمات ،their ،our ،its ،her ،his ،your ،myمعرف های ملکی یا صفات ملکی می گوییم .از این کلمات قبل از اسم ،برای اینکه نشان دهیم یک چیز یا یک فرد به چه کسی تعلق دارد ،استفاده میکنیم. جمع our مفرد my اول شخص your your دوم شخص their his سوم شخص مذکر their her سوم شخص مؤنث their its سوم شخص خنثی به مثال های زیر توجه کنید: او خانۀ خود را دوست دارد. She likes her house. آن ها خانۀ خود را دوست دارند. They like their house. Oxford is famous for its university. آکسفورد به خاطر دانشگاهش معروف است. خانه ام را دوست دارم. ما خانۀ خود را دوست داریم. شما خانۀ خود را دوست دارید. او خانۀ خود را دوست دارد. I like my house. We like our house. You like your house. He likes his house. نکته :حتما بعد از صفات ملکی ،باید از یک اسم ( )nounاستفاده کنیم (لزومی ندارد که آن اسم ،بالفاصله بعد از صفت ملکی بیاید). بهترین دوستت والدین او اتاق آن ها your best friend her parents their room my hands our clothes his new car دستان من لباسهای ما ماشین جدید او برای جا افتادن بیشتر: Ali's car his car Sara's house her house نکته :مقایسۀ itsو it's آکسفورد به خاطر دانشگاهش معروف است. آکسفورد را دوست دارم .مکان خوبی است. Oxford is famous for its university. I like Oxford. It's a nice place. its )it's (= it is ضمایر ملکی ()Possessive Pronouns ضمیر ملکی ،مالکیت را نشان می دهد .تفاوتش با صفت ملکی این است که بعد از ضمیر ملکی ،نیازی به اسم نیست. زبان عمومی RMS جمع )مال ما( ours مفرد )مال من( mine اول شخص )مال شما( yours )مال تو( yours دوم شخص )مال آنها( theirs )مال او( his سوم شخص مذکر )مال آنها( theirs )مال او( hers سوم شخص مؤنث )مال آنها( theirs )مال آن( its سوم شخص خنثی 66 بخش 10 به مثال های زیر توجه کنید: ?Is this book mine or yours It's their problem, not ours. We went in our car, and they went in theirs. این کتاب مال منه ،یا مال تو؟ مشکل اوناست ،نه مال ما( .مشکل ما نیست) ما به داخل ماشینمان رفتیم ،آن ها هم به داخل مال خودشان. مقایسۀ صفات ملکی و ضمایر ملکی ،در جمالت زیر: Is that your scarf? It's very similar to my scarf. Is that your scarf? It's very similar to mine. اون شال توئه؟ خیلی شبیه شال منه. اون شال توئه؟ خیلی شبیه مال منه. آن ،خانۀ آنها نیست .خانۀ آنها یه درب جلویی قرمز دارد. That's not their house. Their house has got a red front door. That's not their house. Theirs has got a red front door. آن ،خانۀ آنها نیست .مال آنها یک درب جلویی قرمز دارد. تقصیر علی بود ،نه تقصیر او. تقصیر علی بود ،نه [تقصیر] او. It was Ali's fault not her fault. It was Ali's fault not hers. نکته :در بخش ،6گفته شد که بعد از حرف اضافه ،از ضمایر مفعولی استفاده میکنیم ،نه از ضمایر فاعلی. در اصطالح معروف زیر ،بعد از حرف اضافۀ ،ofباید از یک ضمیر ملکی استفاده کنیم ،نه از یک ضمیر مفعولی. a friend of mine / a friend of his / some friends of yours I went out to meet a friend of mine. Ali was in the restaurant with a friend of his. ?Are those people friends of yours بیرون رفتم تا با یکی از دوستانم مالقات کنم. علی با یکی از دوستانش در رستوران بود. آن افراد ،دوستان تو هستند؟ اسامی ملکی ()Possessive Nouns برای ایجاد یک اسم ملکی ،در بیشتر موارد اگر آن اسم یک انسان یا یک حیوان باشد ،از –'sاستفاده می کنیم. Sahar's house خانۀ سحر the manager's office دفتر مدیر the cat's tail دم گربه Milad's camera دوربین میالد به مثال های زیر توجه کنید: در خانۀ خواهرم ماندم. آیا با زن آقای کریمی مالقات کرده اید؟ به مهمانی جِیمز می روی؟ مهدی یک اسم مردانه است .مهدیه یک اسم زنانه. I stayed at my sister's house. ?Have you met Mr. Karimi's wife ?Are you going to James's party Mahdi is a man's name. Mahdieh is a woman's name. نکته :می توان بعد از –'sاز اسم استفاده نکرد: )Maryam's hair is longer than Sahar's. (= Sahar's hair موی مریم بلندتر از واسه سحر است. )'Whose umbrella is this?' ' It's my mother's. ' (= my mother's umbrella. این ،چترِ کیه؟ واسه مادرمه )'Where were you last night?' ' I was at Pedram's. ' (= Pedram's house دیشب کجا بودی؟ [خانۀ] پدرام بودم. نکته :اگر اسم ملکی ،جمع باشد ،به جای –'sاز ' –sاستفاده می کنیم. my friends' house = two or more friendخانۀ دوستم خانۀ دوستانم my parents' carماشین پدرم ماشین پدر و مادرم 67 my friend's house = one friend my father's car زبان عمومی RMS بخش 10 تذکر :اگر یک اسم جمع ،به sختم نشده باشد (مانند people ،children ،women ،menو )...برای نشان دادن مالکیت ،با آن ها مانند یک اسم مفرد برخورد می کنیم .یعنی از –'sاستفاده می کنیم .برای مثال: دستشویی مردانه the men's room یک کتاب کودکان a children's book نکته :توجه کنید که برای بیش از یک اسم هم میتوان از –'sاستفاده کرد .مثالً: عروسی میالد و سارا خانۀ آقا و خانم کارتر Milad and Sara's wedding Mr. and Mrs. Carter's house نکته :برای نشان دادن مالکیت اشیاء یا مکان ها ،از ofاستفاده میکنیم: )Look at the roof of that building (not that building's roof به پشت بام آن ساختمان نگاه کن. ما شروع (اول) فیلم را ندیدیمWe didn't see the beginning of the film. (not the film's beginning) . ?What's the name of this village اسم این روستا چیست؟ You can sit in the back of the car. میتوانی پشت ماشین بشینی. Tehran is the capital of Iran. تهران پایتخت ایران است. نکته :همیشه برای انسان ها از sمالکیت استفاده نمی کنیم .برای مثال: اسم مردی که بهت زنگ زد ،چی بود؟ ?What was the name of the man who called you نکته :گاهی اوقات می توان از ساختار زیر استفاده کرد: noun + noun یعنی بدون اینکه از sمالکیت یا از ofاستفاده کنیم. مالکِ رستوران the restaurant owner درِ گاراژ the garage door نکته: the middle of sth وسط یه چیزی the end of sth پایان یه چیزی the beginning of sth شروع یه چیزی برای مثال: شروع ماه the beginning of the month نکته: the bottom of sth پایین یه چیزی the top of sth باالی یه چیزی برای مثال: باالی تپه the top of the hill نکته: the side of sth کنار یه چیزی the back of sth عقب یه چیزی the front of sth جلوی یه چیزی برای مثال: عقب ماشین زبان عمومی RMS the back of the car 68 بخش 10 نکته :معموالً برای یک سازمان (گروهی از افراد) می توان هم از sمالکیت و هم از ofاستفاده کرد: تصمیم دولت موفقیت شرکت the decision of the government the success of the company تصمیم دولت موفقیت شرکت the government's decision the company's success نکته :برای مکان ها نیز امکان استفاده از sمالکیت وجود دارد: Brazil's largest city بزرگ ترین شهر برزیل the world's population جمعیت جهان the city's streets خیابان های شهر نکته :برای عبارت های زمانی (… )today, Monday, tomorrow,نیز می توان از –'sاستفاده کرد: هنوز روزنامۀ دیروز را داری؟ جلسۀ هفتۀ آینده ،لغو شده است. ?Do you still have yesterday's newspaper Next week's meeting has been canceled. تمرین شمارۀ 31 جمالت زیر را با ضمایر ملکی (یعنی با mineیا با yoursیا )...تکمیل کنید. پول توئه .مال توئه. کیف منه .مال منه. ماشین ماست .مال مائه. کفش های تو هستند .واسه تو هستند. It's your money. It's -----------------. It's my bag. It's ----------------. It's our car. It's ----------------. They're her shoes. They're ----------------. 1. 2. 3. 4. پاسخ تمرین شمارۀ 31 3. ours 4. hers 1. yours 2. mine تمرین شمارۀ 32 در جاهای خالی ،از صفت ملکی مناسب ،استفاده کنید: ?1. Do you like --------------- job شغلت را دوست داری؟ 2. I know Mr. Zand, but I don't know --------------- wife. آقای زند را می شناسم ،اما زنش را نمی شناسم. 3. Anahita and Mahdi live in Tehran. --------------- son lives in Ahvaz. آناهیتا و مهدی در تهران زندگی می کنند .پسر آن ها در اهواز زندگی می کند. 4. We're going to have a party. We're going to invite all ------------ friends. تصمیم داریم که مهمانی بگیریم .میخواهیم که تمام دوستانمان را دعوت کنیم. 5. Mina is going out with --------------- friends this evening. مینا امشب با دوستاش بیرون میره. 6. I like football. It's --------------- favourite sport. از فوتبال خوشم میاد .ورزش مورد عالقمه. '7. 'Is that --------------- car? 'No, I don't have a car. آن ،ماشین تو است؟ نه ،من ماشین ندارم. بلدی؟ میخواهم با سارا تماس بگیرم .شمارش رو ?8. I want to contact Sara. Do you know --------------- number ?9. Do you think most people are happy in --------------- jobs آیا فکر میکنی مردم از شغلشان راضی اند؟ (خوشحالن که همچین شغلی دارن؟) 10. I'm going to wash --------------- hair before I go out. میخوام که قبل از اینکه بیرون برم ،موهایم را بشورم. علی دو برادر دارد .برادرانش 25 ،و 29ساله هستند. 11. Ali has two brothers. --------------- brothers are 25 and 29. پاسخ تمرین شمارۀ 32 6. my 69 5. her 4. our 3. Their 2. his 1. your 11. His 10. my 9. their 8. her 7. your زبان عمومی RMS بخش 11 بخش ( 11قیدها )1 یک قید ( ،)adverbکلمهای است که یک فعل یا یک صفت یا یک قید را توصیف می کند. به جمالت زیر توجه کنید: باران به شدت در حال باریدن است. این خانه ،خیلی خوب است. محمد خیلی به آرامی صحبت می کند. It is raining heavily. This house is very good. Mohammad speaks very quietly. نکته :بسیاری از قیدها به –lyختم می شوند. در واقع خیلی از قیدها با اضافه کردن –lyبه یک صفت ،ساخته می شوند. Meaning با صدای بلند به روشنی به سنگینی ،به شدت به آرامی ،با آرامش به آهستگی ،آرام آرام شجاعانه Adverb loudly brightly heavily peacefully slowly bravely Meaning آرام ،صلح آمیز کُند ،آهسته شجاع به زیبایی با خوشحالی به شیرینی به شدت ،با عصبانیت Meaning زیبا خوشحال شیرین شدید ،جدی بلند (صدا) روشن ،براق سنگین ،شدید Adverb peaceful slow brave beautifully happily sweetly fiercely Adjective beautiful happy sweet fierce loud bright heavy به مثال های زیر توجه کنید: The dog is barking fiercely. She smiled sweetly. The dog and the cat live together peacefully. The soldiers fought bravely. [آن] سگ دارد به شدت واق واق می کند. او به شیرینی لبخند زد. [آن] سگ و گربه با آرامش کنار هم زندگی می کنند. [آن] سربازان شجاعانه جنگیدند. جمالت سمت چپ را با جمالت سمت راست ،مقایسه کنید: Adverb Mohammad speaks quietly. محمد آهسته صحبت میکند. Listen carefully. با دقت گوش کن. Our team played badly. تیم ما بد بازی کرد. I waited nervously. با حالت عصبی (با استرس و دلهره) منتظر ماندم. Adjective Mohammad is quiet. محمد آرام است. Be careful. مواظب باش. It was a bad game. بازی بدی بود. )I felt nervous. (= I was nervous عصبی بودم. تذکر :همۀ کلماتی که به -lyختم می شوند ،قید نیستند! Adjectives ending in -ly: ugly زشت lonely تنها ،دور افتاده silly احمقانه ،احمق • friendly دوستانه ،مهربان نکته :برای صفتی که به lyختم میشود ،قیدی وجود ندارد( .مثالً)ugly : Nouns, ending in -ly: supply منبع ،تأمین زبان عمومی RMS Italy ایتالیا • bully قلدر ،مزدور 70 بخش 11 Verbs, ending in -ly: supply تأمین کردن ،تدارک دیدن rely وابسته بودن ،اتکا کردن apply درخواست دادن ،اعمال کردن • bully زور گویی کردن نکته :کلمات زیر هم صفت هستند و هم قید: late دیر early زود Adverb )Navid works very hard. (not hardly نوید خیلی سخت کار میکند. Mahdis can run fast. مهدیس میتواند سریع بدود. I went to bed late. دیر خوابیدم. hard سخت ،به سختی fast سریع ،با سرعت Adjective Navid's job is very hard. شغل نوید خیلی سخته. مهدیس دوندۀ سریعی است. اتوبوس دیر کرد. Mahdis is a fast runner. The bus was late. نکته: )well (adverb به خوبی You speak English very well. خیلی خوب انگلیسی صحبت میکنی. Our team played well. تیم ما ،خوب بازی کرد. )good (adjective خوب Your English is very good. انگلیسیت خیلی خوبه. It was a good game. بازی خوبی بود. نکته :کلمۀ wellیک صفت نیز می باشد .به معنای ،سالم ،خوب ،تندرست ،سالمت. "چطوری؟" " خیلی خوبم ،مرسی .تو چی؟ " ' ?' I'm very well, thank you. And you '?'How are you قید حالت ()Adverbs of Manner بعضی از قیدها نحوۀ انجام شدن یک چیز را نشان می دهند .به این قیدها ،قید حالت یا قید روش میگوییم. Meaning با بی دقتی ،با بی احتیاطی ارزان ،به قیمت ارزان واضح ،به طور صریح به طور نزدیکی ،بالفاصه به درستی به طور متفاوت با اطمینان ،بدون خطر خودخواهانه ماهرانه هوشمندانه ،به صورت تند و تیز Adverb carelessly cheaply clearly closely correctly differently safely selfishly skillfully smartly Meaning بی دقت ،بی احتیاط ارزان روشن ،واضح نزدیک درست متفاوت ایمن خودخواه ماهر باهوش ،هوشمند ،شیک Adjective careless cheap clear close correct different safe selfish skillful smart به مثالهای زیر توجه کنید: لطفاً واضح صحبت کنید. همۀ شما ،به درستی پاسخ داده اید. ماریا رفتار خودخواهانه ای دارد. دوقلوها دوست داشتند متفاوت لباس بپوشند. راننده ،ناگهان ترمز کرد. 71 Please speak clearly. You have all answered correctly. Maria is behaving selfishly. The twins liked to dress differently. The driver braked suddenly. زبان عمومی RMS بخش 11 قید زمان ()Adverbs of Time بعضی از قیدها زمان انجام شدن یک چیز را نشان میدهند .یه این قیدها ،قید زمان میگوییم. late دیر early زود sometimes گاهی اوقات always همیشه often اغلب last year سال گذشته ،پارسال tomorrow فردا today امروز yesterday دیروز again دوباره next week هفتۀ بعد this morning امروز صبح last night دیشب next year سال بعد this year امسال به مثال های زیر توجه کنید: دوباره دارد برف می بارد. It's snowing again. Sina's shoes were too big for him last year. پارسال ،کفش های سینا برایش خیلی بزرگ بودند. او اغلب در شب شنا می کند. همه زود رسیدند. دیوید دیر رسید. He often swims in the evening. Everyone arrived early. David arrived late. قید مکان ()Adverbs of Place بعضی از قیدها مکان انجام شدن یک چیز را نشان می دهند .یه این قیدها ،قید مکان میگوییم. away دور ،در فاصلۀ next door خانۀ مجاور outside بیرون ،خارج everywhere همه جا inside داخل ،درون abroad خارج [از کشور] downstairs [به سمت] طبقه پایین underground زیر زمین there آنجا upstairs [به سمت] طبقه باال here اینجا به مثالهای زیر توجه کنید: داره بارون میاد .بیا بریم داخل. لطفاً کتاب ها را بگذار آنجا. کارگران معدن در حال کار در زیر زمین هستند. آن ها برای تحصیل به خارج می روند. همه جا درخت وجود دارد. آلیس در خانۀ مجاور زندگی میکرد( .همسایه بغلی بود). It's raining. Let's go inside. Please put the books there. The miners are working underground. They are going abroad to study. There are trees everywhere. Alice lived next door. یادآوری :بعد از برخی فعل ها از صفت نیز استفاده می کنیم .مخصوصاً فعل beو همچنین sound ،feel ،lookو... لطفاً ساکت باشید. او زیباست. نتایج امتحانم خیلی بد بود. چرا همیشه انقدر جدی به نظر می رسی؟ خوشحالم. زبان عمومی RMS Please be quiet. She is beautiful. My exam results were so bad. ?Why do you always look so serious I feel happy. 72 11 بخش ). (صفت های زیر را به قید تبدیل کنید33 تمرین شمارۀ 1. slow 2. beautiful 3. tidy 4. brave 5. soft 6. strong 7. cool 8. comfortable 9. wise 10. quiet 11. busy آهسته،کند زیبا تمیز،مرتب شجاع نرم قوی باحال،خنک راحت،آسوده عاقل بی صدا،ساکت مشغول،شلوغ 33 پاسخ تمرین شمارۀ slowly coolly beautifully comfortably tidily wisely bravely quietly softly busily strongly ). زیر قیدها خط بکشید، (در جمالت داده شده34 تمرین شمارۀ 1. The man shouted loudly. 2. He arrived early. 3. The train has already left. 4. He drove carelessly. 5. The students talked noisily. 6. The children are playing outside. 7. Let's go now. 8. Tom spoke politely to his teacher. 9. Have you seen Nahid's cat anywhere? 10. Come here! .[آن] مرد با صدای بلند فریاد کشید .او زود رسید .قطار از [دقایقی] قبل رفته است .او با بی احتیاطی رانندگی می کرد .دانش آموزان با سر و صدا صحبت می کردند .بچه ها بیرون در حال بازی کردن هستند .االن بزن بریم .تام با معلمش مؤدبانه حرف میزد گربۀ ناهید را جایی ندیده ای؟ .بیا اینجا 34 پاسخ تمرین شمارۀ 1. loudly 2. early 3. already 4. carelessly 5. noisily 6. outside 7. now 8. politely 9. anywhere 10. here 35 تمرین شمارۀ . روی کلمۀ غلط خط بکشید و کلمۀ درست را انتخاب کنید،در جمالت داده شده 1. Don't eat so quick/ quickly. It's not good for you. . برات خوب نیست.خیلی سریع غذا نخور 2. Why are you angry/ angrily? I haven't done anything. .چرا انقدر عصبانی هستی؟ من کاری نکردهام 3. Can you speak slow/ slowly, please? میشه آروم صحبت کنی لطفاً؟ 4. Come on, Milad! Why are you always so slow/ slowly? بجنب میالد! چرا همیشه انقدر کُندی؟ 5. Samin is a very careful/ carefully driver. .ثمین رانندۀ خیلی محتاطی است 6. Anahita is studying hard/ hardly for her examinations. .آناهیتا به سختی دارد برای امتحاناتش مطالعه می کند " اما ناگهان رفت،"آنا کجاست؟" "اینجا بود 7. 'Where's Anna?' 'She was here, but she left sudden/ suddenly.' 8. Please be quiet/ quietly. I'm studying. . دارم مطالعه می کنم.لطفاً ساکت باش 9. Those oranges look nice/ nicely. Can I have one? میتونم یکی [از آنها را] داشته باشم؟.آن پرتقالها خوب به نظر میرسند 10. I don't remember much about the accident. Everything happened quick/ quickly. . همه چیز سریع اتفاق افتاد.راجع به تصادف چیز زیادی یادم نمیاد 35 پاسخ تمرین شمارۀ 1. quickly 6. hard RMS زبان عمومی 2. angry 7. suddenly 3. slowly 8. quiet 4. slow 9. nice 5. careful 10. quickly 73 بخش 12 بخش ( 12فعلها و زمانها )3 :Have and Has افعال haveو ،hasاگر فعل اصلی جمله باشند ،به معنای "داشتن" خواهند بود: She has long hair. Our house has large windows. I have a younger brother. We have art lessons on Mondays. او موی بلندی دارد. خانۀ ما ،پنجره های بزرگی دارد. من یک برادر جوان تر (کوچکتر) دارم. دوشنبه ها ،دروس هنر داریم. از افعال haveو ،hasبرای داشتن بیماری یا درد نیز استفاده می شود: سردرد دارم. I have a headache. Parsa has a sore knee. Dad has a cold. پارسا زانو درد دارد. پدر سرما خورده است. از افعال haveو ،hasبرای خوردن ناهار ،شام و ...نیز استفاده می شود: ما ساعت 7صبح ،صبحانه میخوریم. کلوچه بخور ،اگه دوست داری. میترا برای ناهار اغلب ساندویچ می خورد. We have breakfast at 7:00 A.M. Have a cookie, if you like. Mitra often has sandwiches for lunch. نکته :برای ضمایر فاعلی he, she, itو اسم های مفرد ( )singular nounsاز hasاستفاده می کنیم. و برای ضمایر فاعلی I, you, we, theyو اسم های جمع ( )plural nounsاز haveاستفاده می شود .یعنی: جمع )ما داریم( we have مفرد )من دارم( I have اول شخص )شما دارید( you have )تو داری( you have دوم شخص )آنها دارند( they have )او دارد( he has سوم شخص مذکر )آنها دارند( they have )او دارد( she has سوم شخص مؤنث )آنها دارند( they have )آن دارد( it has سوم شخص خنثی نکته :اختصارهای زیر را یاد بگیرید: = we've = they've we have they have = haven't = hasn't have not has not = I've = you've = he's = she's = it's I have you have he has she has it has نکته :به جای haveمیتوان از have gotو به جای hasمیتوان از has gotاستفاده کرد ،یعنی: جمع )ما داریم( we have got مفرد )من دارم( I have got اول شخص )شما دارید( you have got )تو داری( you have got دوم شخص )آنها دارند( they have got )او دارد( he has got سوم شخص مذکر )آنها دارند( they have got )او دارد( she has got سوم شخص مؤنث )آنها دارند( they have got )آن دارد( it has got سوم شخص خنثی زبان عمومی RMS 74 بخش 12 نکته :اختصارهای زیر را یاد بگیرید: = we've got = they've got we have got they have got = haven't got = hasn't got have not got has not got = I've got = you've got = he's got = she's got = it's got I have got you have got he has got she has got it has got به مثال های زیر ،توجه کنید: من چشمان آبی رنگ دارم. تام دو خواهر دارد. ماشین ما چهار در دارد. سردرد دارد. I've got blue eyes. Tom has got two sisters. Our car has got four doors. She's got a headache. I have blue eyes. من چشمان آبی رنگ دارم. Tom has two sisters. تام دو خواهر دارد. Our car has four doors. ماشین ما چهار در دارد. Sarah isn't feeling well. She has a headache. سارا حالش خوب نیست .سردرد دارد. نکته :اگر کلمۀ haveبه معنای "مالکیت" باشد ،نمیتوان به آن –ingاضافه کرد .برای مثال: We're enjoying our vacation. We have / have got a nice room in the hotel. داریم از تعطیالتمون لذت می بریم .ما اتاق خوبی در هتل داریم. نکته :برای سوالی کردن و جمالت منفی ،به دو صورت می توانیم عمل کنیم: هیچ سوالی ندارید؟ هیچ سوالی ندارم. آیا او ماشین دارد؟ او ماشین ندارد. ?Have you got any questions I haven't got any questions. ?Has she got a car She hasn't got a car. ?Do you have any questions I don't have any questions. ?Does she have a car She doesn't have a car. هیچ سوالی ندارید؟ هیچ سوالی ندارم. آیا او ماشین دارد؟ او ماشین ندارد. نکته :برای زمان گذشته ،از hadاستفاده می کنیم (در این حالت دیگر چیزی به عنوان had gotنداریم). سارا وقتی بچه بود ،موی بلندی داشت. Sara had long hair when she was a child. نکته :با توجه به نکتۀ باال ،برای سوالی کردن و منفی کردن زمان گذشته ،از didو didn'tاستفاده می کنیم. ?Did they have a car when they were living in Kashan آیا وقتی آن ها در کاشان زندگی می کردند ،ماشین داشتند؟ I didn't have a watch, so I didn't know what time it was. ساعت نداشتم ،بنابر این نمیدانستم که ساعت چند بود. ?Sara had long hair, didn't she سارا موی بلندی داشت ،مگه نه؟ زمان حال کامل (( – )The Present Perfect Tenseماضی نقلی) از زمان حال کامل ،برای صحبت در مورد اتفاق هایی استفاده می کنیم که در گذشته رخ داده اند ،و تاثیرش در زمان حال نیز دیده می شود. نکته :برای زمان حال کامل ،از افعال haveو hasبه عنوان افعال کمکی استفاده می کنیم. ساختار زمان حال کامل: have + past participle has + past participle مسی دو گل زده است. رضا کیف پولش را گم کرده است. ماه ها است که باران نباریده است. 75 Messi has scored two goals. Reza has lost his wallet. It has not rained for months. زبان عمومی RMS 12 بخش :– به انتهای فعل به دست میآیدed از اضافه کردنpast participle ، اگر فعل با قاعده باشد:نکته score finish scored finished move open moved opened .– ختم میشوندed یکساناند و هر دو به،simple past وpast participle ، برای فعلهای با قاعده،یعنی . آن را یاد بگیریمpast participle باید، اگر فعل بیقاعده باشد:نکته 76 infinitive simple past pp arise awake be bear beat become begin bend bet bite bleed blow break breed bring broadcast build burn burst buy can catch choose cling come cost creep cut deal dig do draw dream drink drive eat fall arose awoke was/were bore beat became began bent bet bit bled blew broke bred brought broadcast built burnt/burned burst bought could caught chose clung came cost crept cut dealt dug did drew dreamt/dreamed drank drove ate fell arisen awoken been borne beaten become begun bent bet bitten bled blown broken bred brought broadcast built burnt/burned burst bought ... caught chosen clung come cost crept cut dealt dug done drawn dreamt/dreamed drunk driven eaten fallen meaning بلند شدن بیدار کردن،بیدار شدن بودن تحمل کردن زدن شدن شروع کردن خم کردن،خم شدن شرط بستن گاز گرفتن خون ریزی کردن وزیدن شکستن پرورش دادن آوردن پخش کردن ساختن سوزاندن منفجر شدن،ترکیدن خریدن توانستن گرفتن انتخاب کردن چسبیدن آمدن قیمت داشتن/هزینه خزیدن بریدن خرید و فروش کردن حفر کردن،)کندن (زمین انجام دادن کشیدن،نقاشی کردن خواب دیدن نوشیدن رانندگی کردن )خوردن (غذا افتادن RMS زبان عمومی 12 بخش infinitive simple past pp feed feel fight find fly forbid forget forgive freeze get give go grow hang have hear hide hit hold hurt keep kneel know lay lead learn leave lend lie lie light lose make may mean meet overtake pay put read ride ring rise run fed felt fought found flew forbade forgot forgave froze got gave went grew hung had heard hid hit held hurt kept knelt knew laid led learnt/learned left lent lay lied lit/lighted lost made might meant met overtook paid put read rode rang rose ran fed felt fought found flown forbidden forgotten forgiven frozen got given gone grown hung had heard hidden hit held hurt kept knelt known laid led learnt/learned left lent lain lied lit/lighted lost made … meant met overtaken paid put read ridden rung risen run RMS زبان عمومی meaning غذا دادن احساس کردن دعوا کردن،جنگیدن یافتن،پیدا کردن پرواز کردن ممنوع و قدغن کردن فراموش کردن بخشیدن یخ بستن،منجمد کردن شدن،گرفتن دادن رفتن پرورش دادن،رشد کردن آویزان کردن داشتن شنیدن پنهان کردن )زدن (ضربه نگه داشتن صدمه و آسیب زدن نگهداری کردن زانو زدن شناختن،دانستن گذاشتن،قرار دادن راهنمایی کردن یاد گرفتن ترک کردن قرض دادن دراز کشیدن دروغ گفتن روشن کردن باختن،از دست دادن مجبور کردن/درست ممکن بودن منظور داشتن،معنی دادن مالقات کردن چیره شدن،سبقت گرفتن پرداخت کردن گذاشتن،قرار دادن )...خواندن (روزنامه و سواری کردن،راندن زنگ زدن طلوع کردن،باال رفتن دویدن 77 12 بخش 78 infinitive simple past pp saw say see sell send set sew shake shine shoot show shrink shut sing sink sit sleep slide smell speak spell spend spill spit spread stand steal stick sting stink strike swear sweep swim swing take teach tear tell think throw understand wake wear sawed said saw sold sent set sewed shook shone shot showed shrank shut sang sank sat slept slid smelt spoke spelt/spelled spent spilt/spilled spat spread stood stole stuck stung stank struck swore swept swam swung took taught tore told thought threw understood woke wore sawn/sawed said seen sold sent set sewn/sewed shaken shone shot shown shrunk shut sung sunk sat slept slid smelt spoken spelt/spelled spent spilt/spilled spat spread stood stolen stuck stung stunk struck sworn swept swum swung taken taught torn told thought thrown understood woken worn meaning ارّه کردن گفتن دیدن فروختن فرستادن غروب کردن/تنظیم دوختن لرزاندن،لرزیدن درخشیدن شلیک کردن نمایش دادن/نشان آب رفتن،کم شدن )... دهن و،بستن (در آواز خواندن غرق شدن نشستن خوابیدن سُر دادن،سُر خوردن بوییدن،بو دادن صحبت کردن هجی کردن گذراندن،خرج کردن پراکنده شدن،ریختن تُف کردن کردن/پخش شدن ایستادن دزدیدن چسبیدن،چسباندن نیش زدن بوی بد دادن ضربه زدن قسم خوردن جارو زدن شنا کردن تاب خوردن برداشتن،گرفتن درس دادن پاره کردن گفتن فکر کردن پرتاب کردن متوجه شدن،فهمیدن بیدار کردن پوشیدن RMS زبان عمومی بخش 12 meaning گریه کردن برنده شدن نوشتن pp simple past infinitive wept won written wept won wrote weep win write نکته :همانطور که در جداول باال مشاهده کردید ،برای فعلهای بیقاعده نیز ،گاهی اوقات past participleو ،simple pastیکساناند .مثالً meaning ایستادن گفتن خریدن فکر کردن داشتن pp simple past infinitive stood told bought thought had stood told bought thought had stand tell buy think have مثالهای بیشتر از زمان حال کامل: We've never had a car. ما هرگز ماشین نداشته ایم. Susan really loves that movie. She's seen it eight times. سوزان واقعاً عاشق آن فیلم است .آن را 8بار دیده است. I'm sorry, but I've forgotten your name. متاسفم ،ولی اسمتان را فراموش کرده ام. سوال های مربوط به زمان حال کامل: ?… Have/Has + subject + pp + ?Have you read this book ?Have you been to Rome این کتاب را خوانده ای؟ به رُم رفته ای؟ (تا حاال رم بودی؟) ?… Have/Has + subject + ever + pp + ?Have you ever played golf ?Has Sina ever been to Australia تا حاال گلف بازی کردی؟ آیا سینا تا حاال استرالیا بوده؟ ?… How long have/has + subject + pp + آن ها چه مدت است که ازدواج کرده اند؟ آن ها چه مدت است که ماشیناش را دارند؟ ?How long have they been married ?How long have they had their car نکته :برای منفی کردن زمان حال کامل ،کافی است که از have/ has notاستفاده کنیم .مثالً: It's Reza's birthday tomorrow and I haven't bought him a present. فردا تولد رضا است و من برایش کادو نخریدهام. نکته :اگر میخواهیم بگوییم که تا االن ،یه کاری را هرگز انجام نداده ایم ،از ساختار have/ has neverاستفاده میکنیم. برادر من هرگز با هواپیما سفر نکرده است. My brother has never travelled by plane. نکته :مقایسۀ beenو gone سوزان را نمیتوانم پیدا کنم .او کجا رفته است؟ سالم سوزان! داشتم دنبالت می گشتم .کجا بودی؟ 79 ?I can't find Susan. Where has she gone ?Hello Susan! I was looking for you. Where have you been زبان عمومی RMS بخش 12 نکته :مقایسۀ "زمان حال ساده" و "زمان حال کامل": Simple Present Tina and Ramin are married. تینا و رامین ازدواج کردهاند. آیا ازدواج کردید؟ ?Are you married هومن را میشناسی؟ ?Do you know Hooman شناسم. هومن را می I know Hooman. Present Perfect They have been married for years. آن ها سالهاست که ازدواج کرده اند. چه مدته ازدواج کردهاید؟ ?How long have you been married چه مدته که او را میشناسی؟ ?How long have you known him شناسم. خیلی وقته که او را می I've known him for a long time. ?How long has he lived in London او چه مدت در لندن زندگی کرده؟ از ماه آوریل دارمش. I've had it since April. علی در لندن زندگی می کند. Ali lives in London. من یک ماشین دارم. I have a car. نکته :کاربرد اصطالحات زیر را یاد بگیرید. … I've just در اینجا just ،به معنای "چند لحظه پیش" می باشد .مثال: :Aآیا سینا و سحر ،اینجا هستند؟ :Bبله ،چند لحظه پیش رسیده اند. :Aتام اینجاست؟ :Bنه ،متاسفانه چند لحظه پیش رفت( .تازه رفته است). ?A: Are Sina and Sahar here B: Yes, they've just arrived. ?A: Is Tom here B: No, I'm afraid he's just gone. … I've already در اینجا already ،به معنای "قبل از زمانی که انتظار داشتی /داشتم" می باشد .مثال: :Aمبینا و علی ،چه ساعتی میان؟ :Bآن ها رسیده اند. ساعت تازه 9است و سینا خوابیده است! ?A: What time are Mobina and Ali coming B: They've already arrived. It's only 9 o'clock and Sina has already gone to bed. I haven't … yet در اینجا yet ،به معنای "تا حاال ،هنوز" می باشد. نکته :معموالً yetدر انتهای جمله میآید و در جمالت منفی و سوالی به کار میرود. :Aیلدا و یاسمن اینجا هستند؟ :Bنه ،هنوز نرسیده اند. :Aآیا یلدا و یاسمن تا االن رسیده اند؟ :Bنه ،نه هنوز .ما همچنان منتظرشان هستیم. ?A: Are Yalda and Yasaman here B: No, they haven't arrived yet. ?A: Have Yalda and Yasaman arrived yet B: No, not yet. We're still waiting for them. نکته :در جمالت پرسشی ،ساختار استفاده از yetبه صورت زیر است: ?Have you ... yet? / Has Sara … yet :Aآیا نیکوال شغل جدیدش را تا االن شروع کرده است؟ :Bنه ،هفتۀ بعد شروع می کند. :Aاین لباس جدید من است. :Bاوه ،خوبه .تا االن پوشیدیش؟ (هنوز نپوشیدیش؟) ?A: Has Nicola started her new job yet B: No, she starts next week. A: This is my new dress. ?B: Oh, it's nice. Have you worn it yet نکته :با کلمات already ،justو yetمی توان هم از زمان حال کامل استفاده کرد و هم از زمان گذشتۀ ساده .برای مثال: :Aگرسنهای؟ :Bنه ،تازه ناهار خوردهام. :Bنه ،تازه ناهار خوردم. زبان عمومی RMS or ?A: Are you hungry B: No, I've just had lunch. B: No, I just had lunch. 80 بخش 12 :Aفراموش نکن که نامه را پست کنی. :Bپستش کرده ام. :Bپستش کردم. A: Don't forget to mail the letter. B: I've already mailed it. or B: I already mailed it. نکته :مقایسۀ "زمان گذشتۀ ساده" و "زمان حال کامل": Present Perfect I have lost my key. کلیدم را گم کرده ام. Behnam has gone home. بهنام به خانه رفته است. ?Have you ever been to Spain تا حاال به اسپانیا رفته ای؟ Sohrab hasn't phoned me yet. سهراب هنوز به من زنگ نزده است. Simple Past I lost my key last week. هفتۀ پیش ،کلیدم را گم کردم. Behnam went home ten minutes ago. بهنام 10دقیقۀ پیش ،به خانه رفت. ?Did you go to Spain last year پارسال به اسپانیا رفتی؟ Sohrab didn’t phone me yesterday. سهراب دیروز بهم زنگ نزد. نکته :وقتی در یک جمله ،یک عبارت زمانی به بازه ای اشاره می کند که از گذشته شروع شده و تا اکنون ادامه دارد ،یعنی باید از زمان حال کامل استفاده کنیم .کلماتی مانند: so far تا حاال ،تا االن since breakfast از صبحانه recently اخیر ًا in the last few days در چند روز اخیر به جمالت زیر توجه کنید: I'm hungry. I haven't eaten anything since lunch. ?Have you heard from Erfan recently گرسنمه .از ناهار [تا االن] چیزی نخورده ام. آیا اخیراً از عرفان شنیده ای؟ (ازش خبر داری؟) نکته :برای کلماتی مانند کلمات زیر ،از زمان حال کامل استفاده می کنیم؛ به شرطی که این بازه های زمانی ،تمام نشده باشند. this year امسال this week این هفته today امروز this morning امروز صبح به جمالت زیر توجه کنید: امروز 4فنجان قهوه خورده ام. این نیمسال ،تام را ندیده ام. I've drunk four cups of coffee today. I haven't seen Tom this semester. نکته :وقتی میخواهیم بگوییم چیزی برای اولین بار یا دومین بار یا ...اتفاق افتاده است ،از زمان حال کامل استفاده می کنیم. It's the first time Ali has driven a car. اولین بار است که علی یک ماشین رانده است. Mona is calling her friend again. That's the third time she's called her tonight. مونا دوباره دارد به دوستش زنگ می زند .او سومین بار است که امشب بهش زنگ می زند. زمان حال کامل استمراری ()Present Perfect Continuous از زمان حال کامل ،برای صحبت در مورد اتفاق هایی استفاده می کنیم که در گذشته رخ داده اند ،و فرآیند در زمان حال نیز ادامه داشته است. تفاوت این زمان ،با زمان حال کامل ،در این است که "زمان حال کامل استمراری" به فرآیند و ادامه دار بودن فرآیند ،تأکید دارد. ساختار: have/ has been + verb + ing سه ساعته که منتظرت مانده ام (هنوز هم منتظرم). تمام طول روز باران باریده است (و هنوز هم دارم می بارد). از ساعت 5دارد تلویزیون نگاه می کند. 81 I have been waiting for you for three hours. It's been raining all day. He's been watching TV since 5 o'clock. زبان عمومی RMS بخش 12 مقایسۀ "زمان حال استمراری" و "زمان حال کامل استمراری": Present Continuous I'm learning German. دارم زبان آلمانی یاد میگیرم. It's (= It is) raining. دارد باران می بارد. Present Perfect Continuous I've been learning German since last year. از پارسال دارم زبان آلمانی یاد میگیرم. It's (= It has) been raining all day. کل روز دارد باران می بارد (از صبح داره بارون میاد و هنوز هم قطع نشده). نکته :وقتی میخواهیم بگوییم یا بپرسیم که یک کاری چه مدت ( )how longدر حال انجام بوده است ،معموالً از زمان حال کامل استمراری استفاده میکنیم. I've been studying English for six months. ?How long have you been driving 6ماه است که دارم زبان انگلیسی میخونم. چه مدت است که داری رانندگی می کنی؟ نکته :به برخی از فعل ها -ing ،اضافه نمی شود .بنابراین برای این افعال ،زمان حال کامل استمراری استفاده نمی کنیم .مثالً: like دوست داشتن believe باور داشتن know دانستن ،شناختن نکته :در جواب به پرسش ?… How longمعموالً از forیا sinceاستفاده میکنیم. ?A: How long have they been married B: They have been married for 20 years. :Aچه مدت است که آن ها ازدواج کرده اند؟ :Bآن ها 20سال است که ازدواج کرده اند. ?A: How long have you been learning German B: I've been learning German since last year. :Aچه مدت است که داری زبان آلمانی یاد میگیری؟ :Bاز پارسال دارم زبان آلمانی یاد میگیرم. ?A: How long has she lived in London B: She has lived there all her life. :Aاو چه مدت در لندن زندگی کرده؟ :Bاو تمام عمرش آنجا (لندن) زندگی کرده است. نکته :ما agoرا همراه با گذشتۀ ساده ( )Simple Pastاستفاده میکنیم تا بیان کنیم چه مدت قبلتر از حال ،چیزی اتفاق افتاده است. agoرا بعد از زمان بیان شده میآوریم. میالد رو خیلی وقت پیش دیدم. پدر بزرگ او 10 ،سال پیش ،فوت کرد. یک ساعت پیش ،شام خوردم. I met Milad a long time ago Her grandfather died ten years ago. I had dinner an hour ago. مقایسۀ forو ago :Aهِلِن چه زمانی به تهران رسید؟ :Bاو سه روز پیش به تهران رسید. ?A: When did Helen arrive in Tehran B: She arrived in Tehran three days ago. :Aچه مدت است که هِلِن در تهران است؟ :Bاو سه روز است که در تهران است. ?A: How long has Helen been in Tehran B: She has been in Tehran for three days. تمرین شمارۀ 36 جاهای خالی را با haveیا hasپر کنید. ما یک معلم علوم جدید داریم. او خُلق و خوی بدی دارد. معموالً برای دسر ،میوه میخورم. علی هرگز با امتحانات مشکلی ندارد. زبان عمومی RMS 1. We ---------------- a new science teacher. 2. She ---------------- a bad temper. 3. I often ---------------- fruit for dessert. 4. Ali never ---------------- any problem with tests. 82 بخش 12 پاسخ تمرین شمارۀ 36 3. have 4. has 1. have 2. has تمرین شمارۀ 37 فُرم past participleافعال زیر را بنویسید. نوشتن پیدا کردن خریدن شنیدن دانستن write find buy hear know broken break drink cut do sing شکستن نوشیدن بریدن انجام دادن آواز خواندن پاسخ تمرین شمارۀ 37 known heard bought written found sung cut done drunk broken تمرین شمارۀ 38 جاهای خالی را با زمان حال کامل فعل داده شده در داخل پرانتر ،پر کنید .اولین جمله ،برای نمونه حل شده است. پدر کلید ماشینش را گم کرده است. همۀ مهمانان ،رسیده اند. تونی یک گل به ثمر رسانده است. پیتر چندین بار داخل چادر خوابیده است. دو ماه است که باران نباریده است. چندین زندانی از زندان فرار کرده اند. من و پدر ،یک ماهی بزرگ گرفته ایم. این فیلم را دو بار دیده ام. )1. Dad has lost his car key. (lose )2. All the guests ------------------------. (arrive )3. Tony ------------------------ a goal. (score )4. Peter ------------------------ in the tent several times. (sleep )5. It -------------- not -------------- for two months. (rain )6. Some prisoners ------------------------ from the prison. (escape )7. Dad and I ------------------------ a big fish. (catch )8. I ------------------------ this movie twice. (see پاسخ تمرین شمارۀ 38 4. has slept 3. has scored 2. have arrived 1. has lost 8. have seen 7. have caught 6. have escaped 5. has (not) rained تمرین شمارۀ 39 در جاهای خالی ،از forیا sinceاستفاده کنید. 1. It's been raining ------------------- lunchtime. از وقت ناهار دارد باران می بارد. 2. Sarah has lived in Chicago ------------------- 1995. سارا از سال ،1995در شیکاگو (بزرگترین شهر ایالت ایلینوی ،در آمریکا) زندگی کرده است. 3. Nahid has lived in Kermanshah ------------------- 10 years. ناهید به مدت 10سال در کرمانشاه زندگی کرده. 4. I'm tired of waiting. We've been sitting here ------------------- an hour. از انتظار کشیدن خسته شدم .یک ساعت است که اینجا نشسته ایم. 5. Mohsen has been looking for a job ------------------- he graduated. محسن از وقتی که فارغ التحصیل شد ،دنبال کار بوده است (هنوز هم دنبال کار است). پاسخ تمرین شمارۀ 39 5. since 83 4. for 3. for 2. since 1. since زبان عمومی RMS بخش 13 بخش ( 13افعال مُدال )1 افعال مُدال ( ،)modal verbsجزو افعال کمکی میباشند که با دادن احتمال ،توانایی ،اجازه یا الزام ،معنی اضافهتری به فعل اصلی جمله میدهند و معنی فعل اصلی را کاملتر میکنند. در ادامه با افعال مدال و نکات مربوط به آن ها ،آشنا میشویم. فعلهای مدال ،عبارت اند از: must should would shall might will may can could تذکر :افعال یا عبارت های زیر نیز مانند افعال مدال رفتار می کنند ،و ممکن است به لیست باال اضافه شوند: dare have to had batter need not ought to be able to برخی ویژگیهای افعال مُدال: .1 .2 .3 .4 .5 هرگز شکلشان تغییر نمی کند .یعنی نمی توان به آن ها " "ing" ،"ed" ،"sو ..اضافه کرد. همیشه بعد از افعال مدال ،فعل اصلی به صورت مصدر بدون toمی آید. این افعال ،همیشه به عنوان اولین فعل ،در جمله به کار می روند. افعال مدال به همراه یک فعل اصلی در جمله استفاده می شوند و نمی توانند تنها فعل جمله باشند. برای سوالی یا منفی کردن جمله ای که یک فعل مدال دارد ،دیگر نیازی به فعل کمکی نیست و از همان فعل مدال استفاده میکنیم. mayو might وقتی میخواهید بگویید ممکن است کاری را انجام دهید. ممکنه امشب به سینما برم. ممکنه امشب به سینما برم. با خودت چتر ببر .ممکنه بارون بیاد. حسین ممکنه به مهمانی بیاد. I might go to the cinema this evening. I may go to the cinema this evening. Take an umbrella with you. It might rain. Hossein may come to the party. نکته :وقتی میخواهید بگویید ممکن است کاری را انجام ندهید ،از may notیا از might notاستفاده می کنید. ممکنه امشب به سینما نرم. ممکنه امشب به سینما نرم. حسین ممکنه به مهمانی نیاد. I might not go to the cinema this evening. I may not go to the cinema this evening. Hossein may not come to the party. دو جملۀ زیر را مقایسه کنید: I'm playing tennis tomorrow. I might play tennis tomorrow. فردا قراره که تنیس بازی کنم (حتماً بازی میکنم) فردا ممکنه که تنیس بازی کنم (شاید هم بازی نکنم) نکته :وقتی میخواهید برای انجام کاری اجازه بگیرید ،میتوانید از ساختار زیر استفاده کنید: ?… May I به مثال های زیر توجه کنید: ممکنه که یه سوال بپرسم؟ (میتونم یه سوال بپرسم؟ اشکالی نداره که یه سوال بپرسم؟) ممکنه که اینجا بشینم؟ (میتونم اینجا بشینم؟ اشکالی نداره که اینجا بشینم؟) ?May I ask a question ?May I sit here تذکر :از mightبرای سوال پرسیدن استفاده نمیشود. زبان عمومی RMS 84 بخش 13 نکته :وقتی که وضعیت ،واقعی نیست ،از mightاستفاده می کنیم ،نه از .may If I were in Mehran's position, I think I might look for another job. اگه جای مهران بودم ،فکر کنم احتماالً دنبال یه شغل دیگه بودم. نکته :وقتی میخواهید بگویید بهتر است یک کاری را انجام دهید و جایگزین بهتری وجود ندارد ،میتوانید از might as wellیا اینکه از may as wellاستفاده کنید. A: You'll have to wait two hours to see the doctor. B: I might as well go home and come back. :Aمجبور خواهی بود 2ساعت برای دیدن دکتر منتظر بمونی. :Bبهتره که برم خونه و برگردم. Rents are so high these days; you may as well buy a house. این روزها ،اجارهها خیلی باالست؛ بهتره که یک خانه بخری. نکته :استفاده از mayو ،mightدر زمان گذشته ،به صورت زیر است: … + may have + pp + …. … + might have + pp + …. 'I wonder why Nima didn't answer the phone. 'He may have been asleep. برام سواله که چرا نیما جواب تلفن رو نداد" .احتماالً خواب بوده" A: I can't find my bag anywhere. :Aنمیتوانم کیفم را هیچ کجا پیدا کنم. B: You might have left it in the store. :Bممکن است آن را داخل مغازه جا گذاشته باشی. نکته :یک شکل استمراری هم وجود دارد: … … + may + be + verb + ing + … … + might + be + verb + ing + Don't call me at 8:30. I might be watching the baseball game on TV. ساعت 8:30بهم زنگ نزن .ممکنه در حال تماشای بازی بیس بال از طریق تلویزیون باشم. I may be going to Kashan in July. ممکنه ماه ژوئیه ،به کاشان بروم. canو could وقتی میخواهید بگویید می توانید کاری را انجام دهید. برای زمان حال ،از canاستفاده می کنیم. من می توانم پیانو بزنم. سارا می تواند ایتالیایی صحبت کند. I can play the piano. Sarah can speak Italian. برای زمان گذشته ،از couldاستفاده می کنیم. وقتی جوان بودم ،می توانستم خیلی سریع بدوم. When I was young, I could run very fast. نکته :وقتی میخواهید بگویید نمیتوانید کاری را انجام ندهید ،از can notیا از could notاستفاده می کنید. برای زمان حال ،از can notیا به طور اختصار از can'tاستفاده می کنیم. سارا نمی تواند اسپانیایی صحبت کند. کیفم را دیده ای؟ (ندیدیش؟) نمیتوانم پیدایش کنم. Sarah can't speak Spanish. Have you seen my bag? I can't find it. برای زمان گذشته ،از could notیا به طور اختصار از couldn'tاستفاده میکنیم. دیشب خسته بودم ،اما نتونستم بخوابم. علی نتوانست هفتۀ پیش به جلسه برود. 85 I was tired last night, but I couldn't sleep. Ali couldn't go to the meeting last week. زبان عمومی RMS بخش 13 نکته :وقتی میخواهید از کسی درخواست کنید تا کاری را انجام دهد ،میتوانید از ساختار زیر استفاده کنید. ?… Could you ?… Can you به مثال های زیر توجه کنید: ?Can you open the door, please ?Could you open the door, please ?Can you wait a moment, please ?Could you wait a moment, please میشه لطفاً در را باز کنید؟ میشه لطفاً در را باز کنید؟ میشه لطفاً یه لحظه صبر کنید؟ میشه لطفاً یه لحظه صبر کنید؟ نکته :وقتی میخواهید چیزی را از کسی درخواست کنید ،میتوانید از ساختارهای زیر استفاده کنید. ?…Can I get لطفاً میتونم یه لیوان آب داشته باشم؟ (میشه یه لیوان آب برام بیارید؟) لطفاً میتونم یه لیوان آب داشته باشم؟ (میشه یه لیوان آب برام بیارید؟) ?…Can I have ?Can I have a glass of water, please ?Can I get a glass of water, please نکته :وقتی میخواهید برای انجام کاری اجازه بگیرید ،می توانید از ساختار زیر استفاده کنید: ?…May I or ?…Could I Can I …? or به مثال های زیر توجه کنید: تام ،میتونم خودکارت رو قرض بگیرم؟ ممکنه که اینجا بشینم؟ (میتونم اینجا بشینم؟ اشکالی نداره که اینجا بشینم؟) ?Tom, could I borrow your pen ?Can I sit here ?May I sit here نکته :وقتی می خواهید بگویید که یک نفر قادر به انجام کاری هست ،به جای canمی توانید ،از be able toنیز استفاده کنید( .هرچند که استفاده از ،canرایج تر است) ما می توانیم از پنجرۀ هتلمان ،اقیانوس را ببینیم. ما می توانیم از پنجرۀ هتلمان ،اقیانوس را ببینیم. We can see the ocean from our hotel window. We are able to see the ocean from our hotel window. نکته :مقایسۀ couldو was able to هر دو در زمان گذشته استفاده می شوند. از couldبرای بیان توانایی کلی ( )general abilityاستفاده می کنیم .اما اگر بخواهیم بگوییم که یک نفر کاری را توانست در یک موقعیت خاص انجام دهد ،از couldاستفاده نمی کنیم .از was/ were able toیا از managed toاستفاده می کنیم. The fire spread through the building very quickly, but fortunately everybody was able to escape. The fire spread through the building very quickly, but fortunately everybody managed to escape. آتش خیلی سریع سرتاسر ساختمان پخش شد ،اما خوشبختانه ،همه توانستند فرار کنند. We didn't know where David was, but we were able to find him in the end. We didn't know where David was, but we managed to find him in the end. نمیدانستیم که دیوید کجا بود ،اما در آخر توانستیم او را پیدا کنیم. دو جملۀ زیر را مقایسه کنید: Jack was an excellent tennis player when he was younger. He could beat anybody. جک وقتی که جوانتر بود ،بازیکن تنیس عالی ای بود .او میتوانست هر کسی را شکست دهد. Jack and Ted played tennis yesterday. Ted played very well, but Jack managed to beat him. Jack and Ted played tennis yesterday. Ted played very well, but Jack was able to beat him. جک و تد دیروز تنیس بازی کردند .تد خیلی خوب بازی کرد ،اما جک توانست شکستش دهد. زبان عمومی RMS 86 بخش 13 نکته :از could notیا به طور اختصار از couldn'tهم برای بیان توانایی کلی ( )general abilityاستفاده می کنیم و هم برای موقعیت خاص. My grandfather couldn't swim. Ted played well, but he couldn't beat Jack. پدربزرگ من نمی توانست شنا کند. تد ،خوب بازی کرد ،اما نتوانست جک را شکست دهد. نکته :فعل couldهم گذشتۀ canمی باشد (همانطور که در مثال ها دیدیم) و هم کاربردهای دیگری دارد. همچنین از couldمی توان برای صحبت در مورد عمل های ممکن در زمان حال یا آینده صحبت کرد (مخصوصاً برای پیشنهاد دادن). ?A: what would you like to do tonight B: we could go to the movies. :Aامشب میخوای چیکار کنی؟ :Bمیتونیم سینما بریم. When you go to Isfahan next month, you could stay with Maral. وقتی ماه بعد به اصفهان می روی ،میتوانی با مارال بمانی (میتونی بری پیش مارال). دقت کنید که در دو مثال باال ،به جای couldاز canهم می توانستیم استفاده کنیم .وقتی در مورد جمله ای که میخواهیم بگوییم ،اطمینان زیادی نداریم ،بهتر است که از couldاستفاده کنیم. نکته :برای اعمالی که واقعی نیستند باید از couldاستفاده کنیم .در این حالت ،استفاده از canمجاز نیست. I'm so tired, I could sleep for a week. خیلی خسته ام ،میتونم یه هفته بخوابم. نکته :وقتی میخواهیم از محتمل بودن چیزی صحبت کنیم ،می توان از may ،mightو couldاستفاده کرد: [این] داستان ممکنه درست باشه ،اما من فکر نمیکنم باشه. [این] داستان ممکنه درست باشه ،اما من فکر نمیکنم باشه. [این] داستان ممکنه درست باشه ،اما من فکر نمیکنم باشه. The story could be true, but I don't think it is. The story might be true, but I don't think it is. The story may be true, but I don't think it is. نکته :وقتی میخواهیم بگوییم در گذشته می توانستیم کاری را انجام دهیم یا میتوانست اتفاقی رخ دهد اما رخ نداده ،از ساختار زیر استفاده می شود: … … + could have + pp جمالت زیر را باهم مقایسه کنید: )I'm so tired, I could sleep for a week. (now )I was so tired; I could have slept for a week. (past )The situation is bad, but it could be worse. (now )The situation was bad, but it could have been worse. (past خیلی خسته ام ،میتونم یه هفته بخوابم. خیلی خسته بودم ،میتونستم یه هفته بخوابم. وضعیت بد است ،اما میتونه بدتر بشه. وضعیت بد بود ،اما میتونست بدتر بشه. must وقتی که میخواهید بگویید باید یه کاری را انجام دهید .یا نیاز دارید کاری را انجام دهید یا مطمئن هستید که چیزی درست است. خیلی گرسنمه .باید یه چیزی بخورم. فیلم بسیار خوبیه .باید ببینیش. پنجره ها کثیف هستند .باید تمیزشان کنیم. کل روز در حال سفر (توی راه) بوده ای .باید خسته باشی. I'm very hungry. I must eat something. It's a fantastic film. You must see it. The windows are dirty. We must clean them. You’ve been traveling all day. You must be tired. وقتی که میخواهید بگویید نباید یه کاری را انجام دهید ،از must notیا به اختصار از mustn'tاستفاده می کنید. باید برم .نباید دیر کنم. نباید یادم بره که به کریس تلفن کنم. نباید عکس ها را لمس کنی. 87 I must go. I mustn't be late. I mustn't forget to phone Chris. You mustn't touch the pictures. زبان عمومی RMS بخش 13 نکته :برای زمان گذشته نمی توان از mustاستفاده کرد .از had toاستفاده می کنیم: I'm very hungry. I must eat something. I was very hungry. I had to eat something. خیلی گرسنمه .باید یه چیزی بخورم. خیلی گرسنم بود .باید یه چیزی میخوردم. نکته :وقتی میخواهیم بگوییم که نیازی نیست کاری انجام دهیم ،از don't need toاستفاده می کنیم. هنوز نیازی نیست برم .میتونم کمی بیشتر بمونم. نیازی نیست تا ساعت ،10بری. I don't need to go yet. I can stay a little longer. you don’t need to leave until 10. نکته :وقتی میخواهید بگویید که نیازی نیست کاری انجام دهید ،از don't have toنیز می توانید استفاده کنید. هنوز نیازی نیست برم .میتونم کمی بیشتر بمونم. نیازی نیست تا ساعت ،10بری. I don't have to go yet. I can stay a little longer. you don’t have to leave until 10. نکته :توجه کنید که: don't need to نیازی نیست نیازی نیست بروی .اگه بخوای ،میتونی اینجا بمونی. نباید بروی .باید اینجا بمونی. mustn't نباید You don't need to go. You can stay here if you want. You mustn't go. You must stay here. نحوۀ استفاده از mustدر زمان گذشته: … … + must (not) have + pp + There's nobody at home. They must have gone out. هیچکس در خانه نیست .باید بیرون رفته باشن. She walked past me without speaking. She must not have seen me. او بدون حرف زدن ،از کنارم رد شد رفت .حتماً منو ندیده. Tom walked into a wall. He must not have been looking where he was going. تام رفت تو دیوار .حتماً نگاه نمی کرده که کجا داره میره. تمرین شمارۀ 40 جاهای خالی را با couldیا couldn'tپر کنید. 1. My grandfather traveled a lot. He ----------------- speak five languages. پدر بزرگم زیاد سفر می کرد .او -----------------به پنج زبان صحبت کند. 2. I looked everywhere for the book, but I ----------------- find it. همه جا را برای [آن] کتاب گشتم ،اما -----------------پیدایش کنم. 3. Laura had hurt her leg and ----------------- walk very well. الرا به پایش آسیب زده بود و -----------------خیلی خوب راه برود. 4. I looked very carefully, and I ----------------- see someone in the distance. با دقت نگاه کردم و -----------------یک نفر را از دور ببینم. 5. My grandmother loved music. She ----------------- play the piano very well. مادربزرگم عاشق موسیقی بود .او خیلی خوب -----------------پیانو بزند. پاسخ تمرین شمارۀ 40 5. could زبان عمومی RMS 4. could 3. couldn't 2. couldn't 1. could 88 13 بخش 41 تمرین شمارۀ . پر کنیدmust not یاmust جاهای خالی را با 1. You've been traveling all day. You ------------------- be tired. . خسته باشی------------ .)کل روز در حال سفر بودی (توی راه بودی 2. That restaurant ------------------- be very good. It's always full of people. . همیشه پر از آدم است. خیلی خوب باشد---------- آن رستوران 3. That restaurant ------------------- be very good. It's always empty. . همیشه خالی است. خیلی خوب باشد---------- آن رستوران 4. You got here very quickly. You ------------------- have walked very fast. . خیلی سریع راه رفته باشی----------- .خیلی زود اینجا رسیدی 41 پاسخ تمرین شمارۀ 1. must 2. must 3. mustn't 4. must 42 تمرین شمارۀ .کلمات داده شده را مرتب کرده و جمله بسازید 1. might / go / Italy / to / I 2. the / might / he / to / cinema / go 3. tennis / tomorrow / I / play / might 4. party / Sanaz / not / to / may / come / the 5. here / I / ? / sit / may 1. 2. 3. 4. 5. 42 پاسخ تمرین شمارۀ 1. I might go to Italy. 2. He might go to the cinema. 3. I might play tennis tomorrow. 4. Sanaz may not come to the party. 5. May I sit here? RMS زبان عمومی .ممکنه به ایتالیا برم .ممکنه او به سینما بره .ممکنه فردا تنیس بازی کنم .ساناز ممکنه به مهمانی نیاد ممکنه اینجا بشینم؟ 89 بخش 14 بخش ( 14فعلها و زمانها )4 زمان گذشتۀ کامل (( – )Past Perfectماضی بعید) از زمان گذشتۀ کامل ،برای صحبت در مورد اتفاق هایی استفاده می کنیم که در زمان گذشته ،قبل از یک عمل دیگر رخ دادهاند. نکته :برای زمان گذشتۀ کامل ،از فعل hadبه عنوان فعل کمکی استفاده می کنیم. ساختار زمان گذشتۀ کامل: had + past participle When Mahsa arrived at the party, Taha had already gone. وقتی که مهسا به مهمانی رسید ،طاها رفته بود. When we got home last night, we found that somebody had broken into our house. وقتی که دیشب به خانه رسیدیم ،متوجه شدیم که یک نفر دزدکی وارد خانۀ ما شده بود. نکته :به جای I hadمی توان نوشت ،I'dبه جای we hadمیتوان نوشت we'dو... مقایسۀ زمان حال کامل با زمان گذشتۀ کامل: Past Perfect I didn't know who he was. I'd never seen him before. نمیدانستم که او چه کسی بود .او را هرگز قبالً ندیده بودم. We weren't hungry. We'd just had lunch. گرسنه نبودیم .تازه ناهار خورده بودیم. The house was dirty. They hadn't cleaned it for weeks. خانه کثیف بود .هفته ها بود که تمیزش نکرده بودند. Present Prefect Who is that man? I've never seen him before. آن مرد کیست؟ او را هرگز قبالً ندیده ام. We aren't hungry. We've just had lunch. گرسنه نیستیم .تازه ناهار خورده ایم. The house is dirty. They haven't cleaned it for weeks. خانه کثیف است .هفته هاست که تمیزش نکرده اند. زمان گذشتۀ کامل استمراری ()Past Perfect Continuous تفاوت این زمان ،با زمان گذشتۀ کامل ،در این است که "زمان گذشتۀ کامل استمراری" به فرآیند و ادامه دار بودن فرآیند ،تأکید دارد. ساختار: had been + verb + ing I was very tired when I got home. I'd been working hard all day. وقتی که به خانه رسیدم ،خیلی خسته بودم .تمام طول روز سخت در حال کار کردن بودم. We'd been playing tennis for about half an hour when it started to rain hard. وقتی که شروع به بارش شدید کرد ،ما تقریباً نیم ساعت بود که در حال تنیس بازی کردن بودیم. Jim went to the doctor last Friday. He hadn't been feeling well for some time. جیم جمعۀ پیش ،به دکتر مراجعه کرد .مدتی بود که حالش خوب نبود. زمان آینده ()The Future Tense برای زمان آینده ،ساختارهای مختلفی وجود دارد که در ادامه به بررسی هر یک خواهیم پرداخت. ساختار زیر ،معموالً برای افراد به کار می رود. am/ is/ are + verb + ing آرمین فردا تنیس بازی میکنه. هفتۀ بعدی ،کار نمیکنم. فردا شب چیکاره ای؟ (فردا تصمیم داری چیکار کنی؟ برنامت چیه؟) امشب میمونم خونه( .برنامم اینه که بمونم خونه) زبان عمومی RMS Armin is playing tennis tomorrow. I'm not working next week. ?What are you doing tomorrow evening I'm staying at home this evening. 90 بخش 14 نکته :برای جداول زمانی ،برنامه ها ،قطارها ،اتوبوس ها و ...از زمان حال ساده استفاده می کنیم .برای مثال: قطار ساعت 7:30میرسد. فیلم چه ساعتی تموم میشه؟ The train arrives at 7.30. ?What time does the film finish آینده باbe going to : بعد از ساختار زیر ،فعل به صورت مصدر می آید. be going to + infinitive او تصمیم داره که امشب تلویزیون نگاه کنه. تصمیم دارم که فردا چندتا کتاب بخرم. She is going to watch TV this evening. I'm going to buy some books tomorrow. نکته :در ساختار باال ،فعل beکه ممکن است are /is /amباشد ،فعل کمکی می باشد؛ در نتیجه برای منفی کردن این ساختار ،کافی است که بعد از فعل ،beاز notاستفاده کنیم .به مثال های زیر توجه کنید: I'm not going to have breakfast this morning. I'm not hungry. امروز صبح ،نمیخوام صبحانه بخورم( .تصمیمم اینه که صبحانه نخورم) گرسنه نیستم. Sarah is not going to sell her car. سارا تصمیم نداره که ماشینش رو بفروشه. یادآوری :هرجا که فعل beوجود دارد ،برای سوال کردن ،کافی است که جای فعل و فاعل را عوض کنیم: I am going to invite Nima to my party. میخواهم نیما را به مهمانی ام دعوت کنم. ?Are you going to invite Nima to your party آیا تصمیم داری که نیما را به مهمانی ات دعوت کنی؟ نکته :وقتی که مطمئن هستید چیزی اتفاق خواهد افتاد ،می توانید از be going toاستفاده کنید: Look at the sky! It's going to rain. به آسمان نگاه کن! قراره که بارون بباره. Oh dear! It's 9 o'clock and I'm not ready yet, I'm going to be late. اوه عزیزم! ساعت 9است و من هنوز آماده نیستم ،قراره که دیر کنم( .حتماً نمیتونم به موقع برسم). نکته :از be going toبرای زمان گذشته نیز استفاده می شود ،در مواقعی که تصمیم داشتید کاری را انجام دهید اما انجام نداده اید. We were going to fly to Tehran, but then we decided to drive instead. میخواستیم به تهران پرواز کنیم ،اما سپس تصمیم گرفتیم که به جاش رانندگی کنیم( .به جای هواپیما ،با ماشین رفتیم) Peter was going to take the exam, but he changed his mind. پیتر تصمیم داشت که در آزمون شرکت کنه ،اما نظرش رو عوض کرد( .در آزمون شرکت نکرد). یا قرار بوده اتفاقی بیفته ،اما نیفتاده: I thought it was going to rain, but it didn't. فکر میکردم که قراره بارون بیاد ،اما نیومد. آینده باwill : will + infinitive اختصارهای زیر را یاد بگیرید: it'll = it will she'll میتونی امشب بهم زنگ بزنی .در خانه خواهم بود. امشب احتماالً بیرون خواهیم رفت. 91 = she will I'll = I will You can call me this evening. I'll be at home. We'll probably go out this evening. زبان عمومی RMS بخش 14 نکته :برای منفی کردن این ساختار ،کافی است که بعد از ،willاز notاستفاده کنیم. اختصار زیر را یاد بگیرید: will not won't به مثال های زیر توجه کنید: قبل از اینکه بخوابی ،قهوه نخور .خوابت نخواهد برد. فردا اینجا نخواهم بود. Don't drink coffee before you go to bed. You won’t sleep. I won't be here tomorrow. نکته :برای سوالی کردن ،جای willو فاعل جمله را عوض می کنیم: ?Will you be at home this evening امشب در خانه خواهی بود؟ You will be at home this evening. امشب در خانه خواهی بود. کاربردهای استفاده از will .1 از " "willبرای پیش بینی کردن راجع به آینده می توانیم استفاده کنیم. من خوانندۀ معروفی خواهم شد. .2 برای پیشنهاد انجام کاری ،می توان از " "willاستفاده کرد. امشب شام درست میکنم. .3 I’ll be a famous singer. I’ll cook dinner tonight. همچنین زمانی که تازه و بدون برنامۀ قبلی تصمیم به انجام کاری میگیریم ،از " "willاستفاده میکنیم. I’ve only got two dollars left. I’ll go to the bank and get some more money. فقط دو دالر برام باقی مونده .میرم بانک یکم پول بیشتری بگیرم. .4 هنگام موافقت برای انجام کاری نیز ،از " "willاستفاده میکنیم. ?A: Can you give Sina this book میشه این کتاب رو به سینا بدی؟ B: Sure, I'll give it to him when I see him this afternoon. حتماً ،وقتی امروز بعد از ظهر ببینمش ،میدمش بهش. .5 موقع وعده دادن برای انجام کاری ،از " "willاستفاده میکنیم. Thanks for lending me the money. I'll pay you back on Friday. بابت قرض دادن پول بهم ،ممنونم .جمعه بهت برمیگردونم. I won't tell anyone what happened. I promise. به هیچکس نمیگم که چه اتفاقی افتاد .قول میدم. .6 درخواست از کسی برای انجام کاری: Will you please be quiet? I'm trying to concentrate. میشه لطفاً ساکت بشی؟ دارم سعی میکنم که تمرکز کنم. ?Will you shut the door, please میشه لطفاً در را ببندی؟ آینده باshall : اگر فاعل جمله I ،یا weباشد ،می توان به جای willاز shallاستفاده کرد. فردا دیر میکنم. فکر کنم برنده میشیم. زبان عمومی RMS I will be late tomorrow. I think we will win. فردا دیر میکنم. فکر کنم برنده میشیم. I shall be late tomorrow. I think we shall win. 92 بخش 14 زمان آیندۀ کامل (:)The Future Perfect Tense از این زمان وقتی که عملی در آینده کامل میشود ،استفاده میکنیم .یا برای بیان عمل یا کاری که در آینده قبل از یک عمل دیگر اتفاق خواهد افتاد. … … + will + have + pp + Three hours from now, everyone will have gone home. سه ساعت از االن [اگه حساب کنی] ،همه به خانه رفته اند( .سه ساعت دیگه ،همه رفتن خونه هاشون) We're late. The movie will already have started by the time we get to the theater. دیر کردیم .وقتی به تئاتر برسیم ،فیلم شروع شده است. Linda will have left before you get there. قبل از اینکه به آنجا برسی ،لیندا رفته است. نکته :برای منفی کردن ،کافی است که بعد از willاز notاستفاده کنیم .و برای سوالی کردن will ،به ابتدای جمله می آید. نکته :عبارت های زمانی زیر ،ممکن است در زمان آیندۀ کامل استفاده شوند: before then قبل از آن زمان by the end of May تا آخر ماه مه until next week تا هفتۀ بعد by Friday تا جمعه به مثال های زیر توجه کنید: تا ساعت 6بعد از ظهر ،این کتاب را تمام کرده ام. تا نیمه شب ،باران قطع شده است. تا هفتۀ بعد ،آن ها ژاپن را ترک نکرده اند. آیا او تا سال بعد فارغ التحصیل شده است؟ آنتونی تا آن موقع نرسیده است. وقتی که برسی ،قطار رفته است. I will have finished this book by 6 pm. It will have stopped raining by midnight. They will not have left Japan by next week. ?Will she have graduated by next year Anthony won't have arrived by then. When you arrive, the train will have left. زمان آیندۀ استمراری (:)The Future Continuous Tense این زمان برای بیان عملی که در آینده ادامه دار است استفاده می شود. … … + will + be + verb + ing + You have no chance of getting the job. You'll be wasting your time if you apply for it. هیچ شانسی برای گرفتن [آن] شغل نداری .اگه براش درخواست بدی ،داری وقتت رو تلف میکنی. I will be working at 10 am. ساعت 10صبح ،در حال کار کردن خواهم بود. We will not be having dinner at home. در خانه در حال خوردن شام نخواهیم بود. They'll be having dinner when the film starts. وقتی که فیلم شروع بشه ،آن ها در حال خوردن شام خواهند بود. تمرین شمارۀ 43 جاهای خالی جمالت زیر را با توجه به فعل های داده شده در داخل پرانتز و با استفاده از willیا shallپر کنید. )1. You --------------------- fat if you eat too many desserts. (grow اگه خیلی زیاد دسر بخوری ،چاق میشی. )2. The new school building --------------------- ready soon. (be ساختمان مدرسۀ جدید ،به زودی آماده میشه. )3. We --------------------- to the zoo after breakfast. (go بعد از صبحانه ،به باغ وحش میریم( .البته سعی کنید هیچوقت به باغ وحش نرید!) )4. I --------------------- my bath before dinner. (take قبل از شام ،دوش میگیرم. )5. If we ask her, she --------------------- us how to play chess. (teach اگه ازش بخوایم ،بهمون یاد میده که چطور شطرنج بازی کنیم. )6. If he works hard, he --------------------- his exams. (pass اگر او سخت کار کنه ،توی امتحاناتش قبول میشه. 93 زبان عمومی RMS بخش 14 پاسخ تمرین شمارۀ 43 will teach will pass will/shall take will be shall/will go will grow (وقتی فاعل Iیا weباشد ،هم میتوان از willاستفاده کرد و هم از ).shall تمرین شمارۀ 44 جاهای خالی جمالت زیر را با توجه به فعل های داده شده در داخل پرانتز و با استفاده از be going toپر کنید. )1. My hands are dirty. ------------------------- them. (wash دستانم کثیف هستند .میخوام بشورمشون. )2. What ------------------------------------ to the party tonight? (wear برای مهمانی امشب ،چی میخوای بپوشی؟ )3. I'm hungry. I ---------------------------------- this sandwich. (eat گرسنمه .میخوام این ساندویچ رو بخورم. )4. Sina says he's feeling very tired. He --------------------------------------for an hour. (lie down سینا می گوید خیلی خسته است .میخواهد که به مدت یک ساعت دراز بکشید. )5. Your favourite programme is on TV tonight. ------------ you --------------------------------it? (watch برنامۀ مورد عالقت امشب از تلویزیون پخش میشه .قراره که نگاش کنی؟ تمرین شمارۀ 45 از زمان آیندۀ کامل یا از زمان آیندۀ استمراری استفاده کرده و جاهای خالی را با توجه به فاعل و فعل داخل پرانتز ،پر کنید. 1. Don't call me between 7 and 8. -------------------------------- (we / have) dinner then. 2. Call me after 8:00. -------------------------------------- (we/ finish) dinner by then. پاسخ تمرین شمارۀ 44 3. I am going to eat 2. are you going to wear 5. Are you going to watch 1. I am going to wash 4. He is going to lie down پاسخ تمرین شمارۀ 45 1. Don't call me between 7 and 8. We'll be having dinner then. بین ساعت 7و ،8بهم زنگ نزن .ما آن موقع در حال خوردن شام خواهیم بود. 2. Call me after 8:00. We'll have finished dinner by then. بعد از ساعت 8بهم زنگ بزن .ما تا آن موقع شام خورده ایم. زبان عمومی RMS 94 بخش 15 بخش ( 15افعال مُدال )2 افعال مُدال ( ،)modal verbsجزو افعال کمکی می باشند که با دادن احتمال ،توانایی ،اجازه یا الزام ،معنی اضافه تری به فعل اصلی جمله می دهند و معنی فعل اصلی را کامل تر میکنند. در ادامۀ با افعال مدال و نکات مربوط به آن ها ،آشنا می شویم. فعل های مدال ،عبارت اند از: should shall would will must might may could can تذکر :افعال یا عبارت های زیر نیز مانند افعال مدال رفتار می کنند ،و ممکن است به لیست باال اضافه شوند: dare have to need not had batter ought to be able to برخی ویژگی های افعال مُدال: .1 .2 .3 .4 .5 هرگز شکلشان تغییر نمی کند .یعنی نمی توان به آن ها " "ing" ،"ed" ،"sو ..اضافه کرد. همیشه بعد از افعال مدال ،فعل اصلی به صورت مصدر بدون toمی آید. این افعال ،همیشه به عنوان اولین فعل ،در جمله به کار می روند. افعال مدال به همراه یک فعل اصلی در جمله استفاده می شوند و نمی توانند تنها فعل جمله باشند. برای سوالی یا منفی کردن جمله ای که یک فعل مدال دارد ،دیگر نیازی به فعل کمکی نیست و از همان فعل مدال استفاده میکنیم. would وقتی میخواهید راجع به چیزی که واقعی نیست صحبت کنید ،می توانید از wouldاستفاده کنید. اختصارهای زیر را یاد بگیرید: would not = wouldn't he would = he'd I would = I'd It would be nice to buy a new car, but we can't afford it. خوب میشه که یه ماشین جدید بخریم ،اما وسع مالیش رو نداریم. I'd love to live by the ocean. دوست دارم که کنار اقیانوس زندگی کنم. ?A: Should I tell Chris what happened :Aباید به کریس بگم که چه اتفاقی افتاد؟ B: No, I wouldn't say anything. :Bنه ،من [اگه جای تو بودم] نمی گفتم. نکته :وقتی میخواهید چیزی را که در گذشته اتفاق نیفتاده تصور کنید ،می توانید از ساختار زیر استفاده کنید: would have + pp They helped us a lot. I don't know what we would have done without their help. آن ها ما را زیاد کمک کردند .نمیدانم بدون کمک آنها چیکار می کردیم. I didn't tell Sina what happened. He wouldn't have been pleased. به سینا نگفتم که چه اتفاقی افتاد .خوشحال نمیشد. مقایسۀ حال و گذشته: )I would call Nima, but I don't have his number. (now به نیما زنگ میزدم ،اما شمارش رو ندارم( .اگه شمارش رو داشتم ،االن بهش زنگ می زدم) )I would have called Nima, but I didn't have his number. (past به نیما زنگ میزدم ،اما شمارش رو نداشتم( .اگه شمارش رو داشتم اون موقع ،بهش زنگ میزدم). 95 زبان عمومی RMS بخش 15 مقایسۀ willو would I'll stay a little longer. I've got plenty of time. یه کمی بیشتر میمونم .کلی زمان دارم( .وقت دارم که بمونم) I'd stay a little longer, but I really have to go now. یه کمی بیشتر میموندم ،اما واقعاً باید االن برم( .اگه وقت داشتم میموندم ،اما نمیتونم بمونم ،باید برم). I'll call Kamran. I've got his number. I'd call Kamran, but I don't have his number. به کامران زنگ خواهم زد .شمارش رو دارم. به کامران زنگ میزدم ،اما [متاسفانه] شمارش رو ندارم. نکته :وقتی میخواهیم بگوییم "یک نفر نپذیرفت تا کاری را انجام دهد" ،میتوانیم از ساختار زیر استفاده کنیم: wouldn't + infinitive I tried to warn him, but he wouldn't listen to me. سعی کردم بهش هشدار بدم ،اما بهم گوش نکرد. The car wouldn't start. ماشین روشن نشد. نکته :وقتی میخواهید راجع به چیزی که در گذشته به طور مکرر اتفاق می افتاده صحبت کنید ،می توانید از wouldاستفاده کنید( .در این حالت ،به جای wouldمی توان از used toنیز استفاده کرد). When we were children, we lived by the ocean. In summer, if the weather was nice, we would all get up early and go for a swim. وقتی بچه بودیم ،کنار اقیانوس زندگی می کردیم .در تابستان ،اگر آب و هوا خوب بود ،هممون زود بیدار میشدیم و شنا میکردیم. یک ساختار سوالی مهم با :would ?…Would you like…? = Do you want :Aکمی قوه میخوای؟ :Bنه .مرسی. :Aشکالت میخوای؟ :Bبله ،لطفاً. :Aچی میخوای (چی میخوری) ،چای یا قهوه؟ :Bچای ،لطفاً. ?A: Would you like some coffee B: No, thank you. ?A: Would you like a chocolate B: Yes, please. ?A: What would you like, tea or coffee B: Tea, please. از ساختار زیر ،برای دعوت کردن افراد استفاده می شود. ?… Would you like to + infinitive + به مثال های زیر توجه کنید: میخوای قدم بزنی؟ (بریم قدم بزنیم؟) :Aمیخوای یکشنبه با ما [غذا] بخوری؟ :Bبله ،دوست دارم. امشب چیکارهای؟ (امشب چیکار کنیم؟) ?Would you like to go for a walk ?A: Would you like to eat with us on Sunday )B: Yes, I'd love to. (= I would love to eat with you ?What would you like to do this evening نکته :شکل محترمانۀ I want )(= I would like تشنه ام .یه نوشیدنی میخوام. دربارۀ هتل ها مقداری اطالعات میخوام ،لطفاً. خسته ام .میخواهم امشب در خانه بمانم. زبان عمومی RMS … I'd like I'm thirsty. I'd like a drink. I'd like some information about hotels, please. I'm feeling tired. I'd like to stay at home this evening. 96 بخش 15 shall وقتی از shallاستفاده می کنیم که فاعل جمله I ،یا weباشد. ?… Shall I …? / Shall we این اتاق خیلی گرمه .پنجره رو باز کنم؟ امشب بهت زنگ بزنم؟ "بله لطفا" امشب دارم به یک مهمانی میرم .چی بپوشم؟ روز خوبیه .بریم پیاده روی؟ امسال واسه تعطیالتمون کجا بریم؟ ?It's very warm in this room. Shall I open the window ''Shall I phone you this evening?' 'yes please. ?I'm going to a party tonight. What shall I wear ?It's a nice day. Shall we go for a walk ?Where shall we go for our holidays this year should به معنای "باید" می باشد و زمانی استفاده می شود که میخواهید به کسی توصیه کنید تا کاری را انجام دهد .توجه کنید که الزامی برای انجام کار وجود ندارد. تام به اندازۀ کافی مطالعه نمیکنه .باید سخت تر درس بخونه. فیلم خوبیه .باید بری و ببینیش. باید کلی میوه و سبزیجات بخوری. Tom doesn't study enough. He should study harder. It's a good film. You should go and see it. You should eat plenty of fruit and vegetables. نکته :وقتی میخواهید به کسی توصیه کنید و بگویید که خوب نیست کاری را انجام دهند ،از should notیا به اختصار از shouldn'tاستفاده میکنید. تام نباید خیلی دیر بخوابه. نباید خیلی زیاد تلویزیون نگاه کنی. Tom shouldn't go to bed so late. You shouldn’t watch TV so much. نکته :ساختارهای رایج با فعل مدال :should … I think … should به نظرم ناهید باید چندتا لباس جدید بخره. دیره .به نظرم باید االن برم خونه. I think Nahid should buy some new clothes. It's late. I think I should go home now. … I don't think … should به نظرم نباید خیلی سخت کار کنی. به نظرم نباید هنوز بریم .خیلی زوده. I don't think you should work so hard. I don’t think we should go yet. It's too early. ?… Do you think … should به نظرت باید این کالهو بخرم؟ به نظرت چه ساعتی باید بریم خونه؟ ?Do you think I should buy this hat ?What time do you think we should go home نکته :کلمۀ mustاز کلمۀ shouldقوی تر است. فیلم خوبیه .باید بری و ببینیش (توصیه میکنم بری و ببینیش). فیلم فوق العاده ایه .باید بری و ببینیش (حتماً باید ببینیش) It's a good film. You should go and see it. It's a fantastic film. You must go and see it. نکته :به جای ،shouldمی توان از ought toنیز استفاده کرد .مثالً: It's a good film. You ought to go and see it. فیلم خوبیه .باید بری و ببینیش (توصیه میکنم بری و ببینیش) I think Nahid ought to buy some new clothes. به نظرم ناهید باید چندتا لباس جدید بخره. She's been studying hard for the exam, so she ought to pass. او سخت دارد برای امتحان مطالعه می کند ،بنابراین باید قبول شود. 97 زبان عمومی RMS بخش 15 نکته :وقتی که انتظار دارید چیزی اتفاق بیافتد ،می توانید از shouldاستفاده کنید: She's been studying hard for the exam, so she should pass. او برای آزمون ،سخت در حال تالش بوده است ،بنابراین باید قبول شود. There are plenty of hotels in this city. It shouldn't be hard to find a place to stay. هتل های زیادی در این شهر وجود دارد .پیدا کردن جایی برای ماندن ،نباید سخت باشد. نکته :وقتی چیزی درست نیست ،یا بر خالف انتظار شماست ،می توانید از shouldاستفاده کنید: I wonder where Mahnaz is. She should be here by now. کنجکاوم (برام سواله که) که مهناز کجاست .باید تا االن اینجا می بود. The price on this package is wrong. It should be $1, not $2. قیمت روی این بسته ،اشتباهه .باید 1دالر باشه ،نه 2دالر. نکته :برای بیان کاری که در گذشته انجام نداده اید ،اما بهتر بود که آن کار را انجام دهید ،از ساختار زیر می توانید استفاده کنید: should have + pp دیشب یه مهمونی عالی رو از دست دادی .باید میومدیYou missed a great party last night. You should have come. . I wonder why they're so late. They should have been here an hour ago. برام سواله که چرا انقدر دیر کردند .یک ساعت پیش باید اینجا میبودن. I feel sick. I shouldn't have eaten so much. حالم خوب نیست .نباید خیلی زیاد میخوردم. have to وقتی میخواهید بگویید که مجبور هستید کاری را انجام دهید ،از have toاستفاده می کنید که وقتی فاعل ،سوم شخص مفرد باشد have to ،تبدیل به has toخواهد شد. باید فردا زود بیدار بشم .پروازم ساعت 7:30حرکت میکنه. I have to get up early tomorrow. My flight leaves at 7:30. Jason can't meet us tonight. He has to work late. جیسون نمیتونه امشب ما رو مالقات کنه .مجبوره تا دیروقت کار کنه. I don't have much time. I have to go soon. وقت زیادی ندارم .باید زود بروم. نکته :برای سوالی کردن از فعل کمکی doیا ( doesبرای زمان حال) و ( didبرای زمان گذشته) استفاده میکنیم: برای گرفتن گواهینامۀ رانندگی چیکار باید کنم؟ آیا احمد فردا مجبوره که کار کنه؟ چرا مجبور بودی زود بری؟ ?What do I have to do to get a driver's license ?Does Ahmad have to work tomorrow ?Why did you have to leave early نکته :برای منفی کردن از don'tیا ( doesn'tبرای زمان حال) و ( didn'tبرای زمان گذشته) استفاده میکنیم: فردا مجبور نیستم زود بیدار بشم. احمد جمعه ها مجبور نیست کار کند. ما برای پارک کردن ماشین ،مجبور نبودیم که [پول] پرداخت کنیم. I don't have to get up early tomorrow. Ahmad doesn't have to work on Fridays. We didn’t have to pay to park the car. نکته :قبل از ،have toمیتوانیم از افعال مُدال نیز استفاده کنیم ،برای مثال: They can’t fix my computer, so I'll have to buy a new one. آن ها نمی توانند کامپیوترم را تعمیر کنند ،بنابر این مجبور خواهم بود جدیدش رو بخرم. I might have to leave the meeting early. ممکن است مجبور شوم جلسه را زود ترک کنم. زبان عمومی RMS 98 بخش 15 نکته :گاهی میتوان یا از has to / have toاستفاده کرد یا از must The economic situation is bad. The government must do something about it. The economic situation is bad. The government has to do something about it. وضعیت اقتصادی بد است .دولت باید دربارۀ آن کاری انجام دهد( .باید برایش چاره ای بیاندیشد). If you come to Tehran, you really must visit The Milad Tower. If you come to Tehran, you really have to visit The Milad Tower. اگر به تهران بیایی ،واقعاً باید از برج میالد دیدن کنی. نکته :به جای have toمیتوان از have got toنیز استفاده کرد: I've got to work tomorrow. فردا باید کار کنم. He's got to visit his aunt tonight. او امشب باید خاله اش را مالقات کند. فردا باید کار کنمI have to work tomorrow. . He has to visit his aunt tonight. او امشب باید خاله اش را مالقات کند. تفاوت mustو have to .1 mustاز have toقوی تر است (شدت بیشتری دارد). .2 mustیک باید درونی و قلبی است و ممکن است دلیل خاصی برای اجبار وجود نداشته باشد ،اما معموالً وقتی از have toاستفاده می کنیم ،دلیلی برای انجام کارمان وجود دارد. نکته :دقت کنید که you have to go باید بروی you must go باید بروی you don't have to go مجبور نیستی بروی (هم میتونی بری ،هم میتونی بمونی) you must not go نباید بروی (باید بمونی) به مثال های زیر توجه کنید: You must keep this a secret. You must not tell anybody. باید این را یک راز نگه داری .نباید به هیچکس بگویی. You don't have to tell Sina about what happened. I can tell him myself. مجبور نیستی به سینا بگویی که چه اتفاقی افتاد( .هم میتونی بهش بگی ،هم میتونی نگی) .میتونم خودم بهش بگم. نکته :برای زمان گذشته ،از had toاستفاده می کنیم: نمیتونستم بمونم .باید میرفتم. باید زود بیدار میشدم. I couldn't stay. I had to go. I had to get up early. need not معادل همان don't have toمیباشد .بعد از need notنیز از مصدر استفاده میکنیم. به جای need notاز don't need toنیز میتوان استفاده کرد: She doesn't have to arrive so early. She need not arrive so early. She doesn't need to arrive so early. نیازی نیست که خیلی زود برسد. 99 زبان عمومی RMS بخش 15 had better وقتی میخواهید بگویید بهتر است کاری را انجام دهید وگرنه مشکلی پیش خواهد آمد ،از had betterاستفاده می کنید. دقت کنید که از ،had betterبرای زمان حال یا آینده استفاده میکنیم. اختصارهای زیر را یاد بگیرید: you had better = you'd better I had better = I'd better I have to meet Saba in 10 minutes. I'd better go now or I'll be late. باید صبا را تا 10دقیقۀ دیگر مالقات کنم .بهتره که االن برم ،وگرنه دیرم میشه. We'd better stop for gas soon. The tank is almost empty. بهتره که زود برای [زدن] بنزین توقف کنیم .باک (مخزن) تقریباً خالی است. ""Do you think I should take an umbrella?" "Yes, you'd better. It might rain. "آیا به نظرت باید چتر بردارم؟" "بله ،بهتره که اینکارو کنی .ممکنه بارون بیاد". برای منفی کردنش ،از had better notاستفاده می کنیم: "?"Are you going out tonight ""I'd better not. I've got a lot of work to do. " بهتره که نرم .کلی کار برای انجام دادن دارم". "امشب بیرون میری؟" You don't look very well. You'd better not go to work today. خیلی خوب به نظر نمیرسی .بهتره که امروز سرکار نری. تذکر :دقت کنید که بعد از had betterاز مصدر بدون toاستفاده میکنیم. ممکنه باران ببارد .بهتره که چتر برداریم. It might rain. We'd better take an umbrella. It might rain. We'd better to take an umbrella. تذکر had better :شبیه به shouldمیباشد ،با این تفاوت که از had betterفقط برای یک موقعیت خاص استفاده میشود ،اما از shouldهم برای موقعیتهای خاص و هم برای حالتهای کلی می توان استفاده کرد. تفاوت دیگر اینکه ،معموالً وقتی از had betterاستفاده میکنیم که نشان دهیم در صورت انجام ندادن آن کار ،مشکلی پیش خواهد آمد. dare به معنای "جرأت داشتن" است و معموالً در جمالت منفی و سوالی ،یک فعل مُدال محسوب میشود. آیا ما جرأت داریم برگردیم؟ جرأت نمیکنم نگاه کنم. ?Dare we go back I daren’t look. جرأت نمیکنم به خانه بروم. آیا ما جرأت داریم اینو قبول کنیم؟ آدمایزیادی جرأت بحثکردن نداشتند I daren’t go home. ?Dare we admit this Not many people dared argue. تمرین شمارۀ 46 در مثال های زیر ،از mustیا از had toاستفاده کنید. 1. I ------------------ walk home last night. There were no buses. 2. It's late. I ------------------ go now. 3. I don't usually work on Saturdays, but last Saturday I ------------------ work. 4. I ------------------ get up early tomorrow. I have a lot to do. 5. I came here by train. The train was full and I ------------------ stand all the way. 6. I forgot to phone David yesterday. I ------------------ phone him later today. زبان عمومی RMS 100 15 بخش 47 تمرین شمارۀ . استفاده کنیدhas to یا ازhave to از،برای تکمیل جمالت زیر 1. My eyes are not very good. I ------------------------ wear glasses. 2. At the end of the course all the students ------------------------ do a test. 3. Sarah is studying literature. She ------------------------ read a lot of books. 4. Albert doesn't understand much English. You ------------------------ speak slowly to him. 5. Kate is often away from home. She ------------------------ travel a lot in her job. 46 پاسخ تمرین شمارۀ 1. had to 2. must 3. had to 4. must 5. had to 6. must 47 پاسخ تمرین شمارۀ 1. My eyes are not very good. I have to wear glasses. . باید (مجبورم) عینک بزنم.) (چشمام ضعیفن.چشمانم خیلی خوب نیستن 2. At the end of the course all the students have to do a test. . تمام دانش آموزان باید امتحان بدهند،در پایان [این] دوره 3. Sarah is studying literature. She has to read a lot of books. . او باید کتاب های زیادی بخواند.سارا ادبیات می خواند 4. Albert doesn't understand much English. You have to speak slowly to him. . باید به کندی با او صحبت کنی.آلبرت زیاد انگلیسی نمی فهمد 5. Kate is often away from home. She has to travel a lot in her job. . باید در شغلش زیاد سفر کند.کِیت اغلب از خانه دور است RMS زبان عمومی 101 بخش 16 بخش ( 16حروف اضافه )1 یک حرف اضافه ( ،)prepositionکلمه ای است که چیزی را به چیز دیگری وصل می کند و ارتباط آن ها را نشان میدهد. نکته :بعد از حرف اضافه ،معموالً یک اسم ( )nounیا یک ضمیر ( )pronounمی آید. برخی از حروف اضافه ،در مورد زمان هستند. Many shops close on Fridays. خیلی از فروشگاه ها جمعه ها می بندند( .جمعه ها بسته اند). The trees lose their leaves during winter. درختان ،برگ هایشان را در طول زمستان ،از دست می دهند. We always wash our hands before meals. ما همیشه دستانمان را قبل از وعده های غذایی ،می شوییم. We get up in the morning. ما صبح از خواب بیدار می شویم. We go to bed at night. شب ،میخوابیم. It's always hot in summer. همیشه ،تابستان [هوا] گرم است. The movie starts at two in the afternoon. فیلم در ساعت 2بعد از ظهر ،شروع می شود. Autumn begins in September. پاییز در ماه سپتامبر آغاز می شود. They were married in 1990. آن ها در سال ،1990ازدواج کردند. Joe arrived after me. جو بعد از من رسید. It has not rained at all for two weeks. دو هفته است که اصالً نباریده است. Kevin and Joe have been in the same class since first grade. کِوین و جو از سال اول ،در یک کالس بوده اند( .همیشه همکالسی بوده اند) ما تا ساعت 2بامداد ،بازی جام جهانی را تماشا کردیمWe watched the World Cup game until 2:00 A.M. . حروف اضافۀ on ،atو in .1 برای زمانی در طول روز ،از atاستفاده می کنیم. at sunset در غروب آفتاب .2 at lunchtime در وقت ناهار .4 at noon در ظهر برای روزها و تاریخ ها ،از onاستفاده می کنیم. on my birthday در روز تولدم .3 at 10.45 در ساعت 10:45 at five o'clock در ساعت 5 on New Year's Day در روز سال نو on 17 May 2019 در روز 17ام ماه مه سال 2019 on Friday در روز جمعه برای بازه های طوالنی تر ،از inاستفاده می کنیم. in the 1990s در دهۀ نود قرن بیستم. in 2012 در سال 2012 in June در ماه ژوئن in winter در زمستان in the past در گذشته in the 20th century در سدۀ بیستم. ما میگوییم: at this time اکنون at present اکنون میتونیم بعداً صحبت کنیم؟ در حال حاضر ،سرم شلوغه. at the minute اکنون Can we talk later? I'm busy at the moment. همزمان ،در عین حال من و صبا همزمان رسیدیم( .توی یه تایم رسیدیم). زبان عمومی RMS at the moment اکنون at the same time Saba and I arrived at the same time. 102 بخش 16 on weekends در آخر هفته ها at weekends در آخر هفته ها on the weekend در آخر هفته ?Will you be here at the weekend ?Will you be here on the weekend آخر هفته اینجایی؟ (آخر هفته میای اینجا؟) آخر هفته اینجایی؟ (آخر هفته میای اینجا؟) on Christmas Day در روز کریسمس )at night (= during nights in general در شب (به طور کلی) در شب (یک شب به خصوص) )in the afternoon(s در بعد از ظهر(ها) )in the morning(s در صبح (ها) صبح میبینمت. شب ها کار می کنی؟ I'll see you in the morning. ?Do you work in the evenings )on Sunday afternoon(s در یکشنبه بعد از ظهر (ها) )on Friday morning(s در جمعه صبح (ها) جمعه صبح می بینمت. شنبه شب ها کار می کنی؟ .1 )in the night (= during a particular night I don't like working at night. I was woken up by a noise in the night. کار کردن در شب را دوست ندارم. شب ،به خاطر یه سر و صدا ،از خواب بیدار شدم. )on Monday evening(s در دوشنبه شب (ها) at Christmas در [عید] کریسمس ?Do you give each other presents at Christmas آیا در عید کریسمس ،به همدیگر هدیه می دهید؟ )in the evening(s در شب (ها) I'll see you on Friday morning. ?Do you work on Saturday evenings قبل از this ،next ،lastو everyاز حروف اضافۀ in ،onو atاستفاده نمی کنیم. I'll see you next Friday. They got married last June. جمعۀ بعدی میبینمت. در ماه ژوئن گذشته ،باهم ازدواج کردند. .2 اغلب می توانید قبل از روزها ،از onاستفاده نکنید. I'll see you Friday. جمعه میبینمت. I don't work Saturday mornings. صبح شنبه ها کار نمی کنم. .3 I'll see you on Friday. جمعه میبینمت. I don't work on Saturday mornings. صبح شنبه ها کار نمی کنم. وقتی میخواهیم بگوییم که چیزی در یک مدت زمان ،رخ خواهد داد ،از inاستفاده می کنیم. چند دقیقۀ دیگه ،قطار در حال رفتن خواهد بود. اندی به مسافرت رفته است .یه هفته ای برمیگرده. یه لحظۀ دیگه ،اینجا خواهند بود. .4 The train will be leaving in a few minutes. Andy has gone away. He'll be back in a week. They'll be here in a moment. وقتی میخواهید بگویید چقدر طول کشید /می کشد تا کاری را انجام دهید ،از inاستفاده کنید. در مدت 4هفته توانستم رانندگی کردن را یاد بگیرم. 103 at the weekend در آخر هفته I learnt to drive in four weeks. زبان عمومی RMS بخش 16 تفاوت on timeو in time وقتی چیزی on timeرخ می دهد ،یعنی به موقع و دقیقاً در زمانی که برنامه ریزی شده ،اتفاق می افتد. on time = punctual, not late The 11.45 train left on time. قطارِ ساعت ،11:45به موقع رفت( .یعنی ساعت 11:45رفت) Please be on time. Don't be late. لطفاً به موقع بیایید .دیر نکنید. The conference was well-organised. Everything began and finished on time. کنفرانس به خوبی برنامه ریزی شده بود .همه چیز به موقع شروع و تمام شدند. عبارت in timeبه زمانی زودتر از وقت تعیین شده اشاره دارد. in timeیعنی "در زمان مناسب"" ،به موقع"" ،قبل از اینکه دیر بشه". in time = soon enough ?Will you be home in time for dinner برای شام ،در زمان مناسب خانه خواهی بود؟ (به موقع میرسی؟) I sent Amy a birthday present. I hope it arrived in time. برای ایمی ،یک کادوی تولد فرستادم .امیدوارم که در وقت مناسب رسیده باشه( .دیر نرسیده باشه) I'm in a hurry. I want to get home in time to watch the game on TV. عجله دارم .میخوام در زمان مناسب به خانه برسم تا بازی را از تلویزیون نگاه کنم. مخالف ،in timeعبارت too lateمی باشد. I got home too late to watch the game on TV. برای تماشای بازی در تلویزیون ،خیلی دیر به خانه رسیدم. نکته :وقتی قبل از دیر شدن به جایی می رسید یا کاری را انجام می دهید ،می توانید از just in timeاستفاده کنید. برای قطارمان ،درست به موقع به ایستگاه رسیدیم. (چیزی نمونده بود که دیر بشه و از قطار جا بمونیم). A child ran into the road in front of the car, but I managed to stop just in time. یک بچه وسط جاده پرید جلوی ماشین ،اما درست به موقع توانستم وایسم( .چیزی نمونده بود با ماشین بزنم به اون بچه) We got to the station just in time for our train. تفاوت at the endو in the end at the end of somethingیعنی "در پایان چیزی" at the end (of something) = at the time when something ends. at the end of the game در پایان بازی at the end of January در پایان ژانویه at the end of the month در پایان ماه at the end of the concert در پایان کنسرت at the end of the course در پایان دوره at the end of the film در انتهای فیلم برای مثال: در انتهای کنسرت ،همه دست زدند( .تشویق کردند). بازیکنان در انتهای بازی[ ،با هم] دست دادند. At the end of the concert, everyone applauded. The players shook hands at the end of the game. مخالف ،at the endعبارت at the beginningمی باشد. در شروع ماه ژانویه میخوام به مسافرت برم( .میخوام برم یه وَری) زبان عمومی RMS I'm going away at the beginning of January. 104 16 بخش . باالخره و نهایتاً" می باشد، به معنای "سرانجامin the end عبارت:نکته in the end = finally We had a lot of problems with our car. We sold it in the end. . نهایتاً فروختیمش.مشکالت زیادی با ماشینمان داشتیم He got more and more angry. In the end he just walked out of the room. . سرانجام چند لحظه پیش از اتاق بیرون رفت.او بیشتر و بیشتر عصبانی شد Milad couldn't decide where to go for his holidays. He didn't go anywhere in the end. . نهایتاً هیچ جا نرفت.میالد نمیتونست تصمیم بگیره که برای تعطیالتش کجا بره . می باشدat first عبارت،in the end ، مخالف:نکته At first we didn't get on well, but in the end we became good friends. . اما نهایتاً دوستان خوبی شدیم، باهم رابطۀ خوبی نداشتیم،اوایل 48 تمرین شمارۀ . را قرار دهیدon یاat ،in یکی از حروف اضافۀ،در جاهای خالی 1. David was born in Salzburg ------------- 1756. 2. I've been invited to a wedding ------------- 14 February. 3. Amy's birthday is ------------- May, but I don't know which date. 4. This park is popular and gets very busy ------------- weekends. 5. I haven't seen Kate for a few days. I last saw her ------------- Tuesday. 6. Jahan is 63. He'll be retiring from his job ------------- two years. 7. I'm busy right now. I'll be with you ------------- a moment. 8. Sam isn't here ------------- the moment, but he'll be here this afternoon. 9. There are usually a lot of parties ------------- New Year's Eve. 10. I don't like the dark. I try to avoid going out ------------- night. 11. It rained very hard ------------- the night. Did you hear it? 12. My car is being repaired at the garage. It will be ready ------------- two hours. 13. The bus station was busy. A lot of buses were leaving ------------- the same time. 14. Helen and David always go out for dinner ------------- their wedding anniversary. 15. It was a short book and easy to read. I read it ------------- a day. 16. ------------- midday, the sun is at its highest point in the sky. 17. This building is very old, it was built ------------- the fifteenth century. 18. The office is closed ------------- Wednesday afternoons. 19. In UK many people go home to see their families ------------- Christmas. 20. My flight arrives ------------- 5 o'clock ------------- the morning. 21. The course begins ------------- 7 January and ends sometime ------------- April. 22. I might not be at home ------------- Tuesday morning, but I'll be there ------------- the afternoon. 48 پاسخ تمرین شمارۀ 1. in 2. on 3. in 4. at/on 5. (on) 6. in 7. in 8. at 9. (on) 10. at 11. in 12. in 13. at 14. on 15. in 16. At 17. in 18. on 19. at 20. at, in 21. on, in 22. (on), in RMS زبان عمومی 105 16 بخش 49 تمرین شمارۀ . قرار دهیدin یاat ،در جاهای خالی 1. I'm going away --------- the end of the month. 2. It took Gary a long time to find work. --------- the end he got a job as a bus driver. 3. I couldn't decide what to buy Amy for her birthday. I didn't buy her anything --------- the end. 4. I'm going away --------- the end of this week. 5. We waited ages for a bus. --------- the end we had to get a taxi. 6. --------- the end of the lesson, all the students left the classroom. 7. We had a few problems at first, but --------- the end everything was OK. 8. You were in a difficult position. What did you do --------- the end? 9. The Journey took a very long time, but we got there --------- the end. 10. Are you going away --------- the beginning of August or --------- the end? 49 پاسخ تمرین شمارۀ 1. at 6. At 106 2. In 7. in 3. in 8. in 4. at 9. in 5. In 10. at, at RMS زبان عمومی بخش 17 بخش ( 17جمالت معلوم و مجهول )1 همۀ جملهها در انگلیسی به دو دستۀ معلوم ( )Active voiceو مجهول ( )Passive voiceطبقهبندی میشوند. جمالت معلوم :جمالتی هستند که در آن ها ،فاعل یا همان انجام دهندۀ مستقیم عملِ فعل ،حضور دارد. آنها پول را دزدیدند. They stole the money. احمد پنجره را شکست. Ahmad broke the window. جمالت مجهول :جمالتی که کنندۀ کار مشخص نیست. پول ،دزدیده شد. The money was stolen .پنجره شکست The window was broken. توجه شود که ما زمانی از فعل و جمالت مجهول استفاده میکنیم که انجام دهندۀ فعل ،برای ما چندان اهمیتی ندارد و میخواهیم روی انجام شدن یا نشدن فعل تأکید کنیم. به عبارت دیگر ،وقتی که از یک فعل معلوم استفاده میکنیم ،میگوییم فاعل جمله چه کاری میکند ،اما وقتی از فعل مجهول استفاده می کنیم ،میگوییم چه اتفاقی برای فاعل جمله افتاده است. تذکر :همۀ فعل ها قابلیت مجهول شدن را ندارند! نکته :در جمالت مجهول ،وقتی بخواهیم بگوییم که چه کسی آن کار را انجام داده ،از byاستفاده میکنیم: این خانه توسط پدربزرگم ساخته شد. دویست نفر توسط شرکت ،استخدام می شوند. This house was built by my grandfather. Two hundred people are employed by the company. ساختار مجهول در زمان حال ساده: am/ is/ are + past participle Somebody cleans this room every day.جملۀ معلوم This room is cleaned every day.جملۀ مجهول یه نفر هر روز این اتاق را تمیز می کند. این اتاق هر روز تمیز می شود. مثالهای بیشتر تصادفات زیادی به خاطر رانندگی بی احتیاط ،رخ میدن. معموالً به مهمانی ها دعوت نمی شوم. این کلمه چطور تلفظ می شود؟ Many accidents are caused by careless driving. I'm not often invited to parties. ?How is this word pronounced ساختار مجهول در زمان گذشتۀ ساده: was/ were + past participle یه نفر دیروز این اتاق را تمیز کرد. این اتاق دیروز تمیز شد. Somebody cleaned this room yesterday.جملۀ معلوم This room was cleaned yesterday.جملۀ مجهول مثالهای بیشتر ما توسط یک سر و صدا در شب ،بیدار شدیم. به مهمانی رفتی؟ -نه ،دعوت نشدم. در [آن] سرقت ،چقدر پول دزدیده شد؟ We were woken up by a noise in the night. ""Did you go to the party?" "No, I wasn't invited. ?How much money was stolen in the robbery ساختار مجهول در زمان حال کامل: have/ has been + past participle اتاق خوب به نظر میرسه .علی تمیزش کرده است. اتاق خوب به نظر میرسه .تمیز شده است. 107 The room looks nice. Ali has cleaned it.جملۀ معلوم The room looks nice. It has been cleaned.جملۀ مجهول زبان عمومی RMS بخش 17 مثالهای بیشتر شنیده ای؟ کنسرت لغو شده است. تا حاال توسط یک سگ ،گاز گرفته شده ای؟ به مهمانی میروی؟ -نه ،دعوت نشده ام. Have you heard? The concert has been canceled. ?Have you ever been bitten by a dog ""Are you going to the party?" "No, I haven't been invited. ساختار مجهول در زمان گذشتۀ کامل: had been + past participle اتاق خوب به نظر می رسید .علی تمیزش کرده بود. اتاق خوب به نظر میرسید .تمیز شده بود. The room looked nice. Ali had cleaned it.جملۀ معلوم The room looked nice. It had been cleaned.جملۀ مجهول مثالهای بیشتر The vegetables didn't taste very good. They had been cooked too long. [آن] سبزی ها مزۀ خیلی خوبی نمی دادند .خیلی زیاد پخته بودند( .به مدت خیلی طوالنی روی شعله مانده بودند) The car was three years old, but hadn't been used very much. [آن] ماشین سه ساله بود (سه سال پیش تولید شده بود) ،اما خیلی زیاد استفاده نشده بود. ساختار مجهول در زمان حال استمراری: am/ is/ are being + past participle یک نفر در حال تمیز کردن این اتاق است. این اتاق دارد تمیز می شود. Somebody is cleaning this room.جملۀ معلوم This room is being cleanedجملۀ مجهول یک مثال دیگر There's somebody walking behind us. I think we are being followed. یک نفر پشت سر ما راه میرود .فکر کنم داریم تعقیب میشویم. ساختار مجهول در زمان گذشتۀ استمراری: was/ were being + past participle یک نفر در حال تمیز کردن این اتاق بود. این اتاق داشت تمیز می شد. Somebody was cleaning this room.جملۀ معلوم This room was being cleaned.جملۀ مجهول یک مثال دیگر There was somebody walking behind us. I think we were being followed. یک نفر پشت سر ما راه می رفت .فکر کنم داشتیم تعقیب می شدیم. نکته :افعال زیر را در نظر بگیرید: )و غیره( etc want to going to can must will همانطور که میدانیم ،در جمالت معلوم ،بعد از افعال باال ،فعل اصلی جمله به صورت مصدر (بدون )toمیآید ،یعنی: will/ can/ must, etc. + infinitive در جمالت مجهول ،بعد از افعال باال ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: will/ can/ must, etc. + be + past participle یک نفر این اتاق را بعداً تمیز خواهد کرد. این اتاق ،بعداً تمیز خواهد شد. زبان عمومی RMS Somebody will clean this room later.جملۀ معلوم This room will be cleaned later.جملۀ مجهول 108 بخش 17 مثالهای بیشتر The situation is serious. Something must be done before it's too late. وضعیت جدی است .قبل از اینکه خیلی دیر بشود ،باید کاری انجام شود. A mystery is something that can't be explained. یک معما چیزیه که نمیشه توضیح داده بشه. The music was very loud and could be heard from far away. [صدای آن] موسیقی خیلی بلند بود و میشد از فاصلۀ خیلی دور شنیده بشه. یک سوپرمارکت جدید قراره که سال بعد ساخته بشهA new supermarket is going to be built next year. . Please go away. I want to be left alone. لطفاً از اینجا برو .میخوام که تنها باشم( .تنها گذاشته بشم) نکته :بعد از: seem to have )و غیره( etc. would have در جمالت معلوم ،فعل اصلی به صورت ppمیآید. در جمالت مجهول ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: might have should have should have / might have, etc. + pp should have / might have, etc. + been + pp یک نفر باید این اتاق رو تمیز کرده باشه. این اتاق باید تمیز شده باشه. Somebody should have cleaned this room.جملۀ معلوم This room should have been cleaned.جملۀ مجهول مثالهای بیشتر I haven't received the letter yet. It might have been sent to the wrong address. هنوز نامه را دریافت نکرده ام .ممکن است به آدرس اشتباهی فرستاده شده باشد. اگر ماشین را قفل کرده بودی ،دزدیده نمیشدIf you had locked the car, it wouldn't have been stolen. . There were some problems at first, but they seem to have been solved. در ابتدا ،مشکالتی بود ،اما به نظر آن [مشکالت] حل شده اند. نکته :برخی فعل ها میتوانند دو مفعول داشته باشند .مثال فعال " "giveبه معنای "دادن". یک نفر اطالعات را به پلیس داد. Someone gave the police the information. در جملۀ باال ،اولین مفعول جمله the police ،و دومین مفعول جمله the information ،میباشد. نکته :وقتی یک فعل دو مفعول دارد ،برای مجهول کردن آن جمله ،به دو صورت میشود عمل کرد: یک نفر به پلیس ،اطالعات داد. به پلیس ،اطالعات داده شد. اطالعات ،به پلیس داده شد. Someone gave the police the information.جملۀ معلوم The police were given the information.جملۀ مجهول 1 The information was given to the police.جملۀ مجهول 2 دیگر فعلهایی که میتوانند دو مفعول داشته باشند: tell گفتن teach درس دادن pay پرداختن show نشان دادن offer پیشنهاد دادن ask درخواستن کردن نکته :وقتی که افعال باال در جمالت مجهول استفاده شوند ،معموالً شخص ،در ابتدا میآید: [آن] شغل به من پیشنهاد داده شد ،اما قبولش نکردم. به شما مقدار زیادی زمان داده خواهد شد تا تصمیم بگیرید. دستگاه جدید به شما نشان داده شده است؟ به [آن] مردها 200دالر برای انجام [آن] کار ،پرداخت شد. 109 I was offered the job, but I refused it. You will be given plenty of time to decide. ?Have you been shown the new machine The men were paid $200 to do the work. زبان عمومی RMS بخش 17 نکته :مجهول فعل استمراری ( seeing /doingو )...به صورت زیر میباشد: being + pp برای مثال ،برای doingو :seeing …being done / being seen به مثال زیر توجه کنید: دوست ندارم مردم بهم بگن که چیکار کنم. دوست ندارم بهم گفته بشه که چیکار کنم. I don't like people telling me what to do.جملۀ معلوم I don't like being told what to do.جملۀ مجهول چند مثال دیگر: I remember being taken to the zoo when I was a child. )(= I remember somebody taking me to the zoo برده شدن به باغ وحش ،وقتی که یک کودک بودم را به یاد دارم. Steve hates being kept waiting. استیو از منتظر نگه داشته شدن متنفر است. )(= Steve hates people keeping him waiting. )We managed to climb over the wall without being seen. (= without anybody seeing us ما توانستیم بدون آنکه دیده بشویم ،از دیوار باال برویم. نکته :برای اینکه بگویید کجا به دنیا آمدید ،از ساختار زیر استفاده میکنید: )I was born… (not I am born برای مثال: من در تهران متولد شدم. I was born in Tehran. کجا به دنیا اومدی؟ ?Where were you born اما برای تولدهایی که اکنون در حال رخ دادن هستن ،از زمان حال استفاده می کنیم .برای مثال: روزانه چندتا بچه متولد میشن؟ ?How many babies are born every day نکته :وقتی فعلی که مجهول شده ،از نوع انجام شدن و اتفاق افتادن باشد ،میتوان در ساختار مجهول ،به جای beاز فعل getاستفاده شود .برای مثال: There was a fight at the game, but nobody got hurt. در بازی دعوا رخ داد ،اما کسی آسیب ندید. There was a fight at the game, but nobody was hurt در بازی دعوا رخ داد ،اما کسی آسیب ندید. I'm not often invited to parties. I don't often get invited to parties. معموالً به مهمانی ها دعوت نمی شوم. معموالً به مهمانی ها دعوت نمی شوم. I'm surprised Eli wasn't offered the job. I'm surprised Eli didn’t get offered the job. تعجب میکنم که [آن] شغل به اِلی پیشنهاد نشد. تعجب میکنم که [آن] شغل به اِلی پیشنهاد نشد. اما برای فعل هایی که از نوع انجام دادن یا اتفاق افتادن نباشند ،نمیتوان در ساختار مجهول ،از getبه جای beاستفاده کرد. جواد رو همه دوست دارن. Javad is liked by everybody. تذکر :در جمالت مجهول ،عمدتاً از getدر زبان گفتاری غیررسمی استفاده میشود ،اما beدر همۀ موقعیت ها کاربرد دارد. زبان عمومی RMS 110 بخش 17 تمرین شمارۀ 50 جمالت زیر را تکمیل کنید .مجهول افعال داخل پرانتر را به کار ببرید( .از زمان حال و یا گذشتۀ ساده استفاده کنید). )1. The room ----------------------- every day. (clean [این] اتاق هر روز تمیز می شود. )2. I saw an accident yesterday. Two people ----------------------- to hospital. (take دیروز یک تصادف دیدم .دو نفر به بیمارستان برده شدند. )3. Paper ----------------------- from wood. (make کاغذ از چوب ساخته می شود. )4. There was a fire at the hotel last week. Two of the rooms -----------------------. (damage هفتۀ گذشته ،هتل دچار آتش سوزی شد .دو تا از اتاق ها ،آسیب دیدند. )5. 'Where did you get this picture?' 'It ----------------------- to me by a friend of mine.' (give "این عکس رو از کجا گرفتی؟" "یکی از دوستانم بهم دادتش". )6. Many American programmes ----------------------- on British TV. (show خیلی از برنامه های آمریکایی ،در تلویزیون بریتانیا ،نمایش داده می شوند. )'It ----------------------- in 1985.' (make "این فیلم چند ساله است؟" "در سال 1985ساخته شده است". '?7. 'How old is this film پاسخ تمرین شمارۀ 50 3. is made 2. were taken 1. is cleaned 4. were damaged 7. was made 6. are shown 5. was given تمرین شمارۀ 51 جمالت زیر را با استفاده از beingو شکل صحیح فعل داخل پرانتز ،کامل کنید. )1. Steve hates --------------------------- waiting. (keep استیو ،از منتظر ماندن متنفر است. ما بدون دعوت شدن ،به [آن] مهمانی رفتیم. )2. We went to the party without ---------------------------. (invite )3. I like giving presents, and I also like --------------------------- them. (give کادو دادن را دوست دارم ،و همچنین دوست دارم [کادوها] بهم داده بشن. )4. I'm an adult. I don't like --------------------------- like a child. (treat من یک فرد بالغ هستم .دوست ندارم مانند یک بچه باهام رفتار بشه. )5. Few people are prepared to work without ---------------------------. (pay افراد کمی آماده هستند تا بدون حقوق گرفتن ،کار کنند. پاسخ تمرین شمارۀ 51 5. being paid 111 4. being treated 3. being given 2. being invited 1. being kept زبان عمومی RMS 17 بخش 52 تمرین شمارۀ . جمالت داده شده را به یک جملۀ مجهول تبدیل کنید،مانند نمونۀ حل شده 1. They didn't give me the information I needed. I wasn't given the information I needed. 2. They asked me some difficult questions at the interview. I -------------------------------------------------------------------------3. Jessica's colleagues gave her a present when she retired. Jessica -----------------------------------------------------------------4. Nobody told me about the meeting. I wasn't ----------------------------------------------------------------5. How much will they pay you for your work? How much will you --------------------------------------------------6. I think they should have offered Mahdi the job. I think Mahdi ---------------------------------------------------------- 52 پاسخ تمرین شمارۀ 1. I wasn't given the information I needed. . بِهِم داده نشد،اطالعاتی که نیاز داشتم 2. I was asked some difficult questions at the interview. . ازم چندتا سوال سخت پرسیده شد،در مصاحبه 3. Jessica was given a present by her colleagues when she retired. . بِهِش کادو داده شد، توسط همکارانش،وقتی جسیکا بازنشسته شد 4. I wasn't told about the meeting. . گفته نشد،به من در مورد جلسه 5. How much will you be paid for your work? چقدر پول خواهی گرفت؟،به خاطر کارت 6. I think Mahdi should have been offered the job. .فکر کنم آن شغل باید به مهدی پیشنهاد بشه 112 RMS زبان عمومی بخش 18 بخش ( 18حروف اضافه )2 یک حرف اضافه ،کلمه ای است که چیزی را به چیز دیگری وصل می کند و ارتباط آن ها را نشان میدهد. نکته :بعد از حرف اضافه ،معموالً یک اسم ( )nounیا یک ضمیر ( )pronounمی آید. برخی از حروف اضافه ،اطالعاتی در مورد مکان یا موقعیت به ما میدهند. یک بالون بزرگ در آسمان است. وحید دارد به داخل استخر می پرد. کتاب ها از قفسه افتاد. یک آینۀ بلند ،روی دیوار است. یک قلعۀ قدیمی روی تپه است. مدرسه نزدیک پارک است. اسب از روی مانع پرید. There's a big balloon in the sky. Vahid is jumping into the pool. The books fell off the shelf. There is a long mirror on the wall. There is an old castle on the hill. The school is near the park. The horse jumped over the hurdle. حرف اضافۀ ،inبه درون یا داخل چیزی اشاره می کند. in a town در یک شهر in a garden در یک باغ in a box در یک جعبه in a building در یک ساختمان in a room در یک اتاق in a river در یک رودخانه in the sea در دریا in a pool در یک استخر in the city centre در مرکز شهر به مثال های زیر توجه کنید: There's no-one in the room. هیچکس در اتاق نیست. ?What do you have in your mouth چه چیزی در دهانت داری؟ وقتی که در ایتالیا بودیم ،چند روز را در ونیس سپری کردیمWhen we were in Italy, we spent a few days in Venice. . I have a friend who lives in a small village in the mountains. دوستی دارم که در یک روستای کوچک در کوهستان زندگی می کند. There were some people swimming in the pool. چند نفر داخل استخر در حال شنا بودند. موارد بیشتر ،از کاربرد حرف اضافۀ in in a newspaper در یک روزنامه in a picture در یک تصویر in a queue در یک صف in a row در یک ردیف in a line در یک خط in the world در جهان in the sky در آسمان in the country در روستا in a book در یک کتاب in a magazine در یک مجله in prison در زندان in hospital در بیمارستان in bed در تخت مثالهای بیشتر: وقتی به سینما می روم ،دوست دارم در ردیف جلو بنشینم. اِیمی در دپارتمان فروش کار می کند. زنی که در آن تصویر است ،کیست؟ در یک شهر زندگی می کنید یا در روستا؟ روز دوست داشتنی ایه .ابری در آسمان نیست. 113 When I go to the cinema, I like to sit in the front row. Amy works in the sales department. ?Who is the woman in that picture ?Do you live in a city or in the country It's a lovely day. There isn't a cloud in the sky. زبان عمومی RMS بخش 18 حرف اضافۀ ،atبه جلو یا پشت چیزی اشاره میکند. at her desk پشت میزش at the traffic lights جلوی چراغ راهنمایی at the bus stop در ایستگاه اتوبوس at the door پشت در به مثالهای زیر توجه کنید: ?Who is that man standing at the window Turn left at the next junction. We have to get off the bus at the next stop. Turn right at the church. آن مردی که جلوی پنجره ایستاده است ،کیست؟ در تقاطع بعدی ،بپیچ چپ. در ایستگاه بعدی ،باید از اتوبوس پیاده شویم. جلوی کلیسا ،بپیچ راست. نکته :وقتی میخواهید به باال یا پایین یا به انتهای چیزی اشاره کنید: )…at the end (of در انتهای... )…at the top (of در باالیِ... )…at the bottom (of در پایین... Write your name at the top of the page. Milad lives at the end of the street. اسمتان را در باالی صفحه بنویسید. میالد در انتهای [این] خیابان زندگی می کند. نکته :وقتی میخواهید بگویید در ایستگاه ( )stationو یا در فرودگاه ( ،)airportاز atاستفاده میکنیم: There's no need to meet me at the station. I can get a taxi. نیازی نیست که مرا در ایستگاه مالقات کنید .می توانم یک تاکسی بگیرم. مقایسۀ inو :at There were a lot of people in the shop. It was crowded. آدمای زیادی در مغازه بودند .شلوغ بود. Go along this road, then turn left at the shop. در امتداد این جاده برو ،بعدش جلو مغازه بپیچ چپ. شما را در البی هتل خواهم دید. )I'll meet you in the hotel lobby. (= in the building شما را در ورودی هتل خواهم دید. )I'll meet you at the entrance to the hotel. (= outside the building نکته :وقتی میخواهید اشاره کنید که در خانه ،سرکار ،مدرسه ،دانشگاه ،کالج یا ...هستید ،باید از atاستفاده کنید: at college در کالج at university در دانشگاه at work در محل کار at school در مدرسه at home در خانه I'll be at work until 5.30. تا ساعت 5:30در محل کار خواهم بود. My sister is at university. My brother is still at school. خواهرم در دانشگاه است( .دانشجو است) .برادرم هنوز در مدرسه است( .به مدرسه می رود). تذکر :وقتی میخواهید به بودن در خانه اشاره کنید ،می توانید از atاستفاده نکنید( .استفاده از ،atاختیاری است). کل شب در خانه خواهم بود. I'll be home all evening.کل شب در خانه خواهم بود. I'll be at home all evening. اما وقتی میخواهید به انجام کاری در خانه اشاره کنید ،حتماً باید از atاستفاده کنید( .استفاده از atالزامی است) ?Shall we go to a restaurant or eat at home به یه رستوران بریم یا در خانه [غذا] بخوریم؟ نکته :وقتی میخواهید بگویید یک نفر در یک رویداد است ،باید از atاستفاده کنید. at the wedding در جشن عروسی at the meeting در جلسه at a conference در یک کنفرانس آیا آدمای زیادی در جشن عروسی بودند؟ سولماز را در یک کنفرانس دیدم. زبان عمومی RMS at a concert در یک کنسرت at a party در یک مهمانی ?Were there many people at the wedding I saw Solmaz at a conference. 114 18 بخش . به روی یا به باالی چیزی اشاره میکند،on حرف اضافۀ on the table روی میز on the floor روی زمین on the wall روی دیوار on a chair روی یک صندلی on the door روی در :به مثالهای زیر توجه کنید I sat on the floor. There's a dirty mark on your shirt. Did you see the notice on the wall? The hotel is on a small island in the middle of a lake. .روی زمین نشستم .یک لکۀ کثیف روی پیراهنت هست آیا اطالعیه را روی دیوار دیدی؟ .[آن] هتل در یک جزیرۀ کوچک در وسط یک دریاچه است on وin مقایسۀ There is some water in the bottle. There is a label on the bottle. on وat مقایسۀ There is somebody at the door. Shall I go and see who it is? آیا برم و ببینم کیه؟.یه نفر پشت دره There is a notice on the door. It says 'Do not disturb.' ". "مزاحم نشوید: در آن آمده است.یک اطالعیه روی در است on از کاربرد حرف اضافۀ،موارد بیشتر on the left سمت چپ on the ground floor در همکف on a map روی یک نقشه on the right سمت راست on the left-hand side سمت چپ on the first floor در طبقۀ اول on a menu در یک منو on the second floor در طبقۀ دوم on a list در یک لیست on a page در یک صفحه on the right-hand side سمت راست on the ground روی زمین on a website در یک وبسایت :به مثالهای زیر توجه کنید 1. Do you drive on the left or on the right in your country? شما در کشورتان از سمت چپ رانندگی می کنید یا از سمت راست؟ 2. Our department is on the third floor of the building. .دپارتمان ما در طبقۀ سوم ساختمان است 3. Here's the shopping list. Don't buy anything that's not on the list. . چیزی که داخل لیست نیست رو نخر.بفرما [اینم] لیست خرید 4. You'll find the information you need on our website. . خواهید یافت،اطالعاتی که نیاز دارید را روی وبسایت ما : برای یک مکان:نکته on a river کنار رودخانه/روی on a road در جاده on the coast در ساحل Vienna is on the (river) Danube. .وین کنار رود دانوب می باشد The town where you live – is it on the coast or is it inland? در ساحله؟ یا در مرکز شهر؟،شهری که توش زندگی میکنی : برای گفتن "در راه" یا "سر راه" میگوییم:نکته on the way We stopped at a shop on the way home. RMS زبان عمومی . جلوی یک مغازه توقف کردیم،در راه خانه 115 بخش 18 تفاوت at the front ،in the frontو on the front وقتی میخواهید بگویید که داخل ماشین ،آیا در عقب نشسته اید یا در جلو: in the back عقب وقتی که تصادف کردیم ،من در عقب [ماشین] نشسته بودم. in the front جلو I was in the back (of the car) when we had the accident. وقتی میخواهید به جلو یا پشت یک ساختمان ،تئاتر ،گروهی از مردم یا ...اشاره کنید: at the front جلو at the back پشت The garden is at the back of the house. باغچه در پشت خانه است. Let's sit at the front (of the cinema). بیاید در جلو بشینیم( .در ردیف جلویی سینما بشینیم) We were at the back, so we couldn't see very well. ما عقب بودیم (عقب نشسته بودیم) ،بنابراین نمیتونستیم خیلی خوب ببینیم. وقتی میخواهید به پشت و روی یک نامه ،کاغذ ،عکس یا ...اشاره کنید: on the back پشت تاریخ را در پشت عکس نوشتم. on the front رو ،جلو I wrote the date on the back of the photo. تفاوت at the corner ،in the cornerو on the corner وقتی میخواهید به گوشۀ یک اتاق یا( ...که در داخل آن است) اشاره کنید: در گوشه in the corner برای مثال: تلویزیون ،در گوشۀ اتاق است. The TV is in the corner of the room. وقتی میخواهید به گوشه یا نبش یک خیابان اشاره کنید: at the corner در گوشه ،نبش ،کنار یک فروشگاه کوچک در نبش [خیابان] هست. یک فروشگاه کوچک در نبش [خیابان] هست. on the corner در گوشه ،نبش ،کنار There is a small shop at the corner (of the street). There is a small shop on the corner (of the street). کاربرد inو atبرای ساختمانها اغلب برای ساختمان ها می توان از inیا atاستفاده کرد .برای مثال ،برای غذا خوردن در یک رستوران هم میتوانید از in a restaurantو هم می توانید از at a restaurantاستفاده کنید. نکته :معموالً وقتی میخواهیم بگوییم که یک رویداد در کجا رخ داده ،از حرف اضافۀ atاستفاده میکنیم: ما در "سالن کنسرت ملی" ،به یک کنسرت رفتیمWe went to a concert at the National Concert Hall. . The meeting took place at the company's head office in Mazandaran. [آن] جلسه در دفتر مرکزی شرکت ،در مازندران اتفاق افتاد. There was a robbery at the supermarket. در سوپرمارکت ،یک سرقت رخ داد. زبان عمومی RMS 116 بخش 18 نکته :وقتی میخواهیم به خانۀ یک نفر اشاره کنیم میگوییم: at somebody's house I was at Helen's house last night. دیشب ،خانۀ هلن بودم. تذکر :دقت کنید که در مثال باال ،میتوان کلمۀ houseرا حذف کرد؛ با این کار ،تغییری در معنی رخ نمیدهد. I was at Helen's last night. دیشب ،خانۀ هلن بودم. به همین ترتیب میتوان گفت: at the hairdresser's در آرایشگاه at the doctor's در مطب دکتر نکته :وقتی داریم در مورد خود ساختمان صحبت میکنیم ،از inاستفاده میکنیم .جمالت زیر را مقایسه کنید: I was at Helen's last night. دیشب خانۀ هلن بودم. It's always cold in Helen's house. The heating doesn't work well. همیشه خانۀ هلن سرده .سیستم گرمایش خوب کار نمیکنه. ما در هتل شام خوردیم. تمام اتاق ها در [این] هتل ،تهویۀ هوا دارند. We had dinner at the hotel. All the rooms in the hotel have air conditioning. استفاده از atو inبرای شهرها معموالً برای شهرها و روستاها از inاستفاده میکنیم. لوور یک موزۀ معروف در پاریس است. پدر و مادر سم ،در روستایی در جنوب فرانسه ،زندگی می کنند. The Louvre is a famous museum in Paris. Sam's parents live in a village in the south of France. وقتی به یک مکان به عنوان نقطه ای در شهر (مانند ایستگاه) ،اشاره می کنیم ،از atاستفاده میکنیم. آیا این قطار در [ایستگاه] آکسفورد ،متوقف میشه؟ ?Does this train stop at Oxford نکته :برای اتوبوس ،قطار ،هواپیما و کشتی از حرف اضافۀ onاستفاده میکنیم: on a ship در یک کشتی اتوبوس خیلی پر بود .کلی آدم سوارش بودند. on a train در یک قطار on a plane در یک هواپیما on a bus در یک اتوبوس The bus was very full. There were too many people on it. اما میگوییم: in a taxi در یک تاکسی لیلی با تاکسی رسید. in a car در یک ماشین Lily arrived in a taxi. نکته :برای دوچرخه ،موتور و اسب ،از onاستفاده میکنیم: on a horse روی اسب on a motorbike روی موتور on a bicycle روی دوچرخه کامران [که] روی دوچرخه اش [بود] ،از کنارم رد شد. 117 on a bike روی دوچرخه Kamran passed me on his bike. زبان عمومی RMS 18 بخش 53 تمرین شمارۀ .) کامل کنیدat یاon ،in( جمالت زیر را با حرف اضافۀ مناسب 1. There was a long queue of people ---------- the bus stop. 2. Nicola was wearing a silver ring ---------- her little finger. 3. There was a security guard standing ---------- the entrance to the building. 4. I wasn't sure whether I had come to the right office. There was no name --------- the door. 5. There are plenty of shops and restaurants ---------- the town centre. 6. You'll find the weather forecast ---------- the back page of the newspaper. 7. The headquarters of the company are ---------- California. 8. I wouldn't like an office job. I couldn’t spend the whole day sitting ---------- a desk. 9. The man the police are looking for has a scar ---------- his right cheek. 10. if you come here by bus, get off ---------- the stop after the traffic lights. 11. Have you ever been camping? Have you ever slept ---------- tent? 12. Emily was sitting ---------- the balcony reading a book. 13. My brother lives ---------- a small village ---------- the south-west of England. 14. I like that picture hanging ---------- the wall ---------- the kitchen. 15. Write your name ---------- the top of the page. 16. Is your sister ---------- this photo? I don't recognize her. 17. There was a list of names, but my name wasn't ---------- the list. 18. Paris is ---------- the (river) Seine. 19. Joe wasn't ---------- the party. I don't know why he didn't go. 20. There were about ten tables ---------- the restaurant, and four tables outside. 21. I don't know where my umbrella is. Perhaps I left it ---------- the bus. 22. What do you want to study ---------- university? 23. I didn't feel well when I woke up, so I stayed ---------- bed. 24. We were ---------- Sarah's house last night. She invited us to dinner. 25. It was a very slow train. It stopped ---------- every station. 53 پاسخ تمرین شمارۀ 1. at 2. on 3. at 4. on 5. in 6. on 7. in 8. at 9. on 10. at 11. in 12. on 13. in, in 14. on, in 15. at 16. in 17. on 18. on 19. at 20. in 21. on 22. at 23. in 24. at 25. at 118 RMS زبان عمومی بخش 19 بخش ( 19جمالت شرطی )1 در ادامه ،انواع جمالت شرطی ( )conditionalsرا بررسی میکنیم. جمالت شرطی نوع صفر ()Zero Conditional برای صحبت در مورد چیزهایی استفاده می شود که به طور کلی درست هستند ،مخصوصاً برای قوانین و قواعد. ساختار: ) (if-clauseشرط simple present ) (main clauseنتیجۀ شرط simple present If/ when یا به صورت زیر: ) (if-clauseشرط simple present If/ when ) (main clauseنتیجۀ شرط simple present مثال: اگه زیاد قهوه بخورم ،شب نمیتونم بخوابم. شب نمیتونم بخوابم ،اگه زیاد قهوه بخورم. If I drink much coffee, I can't sleep at night. I can't sleep at night, If I drink much coffee. مثالهای بیشتر از شرطی نوع صفر: Ice melts if you heat it. اگر به یخ گرما بدهید (اگر یخ را گرم کنید) ،ذوب خواهد شد. When the sun goes down, it gets dark. وقتی که خورشید پایین می رود[ ،هوا] تاریک می شود. If you heat water to 100 degrees, it boils. اگر آب را تا 100درجۀ سانتی گراد گرم کنی ،می جوشد. When I have a day off from work, I often go to the beach. وقتی که یه روز از کار مرخصی میگیرم ،اغلب به ساحل می روم. If the weather is nice, she walks to work. اگر هوا خوب باشه ،او پیاده به سر کار می رود. If babies are hungry, they cry. اگر بچه ها گرسنه باشند ،گریه می کنند. جمالت شرطی نوع اول ()First Conditional وقتی که میخواهیم در مورد موقعیت هایی در آینده که میدانیم واقعی یا محتمل هستند ،صحبت کنیم. ) (main clauseنتیجۀ شرط will + infinitive ) (if-clauseشرط simple present If/ when مثال: Jerry will help me with my homework when he has time. جِری در تکالیفم به من کمک خواهد کرد ،زمانی که وقت داشته باشد( .وقتی کارِش تموم بشه ،میاد بهم کمک میکنه .فعالً کار داره). If it doesn't rain tomorrow, we'll go to the beach. اگر فردا باران نبارد ،به ساحل خواهیم رفت. When I finish work, I'll call you. وقتی کار را تمام کنم ،بهت زنگ خواهم زد. When you call me, I will give you the address. وقتی که بهم زنگ بزنی ،آدرس را بهت خواهم داد. 119 زبان عمومی RMS بخش 19 جمالت شرطی نوع دوم ()Second Conditional در موقعیت هایی برای زمان حال یا آینده استفاده می شود ،که ما یک چیز غیرمحتمل یا غیرممکن را تصور می کنیم. ) (if-clauseشرط simple past ) (main clauseنتیجۀ شرط would/ could/ might + infinitive If مثال: اگر یک باغچه داشتم ،میتونستیم یه گربه داشته باشیم( .اما متاسفانه ،باغچه ندارم) If I had a garden, we could have a cat. If I won a lot of money, I'd buy a big house in the country. اگر پول زیادی برنده می شدم ،یه خونۀ بزرگ در روستا می خریدم( .اما هنوز پول زیادی برنده نشدم و پولدار نیستم!) اگه [جای] تو بودم ،نگران نمی شدم( .اما جای تو نیستم که) I wouldn't worry if I were you. If she was prime minister, she would invest more money in schools. اگر او نخست وزیر بود ،پول بیشتری در مدارس سرمایه گذاری می کرد( .اما او اکنون نخست وزیر نیست) اگر او جوانتر بود ،بیشتر مسافرت می کرد. He would travel more if he was younger. (اما االن سنی ازش گذشته و زیاد نمیتونه سفر کنه) جمالت شرطی نوع سوم ()Third Conditional وقتی از این نوع جمالت شرطی استفاده می کنیم که میخواهیم بگوییم که اگر در گذشته اتفاق دیگری رخ می داد ،اکنون نتایج متفاوت بودند. ) (if-clauseشرط past perfect ) (main clauseنتیجۀ شرط would/ could/ might + present perfect If مثال: If I had cleaned the house, I could have gone to the movies. اگر خانه را تمیز کرده بودم ،میتوانستم به سینما بروم( .اما تمیز نکردم و نتونستم برم) If I had gone to bed early, I would have caught the train. اگر [دیشب] زودتر خوابیده بودم[ ،امروز صبح] میتونستم به قطار برسم( .اما دیشب دیر خوابیدم و قطار صبح رو از دست دادم). Mary would have gotten the job and moved to Japan if she had studied Japanese in school instead of French. اگر مِری در مدرسه به جای فرانسوی ،زبان ژاپنی رو خونده بود[ ،آن] شغل را گرفته بود و به ژاپن رفته بود. (اما او زبان فرانسوی خونده بود و نتونست اون شغل رو بگیره). خالصۀ جمالت شرطی Time/ Usages حال (همیشه) آینده (به احتمال زیاد) حال یا آینده (بعیده) گذشته (دیگه نمیشه کاریش کرد) زبان عمومی RMS Type Verb Form Present Present Present Past would + present perfect Past Perfect Future would + Infinitive 0 Conditional / Present Real 100% 1st Conditional / Future Real 60% nd 2 Conditional / Future Unreal rd 3 Conditional / Past Unreal 1% 0% 120 بخش 19 مثال: P Type Example If you heat ice, it melts. اگر یخ را گرم کنید ،ذوب خواهد شد. 100% 0 If it doesn't rain tomorrow, we'll go to the beach. اگر فردا باران نبارد ،به ساحل خواهیم رفت. 60% 1 اگر یک باغچه داشتم ،میتونستم یه گربه داشته باشیم. If I had a garden, we could have a cat. 1% 2 (اما متاسفانه ،باغچه ندارم) If I had cleaned the house, I could have gone to the movies. 0% 3 اگر خانه را تمیز کرده بودم ،میتوانستم به سینما بروم( .اما تمیز نکردم و نتونستم برم) نکته :بعد از ،ifبرای ضمایر I/ he/ she/ itمیتوان از wasیا wereاستفاده کرد. If I was you, I wouldn't buy that coat. If I were you, I wouldn't buy that coat. اگه جای تو بودم ،آن کُت را نمیخریدم. اگه جای تو بودم ،آن کُت را نمیخریدم. I'd go out if it wasn't so cold. I'd go out if it weren't so cold. اگر انقدر سرد نبود ،میرفتم بیرون. اگر انقدر سرد نبود ،میرفتم بیرون. نکته :به طور کلی در قسمت if-clauseاز فعل مُدال wouldاستفاده نمیکنیم: If I were rich, I would have a Ferrari. … If I would be richاگر پولدار بودم ،یه ماشین فِراری داشتم. تمرین شمارۀ 54 جمالت شرطی زیر را تکمیل کنید و شرطی نوع اول ،دوم یا سوم بسازید( .از فعل های داخل پرانتز استفاده کنید) )1. If I ------------------------------ stronger, I'd help you carry the piano. (be اگر قوی تر بودم ،بهت کمک میکردم تا پیانو را حمل کنی. )2. If we'd seen you, we --------------------------------------. (stop اگر دیده بودیمت ،توقف می کردیم. )3. If we ------------------------------ him tomorrow, we'll say hello. (meet اگه فردا ببینیمش ،بهش سالم میدیم. )4. He would have repaired the car himself if he -------------------------------- the tools. (have خودش ماشین رو درست کرده بود ،اگر ابزار رو داشت. )5. If you drop the vase, it -----------------------------------. (break اگر گلدان را بیاندازی ،خواهد شکست. )6. If I hadn't studied, I ------------------------------------ the exam. (not pass اگر درس نخونده بودم ،درس رو پاس نمیکردم. )7. I wouldn't go to school by bus if I ------------------------------ a driving licence. (have اگر گواهینامۀ رانندگی داشتم ،با اتوبوس به مدرسه نمی رفتم( .اما گواهینامه ندارم و مجبورم با اتوبوس برم). )8. If she ----------------------------------- him every day, she'd be lovesick. (not see اگر هر روز او را نمی دید ،بیمارِ عشق می شد( .اما خوشبختانه هر روز میتونه ببینمتش). )9. I ----------------------------------- to London if I don't get a cheap flight. (not travel اگر یک پرواز ارزون نگیرم ،به لندن نخواهم رفت. )10. We'd be stupid if we ------------------------------------- him about our secret. (tell اگه در مورد رازمون بهش میگفتیم ،احمق بودیم( .اما قرار نیست بهش چیزی بگیم). پاسخ تمرین شمارۀ 54 سوم 121 3. meet نوع اول 6. would not have passed نوع اول 9. won't travel نوع سوم 2. would have stopped 5. will break نوع اول 8. didn't see نوع دوم نوع دوم نوع سوم نوع دوم نوع دوم 1. were 4. had had 7. had 10. told زبان عمومی RMS بخش 20 بخش ( 20حروف اضافه )3 یک حرف اضافه ( ،)prepositionکلمه ای است که چیزی را به چیز دیگری وصل می کند و ارتباط آن ها را نشان میدهد. .1 برای "رفتن به جایی"" ،آمدن به جایی"" ،سفر کردن به جایی" و( ...یعنی برای جا به جایی ها) از حرف اضافۀ toاستفاده میکنیم ،یعنی برای افعال زیر: drive رانندگی کردن travel سفر کردن ،رفتن come آمدن go رفتن go back برگشتن return برگشتن be taken بُرده شدن welcome خوش آمدید مثال: ?When are your friends going back to Italy دوستانت چه زمانی قصد دارند که به ایتالیا برگردند؟ Three people were injured in the accident and taken to hospital. سه نفر در تصادف آسیب دیدند و به بیمارستان برده شدند( .جمله مجهول ،زمان گذشتۀ ساده) Welcome to our country. به کشور ما خوشآمدید. ?Are you planning to return to Spain آیا قصد دارید به اسپانیا برگردید؟ We travelled to Russia by train. با قطار به روسیه سفر کردیم. به همین ترتیب برای کلمات زیر نیز: on my way to We had to cancel our trip to Paris. مجبور بودیم سفرمان به پاریس را لغو کنیم. .2 a visit to a trip to وقتی میخواهید بگویید در یک مکان یا رویداد بوده اید ،می توانید از been toاستفاده کنید: I've been to Italy four times, but I've never been to Rome. 4بار در ایتالیا بودهام ،اما هرگز در رُم نبودهام. Amanda has never been to a football match in her life. آماندا هرگز در عمرش ،در یک مسابقۀ فوتبال نبوده است. .3 نکاتی در مورد getو arrive وقتی میخواهیم از ،getبه معنای رسیدن به یک مکان استفاده کنیم ،از حرف اضافۀ toاستفاده میکنیم: They got to the hotel at midnight. ?What time did you get to the party آنها نصفه شب ،به هتل رسیدند. ساعت چند به مهمانی رسیدی؟ اما برای arriveاز حرف اضافۀ inیا atاستفاده می کنیم. نکته :اگر رسیدن به شهر یا کشور باشد ،برای arriveاز حرف اضافۀ inاستفاده میکنیم: آنها هفتۀ پیش به تهران رسیدند. علی دو هفته پیش به ایران رسید. They arrived in Tehran a week ago. Ali arrived in Iran two weeks ago. نکته :اگر رسیدن به یک رویداد یا دیگر مکان ها (مثل ساختمان ها) مد نظر باشد ،برای arriveاز حرف اضافۀ atاستفاده میکنیم: چه ساعتی به مهمانی رسیدی؟ چه ساعتی رسیدی هتل؟ چه ساعتی رسیدی فرودگاه؟ زبان عمومی RMS ?What time did you arrive at the party ?What time did you arrive at the hotel ?What time did you arrive at the airport 122 بخش 20 اگر مقصد مورد نظر homeباشد ،از حرف اضافه استفاده نمی کنیم. .1 on the way home get home arrive home come home go home برای مثال: چه ساعتی رسیدی خونه؟ در مسیرم به خانه ،الناز را دیدم (الناز را مالقات کردم). .2 ?What time did you get home I met Elnaz on my way home. حرف اضافۀ into برای وارد شدن به داخل یک اتاق ،ساختمان ،ماشین و ...از حرف اضافۀ intoاستفاده می شود. I opened the door, went into the room and sat down. در را باز کردم ،داخل اتاق شدم و نشستم. A bird flew into the kitchen through the window. یک پرنده از طریق پنجره ،وارد آشپزخانه شد. Every month my salary is paid directly into my bank account. هر ماه ،حقوقم به طور مستقیم به داخل حساب بانکیام واریز می شود. نکته :برای برخی فعل ها( ،مخصوصاً get ،goو )putاغلب به جای intoاز حرف اضافۀ inاستفاده میکنیم. She got into the car and drove away. She got in the car and drove away. I read the letter and put it back in the envelope. او سوار ماشین شد و دور شد. او سوار ماشین شد و دور شد. نامه را خواندم و گذاشتمش داخل پاکت (گذاشتم سر جاش). نکته :متضاد حرف اضافۀ out of ،intoمیباشد. وارد ماشین شد( .سوار ماشین شد) از ماشین اومد بیرون (پیاده شد) She got into the car. She got out of the car. She got out of the car and went into a shop. از ماشین پیاده شد و وارد یک مغازه شد. نکته :برای سوار شدن و پیاده شدن از اتوبوس ها ،قطارها و هواپیماها ،معموالً از عبارات زیر استفاده میکنیم: get off پیاده شدن او سوار اتوبوس شد و من هرگز دوباره ندیدمش. باید در ایستگاه بعد [از قطار] پیاده شوی. .3 سوار شدن get on She got on the bus and I never saw her again. You need to get off (the train) at the next station. استفادههای دیگر برای حرف اضافۀ in in bad weather در هوای بد in the dark در تاریکی in the shade در سایه in the sun در آفتاب in the rain در باران برای مثال در سایه نشستیم .خیلی گرم بود که [بخوایم] جلوی آفتاب بشینیم. در باران بیرون نرو .صبر کن تا بند بیاید. We sat in the shade. It was too hot to sit in the sun. Don't go out in the rain. Wait until it stops. نکته :برای زبان و ارز: in a currency in a language برای مثال "مرسی" به زبان روسی ،چی میشه؟ 100پوند ،چند دالر میشه؟ 123 ?How do you say 'thank you' in Russian ?How much is a hundred pounds in dollars زبان عمومی RMS بخش 20 نکته :برای عاشق شدن: )(be/ fall) in love (with somebody برای مثال آنها باهم خیلی خوشحالاند .عاشق همدیگر هستند. لحظهای که دیدمش ،عاشقش شدم. They're very happy together. They're in love. I fell in love with her the minute I saw her. نکته :وقتی میخواهید بگویید حس و حال خوبی یا بدی دارید: be in a (good/ bad) mood برای مثال: وقتی که از سرکار به خانه رسید ،حس و حال خوبی داشت. به نظر میاد که حس و حال بدی داری( .رو مود نیستی!) He was in a good mood when he got home from work. You seem to be in a bad mood. نکته :یک عبارت پرکاربرد برای بیان نظر: in my opinion برای مثال: به نظر من[ ،آن] فیلم خیلی خوب نبود. به نظرم ،قانون باید عوض شود. .1 In my opinion the movie wasn't very good. In my opinion, the law should be changed. استفادههای دیگر برای حرف اضافۀ on on the phone پشت تلفن on the radio در رادیو on television در تلویزیون on TV در تلویزیون on the whole در کل ،روی هم رفته on purpose از قصد on fire در حال آتشسوزی به مثال های زیر توجه کنید: I didn't see the news on TV. خبر رو در تلویزیون ندیدم. پیشبینی آب و هوا را در رادیو شنیدمI heard the weather forecast on the radio. . I've never met her, but I've spoken to her on the phone. هرگز او را ندیدهام ،اما پشت تلفن با او صحبت کردهام. Look! That car is on fire. نگاه کن! آن ماشین آتش گرفته است. I'm sorry. I didn't mean to hurt you. I didn't do it on purpose. متأسفم .نمیخواستم بهت آسیب بزنم .از قصد انجامش ندادم. Sometimes I have problems at work, but on the whole I enjoy my job. گاهی اوقات مشکالتی در کار دارم ،اما در کل از شغلم لذت میبرم. کاربردهای دیگر از حرف اضافۀ on (be/ go) on a tour (be/ go) on a trip (be/ go) on vacation (be/ go) on holiday (be/ go) on a diet (be/ go) on strike (be/ go) on a cruise (be/ go to a place) on business مثال: I'm going on holiday next week. هفتۀ بعد به تعطیالت میروم. One day I'd like to go on a world tour. یک روز ،میخواهم به یک تور جهانی بروم( .سفر به دور دنیا) There are no trains today. The drivers are on strike. امروز هیچ قطاری نیست .رانندهها اعتصاب کردهاند. I've put on weight. I'll have to go on a diet. وزنم زیاد شده است .باید رژیم بگیرم. زبان عمومی RMS 124 بخش 20 تذکر :برای کلمۀ ،holidayساختار زیر نیز وجود دارد: go somewhere for a holiday Sohrab has gone to France for a holiday. سهراب برای تعطیالت به فرانسه رفته است. استفادههای دیگر برای حرف اضافۀ at .1 نکته :وقتی مثالً میخواهید بگویید در سن 25سالگی ،میگویید: at the age of 25 برای مثال: Hooman left school at 16. هومن در 16سالگی ،مدرسه را رها کرد( .ترک تحصیل کرد). Hooman left school at the age of 16. هومن در 16سالگی ،مدرسه را رها کرد( .ترک تحصیل کرد). نکته :وقتی میخواهید بگویید آب در 100درجۀ سیلسیوس میجوشد ،میگویید: Water boils at 100 degrees Celsius. آب در 100درجۀ سلسیوس میجوشد. نکته :وقتی میخواهید در مورد سرعت حرکت یا رشد چیزی صحبت کنید ،از atاستفاده می کنید: The train was travelling at high speed. قطار با سرعت باال در حال حرکت بود. قطار با سرعت 120کیلومتر در ساعت ،در حال حرکت بودThe train was travelling at 120 kilometers an hour. . The population was growing at great speed. جمعیت با سرعت زیادی در حال رشد بود. We are now flying at a speed of 800 kilometers an hour. ما اکنون با سرعت 800کیلومتر در ساعت در حال حرکت (با هواپیما) هستیم. حرف اضافۀ by نکته :1وقتی میخواهید بگویید که چیزی به طور اشتباهی ،اتفاقی یا شانسی رخ میدهد ،از byاستفاده میکنید: by accident تصادفی by chance شانسی by mistake اشتباهی We hadn't arranged to meet. We met by chance. برای مالقات کردن ،هماهنگ نکرده بودیم .شانسی [همدیگرو] دیدیم. The discovery was made almost by accident. [آن] کشف تقریباً تصادفی صورت گرفت. Someone must have left the door open by mistake. یک نفر باید اشتباهی در را باز گذاشته باشد( .یعنی یادش رفته باشد که در را پشت سرش ببندد). تذکر :اصطالح leave the door openبه معنای "در را باز گذاشتن" می باشد. تذکر :دقت کنید که در ساختار باال ،بعد از byاز یک اسم (بدون theیا )aاستفاده میکنیم: by + noun by the chance by chance نکته :2وقتی میخواهید بگویید که یک نفر با چه وسیلهای سفر میکند یا جایی میرود ،یعنی مثالً با قطار یا با هواپیما سفر میکند ،از byاستفاده میکنید: by boat با قایق by ship با کشتی by bike با دوچرخه یاسمن معموالً با دوچرخه به سرکار میرود. تصمیم گرفتیم که با قطار برویم. 125 by train با قطار by car با ماشین Yasaman usually goes to work by bike. We decided to go by train. زبان عمومی RMS بخش 20 تذکر :اگر بخواهیم بگوییم یه نفر با چه وسیلهای سفر میکند یا جایی می رود ،و بخواهیم قبل از آن وسیله از the ،a ،my ،hisیا ...استفاده کنیم ،دیگر نمیتوان از byاستفاده کرد. by my car by the train by car by train in my car on the train نکته :3برای ماشینها و تاکسیها از حرف اضافۀ inاستفاده میکنیم: They didn't come in their car. They came in a taxi. آنها با ماشینشان نیامدند .با تاکسی آمدند. نکته :4برای دوچرخه و حمل و نقل عمومی (مثل قطار ،اتوبوس و )...از حرف اضافۀ onاستفاده میکنیم: با قطار ساعت 6:45حرکت کردیم ،که ساعت 8:30رسید. We travelled on the 6.45 train, which arrived at 8.30. نکته :5وقتی میخواهیم بگوییم که پیاده به جایی رفتهایم و مثالً با ماشین نرفتهایم از on footاستفاده می کنیم ،نه از by foot با ماشین به اینجا اومدی یا پیاده؟ ?Did you come here by car or on foot نکته :6وقتی میخواهید بگویید که چگونه کارها را انجام میدهید ،میتوانید از byاستفاده کنید. آنها قرارداد را با پست برایم فرستادند. آیا مشکلی نداره اگه بخوام با کارت [بانکی] پرداخت کنم؟ میتونم با چک پرداخت کنم؟ مجبور بودیم لباسهایمان را با دست بشوریم. They sent me the contract by post. ?Is it all right if I pay by card ?Can I pay by cheque We had to wash our clothes by hand. تذکر :توجه کنید که وقتی میخواهید یک خریدی را با پول نقد انجام دهید یا پولی را به جایی یا کسی به صورت نقد پرداخت کنید ،معموالً از حرف اضافۀ byاستفاده نمیکنید. pay in cash pay cash I'll write you a cheque, and you can pay me back in cash later. برات یه چک مینویسم ،و میتونی بعداً به صورت نقد بِهِم برگردونی. They won’t take credit cards, so you have to pay cash. آنها کارتهای اعتباری قبول نخواهند کرد ،بنابر این باید نقد پرداخت کنی. نکته :7در بخش جمالت مجهول یاد گرفتیم که وقتی کاری توسط کسی انجام شده باشد ،از byاستفاده میکنیم. تا حاال توسط یک سگ گزیده شدی؟ [آن] برنامه توسط میلیونها نفر دیده شد. ?Have you ever been bitten by a dog The programme was watched by millions of people. تذکر :جمالت زیر را مقایسه کنید: )The door must have been opened with a key. (not by a key در باید با یک کلید باز شده باشه( .کلید خودش پا نشده بره در رو باز کنه که! یک نفر یک کلید برداشته و در رو باز کرده .پس در توسط یک آدم باز شده ،و آن یک نفر با استفاده از یک کلید آن در را باز کرده). The door must have been opened by somebody with a key. در باید توسط یک نفر با کلید باز شده باشه( .نمیشه که همینجوری خودش باز شده باشه). نکته :8وقتی میخواهیم به یک رمان ،شعر ،نقاشی یا ...اشاره کنیم و بگوییم اثر کیست ،از byاستفاده میکنیم: [تا حاال] شعری از شکسپیر خواندهای؟ "این نقاشی اثر کیست؟ پیکاسو؟" "نمیدانم". ?Have you read any poems by Shakespeare "'Who is this painting by? Picasso? 'I have no idea. تذکر :اصطالح I have no ideaهمان "نمیدانم" میباشد. نمیدانم زبان عمومی RMS I don't know I have no idea 126 20 بخش . به معنای "کنارِ" نیز میباشدbeside یاnext to به معنای،by حرف اضافۀ:9 نکته The light switch is by the door. Come and sit by me. . کنار در است،کلید برق .بیا و کنارم بنشین . استفاده کردby میتوان از، همچنین برای نشان دادن تفاوت بین دو چیز:10 نکته Hamid's salary has increased by ten per cent. Tohid won the race by five metres. . درصد افزایش یافته است10 ،حقوق حمید . بُرد، متر5 توحید مسابقه را با اختالف 55 تمرین شمارۀ توجه کنید که در برخی جمالت ممکن است به هیچ. استفاده کنیدinto یاin ،at ،to از حروف اضافۀ، در جاهایی که ضروری است،در جمالت زیر .حرف اضافهای نیاز نباشد 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 16. Three people were taken ______ hospital after the accident. I met Caroline on my way ______ home. We left our luggage ______ the station and went to find something to eat. Shall we take a taxi _____ the station or shall we walk? I must go ______ the bank today to change some money. The river Rhine flows ______ the North Sea. I'm tired. As soon as I get ______ home, I'm going ______ bed. 'Have you got your camera?' 'No, I left it ______ home.' Marcel is French. He has just returned _______ France after two years ______ Brazil. Are you going ______ Linda's party next week? Carl was born ______ Chicago but his family moved ______ New York when he was three. He still lives ______ New York. Have you ever been ______ China? I had lost my key but I managed to climb ______ the house through a window. We got stuck in a traffic jam on our way ______ the airport. We had lunch ______ the airport while we were waiting for our plane. Welcome ______ the hotel. we hope you enjoy your stay here. 55 پاسخ تمرین شمارۀ 1. to 9. to, in 2. 10. to 3. at 11. in, to, in 4. to 12. to 5. to 13. into 6. into 14. to 7. -, to 15. at 8.at 16. to 56 تمرین شمارۀ . استفاده کنیدwith یاby ،in ،on از حروف اضافۀ، در جاهای خالی،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. Have you ever been bitten ------------ a dog? We managed to put the fire out ------------ a fire extinguisher. Who’s that man standing ------------ the window? Do you travel much ------------ bus? We travelled ------------ my friend’s car because it is larger and more comfortable than mine. It was only ------------ accident that I discovered the error. These pictures were taken ------------ a very good camera. My friends live in a beautiful house ------------ the sea. There were only a few people ------------ the plane. It was almost empty. The new railway line will reduce the journey time ---------- two hours (from five hours to three). There was a small table --------- the bed -------- a lamp and a clock -------- it. 56 پاسخ تمرین شمارۀ 1. by 7. with RMS زبان عمومی 2. with 8. by 3. by 9. on 4. by 10. by 5. in 6. by 11. by, with, on 127 بخش 20 تمرین شمارۀ 57 در جمالت زیر ،در جاهای خالی ،از حروف اضافۀ at ،onیا inاستفاده کنید. Water boils ------------ 100 degrees Celsius. 1. When I was 14, I went ------------ a trip to France organised by my school. وقتی که 14سالم بود ،به فرانسه سفر کردم [که] توسط مدرسه ترتیب دیده شده بود. 2. Julia’s grandmother died recently ------------ the age of 90. 3. Can you turn the light on, please? I don’t want to sit ------------ the dark. میشه لطفاً المپ رو روشن کنی؟ نمیخواهم در تاریکی بشینم. 4. We didn’t go ------------ holiday last year. We stayed at home. 5. از رانندگی در مه متنفرم .هیچ چیز نمی توانی ببینی. I hate driving ------------ fog. You can’t see anything. 6. تکنولوژی با سرعت زیادی توسعه پیدا کرده است. Technology has developed ------------ great speed. 7. David got married ------------ 19, which is rather young to get married. دیوید در سن 19سالگی ازدواج کرد ،که تقریباً برای ازدواج کردن جوان بود( .زود ازدواج کرد). 8. I listened to an interesting programme ------------ the radio this morning. امروز صبح به برنامۀ جالبی در رادیو گوش کردم. 9. I wouldn’t like to go ------------ a cruise. I think I’d get bored. نمیخواهم به سفر دریایی بروم .فکر کنم خسته و کِسِل میشم. 10. The earth travels round the sun ------------ 107,000 kilometres an hour. زمین با سرعت 107هزار کیلومتر بر ساعت به دور خورشید میچرخد. 11. I shouldn’t eat too much. I’m supposed to be ------------ a diet. نباید زیاد بخورم .قراره که رژیم بگیرم( .خیر سرم رژیم دارم!) 12. A lot of houses were damaged ------------ the storm last week. خانه¬های زیادی در طوفان هفتۀ پیش ،آسیب دیدند. 13. آب در 100درجۀ سلسیوس میجوشد. مادربزرگ جولیا ،اخیراً در سن 90سالگی درگذشت. پارسال به تعطیالت نرفتیم .در خانه ماندیم. هفتۀ بعد اینجا نخواهم بود .در تعطیالت خواهم بود. 14. I won’t be here next week. I’ll be ------------ holiday. I wouldn’t like his job. He spends most of his time talking ------------ the phone. شغلش رو نمیخوام .او بیشتر زمانش را با صحبت پشت تلفن میگذراند. 15. ’‘Did you enjoy your holiday?’ ‘Not every minute, but ------------ the whole, yes. "از تعطیالتت لذت بردی؟" "از همش نه ،اما در کل ،بله". 16. ?17. ------------ your opinion, what should I do به نظرت ،چیکار باید کنم؟ Ben is a happy sort of person. He always seems to be ------------ a good mood. بِن آدم شادیه .همیشه به نظر میاد که حس و حال خوبی داره. 18. I don’t think violent films should be shown ------------ TV. به نظرم فیلم های خشن نباید در تلویزیون نشان داده بشن. 19. The museum guidebook is available ------------ several languages. کتاب راهنمای موزه ،در چندین زبان ،در دسترس است. 20. پاسخ تمرین شمارۀ 57 7. at 14. on زبان عمومی RMS 6. in 13. in 20. in 5. on 12. on 19. on 4. in 11. at 18. in 3. at 10. on 17. In 2. on 9. on 16. on 1. at 8. at 15. on 128 21 بخش ) (جمالت پرسشی21 بخش : سوالی کردن در زمان حال ساده.1 do/does + subject + infinitive + … + …? positive I work we like question positive do I work? do we like? question she likes it has does she like? does it have? . باید آنها را قبل از فعل اصلی بیاوریم، (معموالً) داشته باشیمusually یا،) (همیشهalways اگر، در جمالت پرسشی زمان حال ساده:نکته :برای مثال Does Chris always work on Fridays? What do you usually do at weekends? آیا کریس همیشه جمعه ها کار می کند؟ معموالً آخر هفته ها چیکار میکنی؟ to be سوالی کردن با افعال positive question I am she is it is am I? is she? is it? :به مثال های زیر توجه کنید positive Reza is a student. Your mother is at home. question .رضا یک دانشجو است .مادرت در خانه است Is Reza a student? Is your mother at home? آیا رضا یک دانشجو است؟ آیا مادرت در خانه است؟ را میآوریم و سپس فاعل جمله آوردهto be ابتدا فعل، استto be یک فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن جمالتی که فعل اصلی جمله:تذکر .می شود Is your mother at home? / Is she at home? (not Is at home your mother?) آیا او خانه است؟/آیا مادرت خانه است؟ Are your shoes new? / Are they new? (not Are new your shoes?) آیا آنها نو هستند؟/ کفش هایت نو هستند؟ سوالی کردن زمان حال استمراری.2 positive I am he is you are they are question working going going coming am I is he are you are they working? going? going? coming? :به مثال های زیر توجه کنید positive question It is raining. .داره بارون میاد Ali is studying for his exams. .علی داره واسۀ امتحاناتش میخونه Sanaz is waiting for Kamran. .ساناز منتظر کامران است Is it raining? داره بارون میاد؟ Is Ali studying for his exams? علی داره واسۀ امتحاناتش میخونه؟ Is Sanaz waiting for Kamran? آیا ساناز منتظر کامران است؟ RMS زبان عمومی 129 21 بخش . را می آوریم و سپس فاعل جمله آورده می شودto be ابتدا فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن زمان حال استمراری:تذکر Are you feeling OK? Is Milad working today? حالت خوبه؟ میالد امروز داره کار میکنه؟ : نحوۀ سوالی کردن در زمان گذشتۀ ساده.3 did + subject + infinitive positive question I went we liked she asked did I go? did we like? did she ask? to be سوالی کردن با افعال positive question I was he was they were was I? was he? were they? :به مثال های زیر توجه کنید positive question Ahmad was tired last night. The weather was good last week. Was Ahmad tired last night? Was the weather good last week? را می آوریم و سپس فاعل جمله آوردهto be ابتدا فعل، استto be یک فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن جمالتی که فعل اصلی جمله:تذکر .می شود Was your mother at home yesterday? (not was at home your mother?) آیا مادرت دیروز خانه بود؟ سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری.4 positive I was he was you were they were question working going going coming Was I Was he Were you Were they working? going? going? coming? :به مثال های زیر توجه کنید positive question It was raining. .داشت باران می آمد Ali was studying for his exams last night. .علی دیشب داشت برای امتحاناتش می خوند They were waiting for Kamran. .آن ها منتظر کامران بودند Was it raining? آیا داشت باران می آمد؟ Was Ali studying for his exams last night? آیا علی دیشب داشت برای امتحاناتش می خوند؟ Were they waiting for Kamran? آیا آن ها منتظر کامران بودند؟ . را میآوریم و سپس فاعل جمله آورده میشودto be ابتدا فعل، دقت کنید که برای سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری:تذکر Was Milad working yesterday? 130 میالد دیروز داشت کار می کرد؟ RMS زبان عمومی بخش 21 .5نکات تکمیلی نکته :در جمالت پرسشی ،معموالً فاعل را بعد از اولین فعل میآوریم: Verb + Subject ?…Will Tom ?…Have you ?…Was the house Subject + Verb …Tom will …You have …The house was تذکر :دقت کنید که ،در جمالت پرسشی ،فاعل بعد از اولین فعل می آید نه بعد از همۀ فعل های جمله! در مثال زیر ،دو فعل isو workingوجود دارد .اولین فعل is ،می باشد. حسن امروز دارد کار می کند. Hasan is working today. پس اگر جملۀ باال را به یک جملۀ پرسشی تبدیل کنیم ،حسن بعد از اولین فعل ،یعنی بعد از isمی آید: آیا حسن امروز دارد کار می کند؟ ?Is Hasan working today و جملۀ پرسشی زیر غلط است ،که در آن ،فاعل بعد از هر دو فعل جمله آمده است. ?Is working Hasan today مثالهای بیشتر: آیا ماشین داری؟ آنها چه زمانی اینجا خواهند بود؟ آیا رضا می تواند شنا کند؟ ?Have you got a car ?When will they be here ?Can Reza swim آیا دیر کردم؟ چرا او عصبانی بود؟ دیوید کجا رفته است؟ ?Am I late ?Why was she angry ?Where has David gone نکته :برای زمان حال ساده ،در جمالت پرسشی ،اگر فعل to beیعنی ( is ،amو )areیا فعل مُدال وجود نداشته باشد ،از فعل کمکی doیا does استفاده میکنیم .در واقع فاعل جمله ،بعد از doیا doesمی آید( .فعل اول جملۀ پرسشی do ،یا doesمی باشد) .و فعل اصلی جمله همچنان بعد از فاعل میآید. Question ?Do they work hard آیا آنها به سختی کار میکنند؟ ?Does Mahdi work hard آیا مهدی به سختی کار میکند. ?What time does she get up او چه ساعتی از خواب بیدار می شود؟ Positive They work hard. آنها به سختی کار میکنند. مهدی به سختی کار میکندMahdi works hard. . او زود از خواب بیدار میشود. She gets up early. نکته :برای زمان گذشتۀ ساده ،در جمالت پرسشی ،اگر فعل to beیعنی ( wasو )wereیا فعل مُدال وجود نداشته باشد ،از فعل کمکی didاستفاده میکنیم .در واقع فاعل جمله ،بعد از didمیآید( .فعل اول جملۀ پرسشی did ،می باشد). Question ?Did they work hard آیا آنها به سختی کار کردند؟ ?What did you have for dinner شام چی خوردی؟ او چه ساعتی از خواب بیدار شد؟ ?What time did she get up Positive They worked hard. آنها به سختی کار کردند. You had dinner. تو شام خوردی. She got up early. او زود از خواب بیدار شد. .6انواع جمالت پرسشی: .aسوالهای بله ،خیر ()Yes/ No Questions این نوع سواالت پایهایترین نوع سوال هستند .جواب این نوع سواالت ،بله یا خیر میباشد. سواالت بله /خیر ،معموالً با یک فعل شروع میشوند( .اگر فعل to beدر جمله داشته باشیم ،با فعل to beشروع می شوند ،اگر فعل to beنداشته باشیم با یک فعل کمکی ( )do, does, didیا یک فعل مُدال ( can, could, wouldو )...شروع میشوند. 131 زبان عمومی RMS بخش 21 It is windy today. ?Is it windy today ""Yes, it is. آیا امروز هوا طوفانی است؟ "بله ،هست" ?Is she sad ""No, she is not آیا او ناراحت است؟ "نه ،نیست". "Is the boat sinking? "Yes, it is. آیا قایق در حال غرق شدن است؟ "بله ،داره میشه" The boat is sinking. قایق در حال غرق شدن است. ?Can he bake He can bake. امروز هوا طوفانی است. She is sad. او ناراحت است ""Yes, he can. آیا او میتواند [غذا] درست کند؟ "بله ،میتواند". "Does Nina play the violin? "Yes, she does. آیا نینا ویولن میزند؟ "بله ،میزند". ?Did Nina play the violin ""No, she didn't. آیا نینا ویولن میزد؟ "نه ،نمیزد". "Do Nina and Thomas play the violin? "Yes, they do. آیا نینا و توماس ویولن میزنند؟ "بله ،میزنند". او میتواند [غذا] درست کند. Nina plays the violin. نینا ویولن میزند. Nina played the violin. نینا ویولن میزد. Nina and Thomas play the violin. نینا و توماس ویولن میزنند. .aسوالهایی که با کلمۀ پرسشی شروع میشوند)Wh Questions( . انواع کلمات پرسشی: چه ساعتی؟ چه تعداد؟ چندتا؟ چه رنگی؟ چه اندازهای؟ چه نوعی؟ چرا؟ هر چند وقت؟ What time How many What color What size What kind Why How often چه چیزی؟ چه موقع؟ کِی؟ چگونه؟ چطور؟ کجا؟ مال چه کسی؟ چه کسی؟ کدام؟ What When How Where Whose Who Which نکته :زمانی که فعل اصلی جمله ،یک فعل to beباشد ،و بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: Where/ What/ …. + to be + …. یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن ،از فعل to beاستفاده می کنیم .به جمالت زیر توجه کنید: ماشینت چه رنگیه؟ این کفش ها چندن؟ ?What colour is your car ?How much are these shoes پدرت کجاست؟ اسمت چیه؟ ?Where's your father ?What is your name نکته :برای سوالی کردن زمان گذشتۀ استمراری ،اگر بخواهیم از یک کلمۀ پرسشی نیز استفاده کنیم ،ساختار به صورت زیر خواهد بود: Where/ What/ …. + was/were + …. + subject + …. + infinitive + ing + …. یعنی ابتدا کلمۀ پرسشی و بعد از آن ،از فعل to beاستفاده می کنیم .به جمالت زیر توجه کنید: کجا داشتی می رفتی؟ چرا او کُت پوشیده بود؟ ?Where were you going ?Why was he wearing a coat جملۀ خبری زیر را در نظر بگیرید: ناهید در پارک در حال بسکتبال بازی کردن است. Nahid is playing basketball in the park. اگر در مورد فاعل جمله سوال بپرسیم (در اینجا ناهید) ،فاعل حذف می شود ،و کافی است به جای فاعل ،کلمۀ پرسشی را قرار دهیم: ?Who is playing basketball in the park چه کسی در پارک در حال بسکتبال بازی کردن است؟ زبان عمومی RMS Nahid is playing basketball in the park. ناهید در پارک در حال بسکتبال بازی کردن است. 132 بخش 21 اگر در مورد مفعول سوال کنیم( ،در مثال صفحۀ قبل ،)basketballمفعول از جمله حذف میشود ،فاعل بعد از اولین فعل قرار میگیرد و در ابتدای جمله ،کلمۀ پرسشی را میآوریم. ?What is Nahid playing in the park ناهید در پارک در حال چی بازی کردنه؟ Nahid is playing basketball in the park. ناهید در پارک در حال بسکتبال بازی کردن است. اگر در مورد مکان سوال کنیم( ،در مثال باال ،)in the parkمکان از جمله حذف میشود ،فاعل بعد از اولین فعل قرار میگیرد و در ابتدای جمله ،کلمۀ پرسشی را میآوریم. ?Where is Nahid playing basketball ناهید کجا در حال بسکتبال بازی کردن است؟ Nahid is playing basketball in the park. ناهید در پارک در حال بسکتبال بازی کردن است. نکته :وقتی که کلمۀ پرسشی ،فاعل جمله باشد ،از افعال کمکی does ،doیا didاستفاده نمیکنیم .به مثال زیر دقت کنید. چه کسی به علی زنگ زد؟ who subject who object somebody called Ali. Ali called somebody. ?Who called Ali علی به چه کسی زنگ زد؟ ?Who did Ali call مثالهای بیشتر: چه کسی چیزی برای خوردن میخواهد؟ دیشب چه اتفاقی برایت افتاد؟ چند نفر به جلسه آمدند؟ کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟ )…Who wants something to eat? (not Who does want )…What happened to you last night? (not What did happen )How many people came to the meeting? (not did come )Which bus goes downtown? (not does go نکته :به جایگاه حروف اضافه در جمالت پرسشیای که با what/ who/ which/ whereو ...شروع میشوند ،توجه کنید: با چه کسی میخواهید صحبت کنید؟ دیروز هوا چطور بود؟ آنا برای کدام شغل ،درخواست داده است؟ اهل کجا هستی؟ ?Who do you want to speak to ?What was the weather like yesterday ?Which job has Ann applied for ?Where are you from نکته :میدانیم که کلمۀ پرسشی whoهم میتواند در نقش فاعل باشد و هم در نقش مفعول. اما کلمۀ پرسشی whomفقط میتواند در نقش مفعول باشد ،یعنی باید از فعل کمکی استفاده کنیم. چه کسی را میخواهید مالقات کنید. ?Whom do you want to meet .aسوالهای غیرمستقیم یا مؤدبانه ()Indirect Questions نکته :وقتی یک جملۀ پرسشی بخشی از یک جملۀ بزرگتر باشد ،ترتیب کلمات تغییر می کند: رضا اینجا نیست. رضا کجاست؟ میدانی رضا کجاست؟ Reza is not here. ?Where is Reza ?Do you know where Reza is مثالهای بیشتر: ?Do you know what time it is میدونی ساعت چنده؟ I don't know who those people are. نمیدونم اونا کیاند. ?Can you tell me where I can find Linda میتونی بهم بگی کجا میتونم لیندا رو پیدا کنم؟ ?Do you have any idea how much it will cost میدونی چقدر هزینه خواهد داشت؟ 133 ?What time is it ساعت چنده؟ ?Who are those people اونا کیاند؟ ?Where can I find Linda کجا میتونم لیندا رو پیدا کنم؟ ?How much will it cost چقدر هزینه خواهد داشت؟ زبان عمومی RMS بخش 21 تذکر :در این حالت ،به جمالت پرسشی که does ،doیا didدارند ،توجه کنید: ?Do you know what time the movie begins میدونی فیلم چه ساعتی شروع میشه؟ لطفاً توضیح بده منظورت چیهPlease explain what you mean. . I wonder why she left early. برام سواله که چرا زود رفت. ?What time does the movie begin فیلم چه ساعتی شروع میشه؟ ?What do you mean منظورت چیه؟ ?Why did she leave early چرا زود رفت؟ تذکر :اگر کلمۀ پرسشی وجود نداشته باشد ،از ifیا whetherاستفاده میکنیم و جملۀ بعد از ifیا whetherبه صورت خبری میآید نه به صورت سوالی. ?Do you know if anybody saw you ?Do you know whether anybody saw you میدونی که آیا کسی دیدت یا نه؟ کسی دیدت؟ ?Did anybody see you .aسوالهای تأییدی ()Tag Questions برای ساخت یک سوال تاییدی ،شکل متضاد اولین فعل جمله را به همراه ضمیر فاعلی در انتهای جمله میآوریم .و زمان فعل در هر دو قسمت باید یکسان باشد. اگر فعل جمله مثبت باشد ،قسمت Tagباید منفی باشد: Positive Sentence + Negative Tag ماریا به زودی اینجا خواهد بود ،مگه نه؟ رفت و آمد زیاد بود ،مگه نه؟ االن دارد باران می بارد ،مگه نه؟ علی باید (بهتره که) دارویش را بخورد ،مگه نه؟ ?Maria will be here soon, won't she ?There was a lot of traffic, wasn't there ?It is raining now, isn't it ?Ali should take his medicine, shouldn't he اولین فعل جمله ممکن است یک فعل ،to beیا یک فعل مُدال باشد .در غیر این صورت ،در قسمت ،Tagاز فعل کمکی استفاده میکنیم. Positive Sentence + Negative Tag الهام امروز بسیار خسته به نظر میرسد ،مگه نه؟ تو تمام تالشت رو کردی ،مگه نه؟ ?Elham looks very tired today, doesn't she ?You did your best, didn't you اگر فعل جمله منفی باشد ،قسمت Tagباید مثبت باشد: Negative Sentence + Positive Tag مینا دیر نخواهد کرد ،مگه نه؟ آنها از ما خوششان نمیآید ،مگه نه؟ تو قبض گاز را پرداخت نکردهای ،مگه نه؟ در را قفل نکردی ،مگه نه؟ احمد امروز بیرون نمیرود ،مگه نه؟ ?Mina won't be late, will she ?They don't like us, do they ?You haven't paid the gas bill, have you ?You didn't lock the door, did you ?Ahmad is not going out today, is he نکته :وقتی میخواهید از کسی چیزی درخواست کنید ،یا از کسی بخواهید کاری برای شما انجام دهد ،میتوانید از ساختار سوال تأییدی استفاده کنید .در این حالت ،جمله باید منفی باشد ،و قسمت Tagباید مثبت باشد. ?"You wouldn't have a pen, would you ""Yes, here you are. خودکار داری؟ (اگه خودکار داری ،میشه بهم بدی؟) "بله ،بفرما". ?"You couldn't lend me some money, could you ""It depends how much. میشه کمی پول بهم قرض بدی؟ "بستگی داره چقدر [بخوای]" ""You don't know where Baran is, do you?" "Sorry, I have no idea. میدونی باران کجاست؟ (اگه میدونی باران کجاست ،میشه بهم بگی؟) "متاسفم ،نمیدونم" زبان عمومی RMS 134 بخش 21 نکته :وقتی که جمله با … Let'sشروع شود ،قسمت Tagحتماً shall weخواهد بود: ?Let's go for a walk, shall we بزن بریم پیاده روی کنیم ،موافقی؟ نکته :اگر جمله ،امری باشد ،معموالً قسمت will you ،Tagمیباشد. ?Listen to me, will you به من گوش کن ،میشه؟ نکته :اگر جمله با I amشروع شود ،در قسمت ،tagاز aren't Iاستفاده میکنیم. ?I'm right, aren't I حق با منه ،مگه نه؟ .bسوالهای منفی ()Negative Questions از جمالت پرسشی منفی مخصوصاً برای نشان دادن تعجب استفاده میشود: Didn't you hear the doorbell? I rang it three times. Hasn’t he called back yet? It’s been two hours. صدای زنگ در رو نشنیدی؟ سه بار [زنگ رو] زدم! هنوز زنگ نزده؟ دو ساعت شده( .دو ساعت گذشته) همچنین وقتی که از شنونده انتظار داریم که با ما موافقت کند ،میتوانیم از جملۀ پرسشی منفی استفاده کنیم: ""Haven't we met somewhere before?" "Yes, I think we have. "قبالً یکجایی همدیگر را ندیدهایم؟" "بله ،فکر کنم دیدهایم". تذکر :به معنی کلمۀ yesیا noدر پاسخ به جمالت پرسشی دقت کنید: ?Don't you want to go to the party )Yes. (= Yes, I want to go ) No. (= No, I don't want to goنمیخواهی به مهمانی بروی؟ .cسوالهای انتخابی ()Choice Questions سوالهایی که جوابشان در خود سوال است: قهوه لطفاً. Coffee please. قهوه میخوای (میخوری) یا چای؟ ?Do you want coffee or tea .7نکات بیشتر از جمالت پرسشی نکته :بعد از برخی از فعلها ،ما از یک حرف اضافه استفاده میکنیم .برای مثال: look for به دنبال (کسی /چیزی) گشتن afraid of ترسیدن از talk about در مورد (کسی /چیزی) حرف زدن talk to با (کسی /چیزی) حرف زدن. در جمالت پرسشی که با کلمات پرسشی ( which ،where ،what ،whoو )...شروع میشوند ،حروف اضافه معموالً در انتها قرار میگیرند. اهل کجایی؟ حسن از چی میترسید؟ این کتاب ها متعلق به چه کسی است؟ او در کدام بیمارستان است؟ مهسا با کی داره میره؟ راجع به چه چیزی میخواهی صحبت کنی؟ 135 ?Where are you from ?What was Hasan afraid of ?Who do these books belong to ?Which hospital is he in ?Who is Mahsa going with ?What do you want to talk about زبان عمومی RMS بخش 21 نکته :یک اصطالح پرکاربرد: چجوریه؟ (کمی راجعبش صحبت کن) آنها چجوریان؟ او چجوریه؟ ?What is it like ?What are they like ?What is she like در اصطالح باال like ،یک حرف اضافه میباشد. ""It's very big. "خیلی بزرگه". خونۀ جدیدت چه جوریه؟ ""She's very good. We learn a lot. "خیلی خوبه .چیزای زیادی [ازش] یاد میگیریم". معلم جدیدت چجوریه؟ ""They are very nice. پدر و مادر نیما ،چجوریان؟ "خیلی آدمای خوبیاند". ""It was lovely. "دوست داشتنی و خوب بود". هوا چطور بود؟ ?What's your new house like ?What's your new teacher like ?What are Nima's parents like ?What was the weather like نکته :همانطور که دیدیم ،کلمۀ پرسشی ،howبه معنای "چطور" یا "چگونه" میباشد. ?How was the party last night ?How do you usually go to work دیشب مهمانی چطور بود؟ معموالً چطور سرکار می روی؟ (مثالً تاکسی میگیری؟) گاهی ممکن است بعد از کلمۀ پرسشی ،howاز یک صفت یا قید استفاده کنیم: قدت چقدره؟ [این] خونه اندازش چقدره؟ مادرت چند سالشه؟ از اینجا تا فرودگاه ،چقدر فاصله هستش؟ چند وقت یه بار از ماشینت استفاده میکنی؟ چه مدته که ازدواج کردی؟ [آن] وعدۀ غذایی ،قیمتش چقدر بود؟ ?How tall are you ?How big is the house ?How old is your mother ?How far is it from here to the airport ?How often do you use your car ?How long have you been married ?How much was the meal تمرین شمارۀ 58 با توجه به فاعل هایی که داخل پرانتز داده شده ،طبق نمونههای حل شده ،جمالت پرسشی بسازید. بلدی شنا کنی؟ آیا دیوید به سختی کار میکند؟ امروز صبح دیر کردی؟ سیمین کلید داره؟ فردا اینجا خواهی بود؟ علی امشب بیرون میره؟ آیا شغلت رو دوست داری؟ آیا نیما نزدیک اینجا زندگی میکند؟ از فیلم لذت بردی؟ تعطیالت خوبی داشتی؟ زبان عمومی RMS )?I can swim. (you ? Can you swimمن بلدم شنا کنم. )?I work hard. (David ? Does David work hardمن به سختی کار میکنم. )?I was late this morning. (you امروز صبح دیر کردم. )?I've got a key. (Simin یک کلید دارم. )?I'll be here tomorrow. (you فردا صبح اینجا خواهم بود. )?I'm going out this evening. (Ali امشب میرم بیرون. )?I like my job. (you شغلم را دوست دارم. )?I live near here. (Nima نزدیک اینجا زندگی میکنم. )?I enjoyed the film. (you از فیلم لذت بردم. )?I had a good holiday (you تعطیالت خوبی داشتم. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10 . 136 21 بخش 58 پاسخ تمرین شمارۀ 3. Were you late this morning? 5. Will you be here tomorrow? 7. Do you like your job? 9. Did you enjoy the film? 4. Has Simin got a key? 6. Is Ali going to out this evening? 8. Does Nima live near here? 10. Did you have a good holiday? ). حل شده است، برای نمونه، اولین جمله. (کلمات داده شده را مرتب کنید و جمالت پرسشی بسازید59 تمرین شمارۀ 1. has / gone/ where/ David/ ? دیوید کجا رفته؟Where has David gone? 2. working/ Reza/ is/ today/ ? رضا امروز کار میکنه؟ 3. the children/ what/ are/ doing/ ? بچه ها چیکار دارن میکنن؟ 4. made/ is/ how/ cheese/ ? پنیر چجوری درست میشه؟ 5. to the party/ coming/ is/ your sister/ ? خواهرت به مهمانی میاد؟ چرا حقیقت رو نمیگی؟ 6. you/ the truth/ tell/ don't/ why/ ? 7. your guests/ have/ yet/ arrived/ ? مهمانهایتان رسیدهاند؟ 8. leave/ what time/ your train/ does/ ? قطارت کِی میره؟ 59 پاسخ تمرین شمارۀ 1. Where has David gone? 3. What are the children doing? 5. Is your sister coming to the party? 7. Have your guests arrived yet? 2. Is Reza working today? 4. How is cheese made? 6. Why don't you tell the truth? 8. What time does your train leave? 60 تمرین شمارۀ . برای نمونه حل شده است، جملۀ اول. شروع کنیدDo you know…? جمالت پرسشی زیر را با 1. What does Linda want? 2. Where is Milad? 3. 4. 5. 6. 7. Do you know what Linda wants? لیندا چی میخواد؟ میدونی لیندا چی میخواد؟ میالد کجاست؟ میدونی میالد کجاست؟ او امروز کار میکند؟ What time does he start work? چه ساعتی کار را شروع میکند؟ Are the shops open tomorrow? فردا مغازهها باز هستند؟ Where do Sarah and Jack live? کجا زندگی میکنند؟،سارا و جک Did they go to Omid's party? آنها به مهمانی امید رفتند؟ میدونی که آیا او امروز کار میکنه یا نه؟ Is she working today? میدونی چه ساعتی کار را شروع میکند؟ میدونی که آیا فردا مغازهها باز هستند یا نه؟ میدونی که سارا و جک کجا زندگی میکنند؟ میدونی که آیا آنها به مهمانی امید رفتند یا نه؟ 60 پاسخ تمرین شمارۀ 2. Do you know where Milad is? 4. Do you know what time he starts work? 6. Do you know where Sarah and Jack live? 3. Do you know if she is working today? 5. Do you know if the shops are open tomorrow? 7. Do you know if they went to Omid's party? . استفاده کردwhether ازif میتوان به جای، در پاسخ های باال:تذکر RMS زبان عمومی 137 بخش 22 بخش ( 22حروف اضافه )4 یک حرف اضافه ،کلمهای است که چیزی را به چیز دیگری وصل میکند و ارتباط آنها را نشان میدهد. در این بخش ،ابتدا در مورد حروف اضافهای که بعد از یک اسم ( )nounمیآیند صحبت میکنیم. noun + preposition ممکن است بعد از یک اسم ،از حرف اضافۀ ،forاستفاده کنیم: .1 a reason for دلیل برای a demand for درخواست برای a need for نیاز به برای مثال: The company went out of business. There was no demand for its product any more. شرکت از فعالیت خارج شد .دیگر درخواستی برای محصولش وجود نداشت. There's no excuse for behavior like that. There's no need for it. هیچ عذری برای رفتار اینچنینی وجود ندارد .نیازی بهش نیست. The train was late, but nobody knew the reason for the delay. قطار دیر کرده بود ،اما کسی دلیل تاخیر رو نمیدونست. .2 بعد از برخی اسمها از حرف اضافۀ ،ofاضافه میکنیم: a cause of علت چیزی علت [آن] انفجار ،مشخص نیست. a plan of نقشه /طرح از a drawing of نقاشی از a map of نقشه از The cause of the explosion is unknown. a photograph of عکس از a photo of عکس از a picture of عکس از Reza showed me some pictures of his family. رضا چندتا عکس از خانوادهاش به من نشان داد. I did a drawing of the church یک نقاشی از کلیسا کشیدم. I had a map of the town, so I was able to find my way around. من یه نقشه از شهر داشتم ،بنابراین توانستم راه خودم را پیدا کنم. a disadvantage of عیب ،ضرر ،اشکال چیزی an advantage of مزیت چیزی The advantage of living alone is that you can do what you like. مزیت تنها زندگی کردن این است که هرچیزی که دوست داری میتوانی انجام دهی. تذکر :وقتی میخواهید بگویید در انجام دادن چیزی advantage ،وجود دارد ،از حرف اضافۀ toیا inاستفاده میکنید: مزیتهای زیادی در تنها زندگی کردن وجود دارد. .3 There are many advantages in living alone. There are many advantages to living alone. وقتی میخواهیم بگوییم در قیمت ،فروش ،تصادفات و ...افزایش یا کاهش وجود داشته ،از حرف اضافۀ ،inاستفاده میکنیم: a fall in کاهش /سقوط در زبان عمومی RMS a rise in افزایش در a decrease in کاهش در an increase in افزایش در 138 22 بخش There has been an increase in the number of road accidents recently. .اخیراً در تعداد تصادفات جادهای افزایش وجود داشته است Last year was a bad one for the company. There was a big fall in sales. . سقوط زیادی در فروشها وجود داشت. برای شرکت سال بدی بود،سال گذشته : استفاده میکنیمto از حرف اضافۀ،بعد از برخی اسمها damage to .1 خسارت به،آسیب به The accident was my fault, so I had to pay for the damage to the other car. . بنابراین باید برای صدمه به ماشین دیگر [پول] پرداخت میکردم،[آن] تصادف تقصیر من بود an invitation to a party یک دعوتنامه به یک مهمانی an invitation to a wedding یک دعوتنامه به یک عروسی Did you get an invitation to the wedding? a solution to a problem پاسخ به یک مسئله a reply to a letter پاسخ به یک نامه a key to a door کلید برای یک در an answer to a question پاسخ به یک سوال a reaction to something واکنش به چیزی I hope we find a solution to the problem. I was surprised at her reaction to my suggestion. an attitude to طرز فکر نسبت به/نگرش دعوتنامه دریافت کردی؟،آیا برای جشن عروسی . پاسخی پیدا کنیم،امیدوارم که برای مسئله . متعجب شدم،از واکنش او نسبت به پیشنهادم an attitude towards طرز فکر نسبت به/نگرش His attitude to his job is very negative. His attitude towards his job is very negative. .نگرش او نسبت به شغلش خیلی منفیه .نگرش او نسبت به شغلش خیلی منفیه : استفاده میکنیمwith بعد از برخی اسمها از a relationship with یک رابطه با a connection with یک ارتباط با .2 a contact with یک ارتباط با Do you have a good relationship with your parents? رابطۀ خوبی داری؟،آیا با پدر و مادرت The police want to question a man in connection with the robbery. . بازجویی کند،پلیس میخواهد از یک مرد در ارتباط با [آن] سرقت : استفاده میکنیدbetween از،"وقتی میخواهید بگویید "بین دو چیز" یا "بین دو نفر a relationship between یک رابطه بین a connection between یک ارتباط بین a contact between تماس بین/یک ارتباط a difference between یک تفاوت بین .3 The police believe that there is no connection between the two crimes. . وجود ندارد،پلیس اعتقاد دارد که هیچ ارتباطی بین [آن] دو جنایت There are some differences between British and American English. .تفاوتهایی بین زبان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد RMS زبان عمومی 139 بخش 22 تذکر between :به معنای "بین" میباشد ،که برای دو چیز یا دو نفر استفاده میشود. اگر منظورمان بین سه نفر (چیز) یا بیشتر باشد ،از amongاستفاده میکنیم: The problem is causing widespread concern among scientists. [آن] مشکل ،دارد نگرانی گستردهای بین دانشمندان ایجاد میکند. There should be no need for secrets among friends. نباید نیازی به اسرار بین دوستان ،باشد( .یعنی بهتره که اونایی که باهم دوست هستن ،رازشون رو به همدیگه بگن). حال در ادامه ،در مورد حروف اضافهای که بعد از یک صفت ( )adjectiveمیآیند صحبت میکنیم. adjective + preposition .1 به اصطالح زیر توجه کنید: )adj + of + sb + (to + infinitive واقعاً لطف میکنی که کمکم میکنی. خوبی و محبت شما رو میرسونه که کمکم میکنید. It was stupid of me to go out without a coat in such cold weather. احمق بودم که بدون کت ،در چنین هوای سردی بیرون رفتم. محبت میکنی که با من میای خرید. It's kind of you to come shopping with me. It's nice of you to help me. .2 وقتی میخواهید بگویید که رفتار یک نفر نسبت به فرد دیگر چگونه است ،از حرف اضافۀ toاستفاده میکنید: آنها همیشه با من خوب بودهاند. چرا انقدر با بهاره نامهربان و غیردوستانه بودی؟ .3 They have always been very nice to me. (not with me). ?Why were you so unfriendly to Bahareh وقتی در مورد چیزی ناراحت ،عصبانی و ...هستید ،میتوانید از حرف اضافۀ aboutاستفاده کنید: There's no point in getting angry about things that don't matter. عصبانی شدن در مورد چیزهایی که اهمیت ندارند ،بیحاصل است. Lisa is upset about not being invited to the party. لیسا به خاطر دعوت نشدن به مهمانی ،ناراحت است. ?Are you nervous about the exam به خاطر امتحان ،نگرانی؟ .4 وقتی از یک نفر به خاطر انجام کاری ناراحت ،عصبانی و ...هستید ،میتوانید از ساختار زیر استفاده کنید: adj + with + sb + for + verb + ing ?Are you annoyed with me for being late به خاطر دیر کردن ،ازم ناراحتی؟ Simin's still very angry with me for forgetting our anniversary. سیمین هنوز ازم خیلی عصبانیه ،به خاطر فراموش کردن سالگردمون. .5 ممکن است از چیزی که دریافت یا تجربه میکنید ،راضی ،خوشحال ،ناامید و ...باشید: disappointed with ناامید ،مأیوس delighted with راضی ،شاد happy with خوشحال ،شاد satisfied with راضی ،خشنود pleased with خوشحال They were delighted with the present I gave them. آنها به خاطر هدیهای که بهشون دادم ،خوشحال بودند. )Are you happy with your exam results? (not from your exam results از نتایج امتحانیت راضی و خوشحال هستی؟ Local residents were disappointed with the decision. ساکنین محلی ،از [آن] تصمیم ،ناامید شدند( .تصمیمی که گرفته شد ،آنها را ناامید کرد). I’m not satisfied with the way he cut my hair. از نحوهای که موهایم را کوتاه کرد ،راضی نیستم. زبان عمومی RMS 140 بخش 22 .1 برای صفتهای زیر ،از حرف اضافۀ atیا byاستفاده میکنیم: astonished حیرت زده ،شگفت زده upset ناراحت amazed حیرت زده ،شگفت زده Everybody was surprised by the news. همه به خاطر [آن] خبر ،متعجب شدند. I hope you weren't shocked by what I said. امیدوارم به خاطر چیزی که گفتم شوکه نشده باشی. I was astonished by the result. از نتیجه ،شگفت زده شدم. surprised متعجب ،شگفت زده shocked شوکه شده ،متعجب Everybody was surprised at the news. همه به خاطر [آن] خبر ،متعجب شدند. I hope you weren't shocked at what I said. امیدوارم به خاطر چیزی که گفتم شوکه نشده باشی. I was astonished at the result. از نتیجه ،شگفت زده شدم. نکته everybody :به معنای "همه" میباشد ،اما رفتارمان با آن ،مانند یک اسم مفرد است: همه هستند همه بودند .2 everybody is everybody was برای صفت impressedاز حرف اضافۀ byیا withاستفاده میکنیم: I'm very impressed by her English. بسیار تحت تاثیر زبان انگلیسی او قرار گرفتم. .3 همه میدانند همه انجام میدهند everybody knows everybody does I'm very impressed with her English. بسیار تحت تاثیر زبان انگلیسی او قرار گرفتم. برای صفتهای fed upو boredاز حرف اضافۀ withاستفاده میکنید. bored with خسته از دیگر از شغلم لذت نمیبرم .ازش خسته شدم. fed up with خسته از I don't enjoy my job any more. I'm fed up with it. I don't enjoy my job any more. I'm bored with it. اما برای اینکه بگویید خستهاید اگر از tiredاستفاده کنید ،باید حرف اضافۀ ofرا به کار ببرید. بجنب ،بزن بریم! از صبر کردن خسته شدم! .4 Come on, let's go! I'm tired of waiting. وقتی در مورد یک وضعیت یا اتفاقی که افتاده متأسف ( )sorryهستید ،باید از حرف اضافۀ aboutاستفاده کنید. I'm sorry about the mess. I'll clear it up later. به خاطر نابسامانی (درهم و برهمی) متأسفم .بعداً تمیز و مرتبش میکنم. )Sorry about last night. (= Sorry about something that happened last night به خاطر دیشب متأسفم( .به خاطر چیزی که دیشب اتفاق افتاد متأسفم) اگر از بابت کاری که خودتان انجام دادید یا باعث آن شدید ،متأسف ( )sorryهستید ،هم میتوانید از حرف اضافۀ aboutاستفاده کنید و هم از حرف اضافۀ .for I'm sorry about shouting at you yesterday. به خاطر اینکه دیروز سرت داد زدم ،متأسفم. Sorry about the delay. به خاطر تأخیر متأسفم (متأسفم که دیر کردم). I'm sorry for shouting at you yesterday. به خاطر اینکه دیروز سرت داد زدم ،متأسفم. Sorry for the delay. به خاطر تأخیر متأسفم (متأسفم که دیر کردم). همچنین میتوانید بگویید: I'm sorry I did something I'm sorry for shouting at you yesterday. به خاطر اینکه دیروز سرت داد زدم ،متأسفم. 141 I'm sorry I shouted at you yesterday. به خاطر اینکه دیروز سرت داد زدم ،متأسفم. زبان عمومی RMS بخش 22 نکته :وقتی برای کسی که در وضعیت بدی قرار دارد متأسف هستید ،از حرف اضافۀ forاستفاده میکنید: I feel sorry for Ali. He's had a lot of bad luck. برای علی ناراحتم ،بدشانسی زیادی داشته است. .1 بعد از صفات زیر ،از حرف اضافۀ ofاستفاده میکنیم: terrified of وحشت زده از frightened of وحشت زده از "از عنکبوتها میترسی؟" "بله ،ازشون وحشت دارم" همیشه از سگها میترسیدم. fond of عالقمند ،دوستدار afraid of ترسیده از scared of ترسیده از ''Are you afraid of spiders?' 'Yes, I'm terrified of them. I’ve always been scared of dogs. envious of حسود ashamed of خجالت زده ،شرمنده jealous of حسود چرا انقدر او به بقیه حسودیش میشه؟ بهت افتخار میکنم. او به خاطر رفتارش شرمنده بود. tolerant of شکیبا ،پرتحمل ،پذیرا proud of مفتخر ?Why is he so jealous of other people I'm proud of you. She was ashamed of her behaviour. suspicious of مشکوک critical of منتقد They didn't trust me. They were suspicious of my motives. آنها به من اعتماد نداشتند .به انگیزههای من شک داشتند( .مشکوک بودند). Many parents are strongly critical of the school. والدین زیادی به شدت از مدرسه انتقاد میکنند( .منتقد مدرسه هستند). She's not very tolerant of other people's failings. او خیلی تحمل شکستهای دیگران را ندارد. conscious of آگاه /باخبر از چیزی "میدونستی که او متأهله؟" "نه ،خبر نداشتم". '''No, I wasn't aware of that. '?Did you know he was married incapable of ناتوان مطمئنم تو قادر هستی به خوبی [آن] کار را انجام دهی. aware of آگاه /باخبر از چیزی capable of قادر ،توانا I'm sure you are capable of doing the job well. short of دچار کمبود بودن full of پر از چیزی Saba is a very active person. She's always full of energy. صبا یک فرد بسیار فعاله .همیشه پر از انرژیه. ?I'm a bit short of money. Can you lend me some یه خرده پول کم دارم .میشه یه کمی بهم [پول] قرض بدی؟ همیشگی ،معمول typical of He's late again. It's typical of him to keep everybody waiting. او دوباره دیر کرده است .عادتشه که همه رو منتظر نگه داره. .2 وقتی میخواهید بگویید از چیزی مطمئن هستید ،میتوانید از حرف اضافۀ aboutیا ofاستفاده کنید: certain about مطمئن از زبان عمومی RMS certain of مطمئن از sure about مطمئن از sure of مطمئن از 142 بخش 22 I think she's arriving this evening, but I'm not sure of that. I think she's arriving this evening, but I'm not sure about that. به نظرم او امشب میرسه ،اما [از این موضوع] مطمئن نیستم. .1 وقتی میخواهیم بگوییم یک نفر در موضوعی مهارت دارد و خوب است ،یا بد است یا ...از حرف اضافۀ atاستفاده میکنیم: better at بهتر brilliant at درخشان ،عالی hopeless at داغون من در تعمیر چیزها ،خیلی خوب نیستم. او در مدیریت کردن مشتریها عالیه (درخشان عمل میکنه). برادرم همیشه در فوتبال ،تقریباً داغون بود. .2 good at خوب bad at بد I'm not very good at repairing things. She's brilliant at handling difficult clients. My brother was always pretty hopeless at soccer. وقتی میخواهیم بگوییم ،یک نفر با کسی ازدواج کرده ،از حرف اضافۀ toاستفاده میکنیم: engaged to با کسی نامزدن کردن او با یک زن دوست داشتنی ،نامزد کرده است. لیندا با یک آمریکایی ،ازدواج کرده است. married to با کسی ازدواج کردن He is engaged to a lovely woman. Linda is married to an American. تذکر: لیندا ازدواج کرده ،و سه تا بچه داره. .3 Linda is married with three children. برای بیان اینکه یک نفر یا یک چیز شبیه ( )similarفرد یا چیز دیگری است ،از حرف اضافۀ toاستفاده میکنیم: similar to شبیه به دستخط تو شبیه دستخط منه. .4 Your handwriting is similar to mine. برای اینکه بگویید کسی یا چیزی متفاوت ( )differentبا چیز دیگری است ،هم میتوان از حرف اضافۀ fromاستفاده کرد و هم از .to متفاوت از different from different to The film was different from what I'd expected. The film was different to what I'd expected. فیلم نسبت به چیزی که انتظار داشتم ،متفاوت بود. فیلم نسبت به چیزی که انتظار داشتم ،متفاوت بود. .5 وقتی میخواهید بگویید به چیزی عالقمند هستید ،برای کلمۀ interestedاز حرف اضافۀ inاستفاده میکنید: interested in عالقمند به آیا به هنر عالقمندی؟ ?Are you interested in art و برای کلمۀ ،keenاز حرف اضافۀ onاستفاده میکنید: keen on عالقمند به در خانه ماندیم .علی عالقمند به بیرون رفتن نبود. .6 We stayed at home. Ali wasn't keen on going out. حرف اضافۀ لغت وابسته ( on ،)dependentمیباشد ،و حرف اضافۀ لغت مستقل ( of ،)independentاست. independent of مستقل از 143 dependent on وابسته به زبان عمومی RMS 22 بخش I don't want to be dependent on anybody. .نمیخوام به هیچکس وابسته باشم We need a central bank that is independent of the government. .به یک بانک مرکزی نیاز داریم که مستقل از دولت باشد : است... توریست و،وقتی میخواهید بگویید جایی شلوغ و پر از جمعیت crowded with )پر از (برای جمعیت .1 full of )پر از (برای همه چی The streets were crowded with tourists. The streets were full of tourists. .خیابانها پر از گردشگر بود .خیابانها پر از گردشگر بود . استفاده میکنیمfor از حرف اضافۀ، معروف است... فوتبالش یا،وقتی جایی به خاطر غذایش famous for .2 معروف به خاطر چیزی The Italian city of Florence is famous for its art treasures. . به گنجینههای هنریاش معروف است،شهر ایتالیاییِ فلورِنس Manchester is famous for its football teams. .منچستر به تیمهای فوتبالش معروف است : استفاده میکنیدfor از حرف اضافۀ،وقتی میخواهید بگویید مسئول چیزی هستید Who was responsible for all that noise last night? .3 چه کسی مسئول اونهمه سر و صدای دیشب بود؟ 61 تمرین شمارۀ )noun + preposition (مبحث. کامل کنید،جمالت زیر را با حرف اضافۀ مناسب 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. There are some differences --------------------- British and American English. Money isn't the solution --------------------- every problem. There has been an increase --------------------- the amount of traffic using this road. The advantage --------------- having a car is that you don't have to rely on public transportation. There are many advantages --------------------- being able to speak a foreign language. Everything can be explained. There's a reason --------------------- everything. When Reza left home, his attitude --------------------- many things seemed to change. Ali and I used to be good friends, but I don’t have much contact --------------------- him now. Hamid did a very good drawing --------------------- his father. It looks just like him. What was Sahar's reaction --------------------- the news? Nicola took a picture --------------------- me holding the baby. The show is very popular and there has been a great demand ------------------- tickets. There has been a lot of debate about the causes --------------------- climate change. 61 پاسخ تمرین شمارۀ 1. between 6. for 11. of 144 2. to 7. to/towards 12. for 3. in 8. with 13. of 4. of 9. of 5. in/to 10. to RMS زبان عمومی 22 بخش 62 تمرین شمارۀ . حرف اضافۀ مناسب را قرار دهید،در جاهای خالی 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 16. 17. 18. 19. 20. 21. 22. 23. 24. 25. 26. 27. 28. 29. 30. 31. 32. 33. They were delighted ------------------ the present I gave them. It was nice ------------------ you to come and see me when I was ill. Why are you always so rude ------------------ people? We always have the same food every day. I'm fed up ------------------ it. We had a good holiday, but we were disappointed ------------------ the hotel. I can't understand people who are cruel ------------------ animals. I was surprised ------------------ the way he behaved. I've been trying to learn Japanese, but I'm not very satisfied ---------------- my progress. Tanya doesn't look very well. I'm worried ------------------ her. I'm sorry ------------------ yesterday. I completely forgot we'd arranged to meet. There's no point in feeling sorry ------------------ yourself. It won't help you. Are you still upset ------------------ what I said to you yesterday? Some people say Mina is unfriendly, but she's always been very nice --------------- me. I'm tired ------------------ doing the same thing every day. I need a change. We interviewed ten people for the job, and we weren't impressed ------------------ any of them. Vahid is annoyed ------------------ me because I didn't agree with her. I'm sorry ------------------ the smell in this room. I've just finished painting it. I was shocked ------------------ what I saw. I'd never seen anything like it before. Jack is sorry ------------------ what he did. The hotel was incredibly expensive. I was amazed ------------------ the price of a room. Parsa made the wrong decision. It was honest ------------------ him to admit it. You've been very generous ------------------ me. You've helped me a lot. Our neighbours were angry ------------------ the noise we made. Our neighbours were furious ------------------ us ------------------ making so much noise. Haniyeh is always full ------------------ energy. My home town is not a very interesting place. It's not famous ---------------- anything. Kimia is very fond ------------------ her younger brother. You look bored. You don't seem interested ------------------ what I'm saying. 'Our flight departs at 10.35.' 'Are you sure ------------------ that?' I wanted to go out for a meal, but nobody else was keen ------------------ the idea. These days everybody is aware ------------------ the dangers of smoking. The station platform was crowded ------------------ people waiting for the train. We're short ------------------ staff in our office right now. 62 پاسخ تمرین شمارۀ 1. with 6. to 11. for 16. with 21. of 26. for 31. of RMS زبان عمومی 2. of 7. at/by 12. about/by/at 17. about 22. to 27. of 32. with 3. to 8. with 13. to 18. at/by 23. about 28. in 33. of 4. with 9. about 14. of 19. for/about 24. with - for 29. of 5. with/by/in 10. about 15. with/by 20. at/by 25. of 30. on 145 بخش 23 بخش ( 23نقل قول) وقتی جملهای که از یک نفر شنیدهاید را میخواهید برای یک نفر دیگر بازگو کنید ،یعنی دارید نقل قول میکنید. نقل قول میتواند مستقیم ( )direct speechیا غیرمستقیم ( )reported speechباشد .به مثال زیر توجه کنید: فرض کنید مهناز به شما میگوید که مریض است: مهناز :من مریضم. Mahnaz: I'm sick. حال شما میخواهید این جملۀ مهناز که گفته مریض است را به یک نفر دیگر بگویید. .1نقل قول مستقیم :شما میتوانید دقیقا کلمات مهناز را تکرار کنید .در این حالت باید جملۀ او را بدون هیچ تغییری در داخل گیومه (" ") قرار بدهید( .طوطی وار). مهناز گفت" ،مریضم". "Mahnaz said, "I'm sick. تذکر :میتوان ابتدا جملۀ نقل شده را گفت و در انتها اشاره کرد که چه کسی آن را گفته است .مثالً: مهناز گفت" ،مریضم". "I'm sick," Mahnaz said. .2نقل قول غیرمستقیم :وقتی از نقل قول غیرمستقیم استفاده میکنیم ،فعل اصلی جمله معموالً در زمان گذشته است. اگر جمله بیشتر از یک فعل داشته باشد ،معموالً آنها هم در زمان گذشته هستند. Mahnaz said that she was sick. مهناز گفت که مریضه. نکته :به طور کلی ،در نقل قول غیرمستقیم ،فرم زمان حال فعل ،به زمان گذشته تبدیل میشود: will would can could go went do/ does did have/ has had know knew am/ is was are were want wanted تذکر :در نقل قول غیرمستقیم ،میتوان thatرا نیز حذف کرد. مهناز گفت مریضه. Mahnaz said she was sick. مهناز گفت که مریضه. Mahnaz said that she was sick. مثالهای بیشتر از نقل قول غیرمستقیم: reported speech Sima said (that) her parents were fine. سیما گفت که پدر و مادرش ،حالشون خوبه. Ali said (that) he was going to learn to drive. علی گفت که تصمیم داره رانندگی یاد بگیره. Mobin said (that) he wanted to buy a car. مُبین گفت که میخواهد یک ماشین بخرد. Ehsan said (that) he couldn't come to the party. احسان گفت که نمیتونه به مهمونی بیاد. Tara said (that) she would call me when she got back. تارا گفت که وقتی برگرده بهم زنگ میزنه. زبان عمومی RMS Sima: My parents are fine. سیما :پدر و مادرم حالشون خوبه. Ali: I'm going to learn to drive. علی :تصمیم دارم رانندگی یاد بگیرم. Mobin: I want to buy a car. مُبین :میخواهم یک ماشین بخرم. Ehsan: I can't come to the party. احسان :نمیتوانم به مهمانی بیایم. Tara: I'll call you when I get back. تارا :وقتی برگردم بهت زنگ میزنم. 146 بخش 23 نکته :اگر زمان جملهای که گفته شده ،گذشتۀ ساده باشد ،در نقل قول غیرمستقیم ،میتوان از همان زمان گذشتۀ ساده استفاده کرد و همچنین میتوانیم از زمان گذشتۀ کامل ( )past perfectاستفاده کنیم: "Moslem said, "I woke up feeling sick, so I didn’t go to work. مُسلم گفت" ،مریض احوال از خواب بیدار شدم ،بنابراین به سر کار نرفتم. Moslem said (that) he woke up feeling sick, so he didn't go to work. مسلم گفت که مریض احوال بیدار شد و سر کار نرفت. Moslem said (that) he had woken up feeling sick, so he hadn't gone to work. مسلم گفت که مریض احوال بیدار شده و سر کار نرفته. direct reported نکته :وقتی چیزی را نقل میکنید و وضعیت آن تغییری نکرده است ،ضرورتی برای تغییر فعل به زمان گذشته نیست. "Ali said, "My new job is very interesting. علی گفت" ،شغل جدیدم خیلی خوب و جالبه". Ali said (that) his new job is very interesting. )(The situation hasn't changed. His job is still interesting. علی گفت که شغل جدیدش خیلی خوب و جالبه( .هنوز شغلش جالبه) Ali said (that) his new job was very interesting. علی گفت که شغل جدیدش خیلی خوب و جالبه( .هنوز شغلش جالبه) "Neda said, "I want to go to South America next year. ندا گفت" ،میخواهم سال بعد به آمریکای جنوبی بروم". Neda said (that) she wants to go to South America next year. )(Neda still wants to go to south America next year. ندا گفت که سال بعد میخواهد به آمریکای جنوبی برود. Neda said (that) she wanted to go to South America next year. ندا گفت که سال بعد میخواهد به آمریکای جنوبی برود. direct reported direct reported تذکر :اگر وضعیت تغییر کرده باشد ،باید حتماً از یک فعل گذشته استفاده کنید. Pedram: I have to go. پدرام :باید برم. )Pedram left the room suddenly. He said he had to go. (not he has to go پدرام یهو اتاق رو ترک کرد .گفت باید بره. نکته :وقتی بین جملهای که گفته شده و چیزی که در واقعیت هست ،تفاوت وجود دارد ،در نقل قول غیرمستقیم حتماً باید از زمان گذشته استفاده کنیم. مثالً فرض کنید هفتۀ پیش سارا را دیدهاید و سارا به شما میگوید که مینا در بیمارستان است: Sara: Mina is in the hospital. سارا :مینا در بیمارستان است. و چند روز بعد شما مینا را در خیابان میبینید .میگویید: I didn't expect to see you, Mina. Sara said you were in the hospital. مینا ،انتظار نداشتم که ببینمت .سارا گفت تو بیمارستانی. نقلقول در زمانهای مختلف: Reported Speech Direct Speech حال ساده He said, "I am happy". گذشتۀ ساده He said that he was happy. او گفت که خوشحال است. او گفت" :خوشحالم". حال استمراری گذشتۀ استمراری He said, "I'm looking for my keys". He said that he was looking for his keys. او گفت که دارد دنبال کلیدهایش میگردد. او گفت" :دارم دنبال کلیدهایم میگردم". 147 1. 2. زبان عمومی RMS بخش 23 Reported Speech Direct Speech گذشتۀ کامل ساده گذشتۀ ساده He said that he had visited New York the He said, "I visited New York last year". previous year. او گفت" :پارسال نیویورک را دیدم". او گفت که سال قبل نیویورک را دیده است. 3. حال کامل گذشتۀ کامل He said, "I've lived here for a long time". He said that he had lived there for a long time او گفت که مدت زیادی آنجا زندگی کرده بود. او گفت" :من مدت زیادی است که اینجا زندگی کردهام" 4. گذشتۀ کامل گذشتۀ کامل He said, "They had finished the work when He said that they had finished the work when he I arrived". had arrived". او گفت که وقتی که رسیده بود آنها کار را تمام کرده بودند. او گفت" :وقتی من رسیدم ،آنها کار را تمام کرده بودند". 5. گذشتۀ استمراری گذشتۀ کامل استمراری He said, "I was playing football when the He said that he had been playing football when accident occurred". the accident had occurred.او گفت" :وقتی که [آن] تصادف رخ داد ،داشتم فوتبال بازی او گفت که وقتی تصادف رخ داد ،داشت فوتبال بازی میکرد. میکردم". 6. حال کامل استمراری گذشتۀ کامل استمراری He said, "I have been playing football for He said that he had been playing football for two "two hours. hours. او گفت که دو ساعته که داره فوتبال بازی میکنه. او گفت" :دو ساعته که دارم فوتبال بازی میکنم". 7. گذشتۀ کامل استمراری گذشتۀ کامل استمراری He said, "I had been reading a newspaper He said that he had been reading a newspaper when the light went off". when the light had gone off. او گفت که وقتی که برق رفت ،داشت روزنامه میخوند. او گفت" :وقتی که برق رفت ،داشتم یک روزنامه میخونم". 8. ) (will + verbآیندۀ ساده ) (would + verbشرطی "He said, "I will open the door. He said that he would open the door. او گفت که در را باز میکند. او گفت" :در را باز میکنم". 9. ) (would + verbشرطی ) (would + verbشرطی He said, "I would buy Mercedes if I were He said that he would buy Mercedes if he had "rich "been rich او گفت که اگر پولدار بود ،مرسدس میخرید. او گفت" :اگر پولدار بودم ،مرسدس میخریدم" 10. تفاوت sayو tell اگر بگویید یک نفر با چه کسی دارد صحبت می کند ،از tellاستفاده میکنید ،یعنی بعد از tellاز اسم یا از ضمیر مفعولی استفاده میکنیم. tell somebody سونیا بهم گفت که بیمارستانی. به پلیس چی گفتی؟ )Sonia told me that you were in the hospital. (not Sonia said me )What did you tell the police? (not say the police در غیر این صورت ،از sayاستفاده میکنیم: سونیا گفت که بیمارستان بودی. زبان عمومی RMS )Sonia said that you were in the hospital. (not Sonia told that 148 بخش 23 ?What did you say She said she was tired. چی گفتی؟ او گفت خسته است. یعنی ساختار زیر غلط است؛ (بعد از said/sayاز اسم یا ضمیر مفعولی استفاده نمیکنیم): say somebody Anahita said me اما میتوان از ساختار زیر استفاده کرد: say something to somebody Anahita said good-bye to me and left. ?What did you say to the police آناهیتا از من خداحافظی کرد و رفت. به پلیس چی گفتی؟ نکته :همچنین در نقل قول غیرمستقیم جمالت امری میتوان از ساختار زیر استفاده کرد( :در این ساختار از مصدر فعل اصلی استفاده میکنیم). tell somebody to do something ask somebody to do something "Stay in bed for a few days," the doctor said to me. "برای چند روز در تخت بمان (استراحت کن) "،دکتر به من گفت. The doctor told me to stay in bed for a few days. دکتر بهم گفت تا چند روز در تخت بمانم (استراحت کنم). direct reported ساختار منفی: tell somebody not to do something ask somebody not to do something من به حامد گفتم":داد نزن". به حامد گفتم داد نزنه. "Don't shout," I said to Hamed. I told Hamed not to shout. "Please don't tell anybody what happened," Nima said to me. نیما بهم گفت" :لطفاً به هیچکس نگو چه اتفاقی افتاد"، Nima asked me not to tell anybody what happened. نیما ازم خواست به کسی نگویم چه اتفاقی افتاد. direct reported direct reported همچنین میتوان از ساختار زیر استفاده کرد: Somebody said (not) to do نیما گفت به هیچکس نگو. )Nima said not to tell anyone. (but not Nima said me نکته :تبدیل نقل قول مستقیم سوالی به نقل قول غیرمستقیم: در این حالت ،جملۀ سوالی به جملۀ خبری تبدیل میشود و زمان فعل نیز تغییر میکند. "اهل کجایی؟" دیوید به من گفت. دیوید ازم پرسید که اهل کجام. "Where are you from?" David said to me. David asked me where I was from. direct reported تذکر :در نکتۀ باال ،اگر کلمۀ پرسشی نداشته باشیم ،از ifیا whetherاستفاده میکنیم و جملۀ بعد از ifیا whetherبه صورت خبری میآید نه به صورت سوالی. دیوید بهم گفت "اهل ایرانی؟" دیوید ازم پرسید که آیا اهل ایرانم. 149 "Are you from Iran?" David said to me. David asked me if I was from Iran. direct reported زبان عمومی RMS 23 بخش : تغییر کرده باشد، وقتی که زمان یا مکان گوینده،تغییرات اصطالحات زمانی و مکانی در نقل قول غیرمستقیم Phrase in direct speech 1. today Equivalent in reported speech that day "I saw Ali today", she said. She said that she had seen Ali that day. .او گفت که آن روز علی را دیده " "علی را امروز دیدم،او گفت 2. yesterday the day before "I saw Ali yesterday", she said. She said that she had seen Ali the day before. .او گفت که علی را روز قبل دیده " "دیروز علی را دیدم،او گفت 3. the day before yesterday two days before "I met Samin the day before yesterday", he He said that he had met Samin two days said. before. .او گفت که ثمین را دو روز قبل دیده ". "ثمین را پریروز دیدم،او گفت 4. tomorrow the next/following day "I'll see you tomorrow", he said. He said that he would see me the next day. .او گفت که روز بعد میبینمت ". "فردا میبینمت،او گفت 5. the day after tomorrow in two days time/ two days later "We'll come the day after tomorrow", they They said that they would come in two days' said. time/ two days later. .آنها گفتند که دو روز بعد میان ". "پسفردا میایم،آنها گفتند 6. next week/month/year the following week/month/year She said that she had an appointment the "I have an appointment next week", she said. following week. ". "هفتۀ بعد قرار مالقات دارم،او گفت .او گفت که هفتۀ پیش رو قرار مالقات داره 7. last week/month/year the previous /week/month/year He told us that he had been on holiday the "I was on holiday last week", he told us. previous week. " "هفتۀ پیش در تعطیالت بودم،او به ما گفت .او به ما گفت که هفتۀ قبل در تعطیالت بوده 8. ago before "I saw Saba a week ago," he said. He said he had seen Saba a week before. .او گفت صبا رو یه هفته قبل دیده ". "صبا رو یه هفته پیش دیدم،او گفت 9. this (for time) that "I'm getting a new car this week", she said. She said she was getting a new car that week. .او گفت اون هفته میخواست یه ماشین جدید بگیره ". "این هفته میخوام یه ماشین جدید بگیرم،او گفت 10. this/that (adjectives) the "Do you like this shirt?" he asked. He asked if I liked the shirt. .او پرسید که آیا [آن] پیراهن را دوست دارم " "این پیراهن رو دوست داری؟:او پرسید 11. here there He said, "I live here". He told me he lived there. .او بهم گفت آنجا زندگی میکنه ". "من اینجا زندگی میکنم،او گفت 150 RMS زبان عمومی 23 بخش 63 تمرین شمارۀ .) پر کنیدtell/ told( ) یاsay/ said( جاهای خالی را با 1. He -------------- he was tired. .گفت خسته است 2. What did she -------------- you? بهت چی گفت؟ 3. Anna -------------- she didn't like Peter. .آنا گفت از پیتر خوشش نمیاومد 4. Jack -------------- me that you were ill. .جک بهم گفت که مریض بودی 5. Please don't ----------- Ali what happened. .لطفاً به علی نگو چه اتفاقی افتاد 6. Did Lucy -------------- she would be late? آیا لوسی گفت که دیر میکنه؟ 7. The woman ------------- she was a reporter. .[آن] زن گفت که یک گزارشگره 8. The woman ------------- us she was a reporter. .[آن] زن به ما گفت که یک گزارشگره 9. They asked me a lot of questions, but I didn't -------------- them anything. . اما من چیزی به آنها نگفتم،آنها از من سواالت زیادی پرسیدند 10. They asked me a lot of questions, but I didn't -------------- anything. . اما من چیزی نگفتم،آنها از من سواالت زیادی پرسیدند 63 پاسخ تمرین شمارۀ 1. said 6. say 2. tell 7. said 3. said 8. told 4. told 9. tell 5. tell 10. say 64 تمرین شمارۀ :جاهای خالی را پر کنید 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. ' I'll send you a postcard, ' He told us that he --------------------------------- us a postcard. 'We've bought a new car.' They told me they --------------------------------- a new car. I don't speak German.' She said that she --------------------------------- German. 'You failed your art exam.' You said that we --------------------------------- our art exam. 'I can't drive.' He said --------------------------------- drive. 'You look nice.' He told me that I --------------------------------- nice. 'We're going ice-skating.' They said they --------------------------------- ice-skating. 'The students aren't listening to me.' The teacher said the students --------------------------------- to her. 64 پاسخ تمرین شمارۀ 1. He told us that he would send us a postcard. 3. She said that she didn't speak German. 5. He said he couldn't drive. 7. They said they were going ice-skating. RMS زبان عمومی 2. They told me they had bought a new car. 4. You said that we had failed our art exam. 6. He told me that I looked nice. 8. The teacher said the students weren't listening to her. 151 بخش 24 بخش ( 24قیدها )2 یک قید ( ،)adverbکلمهای است که یک فعل یا یک صفت یا یک قید را توصیف میکند. قید مقدار enough .1 کلمۀ enoughممکن است یک معرف ( )determinerیا ضمیر ( )pronounباشد: enough + noun نکته :اگر بعد از ،enoughیک اسم قابلشمارش بیاید ،آن اسم در حالت جمع میآید. enough people افراد کافی enough players بازیکنان کافی enough money پول کافی enough milk شیر کافی We wanted to play soccer, but we didn't have enough players. میخواستیم که فوتبال بازی کنیم ،اما بازیکن کافی نداشتیم. Why don't you buy a car? You've got enough money. چرا یه ماشین نمیخری؟ پول کافی [برای خرید ماشین] داری. enough without a noun مقداری پول دارم ،اما نه به اندازۀ کافی برای خرید یک ماشین. تو همیشه خانهای .به اندازۀ کافی بیرون نمیری. حتی به اندازۀ کافی درآمد نداشت تا اجاره را پرداخت کند. I've got some money, but not enough to buy a car. You're always at home. You don't go out enough. He didn’t even earn enough to pay the rent. نکته :کلمۀ enoughممکن است یک قید ( )adverbباشد ،که در این حالت ،بعد از یک صفت یا قید میآید: adjective/adverb + enough big enough به اندازۀ کافی بزرگ loud enough به اندازۀ کافی بلند (صدا) warm enough به اندازۀ کافی گرم میتونی صدای رادیو رو بشنوی؟ [صداش] به اندازۀ کافی برات بلنده؟ آن کُت را نخر .خوبه ،اما به اندازۀ کافی بلند نیست. آیا آب به اندازۀ کافی برات گرم هست؟ بزن بریم .به اندازۀ کافی زیاد صبر کردهایم. tall enough به اندازۀ کافی قدبلند good enough به اندازۀ کافی خوب ?Can you hear the radio? Is it loud enough for you Don't buy that coat. It's nice, but it isn't long enough. ?Is the water warm enough for you Let's go. We've waited long enough. ساختارهای مهم از :enough enough for sb/sth این پلیور به اندازۀ کافی برای من بزرگ نیست. برای یک ماشین جدید ،پول کافی ندارم. This pullover isn't big enough for me. I haven't got enough money for a new car. enough to do برای خرید یک ماشین جدید ،پول کافی ندارمI haven't got enough money to buy a new car. . ?Is your English good enough to have a conversation آیا انگلیسیت به اندازۀ کافی خوب است که مکالمه کنی؟ enough for sb/sth to do sth برای نشستن همه ،به اندازۀ کافی صندلی نیست. زبان عمومی RMS There aren't enough chairs for everybody to sit down. 152 بخش 24 too .2 too + adjective / adverb too loud [صدای] خیلی بلند too tired خیلی خسته too hard خیلی سخت too big خیلی بزرگ (بیش از حد بزرگ) معموالً بار معنایی منفی به جمله میدهد. میتونی صدای رادیو رو کم کنی؟ خیلی صداش زیاده. نمیتونم کار کنم .خیلی خستم. به نظرم خیلی سخت کار میکنی. Can you turn the radio down? It's too loud. I can't work. I'm too tired. I think you work too hard. مقایسۀ tooو not enough The hat is too big for him. [این] کاله برای او خیلی بزرگ است. )The hat isn't big enough for him. (= it's too small [این] کاله برای او به اندازۀ کافی بزرگ نیست( .کاله برای او خیلی کوچک است). ?The music is too loud. Can you turn it down, please صدای موسیقی خیلی بلنده (دارم کر میشم!) .میشه لطفاً صداشو کم کنی؟ ?The music isn't loud enough. Can you turn it up, please صدای موسیقی به اندازۀ کافی بلند نیست( .صدای موسیقی خیلی کمه) .میشه لطفاً صداشو زیاد کنی؟ )There's too much sugar in my coffee. (= more sugar than I want در قهوۀ من خیلی زیاد شکر وجود دارد( .بیشتر از چیزی که میخواهم) )There's not enough sugar in my coffee. (= I need more sugar در قهوۀ من شکر به اندازۀ کافی وجود ندارد( .به شکر بیشتری نیاز دارم) حالم خیلی خوب نیست .خیلی زیاد [غذا] خوردم. تو خیلی الغری .به اندازۀ کافی [غذا] نمیخوری. I don't feel very well. I ate too much. You're very thin. You don't eat enough. ساختارهای مهم از :too too … for sb/sth این کفشها برایم خیلی بزرگ هستند. These shoes are too big for me. too … to do sth برای بیرون رفتن ،خیلی خستهام. برای بیرون نشستن[ ،هوا] خیلی سرده. I'm too tired to go out. It's too cold to sit outside. too … for sb to do sth برای اینکه بفهمم [چی میگه] خیلی سریع حرف میزنه. She speaks too fast for me to understand. نکته :به مثال زیر دقت کنید: غذا خیلی داغ بود .نتونستیم بخوریمش. غذا انقدر داغ بود که نتونستیم بخوریمش. غذا برای خوردن ،خیلی داغ بود( .نتونستیم بخوریمش). 153 The food was very hot. We couldn't eat it. The food was so hot that we couldn't eat it. )The food was too hot to eat. (without it زبان عمومی RMS بخش 24 مثالهای بیشتر: )These boxes are too heavy to carry. (not too heavy to carry them این جعبهها برای حمل کردن ،بسیار سنگین هستند. )The wallet was too big to put in my pocket. (not too big to put it [آن] کیفپول برای گذاشتن در جیبم ،خیلی بزرگ بود. )The chair isn't strong enough to stand on. (not strong enough to stand on it [این] صندلی برای رویش ایستادن ،به اندازۀ کافی قوی نیست. much .3 نکته :همانطور که قبالً خواندیم ،از کلمۀ muchبه معنای "زیاد ،خیلی ،بسیاری و "...برای اسم های غیرقابل شمارش ،استفاده میکنیم: زیاد خرید نکردیم. پول زیادی همراهم ندارم. راجع به سفرش ،چیز زیادی نگفت. بیشتر شهر ،در حمله ،نابود شد. We didn't do much shopping. I don’t have much money with me. He didn’t say much about his trip. Much of the city was destroyed in the attack. قید ،muchعمدتاً قبل از صفات تفضیلی ،و یا قبل از صفاتی که با tooآمدهاند به کار میرود: much better/greater/easier/more اتاق هنری از مال من ،خیلی بزرگتره. این کفشها خیلی راحتترن. مرسی ،خیلی احساس بهتری دارم( .حالم خیلی بهتره) Henry’s room is much bigger than mine. These shoes are much more comfortable. I’m feeling much better, thank you. much too + adjective او داشت شدیداً تند رانندگی میکرد. [آن] خانه به شدت قدیمی بود. He was driving much too fast. The house was much too old. too much / too many بعد از ،too muchصفت نمیآید. I don't like the weather here. There is too much rain. آب و هوای اینجا را دوست ندارم .خیلی زیاد بارون میاد. Let's go to another restaurant. There are too many people here. بیا به یک رستوران دیگر برویم .اینجا خیلی آدم هست. عماد همیشه مطالعه میکند .به نظرم خیلی زیاد مطالعه میکند. Emad studies all the time. I think he studies too much. Traffic is a problem in this town. There are too many cars. رفت و آمد در این شهر مشکل است .ماشینهای خیلی زیادی وجود دارد. معموالً قبل از دیگر صفتها از muchاستفاده نمیکنیم ،اما قبل از differentمیتوان از muchاستفاده کرد: خیلی متفاوته. It's much different. many .4 از manyبه معنای "زیاد ،خیلی ،بسیاری و "...برای اسم های قابل شمارش جمع ،استفاده میکنیم .برای مثال: عکس های زیادی نگرفتیم. خیلی از کارکنان ما ،به صورت پارهوقت کار میکنند. We didn't take many pictures. Many of our staff work part-time. تذکر :دقت کنید که staffیعنی "کارکنان" .هم میتوان برای این کلمه از یک فعل مفرد استفاده کرد و هم از یک فعل جمع. زبان عمومی RMS 154 بخش 24 a lot .5 از a lotهم میتوان برای اسمهای قابلشمارش ،و هم برای اسمهای غیرقابلشمارش استفاده کرد. اگر از a lotبرای یک اسم قابل شمارش استفاده شود ،باید آن اسم قابل شمارش ،به صورت جمع بیاید. We had a lot of bags and suitcases. ما تعداد زیادی کیف و چمدان داشتیم. آنها پول زیادی برای مسافرت خرج میکنند. They spend a lot of money on travel. countable uncountable به جای a lot ofمیتوان از lots ofاستفاده کرد که غیررسمیتر است: A lot of people were hurt. Lots of people were hurt.افراد زیادی آسیب دیدند. افراد زیادی آسیب دیدند. A lot of money was spent on it. Lots of money was spent on it. پول زیادی صرف آن شد. پول زیادی صرف آن شد. a lot + comparative a lot more خیلی بیشتر a lot heavier خیلی سنگینتر a lot better خیلی بهتر a lot more expensive خیلی گرانتر Don't go by train. It's a lot more expensive. با قطار نرو .خیلی گرونتره. به طور کلی ،قبل از صفت/قید تفضیلی ،میتوانید از قیدهای زیر استفاده کنید: slightly یهکم ،یه خرده a bit یهکم ،یه خرده a little یهکم ،یه خرده ابتدا حالم خوب نبود ،اما االن خیلی بهترم. میشه یه کمی آهستهتر صحبت کنی؟ این کیسه یه کمی از اونیکی سنگینتره. a lot زیاد far زیاد much زیاد I felt ill earlier, but I feel much better now. ?Could you speak a bit more slowly This bag is slightly heavier than the other one. very .6 veryبرخالف ،tooمعموالً بار مثبت دارد. قبل از صفتها و قیدها میتوان از veryاستفاده کرد: خیلی خوشحال است. قطار داشت بسیار آهسته حرکت میکرد. She is very happy. The train was moving very slowly. نکته :در معنای برخی از صفتها ،کلمۀ veryوجود دارد ،مثالً: داغون ،افتضاح عالی ،شگفتانگیز عالی ،خیلی خوب terrible = very bad wonderful = very good great = very good قبل از این نوع صفات ،از veryاستفاده نمیکنیم: It was a really terrible experience. تجربۀ واقعاً افتضاحی بود. I feel absolutely great. حالم فوقالعاده عالیه. 155 It was a very terrible experience. I feel very great. زبان عمومی RMS بخش 24 very much از very muchقبل از صفات تفضیلی ،استفاده میکنیم: She is very much happier now. I feel very much better. او اکنون بسیار خوشحالتر است. احساس خیلی بهتری دارم. همچنین از very muchبرای فعلها نیز استفاده میکنیم: He very much regrets what happened. Thank you very much. او از اتفاقی که افتاد ،خیلی پشیمان است. بسیار ازت ممنونم. so .7 so + adjective / adverb so nice خیلی خوب so quick بسیار سریع so quickly بسیار سریع so stupid بسیار احمق /احمقانه I didn't like the book. The story was so stupid. [آن] کتاب را دوست نداشتم .داستان بسیار احمقانه بود. I like Nima and Nahid. They are so nice. نیما و ناهید را دوست دارم .خیلی خوبن. It's a beautiful day, isn't it? It's so warm. روز زیبایی است ،مگه نه؟ هوا خیلی گرمه. It's difficult to understand him because he talks so quietly. متوجه منظور او شدن سخت است زیرا خیلی آرام صحبت میکند. so … that [آن] کتاب آنقدر خوب بود که نمیتونستم بذارمش زمین. انقدر خسته بودم که روی مبل خوابم برد. The book was so good that I couldn't put it down. I was so tired that I fell asleep in the armchair. معموالً thatرا حذف میکنیم: انقدر خسته بودم [که] روی مبل خوابم برد. I was so tired I fell asleep in the armchair. نکته :گاهی اوقات قید ،soمعنی " "like thisمیدهد: Somebody told me the house was built 100 years ago. I didn't realize it was so old. یک نفر به من گفت که [این] خانه 100سال پیش ساخته شد .من متوجه نشدم که انقدر قدیمی باشه. I'm tired because I got up at six. I don't usually get up so early. خستهام به خاطر اینکه ساعت 6بیدار شدم .معموالً انقدر زود بیدار نمیشوم. I expected the weather to be cooler. I'm surprised it is so warm. انتظار داشتم که هوا خنکتر باشه .متعجبم که هوا انقدر گرمه. I didn't know it was so far. نمیدونستم که انقدر دوره. such کلمۀ suchیک معرف ( )determinerیا ضمیر ( )pronounمیباشد .در اینجا معنی "چنین" میدهد. such + noun such cases چنین مواردی such a dog چنین سگی such people چنین مردمی /افرادی such a story چنین داستانی کلمۀ ،suchمیتواند شدت یک صفت را بیشتر کند ،در اینجا معنی "خیلی /بسیار" میدهد. such + adjective + noun such a good time زمان خیلی خوب زبان عمومی RMS such a big dog سگ خیلی بزرگ such nice people مردم بسیار خوب such a stupid story داستان بسیار احمقانه 156 24 بخش I didn't like the book. It was such a stupid story. I like Nima and Nahid. They are such nice people. It was a great holiday. We had such a good time. . داستان خیلی احمقانه بود.کتاب رو دوست نداشتم . آدمای خیلی خوبی هستند.نیما و ناهید را دوست دارم . خیلی زیاد بهمون خوش گذشت.تعطیالت عالیای بود such … that It was such a good book that I couldn't put it down. .انقدر کتاب خوبی بود که نمیتونستم بذارمش زمین It was such nice weather that we spent the whole day on the beach. .هوا انقدر خوب بود که تمام روز را در ساحل سپری کردیم : را حذف میکنیمthat ًمعموال It was such nice weather we spent the whole day on the beach. .هوا انقدر خوب بود [که] تمام روز را در ساحل سپری کردیم :" میدهدlike this" معنی،such گاهی اوقات کلمۀ:نکته Somebody told me the house was built 100 years ago. I didn't realize it was such an old house. . من متوجه نشدم که یه همچین خونۀ قدیمیای باشه. سال پیش ساخته شد100 یک نفر به من گفت که [این] خانه You know it's not true. How can you say such a thing? چطور میتونی چنین چیزی بگی؟.میدونی که درست نیست You won't find the word 'blid' in the dictionary. There's no such word. . همچنین کلمهای وجود ندارد. را در دیکشنری نخواهید یافتblid کلمۀ so وsuch مقایسۀ so long so far so much, so many such a long time such a long way such a lot (of) بسیار طوالنی بسیار دور بسیار زیاد I haven't seen her for so long. .خیلی وقته که ندیدمش I didn't know it was so far. .نمیدونستم انقدر دوره I'm sorry I'm late - there was so much traffic. . رفت و آمد خیلی زیاد بود- ببخشید که دیر کردم I haven't seen her for such a long time. .خیلی وقته که ندیدمش I didn't know it was such a long way. .نمیدونستم انقدر دوره I'm sorry I'm late - there was such a lot of traffic. . رفت و آمد خیلی زیاد بود- ببخشید که دیر کردم قید تفضیلی و عالی :) مانند صفت تفضیلی میباشدcomparative( در حالت تفضیلی صفت تفضیلی more slow کندتر قید تفضیلی more slowly Trains go more slowly than planes. Could you talk a bit less loudly please? کندتر .قطارها از هواپیماها آهستهتر میروند میشه لطفاً یه کمی آرومتر صحبت کنید؟ : استفاده نمیکنیمthe معموالً از حرف تعریف، برخالف صفت،در حالت عالی Adverb quietly slowly seriously RMS زبان عمومی Comparative به آرامیmore quietly به آهستگی، بهآرامیmore slowly بهشدت، به طور جدیmore seriously Superlative most quietly most slowly most seriously 157 بخش 24 برای مثال: در ابتدای سال ،بیشتر اوقات باران میبارد. مچ پایش به شدت درد میکند ،اما زانویش بدتر از همه است. It rains most often at the beginning of the year. His ankle hurt badly, but his knee hurt worst. آن کلماتی که هم قید هستند و هم صفت ،شکلهای تفضیلی و عالیشان در حالت قید مانند حالت صفت میباشد: Superlative Comparative hardest fastest latest harder faster later Adverb سخت ،به شدت سریع ،به سرعت دیر ،دیروقت hard fast late قیود تکرار به تعداد دفعات تکرار انجام یک فعل اشاره دارد. usually ال معمو ً never هرگز frequently مکرراً ،بارها normally ال معمو ً occasionally گهگاهی sometimes گاهیاوقات often اغلب seldom به ندرت hardly ever به ندرت always همیشه rarely به ندرت قید تکرار ،اغلب قبل از فعل اصلی جمله میآید: همیشه با همسرم سفر میکنم. هرگز قبل از ساعت ،11نمیخوابم. ما به ندرت بیرون میرویم. I always travel with my wife. I never get to bed before 11. We hardly ever go out. قید تکرار ،بعد از فعل to beمیآید: It is never too late to give up smoking. She isn't usually bad tempered. They are never pleased to see me. برای ترک کردن سیگار ،هیچوقت خیلی دیر نیست. او معموالً بدخلق نیست. آنها هرگز از دیدن من خوشحال نیستند. اگر در جمله فعل کمکی داشته باشیم ،قید تکرار ،بین فعل کمکی و فعل اصلی جمله میآید (حتی اگر فعل اصلی جمله ،یک فعل to beباشد: او گاهیاوقات میتواند مرا در یک مسابقه شکست بدهد. من به ندرت با کسی نامهربان میشوم. آنها ممکن است هرگز یکدیگر را دوباره نبینند. She can sometimes beat me in a race. I would hardly ever be unkind to someone. They might never see each other again. نکته :از hardly everو neverبرای فعلهای مثبت استفاده میکنیم: او خیلی به ندرت به مهمانیهای من میآید. آنها هرگز نمیگویند "ممنون". She hardly ever comes to my parties. They never say 'thank you'. نکته :از everدر جمالت سوالی و منفی استفاده میکنیم: تا حاال نیوزلند بودی؟ تا االن هرگز سوئیس نبودهام. تا االن هرگز سوئیس نبودهام. زبان عمومی RMS ?Have you ever been to New Zealand I haven't ever been to Switzerland. I have never been to Switzerland. 158 24 بخش :) بیایدpresent participle( ) یا یک صفت فاعلیpast participle( یک قید ممکن است قبل از یک صفت مفعولی:نکته adverb + past/present participle + noun a newly formed decision یک تصمیم به تازگی گرفته شده an extremely tiring trip یک سفر به شدت خسته کننده a highly valued employee یک کارمند بسیار ارزشمند 65 تمرین شمارۀ : کامل کنید،1 جمالت زیر را مانند مثال شمارۀ،enough با توجه به کلمات داخل پرانتز و با استفاده از کلمۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. Is there enough sugar in your coffee? (sugar) Can you hear the radio? Is it ----------------------------------- for you? (loud) He can leave school if he wants - he's -----------------------------------. (old) When I visited New York last year, I didn't have ----------------------------------- to see all the things I wanted to see. (time) This house isn't ----------------------------------- for a large family. (big) Tina is very thin. She doesn't -----------------------------------. (eat) My office is very small. There isn't -----------------------------------. (space) It's late, but I don't want to go to bed now. I'm not -----------------------------------. (tired) Lisa isn't a very good tennis player because she doesn't ----------------------------. (practise) 65 پاسخ تمرین شمارۀ 2. loud enough 6. eat enough 3. old enough 7. enough space 4. enough time 8. tired enough 5. big enough 9. practice enough 66 تمرین شمارۀ : یکی از موارد زیر را قرار دهید،در جاهای خالی too 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. too much too many enough You're always at home. You don't go out ------------------------------. I don't like the weather here. There's ------------------------------ rain. I can't wait for them. I don't have ------------------------------ time. There was nowhere to sit on the beach. There were ------------------------------ people. You're always tired. I think you work ------------------------------ hard. You drink ------------------------------ coffee. It's not good for you. You don't eat ------------------------------ vegetables. You should eat more. I don't like the weather here. It's ------------------------------ cold. Our team didn't play well. We made ------------------------------ mistakes. 66 پاسخ تمرین شمارۀ 1. enough 6. too much RMS زبان عمومی 2. too much 7. enough 3. enough 8. too 4. too many 9. too many 5. too 159 24 بخش 67 تمرین شمارۀ : یکی از موارد زیر را قرار دهید،در جاهای خالی so 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. such such a It's difficult to understand him because he speaks ------------------- quietly. I like Nima and Sahar. They're ------------------- nice people. It was a great vacation. We had ------------------- good time. I was surprised that he looked ------------------- good after his recent illness. Everything id ------------------- expensive these days, isn't it? The weather is beautiful, isn't it? I didn't expect it to be ------------------- nice day. I have to go. I didn't realize it was ------------------- late. He always looks good. He wears ------------------- nice clothes. 67 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 160 It's difficult to understand him because he speaks so quietly. . زیرا او بسیار آهسته صحبت میکند،متوجه منظور او شدن سخته I like Nima and Sahar. They're such nice people. . آنها آدمهای خیلی خوبی هستند.نیما و سحر را دوست دارم It was a great vacation. We had such a good time. .) (خیلی خوش گذشت. زمان خیلی خوبی داشتیم.تعطیالت عالیای بود I was surprised that he looked so good after his recent illness. .متعجب شدم که بعد از بیماری اخیرش خیلی خوب به نظر میرسید Everything is so expensive these days, isn't it? مگه نه؟،این روزها همه چیز خیلی گرونه The weather is beautiful, isn't it? I didn't expect it to be such a nice day. . مگه نه؟ انتظار نداشتم که روز خیلی خوبی باشه،)هوا زیباست (هوا خیلی خوبه I have to go. I didn't realize it was so late. . متوجه نشدم که خیلی دیره.باید بروم He always looks good. He wears such nice clothes. . او لباسهای خیلی خوبی میپوشد.) (همیشه خوشتیپه.همیشه خوب به نظر میرسد RMS زبان عمومی بخش 25 بخش ( 25جمالت معلوم و مجهول )2 همۀ جمله ها در انگلیسی به دو دستۀ معلوم ( )Active voiceو مجهول ( )Passive voiceطبقهبندی میشوند. جمالت معلوم :جمالتی هستند که در آن ها ،فاعل یا همان انجام دهندۀ مستقیم عملِ فعل ،حضور دارد. احمد پنجره را شکست آنها پول را دزدیدند Ahmad broke the window They stole the money جمالت مجهول :جمالتی که کنندۀ کار مشخص نیست. پنجره شکست. پول ،دزدیده شد. The window was broken The money was stolen توجه شود که ما زمانی از فعل و جمالت مجهول استفاده می کنیم که انجام دهندۀ فعل ،برای ما چندان اهمیتی ندارد و می خواهیم روی انجام شدن یا نشدن فعل تأکید کنیم. در این بخش ،قراره که یک سری اصطالحات کاربردی از جمالت مجهول رو باهمدیگه یاد بگیریم: به مثال زیر توجه کنید: Mirza is very old. Nobody knows exactly how old he is, but: میرزا خیلی پیره .هیچکس نمیدونه دقیقاً چند سالشه ،اما: It is said that he is 108 years old. گفته میشه که او 108سالشه. He is said to be 108 years old. …It is said that اصطالحات مشابهی نیز وجود دارند .به مثال های زیر توجه کنید: سحر خیلی سخت کار می کند. گفته می شود که او 16ساعت در روز کار می کند. Sahar works very hard. It is said that she works 16 hours a day. She is said to work 16 hours a day. پلیس به دنبال یک پسر گمشده می باشد. The police are looking for a missing boy. It is believed that the boy is wearing a white sweater and blue jeans. The boy is believed to be wearing a white sweater and blue jeans. باور بر این است که [آن] پسر یک ژاکت سفید رنگ و شلوار لی آبی پوشیده است. اعتصاب سه هفته پیش شروع شد. انتظار می رود که به زودی پایان یابد. یکی از دوستانم دستگیر شده است. ادعا می شود که او یک ماشین را دزدیده است. The strike started three weeks ago. It is expected that it will end soon. The strike is expected to end soon. A friend of mine has been arrested. It is alleged that he stole a car. He is alleged to have stolen the car. [آن] دو خانه متعلق به یک خانواده هستند. The two houses belong to the same family. It is said that there is a secret tunnel between them. There is said to be a secret tunnel between them. گفته می شود که یک تونل مخفی بین آن ها (بین آن دو خانه) وجود دارد. It is reported that two people were injured in the explosion. Two people are reported to have been injured in the explosion. گزارش شده است که دو نفر در [آن] انفجار آسیب دیده اند. 161 زبان عمومی RMS بخش 25 چند نکته در مورد be supposed to .1 گاهی اوقات be supposed to ،همان be said toمی باشد: بزن بریم اون فیلمه رو ببینیم .گفته میشه که خوبه. Let's go and see that movie. It is said to be good. Let's go and see that movie. It's supposed to be good. Mark is said to have hit a police officer, but I don't believe it. Mark is supposed to have hit a police officer, but I don't believe it. گفته میشه که مارک یه پلیس رو زده ،اما من باورم نمیشه. .2 گاهی اوقات ،از supposed toبرای گفتن چیزی که برنامه ریزی شده ،تعیین شده یا انتظار میره ،استفاده می شود: The plan is supposed to be a secret, but everybody seems to know about it. [این] طرح قرار است که یک راز باشد ،اما به نظر می آید همه در مورد آن می دانند. What are you doing at work? You're supposed to be on vacation. سرکار چیکار میکنی؟ برنامه ریزی کرده بودی که تو تعطیالت باشی. Simin was supposed to call me last night, but she didn't. قرار بود که سیمین دیشب بهم زنگ بزنه ،اما نزد. Our guests were supposed to come at 7:30, but they were late. مهمانان ما ،قرار بود که ساعت 7:30بیان ،اما دیر کردند. I'd better hurry, I'm supposed to meet Omid in 10 minutes. بهتره که عجله کنم ،قراره که تا 10دقیقۀ دیگه امید رو مالقات کنم. .3 عبارت not supposed toیعنی توصیه نمیشه ،یا مجاز نیستید. You're not supposed to park your car here. اجازه ندارید که ماشینتان را اینجا پارک کنید. Ali is much better after his operation, but he's still not supposed to do any heavy work. علی بعد از عمل جراحیش ،خیلی بهتره ،اما هنوز توصیه نمیشه که هیچ کار سنگینی انجام بده. نکته :وقتی میخواهید کاری انجام شود اما آن کار قرار نیست توسط خود شما انجام شود و در واقع یک نفر دیگر آن کار را برای شما انجام می دهد ،از ساختار زیر استفاده می کنید: have/ has + something + pp که اگر در زمان گذشته باشد ،به جای haveیا hasاز hadاستفاده میکنیم. به مثال های زیر و تفاوت جمله ها توجه کنید: الهام سقف را تعمیر کرد( .خودش اینکارو کرد). الهام سقف رو داد تعمیر کردند( .یه نفر دیگه سقف رو برای الهام تعمیر کرد) Elham repaired the roof. Elham had the roof repaired. "?"Did you paint your apartment yourself ""Yes, I like doing things like that. "آپارتمانت رو خودت رنگ زدی؟" "بله ،انجام دادن چیزهای اینچنین رو دوست دارم" ""Did you have your apartment painted?" "No, I painted it myself. "آپارتمانت رو دادی رنگ زدن؟" "نه ،خودم رنگش زدم". زبان عمومی RMS 162 بخش 25 دقت کنید که در این ساختار ،شکل سوم فعل بعد از مفعول میآید: Past Participle repaired yesterday. Have Object Maral had the roof مارال دیروز داد سقف رو درست کردند. Where did you have your hair ?cut کجا موهاتو کوتاه کردی؟ (کجا دادی موهات رو برات کوتاه کردن؟) Our neighbor has just had air conditioning installed in her house. همسایۀ ما ،تازه واسه خونشون داده تهویۀ هوا نصب کردن. We are having the house painted this week. این هفته داریم میدیم خونه رو رنگ کنن. How often do you have your car ?serviced چند وقت یه بار ،میدی ماشینت رو سرویس کنن؟ Why don't you have that coat ?cleaned چرا اون کُت رو نمیدی تمیزش کنن؟ I don’t like having my picture taken. دوست ندارم عکسم گرفته بشه( .دوست ندارم یه نفر ازم عکس بگیره). نکته :عمدتاً در زبان غیررسمی ،میتوان در ساختار باال ،به جای haveاز کلمۀ getاستفاده کرد .برای مثال: کِی تصمیم داری سقف رو بدی تعمیر کنن؟ ?When are you going to have the roof repaired ?When are you going to get the roof repaired نکته :دو جملۀ زیر را مقایسه کنید: الهام سقف را تعمیر کرده بود. الهام سقف رو داد تعمیر کردند (یه نفر دیگه سقف رو برای الهام تعمیر کرد). Elham had repaired the roof. Elham had the roof repaired. نکته :گاهی اوقات ساختار زیر ،معنی دیگری دارد: have/ has + something + pp یا ساختار زیر get + something + pp گاهی با استفاده از ساختار باال ،میخواهیم بگوییم که برای کسی یا برای دارایی کسی ،اتفاقی افتاده است .برای مثال: James got his passport stolen. پاسپورت جیمز ،دزدیده شد. ?Have you ever had your flight canceled تا حاال پروازت کنسل شده؟ Eric got his license taken away for driving too fast again and again. گواهینامۀ اِریک [توسط پلیس] گرفته شد ،به خاطر بارها و بارها رانندگی با سرعت خیلی زیاد تمرین شمارۀ 68 با استفاده از ساختار ،have something + ppجمالت زیر را مانند نمونه ،کامل کنید: 1. Elham didn't repair the roof herself. She had it repaired. 2. I didn't cut my hair myself. I -------------------------------------. 3. we didn't clean the carpets ourselves. We -------------------------------------. 4. Behnam didn't build that wall himself. He -------------------------------------. 5. I didn't deliver the flowers myself. I -------------------------------------. 6. Mobina didn't repair her shoes herself. She -------------------------------------. 163 زبان عمومی RMS 25 بخش 68 پاسخ تمرین شمارۀ 1. Elham didn't repair the roof herself. She had it repaired. . داد تعمیرش کردن.الهام سقف رو خودش تعمیر نکرد 2. I didn't cut my hair myself. I had it cut. ) دادم برام کوتاهش کردن (رفتم سلمانی.خودم موهام رو کوتاه نکردم 3. we didn't clean the carpets ourselves. We had them cleaned. . دادیم تمیزشون کردن.ما فرش ها رو خودمون تمیز نکردیم 4. Behnam didn't build that wall himself. He had it built. . داد براش ساختنش.بهنام خودش اون دیوار رو نساخت 5. I didn't deliver the flowers myself. I had them delivered. ) (با یه نفر هماهنگ کردم و او از طرف من گل ها رو تحویل داد. برام تحویلش دادند.خودم گل ها رو تحویل ندادم 6. Mobina didn't repair her shoes herself. She had them repaired. . داد براش تعمیرشون کردن.مبینا کفش هایش را خودش تعمیر نکرد 69 تمرین شمارۀ . جمالت زیر را کامل کنید، و همچنین فعل داخل پرانتزnot supposed to یاsupposed to با استفاده از . حل شده است، برای نمونه،سوال اول 1. You are not supposed to park your car here. It's a private parking. (park) 2. We ------------------------------------------- work at 8.15, but we rarely do anything before 8.30. (start) 3. I ------------------------------------------ Helen last night, but I completely forgot. (phone) 4. My flight -------------------------------------------- at 10.15, but it didn't leave until 11.30. (depart) 5. Mohsen has a problem with his back. He --------------------------------------- anything heavy. (lift) 69 پاسخ تمرین شمارۀ 1. You are not supposed to park your car here. It's a private parking. . پارکینگ خصوصی است.اجازه ندارید که ماشینتان را اینجا پارک کنید 2. We are supposed to start work at 8.15, but we rarely do anything before 8.30. . انجام میدهیم8:30 اما ما به ندرت کاری قبل از ساعت، شروع به کار کنیم8:15 انتظار میره که ما ساعت 3. I was supposed to phone Helen last night, but I completely forgot. . اما کامالً فراموش کردم،قرار بود که دیشب به هلن زنگ بزنم 4. My flight was supposed to depart at 10.15, but it didn't leave until 11.30. . [فرودگاه] رو ترک نکرد10:30 اما تا ساعت.) بلند بشه (حرکت کنه10:15 قرار بود که پروازم ساعت 5. Mohsen has a problem with his back. He is not supposed to lift anything heavy. . او اجازه ندارد که چیز سنگینی بلند کند.محسن از ناحیۀ کمر مشکل دارد 164 RMS زبان عمومی بخش 26 بخش ( 26حروف ربط )1 حرف ربط ( ،)conjunctionکلمهای که دو کلمه یا دو جمله را به هم وصل میکند. انواع حروف ربط: .1 .2 .3 حروف ربط همپایه ()Coordinating Conjunctions حروف ربط جفتی ()Correlative Conjunctions حروف ربط وابسته ()Subordinating Conjunctions قبل از اینکه سراغ معرفی کلمات ربط برویم ،خوب است که با شبه جملۀ مستقل و وابسته آشنا بشویم. انواع شبه جمله یا :clause شبه جمله مستقل یا اصلی ( :)main clauseشبه جملهای که به تنهایی میتواند یک جمله باشد و نیازی به اطالعات بیشتر ندارد. پنجره را باز کردم. I opened the window. شبه جملۀ وابسته ( :)dependent clauseشبه جملهای که به تنهایی یک جملۀ کامل به حساب نمیآید ،و باید به یک شبه جملۀ مستقل اضافه شود. Because it was very hot, I opened the window. چونکه هوا خیلی گرم بود ،پنجره را باز کردم. در مثال باال ،Because it was very hot ،یک شبۀ جملۀ وابسته است ،چون نمیتواند به صورت مستقل بیاید و به یک شبۀ جملۀ اصلی مانند: ،I opened the windowاحتیاج دارد .فرض کنید ،ما فقط این شبۀ جمله را داشته باشیم: Because it was very hot چونکه هوا خیلی گرم بود میبینید که معنی جملۀ باال ،ناقص است" :چونکه هوا خیلی گرم بود" چونکه هوا خیلی گرم بود چی؟ واضح است که جمله نیاز به تکمیل شدن دارد: Because it was very hot, I opened the window. چونکه هوا خیلی گرم بود ،پنجره را باز کردم. حروف ربط همپایه یک حرف ربط همپایه ،واژهای است که دو عنصر برابر از نظر دستور زبان و از نظر اهمیت نحوی را به هم وصل میکند .آنها میتوانند دو فعل ،دو اسم، دو صفت ،دو عبارت ( )phraseیا دو شبه جملۀ ( )clauseمستقل را به هم وصل کنند. S Y O B N A F so بنابراین yet در عین حال or یا but ولی ،اما nor نه and و for برای اینکه تذکر :دقت کنید که حروف ربط همپایه ،همیشه بین دو تا چیز میآیند .بنابراین ،از این حروف ربط ،در ابتدای جمله یا انتهای جمله استفاده نمیشود. for یک دلیل یا یک هدف را توضیح میدهد: I go to the park every Friday, for I long to see his face. من هر جمعه به پارک میروم ،به خاطر اینکه آرزو دارم چهرهاش را ببینم. Mina eats healthy, for she wants to stay in shape. مینا غذای سالم میخورد .به خاطر اینکه او میخواهد روی فُرم بماند. My husband sent me flowers, for he loves me. شوهرم برایم گل فرستاد ،برای اینکه عاشق من است. Let’s not fight about the past, for today is a new day. بیا راجع به گذشته دعوا نکنیم ،برای اینکه امروز روز جدیدی است. 165 زبان عمومی RMS بخش 26 تذکر :همانطور که قبالً خواندیم for ،میتواند یک حرف اضافه نیز باشد: این هدیه را برای تو خریدم. I bought this gift for you. توجه کنید که وقتی برای توضیح اینکه چرا یک چیز اتفاق میافتد از forاستفاده میکنیم ،در این شرایط ،یک حرف ربط است. and وقتی میخواهیم بگوییم این و آن sentence B sentence A The driver got out. راننده پیاده شد. The car stopped. ماشین ایستاد. ماشین ایستاد و راننده پیاده شد. The car stopped and the driver got out. sentence B sentence A We watched television. ما تلویزیون نگاه کردیم. We stayed at home. ما در خانه ماندیم. We stayed at home and (we) watched television. در خانه ماندیم و تلویزیون نگاه کردیم. sentence B sentence A He lives in London. او در لندن زندگی میکند. My brother is married. برادرم متأهل است. برادرم متأهل است و در لندن زندگی میکند. My brother is married and (he) lives in London. مثالهای بیشتر برای ،andوقتی دو اسم ،دو صفت ،دو فعل و ...را به هم وصل میکند: باید ماریو و استفان را به مهمانی دعوت کنی. ملودی در لباس جدیدش زیبا و بالغ به نظر میرسد. You should invite Mario and Estefan to the party. Melody looks beautiful and grown-up in her new dress. نکته :در لیستها از ویرگول ( )commaاستفاده میکنیم .و قبل از آخرین چیز ،از andاستفاده میکنیم: I got home, had something to eat, sat down in an armchair and fell asleep. رسیدم خونه ،یه چیزی خوردم ،روی یه مبل نشستم و خوابیدم. Ali is at work, Sima has gone shopping and Mahdis is playing football. علی سرکار است ،سیما به مغازه رفته است و مهدیس دارد فوتبال بازی میکند. nor وقتی میخواهیم دومین ایدۀ منفی را بگوییم: دقت کنید که در جملهای که بعد از norمیآید ،از ساختار سوالی استفاده میکنیم. My sister doesn’t like to study, nor does she take notes in class. خواهرم دوست ندارد درس بخواند ،و در کالس یادداشت برداری نیز نمیکند. Our family hasn’t been to New York, nor have we been to Florida. خانوادۀ ما در نیویورک نبوده و ما در فلوریدا نیز نبودهایم. Farshid didn’t do his chores, nor did he finish his homework. فرشید کارهای روزمرش رو انجام نداد و تکالیفش را نیز تمام نکرد. نکته :اغلب حرف ربط ،norبعد از neitherمیآید: من نه از تلویزیون تماشا کردن متنفرم و نه عاشقشم. زبان عمومی RMS I neither hate nor love to watch TV. 166 بخش 26 but یک ایدۀ متضاد را معرفی میکند: We would love to attend the birthday party, but we have plans that day. خیلی دوست داریم که در [آن] جشن تولد حضور پیدا کنیم ،اما آن روز برنامههایی داریم. I was going to earn an A in Math, but I failed the final test. قصد داشتم در ریاضی ،یک نمرۀ Aبگیرم ،اما آخرین امتحان را رد شدم. نکته :وقتی کلمۀ ،butبه معنای " "exceptباشد ،در این حالت ،یک حرف اضافه است: همه به جز من ،دعوت بودند. Everyone but me was invited. تذکر :زمانی butیک حرف ربط است که شبه جملهها در هر دو طرف ،متضاد هم باشند. علی یک جایزه کسب کرد ،اما هرگز آن را قبول نکرد. Ali earned an award, but he never got to accept it. or یک جایگزین یا انتخاب ارائه میدهد: I can’t decide if I should study economics or political science. نمیتونم تصمیم بگیرم که آیا باید اقتصاد بخونم یا علوم سیاسی. ?Do you prefer to go to bed early or to stay up late ترجیح میدی زود بخوابی یا تا دیروقت بیدار بمونی؟ yet یک ایدۀ متضاد را معرفی میکند که از نظر منطقی از ایدۀ اولیه پیروی میکند ،معموالً جملۀ بعد از ،yetکمی غیر قابل انتظار است. I really want a kitten, yet my mom says we have too many cats. واقعاً یک بچه گربه میخواهم ،در عین حال مادرم میگوید که گربههای خیلی زیادی داریم. The students like their teacher, yet they wish he graded more fairly. دانشآموزان از معلمشان خوششان میآید (معلمشان را دوست دارند) ،در عین حال دوست داشتند منصفانهتر نمره بدهد. Paniz would like to make pasta, yet she’s also in the mood for a sandwich. پانیذ میخواهد پاستا درست کند ،در عین حال او همچنین حال و هوای ساندویچ را دارد. so یک نتیجه ،پیشامد یا تاثیر را نشان میدهد: I like to read, so I didn’t mind the long reading assignment. دوست دارم بخوانم ،بنابراین با تکلیف مطالعۀ طوالنی ،مشکلی نداشتم. A baby bird fell out of its nest, so we took care of it. یک پرندۀ نوزاد از النهاش بیرون افتاد ،بنابراین ما ازش مراقبت کردیم. تذکر :کلمۀ soمیتواند یک قید نیز باشد .اما در این حالت دو کلمه یا دو ایده را به هم وصل نمیکند ،بلکه مثالً در مثال زیر tired ،را تشدید میکند: من خیلی خستهام. I am so tired. نکته :وقتی یک حرف ربط همپایه ،دو شبۀ جملۀ مستقل را به هم وصل کند ،نیاز است که قبل از آن حرف ربط همپایه ،از یک ویرگول استفاده کنیم: A baby bird fell out of its nest, so we took care of it. یک پرندۀ نوزاد از النهاش بیرون افتاد ،بنابراین ما ازش مراقبت کردیم. The students like their teacher, yet they wish he graded more fairly. دانشآموزان از معلمشان خوششان میآید (معلمشان را دوست دارند) ،در عین حال دوست داشتند منصفانهتر نمره بدهد. 167 زبان عمومی RMS بخش 26 حروف ربط همپایه میتوانند دو فعل را به هم وصل کنند: The children ran and jumped all over the playground. بچهها در سراسر زمین بازی ،میدویدند و میپریدند. حروف ربط همپایه میتوانند دو اسم ( )nounرا به هم وصل کنند: ?Would you like coffee or tea for breakfast برای صبحانه ،قهوه میخوای یا چای؟ حروف ربط همپایه میتوانند دو صفت را به هم وصل کنند: The old castle seemed grand yet mysterious. [آن] قلعۀ قدیمی ،باشکوه در عین حال اسرارآمیز بود. حروف ربط همپایه ،میتوانند دو جمله را به هم وصل کنند: sentence A I bought a sandwich. sentence B I didn't eat it. I bought a sandwich, but I didn't eat it. یک ساندویچ خریدم ،اما نخوردمش. sentence B It doesn't have a garden. باغچه ندارد. sentence A It's a nice house. خانۀ قشنگی است. It's a nice house, but it doesn't have a garden. خانۀ قشنگی است ،اما باغچه ندارد. sentence B I opened the window. پنجره را باز کردم. هوا خیلی گرم بود ،بنابراین پنجره را باز کردم. It was very hot, so I opened the window. sentence B He's very fit. او خیلی سرحال و خوش استایل است. هادی زیاد ورزش میکند ،بنابراین خیلی سرحال است. sentence A It was very hot. هوا خیلی گرم بود. sentence A Hadi does a lot of sport. هادی زیاد ورزش میکند. Hadi does a lot of sport, so He's very fit. نکته :در مثال های زیر ،بیش از یک حرف ربط وجود دارد: It was late and I was tired, so I went to bed. دیروقت بود و خسته بودم ،بنابراین خوابیدم. I always enjoy visiting London, but I wouldn't like to live there because it's too big. همیشه از بازدید لندن لذت میبرم ،ولی دوست ندارم آنجا زندگی کنم زیرا خیلی بزرگه. حروف ربط جفتی both/and وقتی میخواهیم بگوییم دو چیز همزمان وجود دارند ،یا آن دو چیز را باهم میخواهیم و... ما هر دوی کیک پنیری و کیک شکالتی را خواهیم داشت. او هم باهوش است و هم زیبا. هر دو ورزش راگبی و فوتبال در فرانسه محبوب هستند. زبان عمومی RMS We’ll have both the cheesecake and the chocolate cake. She is both intelligent and beautiful. Both rugby and football are popular in France. 168 بخش 26 either/or وقتی میخواهیم از بین دو چیز ،یکی را انتخاب کنیم( .برای بیان دو گزینه در جمالت مثبت) I want either the cheesecake or the chocolate cake. من کیک پنیری یا کیک شکالتی میخواهم. Every night, either loud music or fighting neighbors wake John from his sleep. هر شب ،صدای موزیک بلند یا همسایگانی که در حال دعوا هستند ،جان را از خوابش بیدار میکنند. I will either go for a hike or stay home and watch TV. یا به پیاده روی میروم یا میمانم خانه و تلویزیون تماشا میکنم. We can go to either Greece or Spain for our holiday. برای تعطیالتمان میتوانیم به یونان یا اسپانیا برویم. neither/nor وقتی از بین دو گزینه ،هیچ کدام را نمیخواهیم! (نه این ،نه اون!) Oh, you want neither the cheesecake nor the chocolate cake? No problem. اوه ،تو نه کیک پنیری میخوای و نه کیک شکالتی؟ مشکلی نیست. Jerry is neither rich nor famous. جِری نه ثروتمنده و نه معروف. )Marriage is neither heaven nor hell, it is simply purgatory. (Abraham Lincoln ازدواج نه بهشت است و نه جهنم[ ،بلکه] فقط برزخ است( .آبراهام لینکلن) نکته :کلمۀ neitherمیتواند یک معرف ( )determinerنیز باشد ،به معنای "هیچ ،هیچ کدام ،هیچ یک از". دقت کنید که از neitherدر جمالت مثبت استفاده میکنیم ،و معنی آنها منفی میشود. نه پدر و نه مادر به مالقات معلم نیامدند. هیچ لباسی اندازش نبود. هیچ کدام از ما ،به کنسرت نرفتیم. Neither parent came to meet the teacher. Neither dress fitted her Neither of us went to the concert. نکته :وقتی بعد از یک شبۀ جملۀ منفی ،بخواهیم از یک شبه جمله دیگر به همراه neitherیا norاستفاده کنیم ،در شبۀ جملهای که بعد از neither یا norمیآید ،وارونگی رخ میدهد ،یعنی ساختار شبۀ جملۀ دوم ،مانند ساختار سوالی خواهد بود: He hadn’t done any homework, neither had he brought any of his books to class. او هیچ تکلیفی انجام نداده بود ،همچنین هیچکدام از کتابهایش را به کالس نیاورده بود. We didn’t get to see the castle, nor did we see the cathedral. نتوانستیم قلعه را ببینیم ،همچنین کلیسای جامع را ندیدیم. Tom didn't believe a word she said, and neither did the police. تام یه کلمه از حرفهای او را باور نکرد .پلیس هم همینطور( .پلیس هم حرفای او را باور نکرد). نکته :وقتی با استفاده از neitherیا norمیخواهید بگویید ،also notباید از ساختار زیر استفاده کنید: neither/nor + auxiliary/modal verb + subject برای مثال: A: I hate snakes. I can’t even look at a picture of a snake. )B: Neither can I. (I can’t also :Aاز مارها متنفرم .حتی نمیتوانم به عکس یک مار نگاه کنم :B .منم همینطور. A: I don’t have any money. :Aهیچ پولی ندارم :B .منم همینطور B: Neither do I. A: I don’t want to go. :Aنمیخواهم بروم :B .منم همینطور. B: Nor do I. تذکر :البته در زبان غیررسمی ،میتوان به جای ساختار باال از me neitherنیز استفاده کرد: :Aنمیتونم بوی چیزی رو حس کنم :B .منم همینطور (منم نمیتونم). 169 A: I can’t smell anything. B: Me neither. زبان عمومی RMS بخش 26 if/then در جملۀ شرطی به کار میرود ،میخواهیم بگوییم اگر یک اتفاق بیفتد ،آنگاه نتیجه فالن خواهد شد. If that is the case, then I’m not surprised about what’s happening. اگر چنین باشد ،بنابراین در مورد اتفاقی که در حال رخ دادن است ،شگفت زده نیستم. If you heat water to 100 degrees, then it boils. اگر آب را تا 100درجه گرم کنی ،آنگاه میجوشد. not/but وقتی میخواهید یک گزینه را رد کنید و گزینۀ دیگری را تأیید کنید. I see you’re in the mood not for desserts but appetizers. به نظرم شما حس و حالِ دسر رو ندارید ،اما حس و حالِ پیشغذا رو دارید. In sport, what counts is not the winning but the taking part. در ورزش ،آنچه مهم است برنده شدن نیست ،مشارکت کردن است. There are not two but three Baltic states. دو تا نه ،سه کشور بالتیک وجود دارد. not only/but also برای بیان دو تا گزینه استفاده میشود ،مانند both/and I like not only chicken, but also fish. نه تنها مرغ دوست دارم ،بلکه ماهی هم دوست دارم. I’ll eat them both - not only the cheesecake but also the chocolate cake. هر دوشون رو میخورم -نه تنها کیک پنیری ،بلکه کیک شکالتی [رو هم میخورم]. He is not only intelligent, but also very funny. او نه تنها باهوشه ،بلکه خیلی بامزست. as well as میتوان به جای not only/ but alsoاز این ساختار استفاده کرد. John, as well as Lily, came to the party. جان مثل لیلی ،به مهمانی آمد( .روی جان تأکید دارد .نه تنها لیلی ،بلکه جان هم به مهمانی آمد). Not only Lily, but also John came to the party. نه تنها لیلی ،بلکه جان هم به مهمانی آمد. whether/or وقتی میخواهیم بین دو گزینه تصمیم بگیریم که کدام بهتر است ،کدام در حال وقوع است ،کدام را باید انتخاب کنیم و... I didn’t know whether you’d want the cheesecake or the chocolate cake, so I got both. نمیدونستم که آیا کیک پنیری میخوای یا کیک شکالتی .بنابراین جفتش رو گرفتم. ?Have you made a decision about whether to go to the movies or not آیا در مورد اینکه آیا به سینما بری یا نه ،تصمیم گرفتهای؟ I’m totally confused – I don’t know whether I’m coming or going. کامالً گیج شدم -نمیدونم که آیا دارم میام یا میرم. no sooner/than وقتی قبل از انجام یا اتمام یک چیز ،چیز دیگری رخ میدهد. No sooner had I finished watering the garden than it started raining. هنوز آب دادن باغچه را تموم نکرده بودم که [آسمان] شروع به باریدن کرد. No sooner did he enter the room than he saw a snake. هنوز وارد اتاق نشده بود که یک مار دید. نکته :شبه جملهای که بعد از no soonerمیآید باید ساختار سوالی داشته باشد( .دچار وارونگی میشود). زبان عمومی RMS 170 بخش 26 such/that در بخش ،24در مورد آن صحبت کردیم. It’s such a tiny kitchen that I don’t have to do much to keep it clean. انقدر آشپزخانۀ کوچکی است که برای تمیز نگه داشتنش الزم نیست زیاد کار انجام بدهم. rather/ than وقتی یک گزینه را ،به گزینۀ دیگر ترجیح میدهید. She’d rather play the drums than sing. او ترجیح میده که درام بزنه ،تا اینکه بخواد آواز بخونه. Mona chose to quit rather than admit that she’d made a mistake. مونا انتخاب کرد که بره ،تا اینکه بخواد قبول کنه که مرتکب اشتباه شده. (just) as/so وقتی میخواهیم بگوییم دو گزینه شبیه یکدیگر هستند. Just as I love films, so does Sina love sports. درست همانطور که من عاشق فیلم هستم ،سینا عاشق ورزشه. Just as Americans love baseball, so do Europeans love soccer. درست همانطور که آمریکایی ها عاشق بیسبال هستند ،اروپاییها عاشق فوتبال هستند. As French is spoken in France, so is English spoken in England. همانطور که زبان فرانسوی در کشور فرانسه صحبت میشود ،زبان انگلیسی هم در انگلستان صحبت میشود. نکته :باید در استفاده از حروف ربط ،ساختار موازی را رعایت کنیم ،به مثال زیر دقت کنید: لی ،نه تنها کلوچه دوست دارد ،بلکه کیک هم دوست دارد. لی ،نه تنها کلوچه دوست دارد ،بلکه کیک هم دوست دارد. لی ،نه تنها کلوچه ،بلکه کیک هم دوست دارد. X Lee not only likes cookies but also cakes. Lee not only likes cookies but also likes cakes. Lee likes not only cookies but also cakes. در جملۀ اول ،بعد از not onlyیک فعل آمده است ،اما بعد از ،but alsoیک اسم آمده است ،یعنی ساختار موازی رعایت نشده. تمرین شمارۀ 70 در جمالت زیر ،یکی از کلمات ربط or ،but ،because ،andیا soرا به کار ببرید: I've got a brother ---------------------- a sister. It was very sunny last Sunday, ---------------------- we went to the beach. ?Would you like meat ---------------------- vegetables for lunch My father likes football ---------------------- he doesn't like basketball. We can go to the beach ---------------------- to the mountain. I don't really mind. Vigo is hotter than Santiago, ---------------------- Santiago is more beautiful. It is rainy today, ---------------------- take your umbrella ---------------------- your boots. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. پاسخ تمرین شمارۀ 70 7. and 171 6. but 5. or 4. but 3. or 2. so 1. and زبان عمومی RMS 26 بخش 71 تمرین شمارۀ : گزینۀ درست را انتخاب کنید،در سواالت زیر 1- She is neither polite ----------------- funny. 1) or 2) nor 3) not 4) yet 2- ----------------- that is the case, ----------------- I’m not surprised about what’s happening. 1) If / then 2) No sooner / than 3) Scarcely / when 4) Whether / or 3- Have you made a decision about ----------------- to go to the movies ----------------- not? 1) if / then 2) either / or 3) whether / or 4) what with / and 4- ----------------- had I put my umbrella away ----------------- it started raining. 1) No sooner / than 2) If / then 3) What with / and 4) Neither / nor 5- This salad is ----------------- delicious ----------------- healthy. 1) whether / or 2) both / and 3) scarcely / when 4) rather / than 71 پاسخ تمرین شمارۀ She is neither polite nor funny. . > صحیح است2 < گزینۀ .1 . > صحیح است1 < گزینۀ .2 . > صحیح است3 < گزینۀ .3 . > صحیح است1 < گزینۀ .4 . > صحیح است2 < گزینۀ .5 او نه با ادب است نه بامزه If that is the case, then I’m not surprised about what’s happening. . شگفت زده نیستم، بنابراین در مورد اتفاقی که در حال رخ دادن است،اگر چنین باشد Have you made a decision about whether to go to the movies or not? تصمیم گرفتهای؟،آیا در مورد اینکه آیا به سینما بری یا نه No sooner had I put my umbrella away than it started raining. .هنوز چترم رو کنار نذاشته بودم که باران شروع به باریدن کرد This salad is both delicious and healthy. 172 .این ساالد هم خوشمزه هستش و هم مفید RMS زبان عمومی بخش 27 بخش ( 27حروف ربط )2 انواع حروف ربط: .4 .5 .6 حروف ربط همپایه ()Coordinating Conjunctions حروف ربط جفتی ()Correlative Conjunctions حروف ربط وابسته ()Subordinating Conjunctions کلمات ربط وابسته این کلمات دو شبه جمله را به هم وصل میکنند که یکی از آن شبهجملهها مستقل و دیگری وابسته است. .1 کلمات ربط وابستۀ زمانی once به محض اینکه while وقتی که until تا زمانی که till تا زمانی که when زمانیکه after بعد از اینکه as زمانیکه before قبل از اینکه Look both ways before you cross the street. قبل از اینکه از خیابان رد بشی ،هر دو طرف را نگاه کن. وقتیکه طاها داشت به سمت خانه میرفت ،یک تصادف دید. Taha saw an accident while he was walking home. While I was walking to the market, I met Sahba. وقتی که داشتم به فروشگاه میرفتم ،صهبا را دیدم. Ladan was smiling as she walked into the class. الدن زمانیکه وارد کالس شد ،داشت لبخند میزد. Wait here until I come back. اینجا صبر کن تا برگردم. Don’t leave until you’ve finished your work. تا زمانی که کارت را تمام کنی ،نرو. Take all your belongings with you when you leave the plane. وقتی که هواپیما را ترک میکنید ،تمام وسایلتان را با خود ببرید. Joe first met his wife when he was studying in London. جُو همسرش را اولین بار وقتی که داشت در لندن درس میخواند دید. Once you see him, you will recognize him. به محض اینکه او را ببینی ،او را خواهی شناخت. Ali lived with his parents till he was 25. علی تا زمانیکه 25سالش بود ،با پدر و مادرش زندگی میکرد. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. نکته :در مواقع استفاده از asوقتی دقیق ًا میخواهید به همان لحظه اشاره کنید ،میتوانید از just asاستفاده کنید: درست همان موقع که نشستم ،زنگِ در به صدا درآمد. Just as I sat down, the doorbell rang. نکته :وقتی دو چیز در بازۀ زمانی طوالنیتر باهم اتفاق میافتند ،میتوان از asاستفاده کرد: هرچقدر از روز گذشت ،هوا بدتر شد. با عادت کردن به کار ،ازش بیشتر لذت میبردم. now that االن که ever since از وقتی since از زمانی که As the day went on, the weather got worse. I began to enjoy the job more as I got used to it. whenever هر وقت ،هر موقع as long as تا زمانی که as soon as به محض اینکه I haven’t played rugby since I left university. از وقتی دانشگاه رو ترک کردم ،راگبی بازی نکردهام. You can go and play now that you have finished your homework. االن که تکلیفت را تمام کردهای ،میتوانی بروی و بازی کنی. She's wanted to be a firefighter ever since she was a young girl. او از وقتی که یک دختر جوان بود ،میخواسته یک آتشنشان بشود. A baby deer can stand as soon as it is born. یک گوزنِ نوزاد ،میتواند به محض اینکه متولد شد ،بایستد. تا وقتیکه بااحتیاط رانندگی کنی ،میتونی از ماشینم استفادهکنیYou can use my car as long as you drive carefully. . Whenever we go abroad, we take as many pictures as possible. هر وقت به خارج برویم ،تا اونجایی که بتونیم عکس میگیریم. 173 11. 12. 13. 14. 15. 16. زبان عمومی RMS بخش 27 .2 کلمات ربط وابستهای که بیانگر یک شرط میباشند. lest مبادا if only تنها اگر even if حتی اگر only if تنها اگر if اگر If you leave, I will be lonely. اگر بروی ،تنها خواهم ماند. Even if you have already bought your ticket, you will still need to wait in line. حتی اگر از قبل بلیطت را خریده باشی ،همچنان باید در صف بایستی. Study hard lest you should fail. سخت درس بخوانید ،تا مبادا بیفتید (قبول نشوید). 1. 2. 3. نکته :وقتی جمله با only ifشروع بشود ،شبه جملۀ مستقل دچار وارونگی میشود ،و از کاما نیز استفاده نمیکنیم. Only if a teacher has given permission is a student allowed to leave the room. تنها اگر یک معلم اجازه داده باشد ،یک دانشآموز میتواند کالس را ترک کند. نکته if only :بیشتر در معنای "ای کاش" مورد استفاده قرار میگیرد. !If only Sina had talked to her sooner ای کاش سینا زودتر باهاش حرف میزد! assuming that با فرض اینکه provided that به شرطی که supposing that به فرض که )in case (that چنانچه ،نکنه ،محض احتیاط unless مگر اینکه موفق نخواهی شد ،مگر اینکه سخت کار کنی( .زیاد کار کنی)You won’t succeed unless you work hard. . I was allowed to go off by myself provided/providing that I promised to be careful. اجازه داشتم تنها بروم ،به شرطی که قول دادم مواظب باشم. I hope to go to college next year assuming that I pass my exams. امیدوارم سال آینده با فرض قبولی در امتحاناتم به دانشگاه بروم. I have my umbrella with me in case it rains. چنانچه بارون بیاد ،چترم همراهمه. 6. 7. 8. 9. نکته :در جمالت شرطی ،به جای if notمیتوان از unlessاستفاده کرد: اگه کُت نپوشی ،سردت میشه. سردت میشه ،مگر اینکه کُت بپوشی. ساعت 10صبح میرسم ،اگه ترافیک نباشه. ساعت 10صبح میرسم ،مگر اینکه ترافیک باشه. You will feel cold if you don't wear a coat. You will feel cold unless you wear a coat. I'll arrive at 10am if there isn't traffic. I'll arrive at 10am unless there is traffic. مثالهای بیشتر از in case I'd better write down my password in case I forget it. بهتره که رمزم رو یه جا یادداشت کنم تا نکنه فراموشش کنم. I'll remind them about the meeting in case they've forgotten. به آنها جلسه رو یادآوری میکنم تا نکنه فراموش کرده باشن. نکته :برای وقتی که احتمالِ کمتری وجود دارد ،از just in caseاستفاده میکنیم: فکر نکنم بارون بیاد ،اما محض احتیاط چتر برمیدارم. I don't think it will rain, but I'll take an umbrella just in case. نکته :برای شبۀ جملهای که دقیقاً بعد از in caseمیآید نباید از willاستفاده کنید: )I'll write down my password in case I forget it. (not in case I will forget it رمزم رو یه جا یادداشت میکنم تا نکنه فراموشش کنم. زبان عمومی RMS 174 بخش 27 مقایسۀ ifو in case دقت کنید که ifو in caseیکسان نیستند .ما از in caseاستفاده میکنیم تا بگوییم چرا کسی کاری را انجام میدهد: I'll give you my phone number in case you need You can call me on this number if you need to to contact me. contact me. اگه نیاز داشتی باهام تماس بگیری ،میتونی با این شماره بهم زنگ بزنی .شمارم رو بهت میدم چنانچه نیاز داشتی باهام تماس بگیری You should insure your car in case it is stolen. You should inform the police if your car is stolen. محض احتیاط باید ماشینت رو بیمه کنی چون ممکنه دزدیده بشه اگر ماشینت به سرقت رفت ،باید به پلیس اطالع بدی. in case of = if there is نکته: In case of fire, please leave the building as quickly as possible. If there is a fire, please leave the building as quickly as possible. اگر آتشسوزی رخ داد ،لطفاً در اسرع وقت ساختمان را ترک کنید. In case of emergency, call this number. در صورت اضطرار ،با این شماره تماس بگیرید. If there is an emergency, call this number. .3 کلمات ربط وابستۀ مکانی wherever هر جا where که ،جایی که This is the park where we played. این پارکی است که در آن بازی میکردیم. Wherever you go in the world, you’ll always find someone who speaks English. هرجای دنیا که بروی ،همیشه کسی را پیدا خواهی کرد که به زبان انگلیسی صحبت میکند. .4 1. 2. کلمات ربطی که حالت و چگونگی را نشان میدهند: like آن طور ،همانطور !Do like I say همانطور که من میگویم انجام بده. Don’t talk to me like you talk to a child. با من اونطوری که با یک بچه صحبت میکنی ،صحبت نکن. as آن طور ،همانطور !Do as I say همانطور که من میگویم انجام بده. Don’t talk to me as you talk to a child. با من اونطوری که با یک بچه صحبت میکنی ،صحبت نکن. like مثل اینکه ،انگار as if مثل اینکه ،انگار 1. 2. as though مثل اینکه ،انگار تذکر :زمانی که از چیزی که میخواهید بگویید مطمئن نیستید ،از as ifیا as thoughیا likeاستفاده میکنید. They look as though they’re heading for divorce. به نظر میرسد که انگار آنها به سمت طالق می روند( .به نظر کارشون داره به طالق کشیده میشه). هنگام غروب خورشید ،به نظر میرسد خورشید انگار دارد پایین میرود. At sunset, the sun looks as if it is going down. He looked at me like I was mad. طوری بهم نگاه کرد انگار دیوونه بودم. 3. 4. 5. نکته :برخی ساختارهای رایج: It sounds as though به نظر میرسد که ،انگاری It sounds as if سارا خیلی دیر کرده .انگاری قرار نیست بیاد. انگاری قراره که مهمونی بگیرن. به نظر میرسید که قراره بارون بیاد. 175 It looks as if It looks like It sounds like Sarah is very late. It looks like she isn't coming. It sounds as if they're having a party. It looked as though it was going to rain. زبان عمومی RMS بخش 27 .5 کلمات ربط وابسته که برای مقایسه هستند. whereas در حالی که as much as هر قدر که ،همانقدر whether که ،که آیا while درحالی که than از rather than ض به جای ،در عو ِ He is cleverer than I am. او از من باهوشتر است. I chose to learn German rather than French. یادگیری زبان آلمانی را به جای فرانسوی انتخاب کردم. Saba asked me whether I needed any help. صبا ازم پرسید که آیا نیاز به کمک دارم. Just do as much as you can. هر قدر که میتوانید انجام دهید. Elnaz is tall and blond whereas his brother is short and has dark hair. الناز قدبلند و بلوند است ،در حالی که برادرش کوتاهقد است و موی سیاه دارد. Schools in the north tend to be better equipped while those in the south are relatively poor. مدارس شمال معموالً بهتر مجهز شدهاند ،در حالی که آن [مدارسی] که در جنوب هستند نسبتاً ضعیفاند. .6 1. 2. 3. 4. 5. 6. کلمات ربط وابستهای که برای نشان دادن تضاد هستند: while با اینکه ،علیرغم اینکه even though با اینکه ،اگرچه ،هرچند although با اینکه ،اگرچه ،هرچند though با اینکه ،اگرچه ،هرچند Though it was raining, she went out. اگرچه داشت باران میبارید ،او بیرون رفت. Although the kitchen is small, it is well designed. با اینکه آشپزخانه کوچک است ،به خوبی طراحی شده است. I couldn't sleep although I was very tired. علیرغم اینکه خیلی خسته بودم ،نتونستم بخوابم. Even though he’s a millionaire, he lives in a very small flat. با اینکه او یک میلیونر است ،در یک آپارتمان خیلی کوچک زندگی میکند. While there was no conclusive evidence, most people thought he was guilty. علیرغم اینکه مدرک قطعی وجود نداشت ،بیشتر مردم فکر میکردن او گناهکار است. 1. 2. 3. 4. 5. نکته :بعد از even though ،althoughو thoughباید جملۀ کامل بیاید. نکته though :میتواند "قید" نیز باشد ،که در این حالت ،در انتهای جمله میآید: به نظرم او سوئیسی است .اگرچه مطمئن نیستمI think she's Swiss. I'm not sure though. . Two heart attacks in a year. It hasn’t stopped him smoking, though. دو حملۀ قلبی در یک سال .اگرچه هنوز باعث نشده است او سیگار کشیدن را کنار بگذارد. تذکر :در دو مثال باال ،مشخص است که کلمۀ thoughیک کلمۀ ربط نیست .زیرا در هر دو مثال باال ،بعد از اولین جمله ،یک نقطه گذاشتهایم و سپس جملۀ بعد را آغاز کردهایم .یعنی جملۀ اول و دوم (در هر دو مثال) به وسیلۀ thoughبه هم وصل نشدهاند. .7 کلمات ربطی که بیانگر یک دلیل هستند: that که ،تا )in order (that برای اینکه ،تا so that به همین خاطر ،تا since از آنجایی که ،چون as چون ،برای اینکه because چون ،برای اینکه Since we’ve got a few minutes to wait for the train, let’s have a cup of coffee. از آنجایی که چند دقیقه باید منتظر قطار باشیم ،بیا یک فنجان قهوه بخوریم. I’ll go by car so that I can take more luggage. با ماشین خواهم رفت ،تا بتوانم بار و بنه بیشتری ببرم. Do exercises in order that your health may improve. ورزش کن تا سالمتیات بهبود یابد. We eat that we may live. [غذا] میخوریم تا زنده بمانیم. I can’t believe that he’s only 17. باورم نمیشود که او فقط 17سالش است. We played chess all evening as we had nothing better to do. تمام شب را شطرنج بازی کردیم ،چونکه چیز بهتری برای انجام دادن نداشتیم. عاشق آثارشم چونکه بسیار هوشمندانه از رنگ استفاده میکند. I love his work because he uses color so brilliantly. زبان عمومی RMS 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 176 بخش 27 نکته :اگر حروف ربط وابسته در ابتدای جمله بیایند ،بعد از شبه جملۀ اول (که وابسته است) ،یک کاما میگذاریم و سپس شبه جملۀ دوم آغاز میشود .در غیر این صورت ،یعنی وقتی حروف ربط وابسته بعد از شبه جملۀ مستقل بیایند ،نیازی به کاما نیست: Although I was very tired, I couldn't sleep I couldn't sleep although I was very tired. علیرغم اینکه خیلی خسته بودم ،نتونستم بخوابم. 1. 2. نکته :از بین حروف ربط همپایه ،واژۀ soهم میتواند به عنوان حرف ربط همپایه و هم به عنوان حرف ربط وابسته ،به کار رود. به عنوان یک حرف ربط همپایه so ،میتواند دو شبه جملۀ مستقل را به هم وصل کند. و به عنوان یک حرف ربط وابسته ،دو شبه جملۀ نابرابر (یک شبه جملۀ مستقل و یک شبه جملۀ وابسته) را به معنای so thatبه هم وصل میکند. We were out of milk, so I went to the store to buy some. شیرمان تمام شده بود ،بنابراین به مغازه رفتم تا مقداری [شیر] بخرم( .در اینجا حرف ربط همپایه است) Nahid is saving money so she can buy her own horse. ناهید دارد پول پسانداز میکند تا بتواند اسب خودش را بخرد( .در اینجا حرف ربط وابسته است) نکته :میتوان becauseرا در ابتدای جمله آورد .وقتی becauseدر ابتدای جمله باشد بعد از شبه جملۀ اول ،یک کاما میگذاریم. پنجره را باز کردم چونکه هوا خیلی گرم بود. چونکه هوا خیلی گرم بود ،پنجره را باز کردم. چونکه لیزا صبحانه نخورد ،گرسنه است. I opened the window because it was very hot. Because it was very hot, I opened the window. Because Lisa didn't have breakfast, she is hungry. برخی حروف اضافۀ مهم و مرتبط با این مباحث: مقایسۀ because ofو because because of به خاط ِر because چونکه ،زیرا همانطور که خواندیم because ،یک حرف ربط وابسته میباشد ،اما because ofیک حرف اضافه میباشد. We were late because of the rain. به خاطر باران ،دیر کردیم. We were late because it was raining. دیر کردیم چونکه داشت باران میبارید. تذکر :دقت کنید که بعد از becauseیک شبه جمله میآید که با فاعل یا ضمیر فاعلی شروع میشود: او به مدرسه نرفت چونکه حالش خوب نبود. He did not go to school because he felt ill. اما بعد از because ofاز یک گروه اسمی یا یک ضمیر یا یک فعل ingدار استفاده میکنیم: به خاطر تو ،او را تحمل کردم. به خاطر احساس مریضی ،او به مدرسه نرفت. خانوادۀ آنها به خاطر کار او ،به تهران رفتند. I tolerated him because of you. because of feeling ill, he did not go to school. Their family moved to Tehran because of his work. 1. 2. 3. مقایسۀ in spite ofو despiteبا although بعد از in spite ofو ،despiteاز یک گروه اسمی ،ضمیر یا یک فعل ingدار استفاده میکنیم. despite علیرغمِ ،با وجو ِد despite the rain, we had a good time. علیرغمِ باران ،بهمون خوش گذشت. 177 in spite of علیرغمِ ،با وجو ِد In spite of the rain, we had a good time. علیرغمِ باران ،بهمون خوش گذشت. زبان عمومی RMS 27 بخش . به کار کردن ادامه داد، اما علیرغم این،او حالش خوب نبود She wasn't well, but despite this she continued working. In spite of what I said yesterday, I still love you. . هنوز دوستت دارم،علیرغم چیزی که دیروز گفتم I didn't apply for the job in spite of having the necessary qualifications. . برای [آن] شغل درخواست ندادم،علیرغم داشتن شروط الزم ! استفاده نمیکنیمof ازdespite حواستان باشد که بعد از:تذکر Despite what I said yesterday, I still love you. . هنوز دوستت دارم،علیرغم چیزی که دیروز گفتم :مقایسه کنید Although it rained a lot, they had a good time. . به آنها خوش گذشت،با وجود اینکه زیاد باران بارید I couldn't sleep although I was very tired. . نمیتونستم بخوابم،علیرغم اینکه خیلی خسته بودم In spite of the rain, they had a good time. . به آنها خوش گذشت،با وجودِ باران I couldn't sleep despite being very tired. . نمیتونستم بخوابم،علیرغم زیاد خسته بودن :مقایسه کنید We went out in spite of the rain. . بیرون رفتیم،علیرغم باران We didn't go out because of the rain. . بیرون نرفتیم،به خاطر باران 72 تمرین شمارۀ 67- ------------------------ it rained a lot, we had a good time. 1) Although 2) In spite of 3) Because 4) Because of ------------------------ all our careful plans, a lot of things went wrong. 1) Although 2) In spite of 3) Because 4) Because of 8- ------------------------ we'd planned everything carefully, a lot of things went wrong. 1) Although 2) Despite 3) Because 4) Because of 9- I went home early ----------------------- I was feeling unwell. 1) although 2) despite 3) because 4) because of 10- I went to work the next day ----------------------- I was still feeling unwell. 1) although 2) in spite of 3) because 4) because of 11- Reza only accepted the job ----------------------- the salary, which was very high. 1) although 2) in spite of 3) because 4) because of 12- Milad accepted the job ----------------------- the salary, which was rather low. 1) although 2) in spite of 3) because 4) because of 13- --------------------------- there was a lot of noise, I slept quite well. 1) Although 2) In spite of 3) Because 4) Because of 14- I couldn't get to sleep ----------------------- the noise. 1) although 2) in spite of 3) because 4) because of 15- Sana went to play --------------- Saba stayed at home. 1) and 2) but 3) as 4) or 3) not only 4) but also 16- He is --------------- weak to walk. 1) very 2) too 17- Amin returned home --------------- Hamed had left. 1) also 2) after 3) then after 4) very soon 18- ---------------- you speak the truth, you will be dismissed. 1) If 178 2) So 3) Unless 4) Despite RMS زبان عمومی 27 بخش 19- ---------------- has Sina reached the bus stop than the rain started. 1) Not only 2) No sooner 3) Why 4) Than 20- This is ---------------- good as if not better than that. 1) very 2) as 3) less 4) so 21- Many things have undergone a change, ---------------- I left this place. 1) from 2) when 3) since 4) for 22- ----------------- had he gone, than a policeman knocked at the door. 1) When 2) No sooner 3) Not only 4) But 3) whereas 4) until 3) even though 4) whether 23- I kept worrying ----------------- he came back. 1) as long as 2) unless 24- I doubt ------------------- he will get the tickets. 1) from 2) unless 25- ----------------- you have not obeyed me, I will not make anymore suggestions. 1) Since 2) That 3) Unless 4) Until 72 پاسخ تمرین شمارۀ . > صحیح است1 < گزینۀ Although it rained a lot, we had a good time. .1 . بهمون خوش گذشت،علیرغم اینکه زیاد باران بارید . > صحیح است2 < گزینۀ .2 In spite of all our careful plans, a lot of things went wrong. . چیزهای زیادی به مشکل خورد،علیرغم تمام طرحهای دقیقمان . > صحیح است1 < گزینۀ .3 Although we'd planned everything carefully, a lot of things went wrong. . چیزهای زیادی به مشکل خورد،با وجود اینکه همه چیز را به دقت برنامهریزی کرده بودیم . > صحیح است3 < گزینۀ I went home early because I was feeling unwell. .4 . چونکه حالم خوب نبود،زود به خانه رفتم . > صحیح است1 < گزینۀ .5 . فاعل یا ضمیر فاعلی نمیآید،despite وin spite of دقت کنید که بعد از I went to work the next day although I was still feeling unwell. . به سرکار رفتم با وجود اینکه هنوز حالم خوب نبود،روز بعد . > صحیح است4 < گزینۀ .6 Reza only accepted the job because of the salary, which was very high. .رضا فقط [آن] شغل را به خاطر درآمدش که خیلی باال بود قبول کرد . > صحیح است2 < گزینۀ .7 Milad accepted the job in spite of the salary, which was rather low. . قبول کرد،میالد [آن] شغل را علیرغم درآمد که نسبتاً پایین بود RMS زبان عمومی 179 بخش 27 .8 گزینۀ < > 1صحیح است. با وجود اینکه خیلی سر و صدا بود ،خیلی خوب خوابیدم. .9 Although there was a lot of noise, I slept quite well. گزینۀ < > 4صحیح است. I couldn't get to sleep because of the noise. به خاطر سر و صدا ،نتونستم بخوابم. .10گزینۀ < > 2صحیح است. Sana went to play but Saba stayed at home. ثنا رفت بازی کند اما صبا در خانه ماند. .11گزینۀ < > 2صحیح است. He is too weak to walk. خیلی ضعیف است که [بتواند] راه برود. یادآوری too :بار معنایی منفی دارد. .12گزینۀ < > 2صحیح است. امین بعد از اینکه حامده رفته بود ،به خانه بازگشت. Amin returned home after Hamed had left. .13گزینۀ < > 1صحیح است. Unless you speak the truth, you will be dismissed. اخراج خواهی شد ،مگر اینکه حقیقت رو بگی. تذکر :معادل ،unlessاگر یادتان باشد if notمیباشد: if you don't speak the truth, you will be dismissed. اگر حقیقت رو نگی ،اخراج خواهی شد. .14گزینۀ < > 2صحیح است. No sooner has Sina reached the bus stop than the rain started. هنوز سینا به ایستگاه اتوبوس نرسیده بود که باران شروع به باریدن کرد. .15گزینۀ < > 2صحیح است. این اگر بهتر از آن نباشد ،به همان اندازه خوب است. This is as good as if not better than that. .16گزینۀ < > 3صحیح است. Many things have undergone a change, since I left this place. از زمان ترک این مکان ،بسیاری از چیزها دستخوش تغییر شدهاند. .17گزینۀ < > 2صحیح است. هنوز نرفته بود که یک مأمور پلیس در زد. No sooner had he gone, than a policeman knocked at the door. .18گزینۀ < > 4صحیح است. تا زمانی که او بازگشت ،نگران بودم. I kept worrying until he came back. .19گزینۀ < > 4صحیح است. شک دارم که آیا او بلیطها را میگیرد [یا نه]. I doubt whether he will get the tickets. .20گزینۀ < > 1صحیح است. Since you have not obeyed me, I will not make anymore suggestions. چونکه از من اطاعت نکردهای (چونکه به حرف من گوش ندادی) ،دیگر پیشنهادی نمیدهم. زبان عمومی RMS 180 بخش 28 بخش ( 28جمالت امری ،و اسم مصدر) در یک جملۀ امری ( ،)imperative sentenceهمانطور که از نامش پیداست ،شما به کسی یا کسانی دستور میدهید یا میگویید تا کاری را انجام بدهند. گمشو! Come here and look at this. Be here on time. Don't be late. بیا اینجا و به این نگاه کن. به موقع اینجا باش .دیر نکن. !Go away تذکر :در جمالت امری ،مخاطب ما همیشه youمیباشد ،اما در جملۀ دستوری you ،را نمینویسیم. جمالت دستوری ،از نظر ساختاری ،به طور کلی به صورت زیر میباشند: .1 اگر جمله مثبت باشد ،با شکل سادۀ فعل (مصدر بدون )toشروع میشود: infinitive + object اتاقت را تمیز کن. .2 Clean your room. 2. Shut the door. در را ببند. 1. اگر جمله منفی باشد، وقتی از کسی بخواهیم کاری را انجام ندهد ،به ابتدای ساختار جملۀ مثبت( Do not ،یا به اختصار )Don'tاضافه میکنیم: Do not + infinitive + object منتظر من نمان. Do not wait for me. 2. در را نبند. Don't shut the door. 1. وقتی از کسی میخواهیم که کاری را هیچوقت انجام ندهد، یا به ابتدای ساختار جملۀ مثبت Never ،اضافه میکنیم ،یا از Don't everاستفاده میکنیم. Never + infinitive + object Never lie to me. Never judge people by their appearance. هرگز بهم دروغ نگو. هیچوقت آدمها رو از ظاهرشون قضاوت نکن. 1. 2. Don't ever + infinitive + object هرگز بهم دروغ نگو. هیچوقت آدمها رو از ظاهرشون قضاوت نکن. Don't ever lie to me. Don't ever judge people by their appearance. 1. 2. کاربردهای جمالت امری: .1 وقتی که عصبانی هستید: هرگز به تلفن من دست نزن. .2 2. Don’t ever touch my phone. برو بیرون! !Get out 1. وقتی از کسی درخواست انجام کاری دارید: برام یه لیوان آب بیار. یک خودکار و مداد بهم بده. Bring me a glass of water. Give me a pen and a pencil. 1. 2. نکته :در این حالت برای اینکه جمله کمی مؤدبانه باشد ،میتوانید از pleaseدر ابتدا یا انتهای جمله استفاده کنید: لطفاً برام یه لیوان آب بیار. یک خودکار و مداد بهم بده لطفاً. Please bring me a glass of water. Give me a pen and a pencil, please. 1. 2. تذکر :وقتی pleaseدر انتها باشد ،قبل از آن یک کاما میگذاریم. 181 زبان عمومی RMS بخش 28 .3 وقتی میخواهید به کسی چیزی را توصیه کنید ،یا او را نصیحت کنید یا به او هشدار بدهید: هرگز کسی که دوستت داره رو فراموش نکن. شب بیرون نمون. مواظب باش! یادت نره که پاسپورتت رو با خودت ببری. .4 برای پیشنهاد دادن یا دعوت کردن: .5 برای آدرس دادن: .6 وقتی طرز تهیۀ چیزی را میدهید: Never forget the person who loves you. Don’t stay out at night. !Be careful Don’t forget to take your passport with you. Have a piece of cake. Come round and see me some time. یک تیکه کیک نوش جان کن. اینطرفا بیا و یه سر بهم بزن. Turn right and cross the road. Turn left at the next junction. بپیچ راست و برو اون سمت جاده. در تقاطع بعدی ،بپیچ چپ. 1. 2. 3. 4. 1. 2. 1. 2. در این حالت ،از قیدهایی ،مانند قیدهای زیر استفاده میکنیم: finally در آخر ابتدا پوست سیب زمینی را بگیرید ،سپس آنها را خالل کنید. .7 after that بعد از آن then سپس First peel the potatoes, then cut them into sticks. 1. وقتی دستورالعمل یا طرز استفاده از چیزی را میدهید: Don’t use this spray near a flame. Apply the glue and leave it for ten minutes. Install the file, then restart your computer. این اسپری را نزدیک شعله استفاده نکنید. چسب را بزنید و بگذارید 10دقیقه بماند. فایل را نصب کنید ،سپس کامپیوتر خود را ریاستارت کنید. .8 first ابتدا 1. 2. 3. وقتی برای کسی آرزوی شادی ،لذت و ...میکنید: Enjoy your meal. نوش جان 2. Have fun. خوش بگذره 1. نکته :گاهی در ابتدای جملۀ امری از قید justبه معنای "فقط" استفاده میکنیم. فقط یک دقیقه بهم فرصت بده لطفاً. Just give me a minute, please. 2. فقط انجامش بده. Just do it. 1. نکته :وقتی میخواهید خودتان هم در انجام کاری شریک شوید ،از Let'sاستفاده میکنید .در این حالت ،ساختار جمله همچنان امری است ،اما در واقع شما دارید پیشنهاد انجام کاری را میدهید Let's( .اکثر اوقات به همین صورت نوشته میشود ،و مخفف Let usمیباشد). بیا انجامش ندیم. 3. Let's not do it. Let us be clear about this. 4. بذار راجع به این [موضوع] شفاف باشیم. بزن بریم بیرون امشب. Let's go out tonight. 1. Let's do it. 2. بیا انجامش بدیم. نکته :اغلب در انتهای پیشنهادهایی که با Let'sشروع میشود ،سوال تأییدی ? shall weآورده میشود: بیا بهش زنگ بزنیم ،باشه؟ بیا بعد از شام بریم قدیم بزنیم ،باشه؟ ?Let’s phone her now, shall we ?Let’s go for a walk after dinner, shall we 1. 2. نکته :وقتی بعد از ،Letیک ضمیر شخصی دیگر (به غیر از )usبیاید ،به معنی allowیعنی "اجازه دادن" ،میباشد: اجازه بده این [کارو] انجامش بدم. زبان عمومی RMS Let me do this. 1. 182 بخش 28 نکته :گاهی برای اینکه مشخص کنیم طرف صحبتمان کیست ،میتوانیم بعد از فعل ،آن را بیان کنیم: Come on, Milad; I’m waiting. Come on, boys; you’re late. بجنب میالد ،منتظرم. بجنبید پسرها ،دیرتون شده. 1. 2. نکته :گاهی برای تأکید مؤدبانه ،نشان دادن رنجش و ...در ابتدای جمالت مثبت از Doاستفاده میکنیم: دیگه حرف نزن! دارم سعی میکنم کار کنم. کتت را دربیار. Do stop talking! I’m trying to work. Do take your coat off. 1. 2. نکته :میتوان در ابتدای جملۀ دستوری ،از ضمایر نامعین (مبهم) استفاده کرد ،مخصوصاً در سخنرانیها: ضمایر نامعین مثل: everybody همه nobody هیچ کس everyone همه no one هیچ کس somebody یک نفر someone یک نفر !Somebody call a doctor. Quick Everybody sit down, please. یه نفر دکتر خبر کنه .بجنبید! همه بشینن ،لطفاً. 1. 2. تذکر :از افعال مُدال برای ساخت جمالت امری استفاده نمیشود. اسم مصدر ()Gerund ،gerundظاهری شبیه به فعل دارد ،اما در واقع یک اسم ( )nounاست. نحوۀ ساخت اسم مصدر: infinitive + ing برای مثال: perform + ing performing stand + ing standing sing + ing singing کاربردهای اسم مصدر: gerundمانند یک ،nounکاربردهای زیادی دارد. .1 اسم مصدر به عنوان فاعل جمله. خوردن میوهجات برای یک رژیم غذایی سالم ،مهم است. مطالعه به شما کمک میکند انگلیسی یاد بگیرید. پرواز مرا مضطرب میکند. باغبانی سرگرمی مورد عالقهام است. .2 Eating fruits is important for a healthy diet. Reading helps you learn English. Flying makes me nervous. Gardening is my favorite hobby. اسم مصدر میتواند بعد از حرف اضافه بیاید. She walked out of the room without saying a word. او بدون گفتن یک کلمه ،از اتاق خارج شد. In spite of training for years, she didn't win. علیرغم سالها تمرین ،او برنده نشد. There's no point in taking your jacket, it's really hot outside. برداشتن کتت فایدهای ندارد ،بیرون واقع ًا گرم است. I'm fed up with asking you to be quiet. خسته شدم از بس ازت خواستم ساکت باشی. I'm interested in improving myself. عالقمند به بهبود و توسعۀ خودم هستم. 183 1. 2. 3. 4. 1. 2. 3. 4. 5. زبان عمومی RMS بخش 28 .3 اسم مصدر میتواند به عنوان یک مکمل فاعل بیاید: My favorite activity is hiking. فعالیت مورد عالقهام پیادهروی است. One of life’s pleasures is having breakfast in bed. یکی از دلخوشیهای زندگی ،خوردن صبحانه در تخت خواب است. One of the things I do is exercising. یکی از چیزهایی که انجام میدهم ،ورزش کردن است. تمامی کاری که [تا االن] داشتم انجام میدادم ،تماشای تلویزیونهAll I have been doing is watching TV. . .4 1. 2. 3. 4. اسم مصدر میتواند به عنوان مفعول یک صفت ملکی بیاید: Your leaving early was a wise decision. ترک زودهنگام شما ،تصمیم عاقالنهای بود. His winning of the competition made many people happy. برنده شدن او در [این] رقابت ،بسیاری از مردم را خوشحال کرد. We celebrated Ali’s winning the contest. ما پیروزی علی در مسابقه را جشن گرفتیم. .5 1. 2. 3. اصطالحات رایجی که بعد از آنها از gerundاستفاده میکنیم: can't help دست خود آدم نبودن ،مجبور بودن ،چارهای نداشتن. چارهای جز کمالگرا بودن ندارم( .دست خودم نیست). نمیتونستم در مورد گذشته فکر نکنم. I can't help being a perfectionist. I couldn’t help thinking about the past. can't stand 1. 2. لیلی نمیتواند کار کردن در یک اداره را تحمل کند. Lily can’t stand working in an office. …It's no use… / There's no use 1. شکایت هیچ فایدهای ندارد. صحبت با او ،وقتی که عصبانی است فایدهای ندارد. نگرانی در موردش ،حاصلی ندارد. It’s no use complaining. It's no use talking to him when he's angry. There's no use worrying about it. ?… Would … mind میشه لطفاً درو ببندی؟ میشه بیرون منتظر بمونی؟ 1. 2. 3. ?Would you mind closing the door, please ?Would you mind waiting outside (to be) worth 1. 2. It's not worth spending so much money. ارزش این همه پول خرج کردن را ندارد. I live only a short walk from here, so it's not worth taking a taxi. [جایی که] زندگی میکنم از اینجا فقط [به اندازۀ] یک پیاده روی کوتاه [فاصله دارد] ،بنابراین ارزش تاکسی گرفتن را ندارد. ?What was the movie like? Was it worth seeing فیلم چطور بود؟ ارزش دیدن را داشت؟ have trouble در پیدا کردن جایی برای زندگی کردن ،مشکلی نداشتم. برای گرفتن ویزا هیچ مشکلی نداشتید؟ زبان عمومی RMS I had no trouble finding a place to live. ?Did you have any trouble getting a visa 1. 2. 3. 1. 2. 184 بخش 28 have difficulty / a problem پیدا کردن جایی برای زندگی کردن ،برایم سخت بود. در پیدا کردن جایی برای زندگی کردن ،مشکل داشتم. در استخدام کارمندان ،مشکلی نداشتهام. I had difficulty finding a place to live. I had a problem finding a place to live. I’ve had no problem recruiting staff. (to be) busy او مشغول خواندن روزنامه است. رضا مشغول مطالعه برای امتحاناتش است. 1. 2. 3. He is busy reading the paper. Reza’s busy studying for his exams. ?… how about 1. 2. نظرت در مورد بازی کردن شطرنج چیه؟ (بازی کنیم؟) نظرت در مورد با من شام خوردن چیه؟ (با من شام میخوری؟) ?How about playing a game of chess ?How about having dinner with me ?… what about 1. 2. ?What about going to the zoo رفتن به باغ وحش چطور؟ (نظرت چیه؟) 1. تذکر :حواستان باشد که اسم مصدر را با زمان استمراری فعل اشتباه نگیرید. Gerund Continuous form He is reading a book.او کتاب خواندن را دوست داردHe likes reading books. . او در حال خواندن یه کتاب است. ?What about reading books A book is being read. نظرت در مورد کتاب خوندن چیه؟ یک کتاب در حال خوانده شدن است. .6 اسم مصدر به عنوان مفعول جمله. فعلهای زیادی وجود دارند که میتوان بعد از آنها از یک gerundبه عنوان مفعول استفاده کرد .مانند: mention اشاره کردن discuss بحث کردن involve مستلزم /شامل بودن entail مستلزم /شامل بودن dislike دوست نداشتن miss دلتنگ شدن I miss living with my parents. دلتنگ زندگی کردن با پدر و مادرم هستم. I dislike being the centre of attention. از مرکز توجه بودن ،خوشم نمیاد. My job entails traveling to the Middle East. شغل من شامل سفر به خاورمیانه است. Writing a blog involves thinking of new ideas constantly. نوشتن یک وبالگ مستلزم فکر کردن مداوم راجع به ایدههای جدید است. We discussed expanding the business. در مورد گسترش دادن کسب و کار ،حرف زدیم. She mentioned leaving work early. او به ترک زودهنگام محل کار ،اشاره کرد. justify توجیه کردن deny رد کردن ،نپذیرفتن admit اعتراف کردن celebrate جشن گرفتن enjoy لذت بردن 1. 2. 3. 4. 5. 6. avoid دوری کردن I avoid eating too much sugar. از خوردن شکر بیش از حد ،دوری و اجتناب میکنم. She enjoys taking pictures of sunsets. او از گرفتن عکس از غروب آفتاب ،لذت میبرد. We celebrated passing our exams. ما قبولی در امتحاناتمان را جشن گرفتیم. He admitted making a mistake. او به مرتکب اشتباه شدن ،اعتراف کرد. She denied taking the money. او برداشتن پول را انکار کرد. ?How can we justify spending so much money on arms 12. چطور میتوانیم صرف پول زیاد بر اسلحهها را توجیه کنیم؟ 7. 8. 9. 10. 11. 185 زبان عمومی RMS بخش 28 quit دست کشیدن ،ترک کردن resist مقاومت کردن mind ناراحت شدن ،اشکال داشتن dread وحشت داشتن escape فرار کردن imagine تصور کردن Imagine lying on the beach under the sun. دراز کشیدن در ساحل زیر آفتاب را تصور کن. The criminal managed to escape being captured. [آن] مجرم توانست از دستگیر شدن ،فرار کند. I’m dreading going back to work. از برگشتن به محل کار ،وحشت دارم. I don’t mind sitting in the back row. با نشستن در ردیف پشتی ،ناراحت نمیشم. She can never resist buying new shoes. هرگز نمیتواند در برابر خرید کفشهای جدید مقاومت کند. I quit smoking. سیگار کشیدن را ترک کردم. put off به تعویق انداختن delay به تعویق انداختن defer به تعویق انداختن 13. 14. 15. 16. 17. 18. postpone به تعویق انداختن برگزاری جلسه را تا سه شنبه به تعویق انداختیم. 19. We postponed having the meeting until Tuesday. پرداختهای خود را برای یک ماه دیگر به تعویق انداختیم 20. We deferred making payments for another month. رفتن به دانشگاه را تا 20سالگی به تأخیر انداختم. 21. I delayed going to university until I was 20. They decided to put off voting on the proposal until next month. 22. تصمیم گرفتند رأیگیری در مورد [آن] طرح را به ماه بعد موکول کنند. risk خطر کردن understand درک کردن suggest پیشنهاد دادن give up دست کشیدن (از انجام کاری) waste هدر دادن spend صرف کردن I spend too much time watching television. زمان خیلی زیادی را صرف تماشای تلویزیون میکنم. She wasted no time rejecting the offer. او هیچ زمانی را برای رد کردن پیشنهاد ،هدر نداد. I gave up going to the theatre when I moved out of London. وقتی از لندن رفتم ،از رفتن به تئاتر دست کشیدم. I suggest seeing a doctor. مراجعه به یک پزشک را پیشنهاد میکنم. I understand feeling lonely during the lockdown. احساس تنها بودن در طول قرنطینه را درک میکنم. They may even risk losing their homes. آنها ممکن است حتی در مورد از دست دادن خانۀشان خطر کنند. resent ناراحت شدن practice تمرین کردن recommend توصیه کردن consider فکر کردن finish تمام کردن 23. 24. 25. 26. 27. 28. )keep (on ادامه دادن You can keep using my pen. میتوانی به استفاده از خودکارم ادامه بدهی. Don't keep on interrupting me. مدام وسط حرفم نپر (مدام مزاحم کارم نشو). We finished repainting the guest room. رنگآمیزی مجدد اتاق میهمان را تمام کردیم. I’m considering quitting my job. دارم در مورد ترک شغلم فکر میکنم. I would strongly recommend buying a good quality bicycle rather than a cheap one. به شدت خرید یک دوچرخه با کیفیت خوب را نسبت به خرید یک [دوچرخۀ] ارزان ،توصیه میکنم. I practise writing Chinese characters every day. هر روز نوشتن حروف الفبای چینی را تمرین میکنم. I resented having to work such long hours. از اینکه مجبور بودم ساعات بسیار طوالنی کار کنم ،ناراحت شدم. 29. 30. 31. 32. 33. 34. 35. نکته :به کسی توصیه برای انجام کاری کردن: recommend somebody to do something Students are recommended to make an appointment with a counselor. به دانشآموزان توصیه میشود تا با یک مشاور وقت مالقات بگیرند. زبان عمومی RMS 186 بخش 28 تمرین شمارۀ 73 جمالت زیر را به انگلیسی ترجمه کنید: برو بیرون! 1. پول را بردار و برو. 2. بیا بریم سینما. 3. هیچوقت نگو "دوستت دارم". 4. دوچرخم رو تعمیر کن لطفاً. 5. پاسخ تمرین شمارۀ 73 برو بیرون! پول را بردار و برو. بیا بریم سینما. هیچوقت نگو "دوستت دارم". دوچرخم رو تعمیر کن لطف ًا. 187 !Go / Get out Take the money and go. Let's go to the cinema / the movies. Never / Do not ever say 'I love you'. Fix my bike/ bicycle, please. 1. 2. 3. 4. 5. زبان عمومی RMS بخش 29 بخش ( 29مصدر ،و اسم مصدر )1 مصدر ( )infinitiveشکل سادۀ فعل است .مصدر هم میتواند با toباشد و هم بدون :to walk to walk sit to sit be to be go to go کاربردهای مصدر ( )infinitiveبدون to .1 بعد از افعال مُدال از مصدر بدون toاستفاده میکنیم: will/ shall/ might/ can/ could/ would/ must/ + infinitive Ali will be here soon. ?Shall I open the window I might phone you later. You shouldn't work so hard. ?Would you like some coffee علی به زودی اینجا خواهد بود. پنجره رو باز کنم؟ ممکنه بعداً بهت زنگ بزنم. نباید انقدر سخت کار کنی. کمی قهوه میل داری؟ .2 1. 2. 3. 4. 5. بعد از افعال کمکی does ،doو didنیز از مصدر بدون toاستفاده میکنیم: do/ does/ did + infinitive کار میکنی؟ (یا بیکاری؟) هستی آدمهای زیادی را نمیشناسد. قیمتش چقدره؟ قطار چه ساعتی رفت؟ خوب نخوابیدیم. ?Do you work Hasti doesn't know many people. ?How much does it cost ?What time did the train leave We didn't sleep well. 1. 2. 3. 4. 5. کاربردهای مصدر ( )infinitiveبا to .1 مصدر میتواند فاعل جمله باشد( :بیشتر در موارد رسمی کاربرد دارد) To help others is so important. To do the right thing is not easy. کمک به دیگران بسیار مهم است. انجام کار درست ،آسان نیست. .2 مصدر میتواند یک عمل ( )actionیا وضعیتِ بودن ( )state of beingرا نشان دهد. دیوید میخواست که خوانندۀ گروه باشه. تصمیم گرفت که زود بره. .3 مصدر میتواند در نقش صفت بیاید: علی یک پیتزا برای خوردن میخواهد. بهت گفتم صبر کنی. ازم میخواهد بروم. .4 David wanted to be the singer of the band. He decided to leave early. Ali wants a pizza to eat. I told you to wait. He wants me to leave. مصدر میتواند در نقش قید عمل کند. او دستش را بلند کرد تا سوالی بپرسد. ما باید برای یادگیری مطالعه کنیم. زبان عمومی RMS She raised her hand to ask a question. We must study to learn. 188 بخش 29 مصدر میتواند مکمل فاعل باشد. .5 Her job is to assist you. My dream is to open a business. شغل او کمک به تو است. رویای من ،راهاندازی یک کسب و کار است. ساختارهای رایجی که در آنها از مصدر با toاستفاده میکنیم: .6 be going to-infinitive برای برنامهریزی و تصمیمگیری در مورد آینده ?What are you going to do I'm going to play tennis tomorrow. چیکار میخواهی کنی؟ فردا میخواهم (تصمیم دارم) تنیس بازی کنم. have to-infinitive 1. 2. مجبور بودن همه مجبورن (باید) بمونن. Everybody has to stay. 2. االن باید بروم. I have to go now. would like to-infinitive 1. تمایل داشتن I'd like to talk to you. ?Would you like to go out میخوام باهات صحبت کنم. میخواهی بری بیرون؟ used to-infinitive 1. 2. وقتی کاری را قبالً برای مدتی انجام میدادید اما اکنون دیگر انجامش نمیدهید. سینا قبالً در یک کارخانه کار میکرد. .7 Sina used to work in a factory. 1. مصدر میتواند مفعول جمله باشد: فعلهای زیادی وجود دارند که میتوان بعد از آنها از یک infinitiveبه عنوان مفعول استفاده کرد. offer پیشنهاد دادن expect انتظار داشتن امشب چیکار میخواهی کنی؟ گفت که برنامهریزی کرده امشب مقالهاش رو بنویسه. تینا تصمیم گرفته ماشینش را بفروشد. جواد امیدوار است در دانشگاه هاروارد حقوق بخواند. شرکت انتظار دارد کار را در ماه آوریل کامل کند. پدرم پیشنهاد داده دنبال ما بیاید. agree موافق بودن وقتی 17سالم بود رانندگی را یاد گرفتم. رئیس از پاسخ دادن به سواالت بیشتر ،خودداری کرد. آنها قول میدهند کار را در ماه ژوئن تمام کنند. الیق برنده شدن نبودیم. موافقت کردیم دوشنبۀ بعد دوباره مالقات کنیم. 189 hope امیدوار بودن decide تصمیم گرفتن plan برنامهریزی کردن want خواستن ?What do you want to do this evening He said he planned to write his essay tonight. Tina has decided to sell her car. Javad’s hoping to study law at Harvard. The company expects to complete work in April. My dad has offered to pick us up. deserve الیق بودن promise قول دادن refuse رد کردن 1. 2. 3. 4. 5. 6. learn یاد گرفتن I learnt to drive when I was 17. The chairman refused to answer any more questions. They promise to finish the job in June. We didn’t deserve to win. We agreed to meet again the following Monday. 1. 2. 3. 4. 5. زبان عمومی RMS بخش 29 fail شکست خوردن threaten تهدید کردن arrange مقرر /منظم کردن afford وسع مالی داشتن manage مدیریت کردن ?How do you manage to stay so slim چطور میتونی انقدر الغر بمونی؟ Many companies cannot afford to buy health insurance for employees. شرکتهای زیادی وسع مالی خرید بیمۀ سالمت برای کارمندان را ندارند. He threatened to take them to court. او تهدید کرد آنها را به دادگاه میکشاند. ?Have you arranged to meet Mark this weekend آیا قرار گذاشتهای که این آخر هفته با مارک دیدار کنی؟ Doctors failed to save the girl’s life. دکترها موفق به نجات زندگی [آن] دختر نشدند. claim ادعا کردن tend میل /گرایش داشتن pretend وانمود کردن appear ظاهر شدن ،به نظر رسیدن 1. 2. 3. 4. 5. seem به نظر رسیدن They seem to have plenty of money. به نظر میرسد پول زیادی دارند. I think he tends to talk too much. به نظرم او عادت به زیاد صحبت کردن دارد. Anahita pretended not to see me when she passed me on the street. آناهیتا وقتی در خیابان از کنارم رد شد ،وانمود به ندیدن من کرد. The research appears to show that the drug is effective in most cases. به نظر میرسد تحقیقات نشان میدهد که [این] دارو در بیشتر موارد ،موثر است. I don’t claim to be a feminist, but I’d like to see more women in top jobs. من ادعا نمیکنم که یک فمینیست هستم ،اما دوست دارم زنان بیشتری را در مشاغل برتر ببینم. 1. 2. 3. 4. 5. افعالی که ممکن است بعد از آنها از یک to-infinitiveیا از یک gerundاستفاده کنیم: از کاری دست کشیدن stop + gerund Stop buying bread from the supermarket. از خریدن نان از سوپرمارکت ،دست بکش. ایستادن ،متوقف شدن وایسا از سوپرمارکت نان بخر (بخریم). تمام طول روز کار کردم ،حتی برای خوردن ناهار هم توقف نکردم. stop + to-infinitive هرگز تماشای اولین فیلم ترسناکم را فراموش نخواهم کرد. forget + gerund I'll never forget watching my first horror movie. فراموش کردن انجام کاری forget + to-infinitive Don't forget to watch the news tonight. I forgot to call her. فراموش نکن که امشب اخبار را ببینی. فراموش کردم که بهش زنگ بزنم. به خاطر آوردن یک خاطره remember + gerund ?Do you remember dancing with me on our first date یادآوری برای انجام کاری یادتان باشد که در سفرتان ،عکسای زیادی بگیرید. Stop to buy bread from the supermarket. I worked all day, I didn't even stop to eat lunch. انجام کاری در گذشته را فراموش کردن رقصیدن با من در اولین قرارمون رو یادته؟ remember + to-infinitive Remember to take lots of pictures on your trip. پشیمانی در مورد کاری که در گذشته انجام دادید .حسرت انجام کاری در گذشته را خوردن regret + gerund Ali regretted yelling at Sanaz as soon as she walked away. علی به محض اینکه ساناز رفت ،از فریاد زدن بر او پشیمان شد. زبان عمومی RMS 190 بخش 29 متاُسف بودن (وقتی مثالً قراره خبر بد بدهید) متاسفم که میگویم تحت تأثیر اجرا قرار نگرفتم. regret + to-infinitive I regret to say that I wasn't impressed by the performance. وقتی میخواهیم نتیجۀ یه کاری رو نشون بدیم. mean + gerund We missed our bus, which meant waiting six hours until the next one. از اتوبوسمان جا ماندیم ،که به معنای 6ساعت منتظر ماندن تا قطار بعدی بود. Visiting my sister in London means spending 8 hours on a plane. دیدن خواهرم در لندن به معنای صرف 8ساعت در یک هواپیما است. قصد انجام کاری را داشتن mean + to-infinitive ?Did you mean to miss the meeting this morning I meant to call you last night, but I totally forgot. آیا قصد داشتید جلسه امروز صبح را از دست بدهید؟ دیشب قصد داشتم باهات تماس بگیرم ،اما کالً یادم رفت. ادامه دادن (همان چیز) go on + gerund The president went on talking for hours. رئیس جمهور برای ساعتها به حرف زدن ادامه داد. ادامه دادن (موضوع جدید) go on + to-infinitive After discussing the economy, the president then went on to talk about foreign policy. پس از بحث در مورد اقتصاد ،رئیس جمهور سپس به صحبت دربارۀ سیاست خارجه پرداخت. امتحان کردن ،آزمایش کردن try + gerund Try using margarine instead of butter. به جای کره ،استفاده از مارگارین رو امتحان کن. "?"My plant is dying." "Have you tried putting it in a sunnier room «گیاهم دارد میمیرد (میخشکد)» «گذاشتن در یک اتاق آفتابیتر را امتحان کردهای؟» سعی کردن ،تالش کردن try + to-infinitive I was very tired. I tried to keep my eyes open, but I couldn't. خیلی خسته بودم .سعی کردم چشمانم را باز نگهدارم ،اما نتونستم. Please try to be quiet when you come home. Everyone will be asleep. وقتی به خانه میآیی ،لطفاً سعی کن ساکت باشی (سر و صدا نکنی) .همه خواب خواهند بود. نکته :بعد از افعال زیر هم میتوان از gerundاستفاده کرد و هم از .to-infinitiveدر این حالت معنا تغییر نمیکند: bother زحمت دادن ،نگران کردن continue ادامه دادن It has started to rain. باران شروع شده است. Don't bother to lock the door. زحمت قفل کردن در را به خودت نده. start شروع کردن ،شروع شدن begin شروع کردن ،شروع شدن It has started raining. باران شروع شده است. Don't bother locking the door. زحمت قفل کردن در را به خودت نده. تذکر :در نکتۀ باال ،وقتی که خود فعل به صورت استمراری باشد ،معموالً بعد از آن از to-infinitiveاستفاده میکنیم: دارد باران میگیرد. 191 It's starting to rain. زبان عمومی RMS بخش 29 نکته :بعد از فعل ،dareهم میتوانید از مصدر بدون toو هم از مصدر با toاستفاده کنید: جرأت نمیکنم بهش بگم. I wouldn't dare to tell him. I wouldn't dare tell him. نکته :بعد از فعل ،helpهم میتوانید از مصدر بدون toو هم از مصدر با toاستفاده کنید: ?Can you help me to move this table ?Can you help me move this table میتونی بهم کمک کنی این میز را جابهجا کنم؟ میتونی بهم کمک کنی این میز را جابهجا کنم؟ نکته :بعد از برخی فعلها ،میتوانید از یک کلمۀ پرسشی استفاده کنید ،و سپس یک مصدر با toبیاورید .مخصوصا بعد از افعال زیر: forget know wonder remember explain دربارۀ نحوۀ رسیدن به ایستگاه ،سوال کردیم. آیا تصمیم گرفتهاید که برای تعطیالتِ خود کجا بروید؟ نمیدانم که آیا برای [آن] شغل درخواست بدهم یا نه. میفهمید که چیکار باید کنید؟ ask learn decide understand We asked how to get to the station. ?Have you decided where to go for your vacation ?I don't know whether to apply for the job or not ?Do you understand what to do نکته :یک ساختار دیگر: show/ tell/ ask/ advise/ teach/ somebody what/ how/ where + to-infinitive ?Can somebody show me how to change the film in this camera آیا کسی میتواند به من نشان دهد که چگونه فیلم را در این دوربین تغییر دهم؟ Ask Vahid. He'll tell you what to do. از وحید بپرس .بهت خواهد گفت چیکار کنی. نکته :با افعال makeو letاز ساختار زیر استفاده میکنیم: verb + object + base form هوای گرم باعث میشه احساس خسته بودن کنم. پدر و مادرش به او اجازۀ تنها بیرون رفتن نمیدهند. بگذار کیفت را برایت حمل کنم. Hot weather makes me feel tired. Her parents wouldn't let her go out alone. Let me carry your bag for you. تذکر :در حالت مجهول ،برای کلمۀ ،makeاز ساختار زیر استفاده میکنیم: (be) made + to-infinitive We were made to wait two hours. مجبور شدیم دو ساعت صبر کنیم. نکته :با افعال زیر ،دو نوع ساختار را میتوان داشت. expect انتظار داشتن help کمک کردن ask پرسیدن want خواستن mean قصد داشتن would prefer ترجیح دادن ،خواستن would like تمایل داشتن ،خواستن beg التماس کردن ساختار اول: verb + to-infinitive انتظار داشتیم دیر بشود. میخواهی االن بروی؟ او نمیخواهد بداند. زبان عمومی RMS We expected to be late. ?Would you like to go now He doesn't want to know. 192 بخش 29 ساختار دوم: verb + object + to-infinitive انتظار داشتیم هادی دیر کنه. میخواهی االن بروم؟ او نمیخواهد کسی بداند. We expected Hadi to be late. ?Would you like me to go now He doesn't want anybody to know. نکته :برای افعال زیر ،از ساختار زیر استفاده میکنیم: teach یاد دادن enable قادر ساختن )get (= persuade, arrange for راضی کردن ،وا داشتن ،ترتیب دیدن encourage تشویق کردن force مجبور کردن remind یادآوری کردن tell گفتن persuade راضی کردن invite دعوت کردن warn هشدار دادن order دستور دادن verb + object + to-infinitive ?Can you remind me to call Ali tomorrow میتونی بهم یادآوری کنی فردا به علی زنگ بزنم؟ ?Who taught you to drive چه کسی بهت رانندگی کردن را یاد داد؟ I didn't move the piano by myself. I got somebody to help me. پیانو رو خودم جا به جا نکردم .با یه نفر هماهنگ کردم که ِبهِم کمک کنه. نکته :توجه کنید که برای فعل ،suggestنمیتوان از ساختار باال استفاده کرد: میالد پیشنهاد داد که ازت راهنمایی بخوام. Milad suggested me to ask you for advice. Milad suggested that I ask you for advice. نکته :بعد از فعل adviseو allowاز دو ساختار میتوان استفاده کرد: ساختار اول: )verb + gerund (without an object اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم. آنها در مقابل [آن] ساختمان ،اجازۀ پارک نمیدهند. I wouldn't advise staying in that hotel. They don't allow parking in front of the building. ساختار دوم: verb + object + to-infinitive به هیچکس اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم. آنها به مردم اجازۀ پارک در مقابل [آن] ساختمان را نمیدهند. I wouldn't advise anybody to stay in that hotel. They don't allow people to park in front of the building. نکته :ساختارهای فعل :need need + to-infinitive او باید سختتر کار کند. الزم نیست من به جلسه بیایم ،مگه نه؟ He needs to work harder. ?I don't need to come to the meeting, do I need to be + pp تلفنم باید شارژ بشه. به نظرت شلوارم باید شسته بشه؟ 193 My cell phone needs to be charged. ?Do you think my pants need to be washed زبان عمومی RMS 29 بخش need + gerund My cell phone needs charging. Do you think my pants need washing? .تلفنم باید شارژ بشه به نظرت شلوارم باید شسته بشه؟ hate وlove ،like نکاتی در مورد فعلهای استفاده کرد و هم ازgerund هم میتوان از، بعد از این افعال،وقتی در مورد چیزهایی که مرتباً در حال رخ دادن هستند صحبت میکنیم .to-infinitive Do you like getting up early? I love meeting people. I hate being kept waiting. Do you like to get up early? I love to meet people. I hate to be kept waiting. .1 زود از خواب بیدار شدن رو دوست داری؟ .عاشق دیدن مردم هستم .از منتظر نگه داشته شدن متنفرم : استفاده میکنیمgerund بعد از افعال باال از،وقتی دربارۀ شرایطی صحبت میکنیم که از قبل وجود دارد .2 Omid lives in Mazandaran now. He likes living there. . او زندگی در آنجا را دوست دارد.امید االن در مازندران زندگی میکند The office I worked at was horrible. I hated working there. . از کار کردن در آنجا متنفر بودم. داغون بود،ادارهای که در آن کار میکردم : استفاده میکنیمto-infinitive بعد از افعال باال از،وقتی دربارۀ شرایطی صحبت میکنیم که از قبل وجود ندارد .3 Omid lives in Mazandaran now. He likes to live in Shiraz. . او زندگی در شیراز را دوست دارد.امید االن در مازندران زندگی میکند The office Reza worked at was horrible. I hated to work there. . از کار کردن در آنجا متنفر بودم. داغون بود،ادارهای که رضا در آن کار میکرد : استفاده میکنیمto-infinitive در ادامه از، استفاده کنیمwould از فعل مُدالprefer وhate ،love ،like اگر قبل از:نکته would like would love would hate Would you like to come to dinner on Friday? I wouldn't like to go on vacation alone. I'd love to meet your family. Would you prefer to have dinner now or later? would prefer میخوای جمعه برای شام بیای؟ .نمیخوام تنهایی به تعطیالت برم .خیلی دوست دارم با خانوادت مالقات کنم ترجیح میدهید االن شام بخورید یا بعداً؟ 74 تمرین شمارۀ . استفاده کنیدto-infinitive یا ازgerund باید از. از شکل صحیح فعل داخل پرانتز استفاده کنید و جاهای خالی را پر کنید،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 'Have you ever been to Australia?' 'No, but I'd love ------------------.' (go) Anahita had a lot to do, so I offered ------------------ her. (help) I'm surprised that you're here. I didn't expect ------------------ you. (see) Mina has a lot of books. She enjoys ------------------. (read) This ring was my grandmother's. I'd hate ------------------ it. (lose) Don't forget ------------------ us a postcard when you're on holiday. (send) I'm not going out until it stops ------------------. (rain) What shall we do this afternoon? Would you like ------------------ to the beach? (go) When I'm tired in the evenings, I like ------------------ TV. (watch) 74 پاسخ تمرین شمارۀ 1. to go 6. to send 194 2. to help 7. raining 3. to see 8. to go 4. reading 5. to lose 9.watching/ to watch RMS زبان عمومی بخش 30 بخش ( 30مصدر و اسم مصدر )2 نکات و مقایسۀ would ratherو prefer وقتی به صورت کلی میخواهید بگویید چیزی را ترجیح میدهید ،بعد از preferهم میتوانید از gerundاستفاده کنید و هم از .to-infinitive شهر رو دوست ندارم .زندگی در روستا را ترجیح میدهم. I don't like cities. I prefer to live in the country. I don't like cities. I prefer living in the country. ساختارهای مربوط به :prefer prefer sth to sth else این کت را به کتی که دیروز پوشیده بودی ،ترجیح میدم. I prefer this coat to the coat you were wearing yesterday. prefer doing sth to doing sth else I prefer driving to traveling by train. رانندگی را به مسافرت با قطار ترجیح میدهم. prefer to do sth rather than (do) sth else I prefer to drive rather than travel by train. رانندگی را به مسافرت با قطار ترجیح میدهم. Narges prefers to live in the country rather than live in a city. نرگس زندگی کردن در روستا را به زندگی کردن در یک شهر ترجیح میدهد. نرگس زندگی کردن در روستا را به شهر ترجیح میدهدNarges prefers to live in the country rather than in a city. . نکته :وقتی در موقعیت خاصی هستیم (به صورت کلی صحبت نمیکنیم) ،به جای preferاز would preferاستفاده میکنیم: چای رو ترجیح میدی یا قهوه؟ ?Would you prefer tea or coffee نکته :اگر بعد از would preferاز یک فعل استفاده کنیم ،به صورت to-infinitiveمیآید: I'd prefer to stay at home tonight rather than go to the movies. ترجیح میدهم امشب در خانه بمانم تا اینکه به سینما بروم. نکته :میتوان به جای would preferاز would ratherاستفاده کرد ،با این تفاوت که بعد از would ratherاز مصدر بدون toاستفاده میکنیم: ترجیح میدهم یک شب آرام جلوی تلویزیون داشته باشم. ترجیح میدهم یک شب آرام جلوی تلویزیون داشته باشم. خستهام .اگه اشکالی نداره ،ترجیح میدم امشب بیرون نرم. I’d prefer to have a quiet night in front of the TV. I’d rather have a quiet night in front of the TV. I'm tired. I'd rather not go out tonight, if you don't mind. ساختار would rather would rather do sth than do sth else ترجیح میدهم امشب در خانه بمانم تا اینکه به سینما بروم. I'd rather stay at home tonight than go to the movies. نکته :در ساختار زیر از شکل گذشتۀ فعل استفاده میکنیم ،اما به صورت گذشته معنی نمیکنیم: I'd rather + sb + past + sth ترجیح میدم االن شام درست کنی. ترجیح میدم چیزی که گفتم رو به کسی نگی. 195 I'd rather you made dinner now. I'd rather you didn't tell anyone what I said. زبان عمومی RMS بخش 30 مقایسه کنید: I'd rather you made dinner now. ترجیح میدم االن شام درست کنی. I'd rather make dinner now. ترجیح میدهم االن شام درست کنم. نکات مربوط به اصطالح be/get used to عادت داشتن ،آشنا بودن به تنها زندگی کردن عادت دارم( .باهاش غریبه نیستم). من هر روز ظرفها را میشویم ،بنابراین بهش عادت دارم. او عادت داشت تا دیروقت کار کنه. be used to (doing) sth I am used to living alone. I do the dishes every day, so I’m used to it. He was used to working late. عادت کردن ،آشنا شدن get used to (doing) sth I got used to living alone. He got used to working late. به تنها زندگی کردن عادت کردم. او به دیروقت کار کردن عادت کرد. دقت کنید که در دو ساختار باال to ،حرف اضافه است( .و بعد از حرف اضافه اگر فعل بیاید به صورت ingدار میآید) انجام کاری در گذشته به صورت مکرر used to do I used to drive to work every day, but these days I usually ride my bike. ال دوچرخم رو میرونم. قبلنا هر روز تا سرکار رانندگی میکردم ،اما این روزها معمو ً We used to live in a small town, but now we live in Tehran. ما قبلنا در یک شهر کوچک زندگی میکردیم ،اما االن در تهران زندگی میکنیم. نکات مربوط به فعل go go + to عمدتاً برای رفتن به مکانها ،مثل رفتن به یک شهر ،رفتن به یک کنسرت ،رفتن به سرکار و ...استفاده میشود. go to bed خوابیدن go to France به فرانسه رفتن go to a concert به کنسرت رفتن معموالً چه ساعتی سرکار میری؟ هفتۀ بعد دارم میرم چین. سُلماز نمیخواست به کنسرت برود. دیروز به دندانپزشک مراجعه کردم. go to Tehran به تهران رفتن go to work سرکار رفتن ?What time do you usually go to work I'm going to China next week. Solmaz didn't want to go to the concert. I went to the dentist yesterday. نکته :اصطالح ،go to sleepیا go to bedیعنی خوابیدن. خیلی خسته بودم و سریعاً خوابم برد. I was very tired and went to sleep quickly. تذکر :برای رفته به خانه ،از toاستفاده نمیکنیم: I'm going home now. االن دارم میرم خونه. go + on عمدتاً برای رفتن به سفر ،تعطیالت و ...استفاده میشود. go on strike اعتصاب کردن زبان عمومی RMS go on a cruise به سفر دریایی رفتن go on a tour به گردش رفتن go on a trip به سفر رفتن go on holiday به تعطیالت رفتن 196 30 بخش We're going on holiday next week. Children often go on school trips. Workers at the airport have gone on strike. .هفتۀ بعد به تعطیالت میریم .بچه ها اغلب به اردوهای مدرسه میروند . اعتصاب کردهاند،کارگران در فرودگاه go for go for a walk پیادهروی کردن go for a run دویدن go for a swim شنا کردن 'Where's Emma?' 'She's gone for a walk.' Do you go for a run every morning? The water looks nice. I'm going for a swim. I met Saba in town, so we went for coffee. go for a drink نوشیدنی خوردن go for coffee قهوه خوردن go for a meal غذا خوردن ».«اِما کجاست؟» «رفته قدم بزنه هر روز صبح میری میدویی؟ . میرم شنا کنم.آب خوب به نظر میرسه . بنابراین رفتیم قهوه بخوریم،صبا را در شهر دیدم go + gerund )shopping( برای اکثر ورزشها و همچنین برای خرید Are you going shopping this afternoon? It's a nice day. Let's go swimming. It's a nice day. Let's go for a swim. Reza has a small boat and he often goes sailing. I went jogging before breakfast this morning. They have gone skiing. امروز عصر داری میری خرید؟ . بیا بریم شنا.روز خوبیه . بیا بریم شنا.روز خوبیه .رضا یک قایق کوچک دارد و اغلب به قایقرانی میرود .امروز صبح قبل از صبحانه رفتم آهسته دویدم .آنها به اسکی رفتهاند get نکات مربوط به فعل get + noun ... پیدا کردن و، خریدن،دریافت کردن I got an email from Sam this morning. I like your sweater. Where did you get it? It's hard to get a job at the moment? .امروز صبح از سَم یک ایمیل دریافت کردم از کجا خریدیش؟.از پلیوِرِت خوشم میاد . سخته،در حال حاضر پیدا کردن شغل : استفاده کردget میتوان ازtake به جای... سوار اتوبوس شدن و، برای تاکسی گرفتن:نکته take a bus get a bus take a train get a train take a taxi get a taxi 'Did you walk here?' 'No, I got the bus.' get + adjective ». با اتوبوس،«پیاده اومدی اینجا؟» «نه شدن If you don't eat, you get hungry. . گرسنه میشوی،اگر غذا نخوری Drink your coffee. It's getting cold. . داره سرد میشه.قهوهات را بخور I'm sorry your mother is ill. I hope she gets better soon. . امیدوارم حالش زود بهتر بشه.متأسفم که مادرت مریضه It was raining very hard. we didn't have an umbrella, so we got very wet. . بنابراین خیلی خیس شدیم، چتر نداشتیم.داشت شدید باران میبارید I got up and got dressed quickly. .بیدار شدم و سریع آماده شدم We didn't have a map, so we got lost. . بنابراین گم شدیم،نقشه نداشتیم RMS زبان عمومی 197 30 بخش . استفاده میکنیمget married برای «ازدواج کردن» از:نکته Nahid and Nima are getting married soon. .ناهید و نیما دارند به زودی ازدواج میکنند رسیدن get to + a place I usually get to work before 8.30. . به سرکار میرسم8:30 معموالً قبل از ساعت We left London at 10 o'clock and got to Manchester at 12.45. . رسیدیم به منچستر12:45 لندن را ترک کردیم و ساعت10 ساعت : به کار نمیبریمto دیگر، استفاده کنیمthere یاhere از،get وقتی بعد از:نکته How did you get here? By bus? چطور رسیدی اینجا؟ با اتوبوس؟ : استفاده نمیکنیمto برای «رسیدن به خانه» از حرف اضافۀ:نکته What time did you get home last night? get + in/out )سوار یا پیاده شدن (برای ماشین و تاکسی Mina got in the car and drove away. Mina got into the car and drove away. A car stopped and a man got out. get + on/off دیشب چه ساعتی رسیدی خونه؟ .مینا سوار ماشین شد و دور شد و رفت .مینا سوار ماشین شد و دور شد و رفت .یک ماشین توقف کرد و یک مرد پیاده شد )سوار یا پیاده شدن (برای حمل و نقل عمومی We got on the bus outside the hotel and got off in Bahar Street. . سوار اتوبوس شدیم و در خیابان بهار پیاده شدیم،ما بیرونِ هتل 75 تمرین شمارۀ :) (ممکن است در برخی جمالت به هیچ کدام نیازی نباشد. استفاده کنیدfor یاto ،on هر کجا که الزم بود از،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 198 I'm going ------------- China next week. Reza often goes ------------- sailing. Sarah went ------------- Mexico last year. Jack goes ------------- jogging every morning. I'm going out ------------- a walk. Do you want to come? I'm tired because I went ------------- bed very late last night. Mark is going ------------- holiday ------------- Italy next week. The weather was warm and the river was clean, so we went ------------- a swim. The taxi drivers went ------------- strike when I was in New York. Let's go ------------- the cinema this evening. It's late. I have to go ------------- home now. Would you like to go ------------- a tour of the city? Shall we go out ------------- dinner this evening? My parents are going ------------- a cruise this summer. RMS زبان عمومی 30 بخش 75 پاسخ تمرین شمارۀ 1. I'm going to China next week. .هفتۀ بعد دارم به چین میرم 2. Reza often goes sailing. .رضا اغلب به قایقرانی میرود 3. Sarah went to Mexico last year. .سارا پارسال به مکزیک رفت 4. Jack goes jogging every morning. 5. I'm going out for a walk. Do you want to come? 6. I'm tired because I went to bed very late last night. 7. Mark is going on holiday to Italy next week. 8. The weather was warm and the river was clean, so we went for a swim. . بنابراین این رفتیم شنا کردیم،هوا گرم بود و رودخانه تمیز بود 9. The taxi drivers went on strike when I was in New York. .وقتی که من در نیویورک بودم رانندگان تاکسی اعتصاب کردند 10. Let's go to the cinema this evening. .بیا امشب به سینما بریم 11. It's late. I have to go home now. . باید االن برم خونه.دیر وقته 12. Would you like to go on a tour of the city? 13. Shall we go out for dinner this evening? 14. My parents are going on a cruise this summer. .جک هر روز به دوی آهسته میرود میخوای بیای؟.دارم برای پیادهروی به بیرون میروم .خستهام چونکه دیشب خیلی دیر خوابیدم .مارک هفتۀ بعد برای تعطیالت به ایتالیا میرود میخوای یه گردش از شهر داشته باشی؟ امشب بریم بیرون شام بخوریم؟ .پدر و مادرم این تابستون به سفر دریایی میروند 76 تمرین شمارۀ . استفاده کنیدgot off یا ازgot on ،got out of ،got in در جاهای خالی از 1. Nima ----------------------- the car and drove away. 2. I ----------------------- the bus and walked to my house from the bus stop. 3. Elham ----------------------- the car, shut the door and went into a shop. 4. I made a stupid mistake. I ----------------------- the wrong train. 76 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. Nima got in the car and drove away. .نیما سوار ماشین شد و دور شد و رفت I got off the bus and walked to my house from the bus stop. .از اتوبوس پیاده شدم و از ایستگاه اتوبوس تا خانهام پیاده رفتم Elham got out of the car, shut the door and went into a shop. . در را بست و داخل یک مغازه رفت،الهام از ماشین خارج شد I made a stupid mistake. I got on the wrong train. . سوار قطار اشتباهی شدم.اشتباه احمقانهای مرتکب شدم RMS زبان عمومی 199 بخش 31 بخش ( 31جمالت و ضمایر موصولی) یک ضمیر موصولی ( ،)Relative Pronounهمانطور که از اسمش پیداست ،نوعی ضمیر است ،یعنی به جای یک اسم به کار برده میشود و از تکرار آن جلوگیری میکند ،و از طرفی برای وصل کردن دو جمله به کار میرود ،یا برای دادن اطالعات بیشتر در مورد چیزی. I bought a new car. It is very fast. I bought a new car that is very fast. یک ماشین جدید خریدم که خیلی سریعه. She lives in New York. She likes living in New York. او در نیویورک زندگی میکند ،که این را دوست داردShe lives in New York, which she likes. . جمالت موصولی ( )Relative Clausesبه دو دسته تقسیم میشوند: .1جمالت موصولی تعیین کننده ()defining .2جمالت موصولی توضیحی ()non-defining جمالت موصولی تعیین کننده جملۀ موصولی تعیین کننده نشان میدهد که ما در مورد کدام اسم ( )nounداریم صحبت میکنیم: مردی که در خانۀ مجاور زندگی میکند را دوست دارم. I like the man who lives next door. انواع ضمایر موصولی تعیین کننده: برای انسان و برای اشیاء that برای انسان برای اشیاء who which تذکر :قبل از جمالت موصولی تعیین کننده ،از ( commaویرگول) استفاده نمیکنیم. در جمالت موصولی تعیین کننده ،دو حالت در مورد ضمیر موصولی ممکن است وجود داشته باشد: حالت اول :ضمیر موصولی ،فاعلِ جملۀ موصولی تعیینکننده باشد. مردی که در خانۀ مجاور زندگی میکند را دوست دارم. جملۀ موصولی تعیین کنندهwho lives next door : I like the man who lives next door. ضمیر موصولی تعیین کنندهwho : نکته :چون ضمیر موصولی در نقش فاعلی است ،پس بعد از آن ،فعل میآید (از یک فاعل دیگر استفاده نمیکنیم): مردی که در خانۀ مجاور زندگی میکند را دوست دارم. درست غلط I like the man who lives next door. I like the man who he lives next door. نکته :جملۀ موصولی تعیین کننده ،میتواند بعد از فاعل جمله بیاید. مردمی که در [این] جزیره زندگی میکنند خیلی مهربان هستند. مردی که زنگ زد ،برادرم است. خانهای که متعلق به جولی است ،در لندن است. زبان عمومی RMS The people who live on the island are very friendly. The people that live on the island are very friendly. The man who phoned is my brother. The man that phoned is my brother. The house which belongs to Julie is in London. The house that belongs to Julie is in London. 1. 2. 3. 200 بخش 31 نکته :جملۀ موصولی تعیین کننده ،میتواند بعد از مفعول جمله بیاید. I'm looking for a secretary who can use a computer well. دنبال منشیای هستم که بتونه به خوبی از کامپیوتر استفاده کنه. She has a son that is a doctor. او پسری دارد که پزشک است. We bought a house which is 200 years old. خانهای خریدیم که 200ساله است. 1. 2. 3. نکته :در یک جملۀ موصولی تعیین کننده که در آن ضمیر موصولی نقش فاعلی دارد ،در سه حالت میتوانیم ضمیر موصولی را حذف کنیم: .1 بالفاصله بعد از ضمیر موصولی ،یک ساختار استمراری داشته باشیم (فعل to beبه همراه یک فعل ingدار)، در این حالت ،برای حذف ضمیر موصولی ،به صورت زیر عمل میکنیم: +حذف haveیا hadدر صورت وجود حذف فعل to be +حذف ضمیر موصولی Police who are investigating the crime are looking for three men. Police investigating the crime are looking for three men. پلیسهایی که در مورد [آن] جنایت در حال تحقیق هستند ،دنبال سه مرد میگردند. زنی که دارد با صبا حرف میزند را میشناسی؟ .2 ?Do you know the woman who is talking to Saba ?Do you know the woman talking to Saba 1. 2. 3. 4. بالفاصله بعد از ضمیر موصولی ،یک ساختار مجهول داشته باشیم (فعل to beبه همراه یک فعل ،)p.p در این حالت ،برای حذف ضمیر موصولی ،به صورت زیر عمل میکنیم: حذف فعل to be + حذف haveیا hadدر صورت وجود +حذف ضمیر موصولی The boy who was injured in the accident was taken to the hospital. The boy injured in the accident was taken to the hospital. پسری که در تصادف صدمه دید به بیمارستان منتقل شد. Nima showed me some pictures which had been painted by his father. Nima showed me some pictures painted by his father. نیما چندتا عکس که توسط پدرش کشیده شده بود رو بهم نشون داد. .3 1. 2. 3. 4. بالفاصله بعد از ضمیر موصولی ،یک فعل ساده داشته باشیم، در این حالت ،برای حذف ضمیر موصولی ،به صورت زیر عمل میکنیم: تبدیل فعل ساده ،یه یک فعل ingدار +حذف ضمیر موصولی کسانی که التاری برنده میشوند ،خوششانس هستند. People who win the lottery are lucky. People winning the lottery are lucky. 1. 2. مردی که در خانۀ مجاور زندگی میکند را دوست دارم. I like the man who lives next door. I like the man living next door. 3. 4. حالت دوم :ضمیر موصولی ،مفعولِ جملۀ موصولی تعیین کننده باشد .در این حالت ضمیر موصولی اختیاری است. نکته :چون ضمیر موصولی در نقش مفعولی است ،بعد از آن یک فاعل و بعد یک فعل میآید. دوچرخهای که عاشقش بودم دزدیده شد. جملۀ موصولی تعیین کنندهwhich I loved : 201 The bike which I loved was stolen. The bike I loved was stolen. ضمیر موصولی تعیین کنندهwhich : زبان عمومی RMS بخش 31 نکته :چون ضمیر موصولی در نقش مفعولی است ،پس بعد از آن فاعل میآید ،همچنین از یک مفعول اضافی نیز استفاده نمیکنیم: درست غلط دوچرخهای که عاشقش بودم دزدیده شد. The bike which I loved was stolen. The bike which I loved it was stolen. نکته :وقتی که whoدر نقش مفعول باشد ،میتوانیم از whomنیز استفاده کنیم. نکته :جملۀ موصولی تعیین کننده ،میتواند بعد از فاعل جمله بیاید. The bike (which/ that) I loved was stolen. دوچرخهای که عاشقش بودم ،دزدیده شد. The university (which/ that) she likes is famous. دانشگاهی که دوستش دارد ،معروف است. The woman (who/ whom/ that) my brother loves is from Mexico. زنی که برادرم عاشقش است ،اهل مکزیک است. The doctor (who/ whom/ that) my grandmother liked lives in New York. دکتری که مادربزرگم دوست داشت ،در نیویورک زندگی میکند. 1. 2. 3. 4. نکته :جملۀ موصولی تعیین کننده ،میتواند بعد از مفعول جمله بیاید. She loves the chocolate (which/ that) I bought. او عاشق شکالتی است که من خریدم. We went to the village (which/ that) Lucy recommended. ما به روستایی رفتیم که لوسی توصیه کرد. Ali met a woman (who/ whom/ that) I had been to school with. علی یک زن که من باهاش مدرسه رفته بودم را مالقات کرد. The police arrested a man (who/ whom/ that) Nima worked with. پلیس یک مرد که نیما باهاش کار میکرد را دستگیر کرد. 1. 2. 3. 4. نکته :در عبارت های زیر ،از thatاستفاده میکنیم. (that) something happens the day / the year / the time, etc. ?Do you remember the day (that) we went to the zoo روزی که به باغ وحش رفتیم را یادته؟ The last time (that) I saw her, she looked fine. آخرین باری که دیدمش ،خوب به نظر میرسید. I haven't seen them since the year (that) they got married. از سالی که آنها ازدواج کردند ،ندیدمشان. 1. 2. 3. جمالت موصولی توضیحی جملۀ موصولی توضیحی ،اطالعات بیشتری در مورد یک چیز به ما میدهد .برای فهمیدن جمله ،ما به این اطالعات نیازی نداریم. من در لندن زندگی میکنم ،که پارکهای خفنی داره. I live in London, which has some fantastic parks. نکته :همیشه قبل از یک جملۀ موصولی توضیحی ،یک ( commaویرگول) وجود دارد. نکتۀ مهم :در جمالت موصولی توضیحی از thatاستفاده نمیکنیم( .سادهتر :وقتی کاما داریم ،از thatاستفاده نمیکنیم). انواع ضمایر موصولی توضیحی: برای اشیاء which برای انسان و برخی حیوانات who نکته :در جمالت موصولی توضیحی ،در هیچ شرایطی ضمیر موصولی قابل حذف نیست. نکته :جملۀ موصولی توضیحی ،میتواند بعد از فاعل جمله بیاید( .جملۀ موصولی ،بین دو تا ویرگول میاد). My boss, who is very nice, lives in Manchester. رئیسم ،که خیلی خوبه ،در منچستر زندگی میکند. My sister, who I live with, knows a lot about cars. خواهرم ،که باهاش زندگی میکنم ،در مورد ماشینها اطالعات زیادی داره. My bicycle, which I've had for more than ten years, is falling apart. دوچرخم ،که بیش از 10ساله دارمش ،داره متالشی میشه. My mother's house, which I grew up in, is very small. خانۀ مادرم ،که توش بزرگ شدم ،خیلی کوچک است. زبان عمومی RMS 1. 2. 3. 4. 202 بخش 31 نکته :جملۀ موصولی توضیحی ،میتواند بعد از مفعول جمله بیاید. Yesterday I called our friend Julie, who lives in New York. دیروز به دوستمان جولی زنگ زدم ،که در نیویورک زندگی میکند. The photographer called to the Queen, who looked annoyed. عکاس با صدای بلند ملکه را که عصبی و ناراحت به نظر میرسید ،صدا کرد. Last week I bought a new computer, which I don't like now. هفتۀ پیش یک کامپیوتر جدید خریدم ،که االن دوستش ندارم. I really love the new Chinese restaurant, which we went to last night. رستوران چینی جدید که دیشب رفتیم رو واقعاً دوست دارم. 1. 2. 3. 4. نکته :در جمالت موصولی توضیحی ،ضمیر whichممکن است به کل یک شبه جمله اشاره کند ،نه صرفاً یک اسم. Last week I bought a new computer, which I don't like now. هفتۀ پیش یک کامپیوتر جدید خریدم ،که االن دوستش ندارم. My friend eventually decided to get divorced, which upset me a lot. دوستم سرانجام تصمیم به طالق گرفت ،که [این موضوع] من را بسیار ناراحت کرد. خالصه نکات حذف ضمایر موصولی: ضمیر موصولی فاعلی تعیین کننده ضمیر موصولی مفعولی .1 .2 .3 جمله استمراری جمله مجهول جمله ساده حذف فعل to beو حذف ضمیر موصولی حذف فعل to beو حذف ضمیر موصولی ingدار کردن فعل و حذف ضمیر موصولی ضمیر موصولی به تنهایی قابل حذف است. جمالت موصولی ضمیر موصولی فاعلی ضمیر موصولی قابل حذف نیست. توضیحی ضمیر موصولی مفعولی ضمیر موصولی قابل حذف نیست. جمالت موصولی و حروف اضافه اگر فعلی که در جملۀ موصولی وجود دارد ،به یک حرف اضافه نیاز داشته باشد ،آن حرف اضافه در انتهای جملۀ موصولی میآید. listen to موسیقیای که جولی به آن گوش میدهد ،خوب است. The music is good. Julie listens to the music. → The music (which / that) Julie listens to is good. work with My brother met a woman. I used to work with the woman. → My brother met a woman (who / that) I used to work with. برادرم یک زن را مالقات کرد که من قبالً باهاش کار میکردم. go to کشوری که او به آنجا رفت ،خیلی گرمه. 203 The country is very hot. He went to the country. → The country (which / that) he went to is very hot. زبان عمومی RMS 31 بخش come from I visited the city. Hamid comes from the city. → I visited the city (that / which) Hamid comes from. .شهری که حمید اهل آنجاست را دیدم apply for The job is well paid. She applied for the job. → The job (which / that) she applied for is well paid. . حقوق خوبی دارد،شغلی که او درخواستش را داد talk to Elnaz is talking to a man. Do you know him? → Do you know the man (who /whom/ that) Elnaz is talking to? مردی که الناز دارد باهاش صحبت میکند را میشناسی؟ stay at We stayed at a hotel. It was near the station. → The hotel (which / that) we stayed at was near the station. .هتلی که در آن ماندیم نزدیک ایستگاه بود whose . همیشه فاعل جملۀ موصولی میباشد و قابل حذف هم نیستwhose ضمیر موصولی . مالکیت را نشان میدهد و میتواند هم برای انسانها و هم برای اشیاء استفاده شود،این ضمیر The dog is over there. The dog's / Its owner lives next door. → The dog whose owner lives next door is over there. . آنجاست،سگی که صاحبش در خانۀ مجاور زندگی میکند The little girl is sad. The little girl's / Her doll was lost. → The little girl whose doll was lost is sad. . ناراحت است،دختر بچهای که عروسکش گم شده بود The woman is coming tonight. Her car is a Benz. → The woman whose car is a Benz is coming tonight. . امشب دارد میآید،زنی که ماشینش بنز است The house belongs to me. Its roof is old. → The house whose roof is old belongs to me. .خانهای که سقفش قدیمی است متعلق به من است .) داریمnoun( یک اسم، در هر دو طرف،whose همیشه قبل و بعد از ضمیر، اگر دقت کرده باشید:نکته :ضمایر موصولی در یک نگاه Usage for people for things for people and things Subject who which that Object who/whom which that Possessive whose why ،when ،where :قیدهای موصولی . از این کلمات پرسشی استفاده کرد،گاهی اوقات میتوان به جای ضمایر موصولی و حروف اضافه :یک بار دیگر این مثال را ببینید stay at We stayed at a hotel. It was near the station. → The hotel which we stayed at was near the station. 204 .هتلی که در آن ماندیم نزدیک ایستگاه بود RMS زبان عمومی 31 بخش : استفاده کردwhere از قید موصولی،at و حرف اضافۀwhich میتوان به جای ضمیر،در مثال صفحۀ قبل The hotel which we stayed at was near the station. → The hotel where we stayed was near the station. .هتلی که در آن ماندیم نزدیک ایستگاه بود I live in a city. I study in the city. →I live in the city that I study in. →I live in the city which I study in. →I live in the city in which I study. →I live in the city where I study. .در شهری که درس میخوانم زندگی میکنم The café in Barcelona is still there. I met my wife in that café. → The café in Barcelona that I met my wife in is still there. → The café in Barcelona which I met my wife in is still there. → The café in Barcelona in which I met my wife is still there. → The café in Barcelona where I met my wife is still there. . هنوز آنجاست،کافیشاپ در بارسلونا که من همسرم را آنجا دیدم The summer was long and hot. I graduated from university in the summer. → The summer that I graduated from university in was long and hot. → The summer which I graduated from university in was long and hot. → The summer in which I graduated from university was long and hot. → The summer when I graduated from university was long and hot. . طوالنی و گرم بود،تابستانی که در آن از دانشگاه فارغ التحصیل شدم : ما میگوییم:نکته (that / why) something happens the reason 1. 2. 3. The reason I'm calling you is to ask your advice. The reason that I'm calling you is to ask your advice. The reason why I'm calling you is to ask your advice. . اینه که ازت مشاوره بگیرم،دلیل اینکه دارم بهت زنگ میزنم :به طور کلی ضمایر موصولی عبارتاند از who whom whose which when where why that : میتوان از حرف اضافه استفاده کرد،which وwhom قبل از:نکته to whom with whom about which without which any of which half of which each of whom a few of which some of which neither of whom many of which most of whom 1. 2. 3. 4. 5. Mr. Carter, to whom I spoke at the meeting, is very interested in our plan. . خیلی به طرح ما عالقمنده،آقای کارتر کسی که توی جلسه باهاش صحبت کردم Fortunately, we had a map, without which we would have gotten lost. . که بدون اون گم میشدیم،خوشبختانه ما یک نقشه داشتیم Tom tried on three jackets, none of which fit him. .تام سه تا کُت رو امتحان کرد که هیچکدوم اندازش نشد Sanaz has a lot of friends, many of whom she went to school with. .ساناز دوستان زیادی داره که با خیلیاشون مدرسه میرفت They have three cars, two of which they rarely use. . که از دوتاشون به ندرت استفاده میکنند،آنها سه تا ماشین دارند RMS زبان عمومی 205 بخش 31 در زبان محاوره ،معموالً حرف اضافه را بعد از فعل جملۀ موصولی میآوریم و در این شرایط معموالً از ( whoبه جای )whomاستفاده میکنیم: This is my friend from Canada, who I was telling you about. این دوستم از کاناداست ،که داشتم راجعبش بهت میگفتم. Yesterday we visited the City Museum, which I'd never been to before. دیروز از موزۀ شهر که قبالً هرگز اونجا نرفته بودم ،دیدن کردیم. 1. 2. نکته :اگر درست قبل از ،whomحرف اضافه داشته باشیم ،در این صورت whomقابل حذف نیست. نکته :قبل از ضمایر موصولی thatو ،whoحرف اضافه نمیآید. نکته "where" ،"whose" :و " "of whichهیچوقت قابل حذف نیستند. نکته :کلمات " "whatو " "howضمیر موصولی نیستند ،زیرا بعد از یک اسم ( )nounنمیآیند: what = the thing(s) which چیزی که در کتاب خواندم ،مرا شگفت زده کرد. چیزی که خریدی رو بهم نشون بده. What I read in the book surprised me. Show me what you bought. 1. 2. how = the manner in which هنوز نحوهای که مالقات کردیم رو یادمه. جوری که باهام حرف میزنی رو دوست دارم. I still remember how we met. I like how you talk to me. 1. 2. تمرین شمارۀ 77 برای جاهای خالی زیر ،ضمیر موصولی مناسب را از بین which ،whoو whoseانتخاب کنید. This is the bank -------------------- was robbed yesterday. این بانکیه که دیروز ازش دزدی کردن. A boy -------------------- sister is in my class was in the bank at that time. پسری که خواهر در کالس منه ،آن لحظه در بانک بود. The man -------------------- robbed the bank had two pistols. مردی که بانک رو زد دو تا سالح داشت. He wore a mask -------------------- made him look like Mickey Mouse. او یک ماسک زده بود که باعث شد شبیه میکیموس بشه. He came with a friend -------------------- waited outside in the car. او با یک دوست آمد که بیرون در ماشین منتظر بود. The woman -------------------- gave him the money was young. زنی که پول را به او داد جوان بود. The bag -------------------- contained the money was yellow. کیفی که حاوی پول بود زرد بود. The people -------------------- were in the bank were very frightened. افرادی که در بانک بودند خیلی ترسیده بودند. A man -------------------- mobile was ringing did not know what to do. مردی که موبایلش زنگ میخورد ،نمیدونست چیکار کنه. A woman -------------------- daughter was crying tried to calm her. زنی که دخترش داشت گرفته میکرد سعی کرد او را آرام کند. The car -------------------- the bank robbers escaped in was orange. ماشینی که سارقان بانک باهاش فرار کردند ،نارنجی رنگ بود. The robber -------------------- mask was obviously too big didn't drive. دزدی که ماسکش به طرز واضحی خیلی بزرگ بود ،رانندگی نکرد. The man -------------------- drove the car was nervous. مردی که ماشین را میراند ،مضطرب بود. He didn't wait at the traffic lights -------------------- were red. او پشت چراغ راهنمایی رانندگی که قرمز بود منتظر نماند. A police officer -------------- car was parked at the next corner stopped and arrested them. یک افسر پلیس که ماشینش در نبش بعدی پارک بود ،آنها را متوقف و دستگیر کرد. زبان عمومی RMS 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 206 31 بخش 77 پاسخ تمرین شمارۀ 1. which 6. who 11. which 2. whose 7. which 12. whose 3. who 8. who 13. who 4. which 9. whose 14. which 5. who 10. whose 15. whose 78 تمرین شمارۀ : بهترین گزینه را انتخاب کنید،در سواالت زیر 1- I have a friend ----------------------- speaks four languages. 1) which 2) who 3) that he 4) where 2- The Internet is a place ----------------------- you can get cheap products. 1) where 2) that 3) which 4) whom 3- We should only buy products ----------------------- can be recycled. 1) who 2) that 3) where 4) in which 4- That's the shop ----------------------- I bought those shoes. 1) where 2) which 3) that 4) who 5- I can't find the CD ----------------------- I borrowed from you. 1) who 2) what 3) that 4) where 6- Do you remember the park ----------------------- we met? 1) that 2) which 3) whose 4) where 7- There were three people at the party ----------------------- knew me. 1) which 2) that they 3) who 4) where 8- I want to see the film ----------------------- everybody's talking about. 1) which 2) who 3) that it 4) in which What's the name of the man ----------------------- lives next door? 1) that he 2) where 3) whose 4) who 10- This is the computer ----------------------- I bought from my friend. 1) which 2) what 3) why 4) who 11- We can eat at the restaurant ----------------------- Ali works. 1) where 2) which 3) who 4) how 12- Who is the man ----------------------- is dancing with your brother? 1) that he 2) that 3) which 4) whom 13- That's the house ----------------------- I lived when I was a child. 1) that 2) which 3) whom 4) where 14- Working is the only thing ----------------------- makes him happy. 1) what 2) which 3) who 4) whose 15- The police are looking for the place ----------------------- he is hiding. 1) that 2) which 3) where 4) whom 9- 16- A dressing room is a room -------------- players change their clothes before and after the match. 1) where 2) that 3) which 4) why 17- A hairdryer is an electrical device ----------------------- people use to dry their hair. 1) who 2) which 3) where 4) how RMS زبان عمومی 207 بخش 31 پاسخ تمرین شمارۀ 78 -1گزینۀ « » 2صحیح است. « دوستی دارم که به چهار زبان صحبت میکند» . -2گزینۀ « » 1صحیح است. « اینترنت مکانی است که میتوانید در آنجا محصوالت ارزان بخرید» . -3گزینۀ « » 2صحیح است. « ما باید فقط محصوالتی بخریم که بتوانند بازیافت شوند» . -4گزینۀ « » 1صحیح است. « آن[ ،همان] مغازهای است که آن کفشها را از آنجا خریدم» . -5گزینۀ « » 3صحیح است. « نمیتوانم سیدیای که ازت قرض گرفتم را پیدا کنم» . -6گزینۀ « » 4صحیح است. « پارکی که در آن همدیگر را مالقات کردیم را به خاطر داری؟ » -7گزینۀ « » 3صحیح است. « سه نفر در مهمانی بودند که مرا میشناختند» . -8گزینۀ « » 1صحیح است. « میخواهم فیلمی را که همه دارند دربارهاش صحبت میکنند را ببینم» . -9گزینۀ « » 4صحیح است. « اسم مردی که در خانۀ مجاور زندگی میکند چیست؟ » -10گزینۀ « » 1صحیح است. « این کامپیوتری است که از دوستم خریدم» . -11گزینۀ « » 1صحیح است. « میتوانیم در رستورانی که علی آنجا کار میکند غذا بخوریم» . -12گزینۀ « » 2صحیح است. « [آن] مردی که دارد با برادرت میرقصد کیست؟ » -13گزینۀ « » 4صحیح است. « آن [همان] خانهای است که وقتی بچه بودم در آنجا زندگی میکردم» . -14گزینۀ « » 2صحیح است. « کار کردن تنها چیزی است که او را خوشحال میکند» . -15گزینۀ « » 3صحیح است. « پلیس دارد دنبال مکانی میگردد که او در آنجا پنهان شده است» . -16گزینۀ « » 1صحیح است. « اتاق رختکن ،اتاقی است که بازیکنان قبل و بعد از مسابقه در آنجا لباسشان را عوض میکنند» . -17گزینۀ « » 2صحیح است. « سشوار یک دستگاه برقی است که مردم برای خشک کردن موهایشان از آن استفاده میکنند» . زبان عمومی RMS 208 بخش 32 بخش ( 32قیود ربط) یک قید ربط ( ،)Conjunctive Adverbنوعی ارتباط بین دو شبه جملۀ مستقل ایجاد میکند و باعث میشود خواندن آن دو شبهجمله روانتر بشود و نوعی ارتباط بینها شکل بگیرد. برای نشان دادن توالی ،تضاد ،علت ،تاثیر و روابط دیگر ،از قید ربط استفاده میکنیم. I like you a lot. I think we should be best friends. I like you a lot; in fact, I think we should be best friends. ازت خیلی خوشم میاد؛ در حقیقت ،به نظرم ما باید بهترین دوستای هم باشیم. 1. My car payments are high. I really enjoy driving such a nice vehicle. My car payments are high; on the other hand, I really enjoy driving such a nice vehicle. قسطهای ماشینم خیلی باالست؛ از طرف دیگه ،واقعاً از راندن ماشینِ به این خوبی ،لذت میبرم. 2. نکته :قید ربط ،همانطور که از نامش پیداست ،نوعی قید است .و ما میدانیم که قیدها در جمالت ،جایگاه ثابتی ندارند و میتوانند در ابتدای جمله ،وسط جمله یا انتهای جمله حضور داشته باشند. جایگاه قید ربط: الف .قید ربط در ابتدای شبهجملۀ دوم قرار گیرد: در این حالت ،اغلب قبل از قید ربط نقطه ویرگول (؛) میگذاریم و بعد از قید ربط ،ویرگول. Sanaz kept talking in class; therefore, she got in trouble. ساناز به صحبت کردن در کالس ادامه داد؛ بنابراین ،به دردسر افتاد. Nima went into the store; however, he didn’t find anything he wanted to buy. نیما به داخل مغازه رفت؛ هرچند ،هیچ چیزی که میخواست بخره رو نتونست پیدا کنه. 1. 2. ب .قید ربط در وسط شبهجملۀ دوم قرار گیرد: در این حالت ،اغلب بعد از شبه جملۀ اول ،نقطه ویرگول (؛) میگذاریم و قید بعد از فاعل یا بعد از فعل ،بین دو تا ویرگول میآید: Sanaz kept talking in class; she, therefore, got in trouble. ساناز به صحبت کردن در کالس ادامه داد؛ بنابراین ،به دردسر افتاد. They bought a new car; it was, however, still too small for their family. آنها یک ماشین جدید خریدند؛ هرچند هنوز برای خانوادۀ آنها خیلی کوچک بود. 1. 2. ج .قید ربط در انتهای شبهجملۀ دوم قرار گیرد: در این حالت ،اغلب بعد از شبه جملۀ اول ،نقطه ویرگول (؛) و معموالً قبل از قید ربط یک ویرگول میگذاریم. Sanaz kept talking in class; she got in trouble, therefore. ساناز به صحبت کردن در کالس ادامه داد؛ بنابراین ،به دردسر افتاد. They bought a new car; it was still too small for their family, however. آنها یک ماشین جدید خریدند؛ هرچند هنوز برای خانوادۀ آنها خیلی کوچک بود. 1. 2. نکته :در قسمتهای الف تا ج ،میتوان به جای نقطه ویرگول (؛) از نقطه استفاده کرد .در این حالت ،همانطور که میدانیم جملۀ بعدی باید با حرف بزرگ شروع شود .برای مثال ،این دو جمله را مقایسه کنید: Sanaz kept talking in class; therefore, she got in trouble. Sanaz kept talking in class. Therefore, she got in trouble. ساناز به صحبت کردن در کالس ادامه داد؛ بنابراین ،به دردسر افتاد. 1. 2. در مثال باال ،در جملۀ دوم ،کلمۀ Thereforeبا حرف بزرگ شروع شده است ،زیرا قبل از آن نقطه وجود دارد. 209 زبان عمومی RMS بخش 32 نکته :اگر بین قید ربط و اولین شبه جمله ،یک حرف ربط مانند or ،but ،andیا soوجود داشته باشد ،قبل از قید ربط هم از ویرگول استفاده میکنیم. Jobs are hard to get and, as a result, more young people are continuing their education. بدست آوردن شغل سخت است و در نتیجه جوانان بیشتری به تحصیلشان ادامه میدهند. 1. انواع قید ربط .1قید ربط برای شرط: وگرنه ،در غیر اینصورت otherwise We were delayed at the airport. Otherwise, we would have been here by lunch time. در فرودگاه دچار تاخیر شدیم .وگرنه موقع ناهار اینجا بودیم. 1. .2قیود ربطی که نتیجه را نشان میدهند. thus بنابراین therefore بنابراین hence بنابراین ،از این رو as a result در نتیجه consequently در نتیجه ،بنابراین accordingly بر این اساس There aren't many jobs available. Accordingly, companies receive hundreds of resumés for every opening. مشاغل زیادی موجود نیست .بر این اساس ،شرکتها برای هر افتتاحیه صدها رزومه دریافت میکنند. Most computer users have never received any formal keyboard training. Consequently, their keyboard skills are inefficient. بیشتر کاربران رایانه هرگز آموزش رسمی برای کبیورد ندیدهاند .در نتیجه ،مهارتهای کیبورد آنها ناکارآمد است. Jobs are hard to get and, as a result, more young people are continuing their education. بدست آوردن شغل سخت است و در نتیجه جوانان بیشتری به تحصیلشان ادامه میدهند The cost of transport is a major expense for an industry. Hence, factory location is an important consideration. هزینه حمل و نقل هزینه هنگفتی برای یک صنعت است .از این رو ،محل کارخانه نکتۀ مهمی است. It was clear Lucy was unhappy; therefore, it comes as no surprise she has decided to resign. مشخص بود که لوسی ناراحت و ناراضی بود .بنابراین ،تعجب آور نیست که او تصمیم گرفته استعفا بدهد. Most of the evidence was destroyed in the fire. Thus, it would be almost impossible to prove him guilty. بیشترِ شواهد در آتشسوزی از بین رفت .بنابراین ،اثبات مجرم بودنِ او تقریباً غیرممکن است. 1. 2. 3. 4. 5. 6. .3قیود ربطی که برای افزودن اطالعات به کار میروند. besides به عالوه additionally به عالوه ،همچنین in addition به عالوه also همچنین ،به عالوه Chris enjoys making snowmen; also, he loves throwing snowballs. کریس از ساختن آدم برفی لذت می برد؛ همچنین ،او عاشق پرتاب گلولههای برفی است. The company provides cheap Internet access. In addition, it makes shareware freely available. [این] شرکت دسترسی ارزان به اینترنت را فراهم میکند .عالوه بر این ،اشتراک افزار را آزادانه در دسترس قرار میدهد. We should talk about Taylor’s grades; additionally, we should discuss her behavior. ما باید در مورد نمرات تِیلور صحبت کنیم؛ همچنین باید در مورد رفتارش هم بحث کنیم. That car was too slow for me; besides, it was too expensive. آن ماشین برای من خیلی کُند بود؛ به عالوه ،خیلی گرون بود. زبان عمومی RMS 1. 2. 3. 4. 210 بخش 32 .4قیود ربطی که برای اضافه کردن اطالعات جدیتر استفاده میشوند: moreover عالوه بر این furthermore عالوه بر این further عالوه بر این !I’m not sure his heart is in the right place; further, I’m not sure that it ever was مطمئن نیستم که او خوش قلب باشه .بعالوه ،مطمئن نیستم که هرگز خوش قلب بوده باشه! You are grounded for three weeks; furthermore, you cannot text anyone on your phone. به مدت سه هفته در خانه میمانی (برای تنبیه)؛ عالوه بر این ،نمیتونی با تلفنت به کسی پیام بدی. I loved that writer’s latest novel; moreover, her book of poetry is beautifully written. من آخرین رمان آن نویسنده را دوست داشتم .عالوه بر این ،کتاب شعر او به زیبایی نوشته شده است. 1. 2. 3. .5قیود ربط برای تأکید: indeed به راستی ،در واقع in fact در واقع ،در حقیقت I know the mayor really well. In fact, I had dinner with her last week. من شهردار را واقعاً به خوبی میشناسم .در واقع ،من هفته گذشته با او شام خوردم. I didn’t mind at all. Indeed, I was pleased. من اصالً ناراحت نشدم .در واقع خوشحال شدم. 1. 2. .6قیود ربطی که برای مقایسه به کار میروند. similarly به طور مشابه likewise همچنین ،همینطور equally به همان اندازه Sam always wanted to be a movie star; equally, his brother dreamed of starring in films. سَم همیشه میخواست که ستارۀ سینما بشه؛ به همان اندازه ،برادرش رویای درخشیدن در فیلمها را داشت. Jen grew up in New York; likewise, her friend was raised in the city. جِن در نیویورک بزرگ شد؛ همچنین دوستش [نیز] در [این] شهر بزرگ شد. The cost of food and clothing has come down in recent years. Similarly, fuel prices have fallen quite considerably. در سالهای اخیر هزینه غذا و لباس کاهش یافته است .به طور مشابه ،قیمتهای سوخت به طور قابل توجهی کاهش یافته است. 1. 2. 3. .7قیود ربطی که نشاندهندۀ تضاد هستند. still با این وجود conversely برعکس instead در عوض ،به جای nonetheless با این حال ،با این وجود nevertheless با این حال ،با این وجود in contrast در مقابل ،در عوض rather برعکس however هرچند ،اگرچه on the other hand از طرف دیگر This is a cheap and simple process. However, there are dangers. این یک فرآیند ارزان و ساده است .اگرچه خطراتی وجود دارد. Kamran is a millionaire; in contrast, his brother Jeremy is always flat broke. کامران یک میلیونر است؛ در مقابل ،برادرش جِرِمی همیشه آس و پاس است. We had planned on going out to dinner; instead, we cooked dinner at home. ما برای بیرون رفتن واسه شام برنامهریزی کرده بودیم .در عوض ،شام را در خانه پختیم. American consumers prefer white eggs; conversely, British buyers like brown eggs. مصرف کنندگان آمریکایی تخم مرغ سفید را ترجیح میدهند .برعکس ،خریداران انگلیسی تخم مرغ قهوهای را دوست دارند. Nuclear power is relatively cheap. On the other hand, you could argue that it's not safe. انرژی هستهای نسبتاً ارزان است .از طرف دیگر ،می توانید استدالل کنید که ایمن نیست. The weather wasn’t hot. Rather, it was chilly. هوا گرم نبود .برعکس ،خنک بود. 211 1. 2. 3. 4. 5. 6. زبان عمومی RMS بخش 32 What you said was true. It was, nevertheless, a little unkind. آنچه شما گفتید درست بود .با این وجود ،کمی نامهربانانه بود. The region was extremely beautiful. Nonetheless, Gerard could not imagine spending the rest of his life there. [آن] منطقه ،فوق العاده زیبا بود .با این وجود ،جرارد نمیتوانست تصور کند که بقیۀ عمر خود را در آنجا بگذراند. The hotel was terrible. Still, we were lucky with the weather. [آن] هتل داغون بود .با این وجود ،در آب و هوا خوششانسی آوردیم( .آب و هوا عالی بود). 7. 8. 9. .8برای روشن کردن یک نکته namely به عنوان مثال ،به عبارت دیگر for instance برای مثال for example برای مثال Not all chemicals are bad. For example, without hydrogen and oxygen, there'd be no way to make water. همۀ مواد شیمیایی بد نیستند .برای مثال ،بدون هیدروژن و اکسیژن ،هیچ راهی برای درست کردن آب وجود ندارد. I can think of many ways for you to help; namely, you can clean up this mess. راههای زیادی هست که بتونی کمک کنی؛ به عنوان مثال ،میتونی این خرابکاری را جمعش کنی. 1. 2. .9قیود ربط دیگر then سپس meanwhile در این خالل thereafter پس از آن ،از آن پس anyway در هر صورت certainly مطمئناً ،یقین ًا I don’t think this is the right course; certainly, there must be a better way. فکر نمیکنم این مسیرِ درستی باشد ،مطمئناً باید یک راه بهتری باشد. She broke up with me last week. Anyway, we had no future. او هفته گذشته از من جدا شد( .رابطمون رو به هم زد) .به هر حال ،ما هیچ آیندهای نداشتیم. I sat down alongside Adam; he thought I was his best friend thereafter. کنار آدام نشستم .او از آن پس فکر میکرد من بهترین دوستش هستم. Azita practiced the piano; meanwhile, her brother practiced the violin. آزیتا پیانو تمرین میکرد؛ در این مدت ،برادرش ویولن تمرین میکرد. The baby fell asleep; then, the doorbell rang. بچه خوابش برد؛ سپس ،زنگِ در به صدا درآمد. eventually سرانجام ،نهایت ًا 1. 2. 3. 4. 5. finally سرانجام ،باالخره Their task was complete. Finally, they reached the top of the mountain. کار آنها تکمیل شد .سرانجام ،آنها به باالی [آن] کوه رسیدند. The girl searched the room. She found what she was looking for, eventually. [آن] دختر ،اتاق را جستجو کرد .سرانجام ،چیزی که به دنبالش بود را پیدا کرد. 6. 7. تذکر :دقت کنید که قیود ربطی که در این بخش خواندیم ،همیشه و همهجا قید ربط نیستند ،و وقتی قید ربط نباشند ،قواعد گفته شده در مورد قیود ربط، دیگر صدق نمیکند .مثال زیر را در نظر بگیرید: او هنوز با پدر و مادرش زندگی میکند. He still lives with his parents. 1. در مثال باال کالً یه جمله داریم! قید stillیک قید ربط نیست و معنی "هنوز" میدهد ،نه معنی "با این وجود". زبان عمومی RMS 212 32 بخش 79 تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. You need to put more effort into your work; _____________, you won’t get a passing grade. 1) moreover 2) otherwise 3) unless 4) instead We wanted to spend the day at the beach; ______________, it rained and we stayed home. 1) moreover 2) unless 3) however 4) additionally She is a very smart girl; ______________, it’s not at all surprising that she gets such good grades. 1) again 2) besides 3) contrarily 4) therefore David is a millionaire; ______________, his brother Jeremy is always flat broke. 1) in contrast 2) accordingly 3) again 4) likewise He felt he couldn’t tell the truth about what happened; ______________, he lied. 1) in contrast 2) likewise 3) undoubtedly 4) instead The tree has developed a large crack over the years; ____________, it will have to be cut down for safety’s sake 1) for example 2) however 3) eventually 4) likewise It would be nice to spend our vacation on the beach in Jamaica: ______________, it would be fun to hike the Swiss alps. 1) on the other hand 2) as a result 3) indeed 4) therefore 79 پاسخ تمرین شمارۀ .» صحیح است2« گزینۀ.1 You need to put more effort into your work; otherwise, you won’t get a passing grade. . نمرۀ قبولی کسب نخواهید کرد، در غیر این صورت.شما باید بیشتر در کار خود تالش کنید .» صحیح است3« گزینۀ.2 We wanted to spend the day at the beach; however, it rained and we stayed home. . و ما در خانه ماندیم، باران بارید، با این حال.ما میخواستیم [آن] روز را در ساحل بگذرانیم .» صحیح است4« گزینۀ.3 She is a very smart girl; therefore, it’s not at all surprising that she gets such good grades. . اصالً تعجبآور نیست که او چنین نمرات خوبی کسب کند، بنابراین.او یک دختر بسیار باهوش است .» صحیح است1« گزینۀ.4 David is a millionaire; in contrast, his brother Jeremy is always flat broke. همیشه آس و پاس است، برادرش جِرِمی،دیوید یک میلیونر است؛ در مقابل .» صحیح است4« گزینۀ.5 He felt he couldn’t tell the truth about what happened; instead, he lied. . او دروغ گفت، در عوض.او احساس کرد که نمیتواند حقیقت را دربارۀ آنچه اتفاق افتاده بگوید .» صحیح است3« گزینۀ.6 The tree has developed a large crack over the years; eventually, it will have to be cut down for safety’s sake. . باید بخاطر ایمنی قطع شود، در نهایت.[این] درخت در طول سالها شکاف بزرگی برداشته است .» صحیح است1« گزینۀ.7 It would be nice to spend our vacation on the beach in Jamaica; on the other hand, it would be fun to hike the Swiss alps. . حال میده، پیادهروی در کوههای آلپ سوئیس، از طرف دیگر.خوب است که تعطیالت خود را در ساحل جامائیکا سپری کنیم RMS زبان عمومی 213 33 بخش PART A: GRAMMAR Directions: Choose the word or phrase (1), (2), (3), or (4) that best completes each sentence. Then mark the correct choice on your answer sheet. 1. ______ to school yesterday? 1) Do you walk 2) Did you walked 3) Did you walk 4) Have you walked 2. Is Jo ______ Chris? 1) taller that 2) taller 3) as tall as 4) more tall 3. ______ the better team, we lost the match. 1) Despite of being 2) Despite 3) Despite being 4) Although 4. You aren't allowed to use your mobile so ______. 1) it's no point to leave it on 2) it's no point in leaving it on 3) there's no point to leave it on 4) there's no point in leaving it on 5. You should ______ your homework. 1) make 2) do 3) work 4) give 6. We would never have had the accident if you ______ so fast. 1) wouldn't been driving 2) hadn't been driving 3) had driven 4) wouldn't drive 7. Would you mind ______ the window? 1) closing 2) close 3) to close 4) closed 8. You ______ better see a doctor. 1) did 2) would 3) should 4) had 9. "Why are you so hungry?" "Oh, I ______ breakfast this morning." 1) hadn't 2) didn't 3) didn't have 4) haven't 10. I went to the shop ______ some chocolate. 1) for buying 2) for buy 3) to buy 4) buy 11. "Did you speak to Juliet?" "No, I've ______ seen her." 1) nearly 2) hardly 3) often 4) always 12. I'd like ______ information, please. 1) an 2) some 3) piece 4) a piece 13. How long ______ English? 1) do you learn 2) are you learning 3) have you been learning 4) you learn 14. There aren't ______ people here. 1) much 2) many 3) a lot 4) some 15. I ______ a reply to my letter in the next few days. 1) hope 2) expect 3) wait for 4) get 16. He's interested ______ learning Spanish. 1) on 2) to 3) in 4) for 17. I want to be a teacher when I ______. 1) grow 2) age 3) grow up 4) am more years 18. She ______ me to go to school. 1) said 2) told 3) suggested 4) made 19. His office is on the second ______ of the building. 1) floor 2) level 3) ground 4) stage 20. Can you tell me when ______? 1) the train leaves 2) does the train leave 3) leaves the train 4) does leave the train 21. "Have you visited London?" "______." 1) Not yet 2) Ever 3) Already 4) Not 22. "Where's the ______ post office, please?" 1) most near 2) near 3) more near 4) nearest 214 RMS زبان عمومی بخش 33 23. We arrived ______ England two days ago. 1) to 2) in 3) on 4) at 24. When Simon ______ back tonight, he'll cook dinner 1) comes 2) will come 3) come 4) shall come 25. He told me that he ______ in Spain the previous year. 1) has been working 2) had been working 3) has worked 4) had been worked 26. I come ______ England. 1) from 2) at 3) to 4) beyond 27. If only I ______ richer. 1) am 2) were 3) would be 4) will be 28. Tim ______ work tomorrow. 1) isn't going 2) isn't 3) isn't going to 4) isn't to 29. I'm fed up ______ this exercise. 1) with doing 2) to do 3) to doing 4) for doing 30. She has been ______ of murdering her husband. 1) charged 2) accused 3) arrested 4) blamed پاسخ مجموعه تست گرامر شمارۀ 1 .1 گزینۀ « » 3آسان دیروز پیاده به مدرسه رفتی؟ ?Did you walk to school yesterday به کلمۀ yesterdayباید توجه کنید .به گذشتۀ ساده نیاز داریم( .رد گزینۀ 1و )4 وقتی فعل کمکی داشته باشیم ،فعل به صورت ساده میاد (رد گزینۀ )2 .2 گزینۀ « » 3آسان ?Is Jo as tall as Chris ?Is Jo taller than Chris آیا جو همقد کریس است؟ آیا جو از کریس قدبلندتر است؟ کلمۀ tallیک صفت یک بخشی است .پس صفت تفضیلی آن می شود( taller :رد گزینۀ )4 وقتی میخواهیم بگوییم یک نفر از یک نفر دیگر قد بلندتر است ،باید بگوییم ( taller thanرد گزینههای 1و )2 برای اینکه بگوییم دو نفر یا دو چیز در یک صفت برابر هستند ،از ساختار as ------ asاستفاده میکنیم. .3 گزینۀ « » 3متوسط علیرغم تیم بهتر بودن ،مسابقه را باختیم. Despite being the better team, we lost the match. دقت کنید که بعد از despiteاز حرف اضافه استفاده نمیکنیم .این کلمه را با in spite ofاشتباه نگیرید. همانطور که در بخش 27گرامر صحبت کردیم despite ،و in spite ofحروف اضافه هستند و althoughیک حرف ربط وابسته است. با اینکه آشپزخانه کوچک است ،به خوبی طراحی شده است. Although the kitchen is small, it is well designed. نکته :بعد از in spite ofو ،despiteاز یک گروه اسمی ،ضمیر یا یک فعل ingدار استفاده میکنیم. .4 گزینۀ « » 4متوسط You aren't allowed to use your mobile so there's no point in leaving it on. شما اجازه استفاده از تلفن همراه خود را ندارید بنابراین روشن گذاشتن آن هیچ فایدهای ندارد. There's no point in doing sth. .5 گزینۀ « » 2آسان باید تکالیفت را انجام دهی. You should do your homework. برای انجام تکالیف باید از doاستفاده کنیم. 215 زبان عمومی RMS بخش 33 .6 گزینۀ « » 2متوسط We would never have had the accident if you hadn't been driving so fast. اگر انقدر تند رانندگی نمیکردی ،هرگز تصادف نمیکردیم. دقت کنید که در جمالت شرطی نمیشود در هر دو طرف ،کلمۀ wouldرا داشته باشیم (رد گزینههای 1و )4 و توجه کنید که فعل باید منفی باشه تا معنی بده( .اگه تند نمیروندی تصادف نمیکردیم) (رد گزینۀ )3 .7 گزینۀ « » 1آسان ?Would you mind closing the window میشه پنجره رو ببندی؟ بعد از فعل ،mindاسم مصدر (فعل ingدار) خواهیم داشت. .8 گزینۀ « » 4متوسط You had better see a doctor. بهتره که بری دکتر( .تا معاینت کنه) وقتی میخواهید بگویید بهتر است کاری را انجام دهید وگرنه مشکلی پیش خواهد آمد ،از had betterاستفاده میکنید. دقت کنید که از ،had betterبرای زمان حال یا آینده استفاده میکنیم. .9 گزینۀ « » 3آسان ""Why are you so hungry?" "Oh, I didn't have breakfast this morning. "چرا انقدر گرسنهای؟" "اوه ،امروز صبح صبحانه نخوردم. باید از زمان گذشتۀ ساده استفاده کنیم. .10گزینۀ « » 3متوسط I went to the shop to buy some chocolate. به مغازه رفتم تا مقدار شکالت بخرم. go to a place to do sth .11گزینۀ « » 2آسان ""Did you speak to Juliet?" "No, I've hardly seen her. "با جولیِت صحبت کردی؟" "نه ،به ندرت او را دیدهام( ".کم میبینمش). با دانستن معنی گزینهها ،به راحتی به این سوال پاسخ خواهید داد. .12گزینۀ « » 2متوسط I'd like some information, please. کمی اطالعات میخوام لطفاً. کلمۀ informationمعموالً غیرقابل شمارش است .دقت کنید که زمانی گزینۀ 3و 4میتوانستند درست باشند که به صورت زیر باشند: a piece of .13گزینۀ « » 3متوسط ?How long have you been learning English چه مدت است که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستی؟ یکی از نشانههای زمان حال کامل (ساده و استمراری) How long ،میباشد. .14گزینۀ « » 2آسان There aren't many people here. آدمای زیادی اینجا نیستن. توی جمالت منفی از someاستفاده نمیکنیم (رد گزینۀ .)4 چون peopleقابل شمارشه گزینۀ 1رد میشه .گزینۀ 3هم حرف اضافۀ ofرو کم داره. .15گزینۀ « » 2متوسط در چند روز آینده ،انتظار یک پاسخ به نامهام را دارم. I expect a reply to my letter in the next few days. کافیه که به معنی توجه کنید. زبان عمومی RMS 216 بخش 33 .16گزینۀ « » 3آسان He's interested in learning Spanish. او به یادگیری زبان اسپانیایی عالقهمند است. حرف اضافۀ کلمۀ interestedرو یادشون باشه همیشه: interested in doing sth .17گزینۀ « » 3متوسط I want to be a teacher when I grow up وقتی بزرگ بشوم ،میخواهم یک معلم بشوم. .18گزینۀ « » 2متوسط She told me to go to school. او به من گفت به مدرسه بروم. نکته :توجه کنید که برای فعل ،suggestنمیتوان از ساختار باال استفاده کرد: Milad suggested me to go to school. Milad suggested that I go to school. او به من پیشنهاد داد که به مدرسه بروم. اگر بگویید یک نفر با چه کسی دارد صحبت می کند ،از tellاستفاده میکنید ،یعنی بعد از tellاز اسم یا از ضمیر مفعولی استفاده میکنیم. tell somebody و در غیر این صورت ،از sayاستفاده میکنیم. دقت کنید گزینۀ 4هم نمیتونه درست باشه ،چون: make sb do sth یعنی بعد از makeفعل باید به صورت مصدر بدون toبیاد .یعنی در اینجا: She made me go to school. او مرا مجبور کرد به مدرسه بروم. .19گزینۀ « » 1متوسط دفتر او در طبقۀ دوم [این] ساختمان است. His office is on the second floor of the building. .20گزینۀ « » 1متوسط میتونی بهم بگی قطار کِی حرکت میکنه؟ ?Can you tell me when the train leaves نکته :وقتی یک جملۀ پرسشی بخشی از یک جملۀ بزرگتر باشد ،ترتیب کلمات تغییر میکند: رضا کجاست؟ میدانی رضا کجاست؟ ?Where is Reza ?Do you know where Reza is .21گزینۀ « » 1آسان "آیا از لندن بازدید کردهای؟" "هنوز نه". ""Have you visited London?" Not yet. .22گزینۀ « » 4آسان "لطفاً [بگید که] نزدیکترین ادارۀ پست کجاست؟ "?"Where's the nearest post office, please دقت کنید که کلمۀ nearیک صفت یک بخشی است و وقتی میخواهیم بگوییم نزدیک ترین ،میگوییمthe nearest : .23گزینۀ « » 2متوسط دو روز پیش به انگلستان رسیدیم. We arrived in England two days ago. نکته :اگر رسیدن به یک شهر یا کشور باشد ،برای arriveاز حرف اضافۀ inاستفاده میکنیم: آنها هفتۀ پیش به تهران رسیدند. علی دو هفته پیش به ایران رسید. 217 They arrived in Tehran a week ago. Ali arrived in Iran two weeks ago. زبان عمومی RMS بخش 33 .24گزینۀ « » 1متوسط وقتی سیمون امشب برگرده ،شام میپزه. When Simon comes back tonight, he'll cook dinner. جملۀ شرطی نوع اول ()First Conditional وقتی که میخواهیم در مورد موقعیت هایی در آینده که میدانیم واقعی یا محتمل هستند ،صحبت کنیم از جملۀ شرطی نوع اول استفاده میکنیم. ) (if-clauseشرط simple present ) (main clauseنتیجۀ شرط will + infinitive If/ when دقت کنید که در قسمت شرط ،فعل باید به صورت زمان حال ساده بیاید ،که یعنی در اینجا باید sسوم شخص بگیرد. .25گزینۀ « » 2متوسط He told me that he had been working in Spain the previous year. او به من گفت که سال قبل در اسپانیا در حال کار کردن بود. داره در مورد چیزی صحبت میکنه که سال گذشته داشته اتفاق میفته و تا االن ادامه نداشته ،یعنی نمیتونه حال کامل باشه( .رد 1و )3 از طرفی ساختار گذشتۀ کامل ساده had workedهستش و گزینۀ 4غلطه .و گزینۀ 2همون ساختار گذشتۀ کامل استمراریه. .26گزینۀ « » 1آسان I come from England. من اهل انگلیس هستم. .27گزینۀ « » 2متوسط If only I were richer. ای کاش ثروتمندتر بودم. در بخش 27گفتیم که if onlyبیشتر در معنای "ای کاش" مورد استفاده قرار میگیرد. ای کاش سینا زودتر باهاش حرف میزد! !If only Sina had talked to her sooner و وقتی میگیم ای کاش ،به جای wasاز wereاستفاده میکنیم. .28گزینۀ « » 3آسان تیم فردا به سرکار نمیرومد. Tim isn't going to work tomorrow. go to a place .29گزینۀ « » 1متوسط از انجام این تمرین خسته شدهام. I'm fed up with doing this exercise. ساختارش رو یاد بگیرید: از انجام کاری خسته و سیر شدن be fed up with doing sth: .30گزینۀ « » 2متوسط او متهم به قتل شوهرش شده است. She has been accused of murdering her husband. ساختارش رو یاد بگیرید: متهم به انجام کاری شدن be accused of doing sth: زبان عمومی RMS 218 بخش 34 بخش ( 34شبه جمله و جمله) شبه جمله ()clause انواع شبه جمله .1 :مستقل .2وابسته الف .شبه جمله مستقل یا اصلی (:)main clause شبه جملهای است که به تنهایی میتواند یک جمله باشد و نیازی به اطالعات بیشتر ندارد. I opened the window پنجره را باز کردم نکته :یک شبهجمله ،دارای یک فاعل و یک فعل (یا عبارت فعلی) میباشد. تذکر :عبارت فعلی ( )Verb Phraseیعنی فعل به همراه مفعولش بیاید. در اینجا Aliفاعل است ،و calledفعل میباشد. در اینجا Iفاعل است ،و opened the windowعبارت فعلی. Ali called I opened the window 1. 2. نکته :هر جملهای در زبان انگلیسی ،حداقل 1شبه جملۀ مستقل دارد. ب .شبه جملۀ وابسته (:)dependent clause شبه جملهای است که به تنهایی قابل استفاده نیست ،و حتماً باید به همراهش حداقل یک شبه جملۀ مستقل نیز وجود داشته باشد. چونکه هوا خیلی گرم بود ،پنجره را باز کردم. Because it was very hot, I opened the window. در مثال باال ،Because it was very hot ،یک شبۀ جملۀ وابسته است ،چون نمیتواند به صورت مستقل بیاید و به یک شبۀ جملۀ مستقل مانند ،I opened the windowاحتیاج دارد .فرض کنید ،ما فقط این شبۀ جمله را داشته باشیم: چونکه هوا خیلی گرم بود Because it was very hot میبینید که معنی جملۀ باال ،ناقص است" :چونکه هوا خیلی گرم بود". چونکه هوا خیلی گرم بود چی؟ واضح است که جمله نیاز به تکمیل شدن دارد: چونکه هوا خیلی گرم بود ،پنجره را باز کردم. Because it was very hot, I opened the window. انواع شبه جملههای وابسته: .1شبه جملههای اسمی ()Noun Clauses .2شبه جملههای قیدی ()Adverb Clauses or Adverbial Clauses .3شبه جملههای وصفی یا موصولی ()Adjective Clauses or Relative Clauses حال به بررسی هر یک از شبه جملههای وابسته میپردازیم: .1شبه جملههای اسمی (:)Noun Clauses یک شبه جملۀ اسمی ،شبه جملۀ وابستهای است که نقش یک اسم را بازی میکند. از ابتکار و نوآوری خوشم میاد. مردم را میشناسم. این واقعیت است. بِهِم نشونشون بده. 219 I like innovation. I know people. This is true. Show me them. I like what I see. چیزی که میبینم را دوست دارم. I know that patience has its limits. میدانم که صبر هم حدی دارد. What I say is true. چیزی که میگویم واقعیت است. Show me how they work. بِهِم نشون بده چطور کار میکنند. 1. 2. 3. 4. زبان عمومی RMS بخش 34 نکته :بسیاری از شبه جملههای اسمی ،با کلمات زیر شروع میشوند: why when where which who what how that نکته :مانند هر اسمی ،یک شبه جملۀ اسمی نیز میتواند نقشهای مختلفی در جمله داشته باشد. That he believes his own story is remarkable. اینکه او داستان خودش را باور میکند ،قابل توجه است. I don't know what Ali wants. نمیدانم علی چه میخواهد. She chose to photograph whoever was willing to pose for her. او تصمیم گرفت از هرکسی که مایل بود برای او ژست بگیرد عکس بگیرد. I never know how much of what I say is true. هرگز نمیدانم چقدر از چیزی که میگویم درست است. My command is whatever you wish. دستور من ،هرچیزی که شما میخواهید است. فاعل مفعول مستقیم مفعول غیرمستقیم مفعول حرف اضافه مکمل فاعل تست .کنکور دکتری :1400 -------------- individual behavior is influenced by social networks is beyond dispute. 1) It is that 2) That 3) An 4) The جواب تست :گزینۀ « »2صحیح است. معنی جمله « :اینکه رفتار فردی ،تحت تأثیر شبکههای اجتماعی است جای بحث ندارد» . در واقع این قسمتی که زیرش خط کشیده شده یک noun clauseمیباشد که نقش فاعلی دارد و با thatشروع شده است: That individual behavior is influenced by social networks is beyond dispute. به جملۀ زیر دقت کنید: The fact that individual behavior is influenced by social networks is beyond dispute. این حقیقت که رفتار فردی ،تحت تأثیر شبکههای اجتماعی است جای بحث ندارد. یعنی اگه براتون کمی مبهمه که جمله با thatشروع بشه ،فرض کنید به جای ،thatداشته باشیم.the fact that : به عبارت دیگه ،به جای اینکه بگیم «اینکه» ،میتونیم بگیم« :این حقیقت که» نکته :در یک شبه جملۀ اسمی who ،فاعل یک فعل است .و whomدر نقش مفعول میآید .این موضوع در مورد whoeverو whomeverهم صادق است. My relationships are between me and whoever is interested. روابط من ،بین من و هرکسیه که عالقهمنده( .در اینجا کلمۀ whoeverفاعلِ فعل isمیباشد). My relationships are between me and whomever I'm with. روابط من ،بین من و هرکسیه که باهاشم( .در اینجا کلمۀ whomeverمفعول حرف اضافۀ withمیباشد). 1. 2. .2شبه جملههای قیدی (:)Adverb Clauses or Adverbial Clauses یک شبه جملۀ قیدی ،گروهی از کلمات است که نقش یک قید را بازی میکند. همانطور که قیدها انواع مختلفی دارند ،شبه جملههای قیدی نیز میتوانند انواع مختلفی داشته باشند .مثالً قبل از اینکه از خیابان رد بشی ،هر دو طرف را نگاه کنLook both ways before you cross the street. . If you leave, I will be lonely. اگر بروی ،تنها خواهم ماند. Wherever you go in the world, you’ll always find someone who speaks English. هرجای دنیا که بروی ،همیشه کسی را پیدا خواهی کرد که به زبان انگلیسی صحبت میکند. زبان عمومی RMS زمانی شرطی 1. 2. مکانی 3. 220 بخش 34 تذکر :یک شبه جملۀ قیدی معموالً با یک حرف ربط وابسته شروع میشود .برای خواندن کامل حروف ربط وابسته ،به بخش 27گرامر (حروف ربط وابسته یا )Subordinating Conjunctionsمراجعه کنید. .3شبه جملههای وصفی یا موصولی (:)Adjective Clauses or Relative Clause یک شبه جملۀ وصفی یا موصولی ،یک صفت چند کلمهای است که شامل یک فاعل و یک فعل است. (در واقع همۀ شبه جملهها شامل یک فاعل و یک فعل هستند). The carpets that you bought last year have rotted. فرشهایی که پارسال خریدی ،پوسیدهاند. I don't remember a time when words were not dangerous. دورهای که در آن کلمات خطرناک نبودند را به یاد نمیآورم( .کلمات همیشه خطرناک بودهاند). 1. 2. انواع جمله (:)Sentence .1 .2 .3 .4 جمله ساده ()Simple Sentence جمله مرکب ()Compound Sentence جمله پیچیده ()Complex Sentence جملۀ مرکب-پیچیده ()Compound-Complex Sentence جملۀ ساده: فقط دارای یک شبهجملۀ مستقل است .جملۀ ساده ،ممکن است دارای مفعول و توصیف کننده نیز باشد. او مُرد. من قهوه دوست دارم. او مرور ادبیاتش را کامل کرد. آنها قوانین APAرا برای ساعات زیادی مطالعه کردند. من و علی ،دوستای خوبی هستیم. He died. I like coffee. She completed her literature review. They studied APA rules for many hours. Ali and I are good friends. 1. 2. 3. 4. 5. جملۀ مرکب: حداقل دارای دو شبه جملۀ مستقل است .این دو شبهجملۀ مستقل اغلب با یک ویرگول و یک حرف ربط همپایه ( for, and, nor, but, or, yet, )soیا با یک قید ربط و نقطهویرگول (؛) ترکیب میشوند. She completed her literature review, and she created her reference list. او مرور ادبیاتش را کامل کرد و لیست مراجعاش را ایجاد کرد. من قهوه دوست دارم و ماری چای دوست دارد. I like coffee and Mary likes tea. They studied APA rules for many hours, but they realized there was still much to learn. آنها قوانین APAرا برای ساعات زیادی مطالعه کردند ،اما متوجه شدند هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری است. He organized his sources by theme; then, he updated his reference list. او منابعاش را به ترتیب موضوع مرتب کرد ،سپس لیست مراجعاش را به روز رسانی کرد. ماشینِ ما خراب شد؛ آخرین نفر آمدیم. Our car broke down; we came last. 1. 2. 3. 4. 5. جملۀ پیچیده: یک جملۀ پیچیده حداقل دارای یک شبهجملۀ مستقل و یک شبهجملۀ وابسته میباشد( .یک شبهجملۀ وابسته ،با یک حرف ربط وابسته یا یک ضمیر موصولی شروع میشود). Although she completed her literature review, she still needed to work on her methods section. با وجود اینکه او مرور ادبیاتش را تکمیل کرد ،همچنان نیاز داشت که روی بخش روشهایش کار کند. They studied APA rules for many hours as they were so interesting. آنها قوانین APAرا برای ساعات زیادی مطالعه کردند ،چونکه بسیار جالب بودند. هواپیمای خود را از دست دادیم (از هواپیما جا ماندیم) ،چونکه دیر کردیمWe missed our plane because we were late. . آن مردی که دارد با ماری حرف میزند را میشناسی؟ ?Do you know the man who is talking to Mary 221 1. 2. 3. 4. زبان عمومی RMS بخش 34 جملۀ مرکب-پیچیده: انواع جمالت میتوانند باهم ترکیب بشوند .یک جملۀ مرکب-پیچیده حداقل دو شبه جملۀمستقل و حداقل یک جملۀ وابسته دارد. John didn't come because he was ill so Mary was not happy. جان نیامد چونکه مریض بود بنابراین ماری خوشحال نبود. He left in a hurry after he got a phone call but he came back five minutes later. بعد از اینکه یه تماس داشت ،با عجله رفت اما پنج دقیقۀ بعد آمد. She completed her literature review, but she still needs to work on her methods section even though she finished her methods course last semester. او مرور ادبیاتش را تکمیل کرد ،اما همچنان نیاز دارد که روی بخش روشهایش کار کند ،اگرچه او در نیمسال گذشته دورۀ روشهایش را تکمیل کرد. 1. 2. 3. چند نکته در مورد جمالت: .1 یک جملۀ جدید ،با یک حرف بزرگ شروع میشود. Ali is a kind person. He is my best friend. علی آدم خوبیه .او بهترین دوستمه. .2 هر جمله ،با یک نشانهگذاری (یک نقطه ،یک عالمت سوال یا یک عالمت تعجب) تمام میشود. My full name is Vahid Rezvanpoor. ?Where are you from اسم کامل من وحید رضوان پور است. اهل کجایی؟ .3 فاعل یک جمله فقط یکبار آورده میشود. Ali he is a kind person. علی آدم خوبیه. ترتیب کلمات ( )Word Orderدر زبان انگلیسی رایجترین ترتیب عناصر مختلف یک جمله ،در زبان انگلیسی: WHO WHAT HOW WHERE WHEN WHY .1 یک جمله معموالً با ( whoیک فاعل) ،شروع میشود و به دنبال آن ( whatیک فعل) میآید. subject + verb مهناز رفت. .2 Mahnaz left. 3. علی تماس گرفت. اتوبوس برگشت. Ali called. The bus returned. 1. 2. برخی فعلها نیازمند یک مفعول هستند .مفعول نیز بخشی از عنصر whatمیباشد. subject + verb + object اتوبوس به درخت خورد. The bus hit the tree. 2. علی صبحانه خورد. Ali ate breakfast. 1. نکته :فعل و مفعول به صورت نرمال باهم میآیند .و معموالً بین آنها کلمات دیگری قرار نمیدهیم .یعنی: ?Do you eat meat every day ? Do you eat every day meatآیا هر روز گوشت میخوری؟ Our guide spoke English fluently. Our guide spoke fluently English.راهنمای ما به طور روان انگلیسی صحبت میکرد. زبان عمومی RMS 222 34 بخش :) دریافت کنندۀ مفعول مستقیم است (یا بعد از حرف اضافه میآید، مفعول غیرمستقیم:تذکر 3. 4. Show me the signature. Nahid gave a letter to Jennifer. .[آن] امضا را به من نشان بده .ناهید به جنیفر یک نامه داد مفعول مستقیم، و قبل از مفعول غیرمستقیم یک حرف اضافه داشته باشیم، هم مفعول مستقیم و هم غیرمستقیم وجود داشته بشد، اگر در یک جمله:نکته :زودتر میآید 5. 6. Tony borrowed a suitcase from Dan. Dan lent a suitcase to Tony. .تونی یک چمدان از دَن قرض گرفت .دَن یک چمدان به تونی قرض داد : را حذف کرد و در این صورت باید مفعول غیرمستقیم را زودتر بیاوریمto معموالً میتوان حرف اضافۀ، باشدto ، وقتی حرف اضافه، در نکتۀ باال:تذکر Dan lent a suitcase to Tony. Dan lent Tony a suitcase. : تا اینجا ترتیب کلی به صورت زیر است:نکته WHO WHAT subject + verb(s) + indirect object + direct object subject verb (s) indirect object direct object Ali They can give are going to write Mina him the book. a letter. : عناصر دیگر را به ترتیب اضافه میکنیم،WHO-WHAT بعد از : میباشدWHEN وWHERE ،HOW ،عناصر بعدی .3 WHO WHAT HOW WHERE WHEN subject + verb(s) + indirect object + direct object + place + time subject verb(s) indirect object direct object place time Ali They can give are going to write Mina him the book a letter at home at work tomorrow. next week. :مثالهای بیشتر 1. 2. 3. .من هر شنبه به سوپرمارکت میروم I go to the supermarket every Saturday. . سال در لندن زندگی کرده است10 بیل Bill has lived in London for 10 years. Tony packed his suitcase quietly in his room last night. .تونی دیشب در اتاقش به آرامی چمدانش را جمع کرد : میباشدWHY ،عنصر بعدی .4 WHO WHAT HOW WHERE WHEN WHY : بلکه معموالً ترکیبی از این عناصر در جمله وجود دارد، همۀ این عناصر وجود ندارند، همیشه در یک جمله:تذکر 1. 2. 3. 4. 5. .علی قبلتر زنگ زد تا قرار مالقاتش را لغو کند Ali called earlier to cancel his appointment. .ناهید امروز صبح در قطار صبحانه خورد Nahid ate breakfast on the train this morning. The bus returned to the station to drop off the passengers. .[آن] اتوبوس به ایستگاه برگشت تا مسافران را پیاده کند .[آن] اتوبوس با شدت زیاد به درخت خورد The bus hit the tree with great force. .او امروز صبح به شهر رفت تا نامههایش را پست کند She went to town this morning to post her letters. RMS زبان عمومی 223 بخش 34 .5 اگر یکی از عناصری که خواندیم از بخشهای مختلفی تشکیل شده باشد ،از جزء کوچکتر به سمت جزء بزرگتر میرویم: مثالً در مورد عنصر :When The conference started at 9 a.m. on Tuesday last week. کنفرانس ساعت 9صبح روز سهشنبه در هفتۀ گذشته برگذار شد. 1. یا در مورد عنصر :Where آنها در یک آپارتمان ،در یک شهر بزرگ در ایران زندگی میکنند. .6 They live in a flat in a big city in Iran. 2. گاهی اوقات ممکن است یک جمله با عنصری به جز WHOشروع شود .معموالً وقتی میخواهیم روی یک عنصر تأکید کنیم آن را به اول جمله میآوریم .دقت کنید که در تُن صدا نیز باید روی آن عنصر تأکید کنیم یا در شکل نوشتاری ،باید آن عنصر را با ویرگول جدا کنیم: On the train, Farhad was fine, but at the office, he felt sick. در قطار ،فرهاد خوب بود ،اما در اداره حالت تهوع داشت. قبلتر ،حمید حالت تهوع داشت ،اما االن حالش خوبهEarlier, Hamid felt sick, but now, he's alright. . The bus swerved, and with great force, hit the tree. اتوبوس ناگهان تغییر مسیر داد و با شدت زیاد ،با درخت برخورد کرد. To drop off the passengers safely, the bus returned to the station. برای پیاده کردن ایمن مسافران ،اتوبوس به ایستگاه برگشت. 1. 2. 3. 4. جایگاه قید در جمله .7 قیود تکرار (مانند rarely ،often ،sometimes ،never ،alwaysو )...در بخش WHATو به طور کلی قبل از فعل میآیند: سوزان اغلب به خرید میرود. آنها همیشه زود میخوابند. او به ندرت بیرون میرود. او گهگاه برایم [نامه] مینویسد. نیما گاهی اوقات مجبور است تا دیروقت کار کند. Susan often goes shopping. They always sleep early. He hardly ever goes out. She occasionally writes to me. Nima sometimes has to work late. 1. 2. 3. 4. 5. نکته :قیود تکرار قبل از ( have toیا has toیا )had toمیآیند. نکته :قیود تکرار ،بعد از فعل to beمیآیند: آنها به ندرت دیر میکنند. او هرگز قبل از تاریکی در خانه نیست( .دیر به خانه میرود). They are rarely late. He is never home before dark. 1. 2. نکته :اگر یک فعل کمکی ( )do, does, etc.یا مُدال ( )can, must, etc.وجود داشته باشد ،قید تکرار بین فعل کمکی و فعل اصلی میآید: همیشه برادرم را به خاطر خواهم داشت. هرگز در ژاپن نبودهام. همیشه اخبار نگاه نمیکنم. او به ندرت میتواند استراحت کند. .8 I will always remember my brother. I have never been to Japan. I don't always watch the news. She can rarely have a rest. 1. 2. 3. 4. دیگر قیدهایی که قبل از فعل اصلی میآیند: ناهار خوردم( .صرف شده). آنها اخیراً یک ماشین جدید خریدهاند. او تازه برگشته است. ما نهایتاً توانستیم با او تماس بگیریم. به زودی استراحت خواهیم داشت. زبان عمومی RMS I have already had lunch. They have recently bought a new car. She has just come back. We finally managed to contact him. We will soon have a break. 1. 2. 3. 4. 5. 224 بخش 34 او هنوز دارد تلویزیون نگاه میکند. نزدیک بود یادم بره. همۀ آنها تمام کردهاند. آنها در حال حاضر در مورد یک معامله مذاکره میکنند. همچنین میخواهم از کلیسا دیدن کنم. ما احتماالً هفتۀ بعد یک نامه دریافت خواهیم کرد. هر دویمان دیر رسیدیم. حتی نمیتوانم انگشتانم را تکان بدهم. به سختی میتوانم [صدای] او را بشنوم. He is still watching television. I almost forgot. They have all finished. They are currently negotiating a deal. I would also like to visit the church. We will probably get a letter next week. We both arrived late. I can't even move my fingers. I could hardly hear him. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. نکته :قید probablyقبل از یک فعل منفی ( won't ،isn'tو )...میآید: I probably won't see you again. I will probably not see you again. شاید دوباره نببینمت. .9 1. 2. برخی قیدها ممکن است گاهی اوقات برای تأکید در ابتدای جمله بیایند. گاهی اوقات ،او مجبور است تا دیروقت کار کند. معموالً ،او جمعهها کار نمیکند. سرانجام ،توانستیم با او تماس بگیریم. به زودی ،استراحت خواهیم داشت. در حال حاضر ،آنها در مورد یک معامله مذاکره میکنند. Sometimes, he has to work late. Usually, she doesn’t work on Fridays. Finally, we managed to contact him. Soon, we'll have a break. Currently, they're negotiating a deal. 1. 2. 3. 4. 5. نکته :اگر یک قید منفی در ابتدای جمله باشد ،وارونگی رخ خواهد داد (یعنی جمله ساختار سوالی پیدا خواهد کرد): Never will they do it again. Rarely can she have a rest. Seldom does it rain here. They will never do it again. آنها هرگز دوباره آن [کار] را انجام نخواهند داد. She can rarely have a rest. او به ندرت میتواند استراحت کند. It seldom rains here. به ندرت در اینجا باران میبارد. یادآوری :برخی قیدها نحوۀ انجام شدن یک چیز را نشان میدهند .به این قیدها ،قید حالت یا قید روش میگوییم: Meaning Adverb Meaning Adjective با بی دقتی ،با بی احتیاطی ارزان ،به قیمت ارزان واضح ،به طور صریح carelessly cheaply clearly بی دقت ،بی احتیاط ارزان روشن ،واضح careless cheap clear به مثالهای زیر توجه کنید: لطفاً واضح صحبت کنید. دوقلوها دوست داشتند متفاوت لباس بپوشند. راننده ،ناگهان ترمز کرد. Please speak clearly. The twins liked to dress differently. The driver braked suddenly. نکته :قید حالت میخواهد بگوید که یک عمل چگونه انجام میشود ،یعنی قید حالت به عنصر HOWپاسخ میدهد. تذکر :در قسمتهای باالتر ،گفتیم که ترتیب کلمات در یک جمله ،به صورت زیر است: WHO WHAT HOW WHERE WHEN WHY همانطور که مشاهده میکنید ،عنصر HOWبین عنصر Whatو عنصر Whereقرار میگیرد. 225 زبان عمومی RMS 34 بخش : میتوان آن را قبل از فعل اصلی نیز قرار داد، ختم میشودly قیدی باشد که به، اگر قید حالت.10 He opened the door quietly. . او آهسته در را باز کرد Simin was singing happily. . سیمین با خوشحالی آواز میخواند He quietly opened the door. Simin was happily singing. : یعنی، میآیدWhere بعد از عنصرHOW عنصر،) میدهندmovement( با فعلهایی که معنی جا به جایی.11 WHO WHAT WHERE HOW WHEN WHY 1. 2. Tony went to the airport by car last night. He came downstairs quietly to say goodbye. .تونی دیشب با ماشین به فرودگاه رفت .او آهسته از پلهها پایین آمد تا خداحافظی کند قبل از فعلnever وalways قید، معموالً در این نوع جمالت. استفاده میکنیم... وis/ will/ did از، گاهی اوقات به جای تکرار یک جمله:نکته .قرار میگیرند 1. 2. He always says he won't be late, but he always is. (= he is always late.) . اما همیشه دیر میکند،او همیشه میگوید دیر نخواهد کرد I've never done it, and I never will. (= I will never do it) . و هرگز انجام نخواهم داد،هرگز آن [کار] را انجام ندادهام 80 تمرین شمارۀ . یک جملۀ صحیح بسازید،با مرتب کردن کلمات داده شده 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. He / my questions / answers / patiently / every day. Rob / enjoyed / very much / his trip / last month. No-one / last night / because of the noise / slept / in the hotel / well. I / to work / by bus / today / because the train is not running / am going. Fred / to Sam / his old car / sold / two months ago. She / in Manhattan / in 1998 / was born / on Christmas day / at noon. We / this morning / to our destination / couldn't / by car / travel / due to the traffic. Susan / her food / eats / slowly / to avoid a stomach ache. Mehran / gave / a lift / last night / Sahar / to the station. 80 پاسخ تمرین شمارۀ 1. He patiently answers my questions every day. 2. Rob enjoyed his trip very much last month. He answers my questions patiently every day. 3. No-one slept well in the hotel last night because of the noise. 4. I am going to work buy bus today because the train is not running. 5. Fred sold his old car to Sam two months ago. 6. She was born in Manhattan at noon on Christmas day in 1998. 7. We couldn't travel to our destination by car this morning due to the traffic. 8. Susan eats her food slowly to avoid a stomach ache. 9. Mehran gave Sahar a lift to the station last night. 226 RMS زبان عمومی 35 بخش PART A: GRAMMAR Directions: Choose the word or phrase (1), (2), (3), or (4) that best completes each sentence. Then mark the correct choice on your answer sheet. 1. What's ............. name? 1) you 2) she 3) your 4) yours 2. We're Iranians. We live ............. Ahvaz. 1) for 2) from 3) in 4) at 3. Jane's ............. nice and polite. 1) a 2) from 3) very 4) at 4. ............. a light? 1) Do have you 2) Do you got 3) Have you got 4) Are you have 5. Margaret ............. usually come by bus. 1) doesn't 2) isn't 3) don't 4) aren't 6. They ............. at home last night. 1) aren't 2) weren't 3) don't 4) didn't 7. What ............. you say? 1) are 2) have 3) were 4) did 8. Why ............ crying? 1) are you 2) you are 3) do you 4) you do 9. Where ............ to spend your holidays next summer? 1) you are going 2) are you going 3) you will 4) will you 10. ............ never been to the theatre before. 1) I'll 2) I'm 3) I can 4) I've 11. Seiko watches ............ in Japan. 1) are made 2) made 3) make 4) are making 12. Where ............ when you met him? 1) does he live 2) was he live 3) was he living 4) is he living 13. If ............, I'll tell him you called 1) I'll see him 2) I see him 3) I'd see him 4) I saw him 14. What ............ since you arrived. 1) are you doing 2) will you do 3) did you do 4) have you been doing 15. My husband ............ live in Spain. 1) use to 2) was use to 3) used to 4) was used to 16. If I ............, I would go out more. 1) wasn't married 2) didn't marry 3) wouldn't marry 4) haven't married 17. I was very ............ in the story. 1) interest 2) interesting 3) interested 4) interests 18. I ............ see you tomorrow, I'm not sure. 1) maybe 2) will 3) can 4) might 19. ............ is bad for you. 1) Smoking 2) The smoking 3) To smoke 4) Smoker 20. I ............ told him if I had known he was your brother. 1) hadn't 2) wouldn't 3) wouldn't have 4) don't have 21. He ............ living there for three years before they found him. 1) had been 2) has been 3) might be 4) could be 22. By the time you arrive ............ 1) he'll leave 2) he'll have left 3) he leaves 4) he left 23. Don't forget ............ me a newspaper. 1) buying 2) that you buy 3) to bought 4) to buy 24. A long time ago, the pirates —————- a treasure. 1) founded 2) found 3) find 4) don't find RMS زبان عمومی 227 35 بخش 25. Peter sold his car ............ save money. 1) as a result 2) so he 3) in order to 4) because to 26. He advised me ............ the doctor. 1) that I see 2) to see 3) seeing 4) see 27. I ............ travelling by bus. 1) am not used to 2) didn't used to 3) used to 4) do not used to 28. I am going to a wedding. I need to ............ 1) be cutting my hair 2) cutting my hair 3) have my hair cut 4) get cut my hair 29. Which would you ............ have, gold or silver? 1) prefer 2) could 3) rather 4) better 30. The man said he did not ............ to go by bus. 1) care for 2) bother about 3) mind having 4) much mind 2 پاسخ مجموعه تست گرامر شمارۀ What's your name? » آسان3 « گزینۀ .1 » آسان3 « گزینۀ .2 اسمت چیه؟ We're Iranians. We live in Ahvaz. . در اهواز زندگی میکنیم.ما ایرانی هستیم . استفاده می کنیمin معموالً برای شهرها و روستاها از The Louvre is a famous museum in Paris. Sam's parents live in a village in the south of France. .لوور یک موزۀ معروف در پاریس است . زندگی می کنند، در روستایی در جنوب فرانسه،پدر و مادر سم . استفاده می کنیمat از، اشاره می کنیم،)وقتی به یک مکان به عنوان نقطهای در شهر (مانند ایستگاه Does this train stop at Oxford? متوقف میشه؟،آیا این قطار در [ایستگاه] آکسفورد Jane is very nice and polite. Have you got a light? Do you have a light? » آسان3 « گزینۀ .3 » متوسط3 « گزینۀ .4 .جِین خیلی خوب و مؤدب است )آتیش داری؟ (کبریت داری؟ فندک داری؟ . باید عوض شودyou وhave جای،1 دقت کنید که در گزینۀ:تذکر » آسان1 « گزینۀ Margaret doesn't usually come by bus. .5 .مارگارِت معموالً با اتوبوس نمیآید . که اینجا فاعل سوم شخص مفرد است. استفاده میکنیمdo not یاdoes not از،برای منفی کردن یک فعل در زمان حال ساده They weren't at home last night. What did you say? 228 » آسان2 « گزینۀ .6 » متوسط4 « گزینۀ .7 .آنها دیشب در خانه نبودند چی گفتی؟ RMS زبان عمومی بخش 35 .8 گزینۀ « » 1آسان ?Why are you crying چرا داری گریه میکنی؟ زمان حال سادۀ استمراری میباشد .و از طرفی ،یک جملۀ پرسشی است ،پس فعل کمکی ( )areباید زودتر از فاعل بیاید. .9 گزینۀ « » 2متوسط تعطیالت تابستانی بعدیت رو کجا میخواهی بگذرونی؟ ?Where are you going to spend your holidays next summer نکته :دقت کنید که پس از یک فعل مُدال (در اینجا ،)willاز مصدر بدون toاستفاده میکنیم( .رد گزینۀ 3و )4 و چون ساختار سوالی است ،فعل areباید زودتر از فاعل بیاید. .10گزینۀ « » 4متوسط قبالً تئاتر نبودهام( .تا حاال تئاتر نرفتهام). I have never been to the theatre before. زمان حال کامل. .11گزینۀ « » 1متوسط ساعتهای سِیکو در ژاپن ساخته میشوند. Seiko watches are made in Japan. جمله مجهول میباشد. .12گزینۀ « » 3متوسط وقتی مالقاتش کردی ،او کجا داشت زندگی می- کرد؟ ?Where was he living when you met him دقت کنید که که در ادامه فعل metدر زمان گذشته میباشد( .رد گزینههای 1و )4 اگر بخواهیم از گذشتۀ ساده استفاده کنیم باید بگوییم( did he live :رد گزینۀ )2 .13گزینۀ « » 2متوسط اگر ببینمش ،بهش خواهم گفت که زنگ زدی. If I see him, I'll tell him you called. جملۀ شرطی نوع اول. وقتی که میخواهیم در مورد موقعیت هایی در آینده که میدانیم واقعی یا محتمل هستند ،صحبت کنیم. ) (if-clauseشرط simple present ) (main clauseنتیجۀ شرط will + infinitive If/ when دقت کنید که در قسمت if-clauseاز زمان حال ساده استفاده میکنیم. .14گزینۀ « » 4متوسط از وقتی که رسیدی[ ،تا االن] چیکار داشتی میکردی؟ What have you been doing since you arrived. یکی از نشانههای زمان حال کامل ،کلمۀ sinceمیباشد( .زمانی که sinceمعنی از زمانی که یا از وقتی که بدهد). .15گزینۀ « » 3متوسط شوهرم قبالً در اسپانیا زندگی میکرد. عادت داشتن ،آشنا بودن به تنها زندگی کردن عادت دارم( .باهاش غریبه نیستم). عادت کردن ،آشنا شدن به تنها زندگی کردن عادت کردم. My husband used to live in Spain. be used to (doing) sth I am used to living alone. get used to (doing) sth I got used to living alone. دقت کنید که در دو ساختار باال to ،حرف اضافه است( .و بعد از حرف اضافه اگر فعل بیاید به صورت ingدار میآید) 229 زبان عمومی RMS بخش 35 انجام کاری در گذشته به صورت مکرر used to do I used to drive to work every day, but these days I usually ride my bike. ال دوچرخم رو میرونم. قبلنا هر روز تا سرکار رانندگی میکردم ،اما این روزها معمو ً .16گزینۀ « » 1متوسط If I wasn't married I would go out more. اگر متأهل نبودم ،بیشتر بیرون میرفتم. جملۀ شرطی نوع دوم. در موقعیت هایی برای زمان حال یا آینده استفاده می شود ،که ما یک چیز غیرمحتمل یا غیرممکن را تصور میکنیم. ) (if-clauseشرط simple past ) (main clauseنتیجۀ شرط would/ could/ might + infinitive If در قسمت ،if-clauseزمان گذشتۀ ساده به کار میبریم( .رد گزینۀ 3و )4 نکته :توجه کنید که این جمله در مورد زمان خاصی یا ازدواج با فرد خاصی صحبت نمیکند( .رد گزینۀ )2و میخواهد بگوید که اگر االن متاهل نبود، بیشتر بیرون میرفت. .17گزینۀ « » 3آسان I was very interested in the story. خیلی به [آن] داستان ،عالقمند شدم. The story was interesting. داستان ،جالب بود. .18گزینۀ « » 4متوسط I might see you tomorrow, I'm not sure. ممکنه فردا ببینمت ،مطمئن نیستم. دقت کنید که در انتها میگوید "مطمئن نیستم ".یعنی فردا احتمال دارد که شما را ببینم( .رد گزینۀ 2و .)3 قید maybeقبل از فاعل میآید ،نه بین فاعل و فعل( .رد گزینۀ )1 Maybe I see you tomorrow, I'm not sure. ممکنه فردا ببینمت ،مطمئن نیستم. .19گزینۀ « » 1متوسط Smoking is bad for you. سیگار کشیدن برات بده. به طور دارد میگویید که سیگار کشیدن برایت خوب نیست .و نیازی به حرف تعریف theوجود ندارد. .20گزینۀ « » 3متوسط اگر میدونستم که او برادرته ،بهش نمیگفتم. I wouldn't have told him if I had known he was your brother. جملۀ شرطی نوع سوم. وقتی از این نوع جمالت شرطی استفاده میکنیم که میخواهیم بگوییم که اگر در گذشته اتفاق دیگری رخ می داد ،اکنون نتایج متفاوت بودند. .21گزینۀ « » 1متوسط He had been living there for three years before they found him. قبل از اینکه آنها پیدایش کنند ،او سه سال بود که داشت آنجا زندگی میکرد. زمان گذشتۀ کامل استمراری. .22گزینۀ « » 2سخت تا برسی ،او رفته است. زبان عمومی RMS By the time you arrive he'll have left. 230 بخش 35 زمان آیندۀ کامل: از این زمان وقتی که عملی در آینده کامل میشود ،استفاده میکنیم .یا برای بیان عمل یا کاری که در آینده قبل از یک عمل دیگر اتفاق خواهد افتاد. … … + will + have + pp + نکته :عبارت های زمانی زیر ،ممکن است در زمان آیندۀ کامل استفاده شوند: before then قبل از آن زمان by the end of May تا آخر ماه مه until next week تا هفتۀ بعد by Friday تا جمعه .23گزینۀ « » 4متوسط یادت نره که برام یه روزنامه بخری. فراموش کردن انجام کاری Don't forget to buy me a newspaper. forget + to-infinitive Don't forget to watch the news tonight. I forgot to call her. فراموش نکن که امشب اخبار را ببینی. فراموش کردم که بهش زنگ بزنم. .24گزینۀ « » 3متوسط خیلی وقت پیش[ ،آن] دزدان دریایی یک گنج پیدا کردند. A long time ago, the pirates found a treasure. دقت کنید که findیعنی "پیدا کردن" ،که گذشتۀ آن foundمیباشد. اما foundیعنی "تأسیس کردن ،راهاندازی کردن" ،که گذشتۀ آن foundedمیباشد. .25گزینۀ « » 3متوسط پیتر برای ذخیرۀ پول ،ماشینش را فروخت. Peter sold his car in order to save money. .26گزینۀ « » 2متوسط او به من توصیه کرد که به دکتر بروم. He advised me to see the doctor نکته :بعد از فعل adviseاز دو ساختار میتوان استفاده کرد: ساختار اول: )verb + gerund (without an object اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم. I wouldn't advise staying in that hotel. ساختار دوم: verb + object + to-infinitive به هیچکس اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم. I wouldn't advise anybody to stay in that hotel. سوال از ساختار دوم استفاده کرده است ،زیرا بعد از فعل ،مفعول ( )meآورده است. .27گزینۀ « » 1متوسط به سفر با اتوبوس ،عادت ندارم. I am not used to travelling by bus. اگر ابهام دارید ،به پاسخ سوال 15رجوع کنید. .28گزینۀ « » 3متوسط I am going to a wedding. I need to have my hair cut. قراره که به یک جشن عروسی بروم .باید موهایم را کوتاه کنم( .باید برم سلمونی /آرایشگاه). 231 زبان عمومی RMS بخش 35 نکته :وقتی میخواهید کاری انجام شود اما آن کار قرار نیست توسط خود شما انجام شود و در واقع یک نفر دیگر آن کار را برای شما انجام می دهد ،از ساختار زیر استفاده میکنید: have/ has + something + pp که اگر در زمان گذشته باشد ،به جای haveیا hasاز hadاستفاده میکنیم. به مثال های زیر و تفاوت جمله ها توجه کنید: الهام سقف را تعمیر کرد( .خودش اینکارو کرد). الهام سقف رو داد تعمیر کردند( .یه نفر دیگه سقف رو برای الهام تعمیر کرد) Elham repaired the roof. Elham had the roof repaired. .29گزینۀ « » 3متوسط ?Which would you rather have, gold or silver ترجیح میدی کدوم رو داشته باشی ،طال یا نقره؟ نکته :اگر بعد از would preferاز یک فعل استفاده کنیم ،به صورت to-infinitiveمیآید: I'd prefer to stay at home tonight rather than go to the movies. ترجیح میدهم امشب در خانه بمانم تا اینکه به سینما بروم. نکته :میتوان به جای would preferاز would ratherاستفاده کرد ،با این تفاوت که بعد از would ratherاز مصدر بدون toاستفاده میکنیم: I’d prefer to have a quiet night in front of the TV. I’d rather have a quiet night in front of the TV. ترجیح میدهم یک شب آرام جلوی تلویزیون داشته باشم. ترجیح میدهم یک شب آرام جلوی تلویزیون داشته باشم. .30گزینۀ « » 3متوسط [آن] مرد گفت اشکالی ندارد که مجبور است با اتوبوس برود. The man said he did not mind having to go by bus. بعد از mindاز اسم مصدر (فعل ingدار استفاده میکنیم) (رد گزینۀ .)4 گزینۀ 2عالوه بر این که معنی خیلی خوبی نمیده ( botherیعنی زحمت دادن) ،نیازی به حرف اضافۀ aboutهم نیست. گزینه 3هم مثل گزینۀ 2 زبان عمومی RMS 232 بخش 36 بخش ( 36حروف اضافه )5 در این قسمت در مورد حروف اضافۀ مربوط به فعلها صحبت میکنیم. talk to/with somebody با کسی حرف زدن /صحبت کردن با چه کسی داشتی صحبت میکردی؟ ?Who were you talking to ?Who were you talking with speak to/with somebody با کسی حرف زدن /صحبت کردن با چه کسی داشتی صحبت میکردی؟ 2. ?Who were you speaking to ?Who were you speaking with listen to به کسی یا چیزی گوش دادن 1. 3. وقتی رانندگی میکنم ،دوست دارم به رادیو (ضبط) گوش بدهم. داری به [حرفام] گوش میدی؟ (گوشِت با منه؟) When I'm driving, I like to listen to the radio. ?Are you listening to me از کسی معذرت خواهی کردن (بابت انجام کاری) 4. ازت معذرت میخوام. آنها به خاطر اشتباهشان از من عذرخواهی کردند. )apologise to sb (for doing sth I apologize to you. They apologised to me for their mistake. تذکر sb :مخفف somebodyو همچنین sthمخفف somethingمیباشد. چیزی را به کسی توضیح دادن میشه این کلمه رو به من توضیح بدی؟ توضیح دادن (به کسی) ،که چه /چطور /چرا... توضیح دادم که چرا نگران بودم. به آنها توضیح دادم که چرا نگران بودم. (برای کسی) توصیف کردن ،که چه /چطور /چرا... بذار چیزی که دیدم رو توصیف کنم. بذار چیزی که دیدم رو برات توصیف کنم. برای کسی نامه نوشتن او هر ماه برایم نامه مینویسد. برای کسی نامه ،یادداشت ،داستان و ...نوشتن لطفاً زود برایم یک نامه بنویس. پاسخ دادن به به سوالم پاسخ ندادهای. 233 explain sth to sb 5. ?Can you explain this word to me …explain (to sb) what/ how/ why 6. I explained why I was worried. I explained to them why I was worried. …describe (to sb) what/ how/ why 7. Let me describe what I saw. Let me describe to you what I saw. write (to) sb 8. She writes me every month. She writes to me every month. …write sb a letter/ note/ story 9. Please write me a letter soon. 10. reply to You haven’t replied to my question. زبان عمومی RMS بخش 36 answer sb/sth پاسخ دادن به 11. به سوالم پاسخ ندادهای. You haven’t answered my question. به (چیزی یا کسی) نگاه کردن 12. look at ?Why are you looking at me like that چرا داری اونجوری نگاهم میکنی؟ 13. have/ take a look at به (چیزی یا کسی) نگاه انداختن بذار یه نگاهی بهش بندازم – فکر کنم مال منه. Let me have a look at that – I think it’s mine. Let me take a look at that – I think it’s mine. 14. stare at به (چیزی یا کسی) خیره شدن ?What are you staring at به چی زُل زدی؟ glance at به (چیزی یا کسی) نگاه انداختن ،مختصر نگاه کردن 15. The man glanced nervously at his watch. [آن] مرد ،با اضطراب به ساعتش نگاه انداخت. laugh at به (چیزی یا کسی) خندیدن 16. I look stupid with this haircut. Everybody will laugh at me. با این مدلِ مو ،احمق به نظر میرسم .همه به من خواهند خندید. shout at sb سر کسی داد زدن (وقتی از دست کسی عصبانی هستید) He got very angry and shouted at me. او بسیار عصبانی شد و سر من داد زد. 18. shout to sb داد زدن (تا اینکه بتوانند صدای شما را بشنوند) از آن طرف خیابان ،برایم فریاد زد. 17. He shouted to me from the other side of the street. چیزی را به سمت کسی /چیزی پرت کردن (به قصد زدن) 19. throw sth at sb/sth یک نفر یک تخم مرغ به سمت [آن] سیاستمدار پرت کرد. Somebody threw an egg at the politician. چیزی را برای کسی پرت کردن (برای اینکه آن را بگیرند) 20. throw sth to sb Lisa shouted ‘Catch!’ and threw the keys to me from the window. لیسا فریاد زد "بگیر" و کلیدها را از پنجره برای من پرت کرد. در مورد (کسی یا چیزی) حرف زدن ما در [آن] جلسه در مورد خیلی چیزها صحبت کردیم. در مورد (کسی یا چیزی) خواندن 21. talk about We talked about a lot of things at the meeting. 22. read about/of ?Did you read about what happened to that guy in Florida آیا دربارۀ اتفاقی که برای اون پسره در فلوریدا افتاد [چیزی] خوندی؟ I was shocked when I read of his death. وقتی در مورد مرگش خواندم ،شوکه شدم. زبان عمومی RMS 234 بخش 36 23. know about در مورد (کسی یا چیزی) دانستن Little is known about the author’s childhood. از کودکی [آن] نویسنده ،اطالعات کمی در دست است. I need to know more about the job before I decide whether to apply for it. قبل از اینکه تصمیم بگیرم که برای آن شغل درخواست بدم یا نه ،باید بیشتر در موردش بدونم. 24. از چیزی خبر داشتن ،شناخت نسبی داشتن know (sth/nothing) of sth تو هیچ شناختی از این کسب و کار نداری. برام سواله که آیا او از نقشه باخبر بود؟ You know nothing of this business. ?I wonder if he knew of the plan در مورد چیزی بحث و گفتگو کردن 25. have a discussion about sth We had a discussion about what we should do. در مورد اینکه چیکار باید کنیم ،گفتگو کردیم. 26. discuss sth در مورد چیزی بحث و گفتگو کردن We discussed what we should do. در مورد اینکه چیکار باید کنیم ،گفتگو کردیم. If you would like to discuss the matter further, please call me. اگر میخواهید که بیشتر در مورد موضوع بحث کنیم ،لطفاً باهام تماس بگیرید. برای بهتر کردن یک وضعیت ،کاری انجام دادن 27. do sth about sth If you’re worried about the problem, you should do something about it. اگر نگران [این] مسئله هستید ،باید کاری در موردش انجام بدهید (باید یه فکری به حالش کنید). )apply for (a job etc. بابت یک شغل یا ...درخواست دادن 28. ?I think you could do this job. Why don’t you apply for it به نظرم میتونی این کار رو انجام بدی .چرا بابتش درخواست نمیدی؟ She had applied for a full-time job as an English teacher. او برای یک شغل تمام وقت به عنوان یک معلم زبان انگلیسی ،درخواست داده بود. )29. apply to (a company etc. (به یه شرکت و )...درخواستن فرستادن I applied to four universities and was accepted by all of them. به چهارتا دانشگاه درخواست فرستادم و توسط همشون پذیرفته شدم. 30. wait for منتظر (کسی یا چیزی) بودن منتظرم نمون .بعداً بهت ملحق میشم. هنوز بیرون نمیروم .منتظرم تا باران قطع شود. Don’t wait for me. I’ll join you later. I’m not going out yet. I’m waiting for the rain to stop. (جایی یا کسی را) برای (چیزی یا کسی) گشتن search (a place/ person etc.) for 31. I’ve searched the house for my keys, but I still can’t find them. خانه را برای کلیدهایم گشتهام ،اما هنوز پیدایشان نکردهام. جایی را به مقصد جای دیگر ،ترک کردن از وقتی که رفت سر کار ،ندیدمش. 235 32. leave (a place) for another place I haven’t seen her since she left (home) for work. زبان عمومی RMS بخش 36 مراقبت کردن از ،مسئولیت چیزی را به عهده گرفتن 33. take care of Don’t worry about me. I can take care of myself. نگران من نباش .میتونم از خودم مراقبت کنم. I’ll take care of the travel arrangements. You don’t need to do anything. مسئولیت برنامههای سفر با من .الزم نیست تو کاری انجام بدی. 34. care for sb از کسی مراقبت کردن ،مواظب کسی بودن Alan is 85 and lives alone. He needs somebody to care for him. اَلِن 85سالشه و تنها زندگی میکنه .نیاز داره که یه نفر ازش مراقبت کنه. نکته :اصطالح I don't care for sthیعنی از آن چیز خوشم نمیآید: I don’t care for hot weather. از هوای گرم ،خوشم نمیاد. به (کسی یا چیزی) اهمیت دادن 35. care about او خیلی خودخواهه .به آدمای دیگه اهمیت نمیده. He’s very selfish. He doesn’t care about other people. نکته :اگر careبه معنای "اهمیت دادن" باشد و بعد از آن به جای اسم ،یک شبه جملۀ اسمی بیاید ،از حرف اضافۀ aboutاستفاده نمیکنیم: You can do what you like. I don’t care what you do. هرکاری که دوست داری میتونی انجام بدی .برام مهم نیست که چیکار میکنی. دنبال (چیزی یا کسی) گشتن 36. look for ?I’ve lost my keys. Can you help me to look for them کلیدهایم را گم کردهام .میشه بهم کمک کنی تا دنبالشون بگردم؟ از کسی یا چیزی مراقبت کردن 37. look after Alan is 85 and lives alone. He needs somebody to look after him. اَلِن 85سالشه و تنها زندگی میکنه .نیاز داره که یه نفر ازش مراقبت کنه. میتونی این کتاب رو قرض بگیری ،اما لطفاً ازش مراقبت کنYou can borrow this book, but please look after it. . صدای کسی یا چیزی را شنیدن 38. hear sb/sth او صدای یک تصادف بلند را شنید. She heard a loud crash. دربارۀ چیزی یا کسی ،چیزی شنیدن 39. hear about دربارۀ آتش سوزی در [آن] هتل ،چیزی شنیدی؟ از وجود کسی یا چیزی باخبر بودن/شدن ?Did you hear about the fire at the hotel 40. hear of ?A: Who is Tom Hart B: I have no idea. I've never heard of him. :Aتام هارت کیه؟ :Bنمیدونم .نمیشناسمش( .از وجود چنین آدمی بی اطالعم). I’ve heard of a job which would be just right for you. از یه شغلی باخبر شدم که دقیقاً مناسب توست. زبان عمومی RMS با کسی در تماس بودن ،از حال و روز کسی خبر داشتن 41. hear from sb :Aاخیراً با جِین در تماس بودی؟ (خبر داری که چیکارا میکنه؟) :Bآره ،چند روز پیش بهم زنگ زد. ?A: Have you heard from Jane recently B: Yes, she called me a few days ago. 236 بخش 36 42. think about sth در مورد چیزی فکر کردن I’ve thought about what you said and I’ve decided to take your advice. دربارۀ چیزی که گفتی فکر کردهام و تصمیم گرفتهام تا به توصیهات عمل کنم. 43. think of sth چیزی به ذهن رسیدن ایدۀ من بود .اول به ذهن من رسید. احساس شرمندگی کردم .چیزی به ذهنم نرسید تا بگم. It was my idea. I thought of it first. I felt embarrassed. I couldn’t think of anything to say. نکته :همچنین وقتی میخواهیم نظر کسی را در مورد چیزی بپرسیم یا خودمان در مورد یک چیز نظر بدهیم ،از think ofاستفاده میکنیم: ?What did you think of the movie نظرت در مورد [آن] فیلم چه بود؟ نکته :گاهی اوقات تفاوت بین think aboutو think ofبسیار کم است و میتوان هم از aboutو هم از ofاستفاده کرد: وقتی تنهام ،اغلب بهت فکر میکنم. When I’m alone, I often think of you. When I’m alone, I often think about you. نکته :برای عملهایی که محتمل است در آینده رخ بدهند ،میتوان از هر دو ساختار زیر استفاده کرد: think about doing sth think of doing sth خواهرم دارد به رفتن به کانادا فکر میکند. My sister is thinking about going to Canada. My sister is thinking of going to Canada. (چیزی را) به سمت کسی/چیزی نشانه گرفتن 44. aim (sth) at sb/sth دِنوِر تفنگش را به سمت من نشانه گرفت. Denver aimed his gun at me. (چیزی را) به سمت کسی/چیزی نشانه گرفتن 45. point (sth) at sb/sth آن چاقو را به سمت من نشانه نگیر .خطرناکه. Don’t point that knife at me. It’s dangerous. به سمت کسی/چیزی شلیک کردن 46. shoot (a gun) at sb/sth We saw someone with a gun shooting at birds, but he didn’t hit any. یک نفر را دیدیم که داشت با یک تفنگ به سمت پرندهها شلیک میکند ،اما هیچی نزد( .موفق نشد هیچ پرندهای را بزند). به سمت کسی/چیزی شلیک کردن 47. fire (a gun) at sb/sth آنها به سمت دشمن شلیک کردند. They fired guns at the enemy. خواب دیدن (وقتی که خواب هستید) 48. dream about دیشب خوابت رو دیدم. رویای چیزی داشتن ،تصور کردن آیا رویای پولدار و معروف شدن را داری؟ او رویای سرآشپز شدن را در سر داشت. 237 I dreamt about you last night. 49. dream of/about being/doing sth ?Do you dream of being rich and famous ?Do you dream about being rich and famous She dreamed of becoming a chef. She dreamed about becoming a chef. زبان عمومی RMS بخش 36 نکته :اصطالح I wouldn't dream of doing sthیعنی "هرگز یه کاری را انجام نمیدهم": ’‘Don’t tell anyone what I said.’ ‘No, I wouldn’t dream of it. "چیزی که گفتم رو به هیچکس نگو" ".نه ،هرگز اینکار را انجام نمیدهم". !I wouldn’t dream of letting strangers look after my own grandmother هرگز اجازه نمیدهم که غریبهها از مادربزرگ خودم مراقبت کنند. 50. complain (to sb) about sth (به کسی) در مورد چیزی گِله کردن We complained to the manager of the restaurant about the food. ما در مورد غذا ،به مدیر رستوران گله و شکایت کردیم. 51. complain of a pain, illness etc. اظهار ناراحتی کردن از چیزی We called the doctor because George was complaining of a pain in his stomach. ما دکتر را فراخواندیم چونکه جورج بابت دردی [که] در دلش [داشت] اظهار ناراحتی میکرد. 52. remind sb about sth چیزی را به کسی یادآوری کردن It’s good you reminded me about the meeting. I’d completely forgotten about it. خوبه که جلسه رو بهم یادآوری کردی .کامالً فراموشش کرده بودم. 53. remind sb of کسی را یاد چیزی/کسی انداختن This house reminds me of the one I lived in when I was a child. این خانه مرا یاد خانهای میاندازد که وقتی بچه بودم در آن زندگی میکردم. ?Look at this photograph of Richard. Who does he remind you of به این عکس ریچارد نگاه کن .او تو را یاد چه کسی میاندازد؟ 54. phone / call sb به کسی زنگ زدن ،با کسی تماس گرفتن با شرکت هواپیمایی تماس گرفتم تا پروازم را کنسل کنم. امشب بهت زنگ میزنم. به کسی ایمیل فرستادن ،ایمیل کردن I called the airline to cancel my flight. I’ll phone you this evening. 55. email sb آیا [آن] طرح را تا پایان امروز برایم ایمیل میکنی؟ ?Can you email me the proposal by the end of today به کسی پیامک دادن (از طریق موبایل) 56. text sb به محض اینکه نتایج آزمونت رو گرفتی ،بهم پیامک بده. (از کسی) (درس مورد چیزی) پرسیدن Text me as soon as you get your exam results. )57. ask (sb) (about sth If there's anything you want to know, you can ask me. اگه چیزی هست که میخواهی بدونی ،میتونی ازم بپرسی. بازدیدکنندهها معموالً در مورد تاریخچۀ [این] قلعه سوال میپرسنVisitors usually ask about the history of the castle. . از (کسی) چیزی را درخواست کردن 58. ask (sb) for sth I sent an email to the company asking them for more information about the job. یک ایمیل به [آن] شرکت فرستادم و ازشون درخواست کردم تا اطالعات بیشتری در مورد [آن] شغل [بدهند]. زبان عمومی RMS 238 36 بخش 59. ask sb the way/ the time etc. I asked somebody the way to the station. راه را از کسی پرسیدن/زمان .از یک نفر مسیر [رسیدن به] ایستگاه را پرسیدم 60. thank sb (for doing sth) )از کسی تشکر کردن (بابت انجام کاری Ali thanked me for helping him. . ازم تشکر کرد،علی بابت کمک کردن بهش 81 تمرین شمارۀ . حل شدهاند، برای نمونه، جملۀ اول و دوم. پر کنید، جمالت زیر را با حروف اضافۀ مناسب،با استفاده از افعال داخل پرانتز 1. I look stupid with this haircut. Everybody will laugh at me. (laugh) 2. I don’t understand this. Can you explain it to me? (explain) 3. We live in the same building, but we’ve never -------------------- one another. (speak) 4. Be careful with those scissors! Don’t ------------ them ------------ me! (point) 5. You shouldn’t ------------ directly --------- the sun. You’ll damage your eyes. (look) 6. Please ---------------------------- me! I’ve got something important to tell you. (listen) 7. Don’t --------------------- stones ------------ the birds! (throw) 8. If you don’t want that sandwich, ------------- it ------- the birds. They’ll eat it. (throw) 9. I tried to contact Tina, but she didn’t ----------------- my emails. (reply) 81 پاسخ تمرین شمارۀ 3. spoken to 7. throw (stones) at 4. point (them) at 8. throw (it) to 5. look (directly) at 9. reply to 6. listen to 82 تمرین شمارۀ .در جمالت زیر از حروف اضافۀ مناسب استفاده کنید 1. He’s very selfish. He doesn’t care ------------ other people. 2. Who’s going to take care ------------ you when you are old? 3. She doesn’t care ------------ the exam. She doesn’t care whether she passes or fails. 4. I don’t like this coat very much. I don’t care ------------ the colour. 5. Don’t worry about the shopping. I’ll take care ------------ that. 6. Did you hear ------------ the fire at the hotel yesterday? 7. I love living here. I wouldn’t dream ------------ going anywhere else. 8. I love this music. It reminds me ------------ a warm day in spring. 9. Our neighbours complained ------------ us ------------ the noise we made. 10. Paul was complaining ------------ pains in his chest, so he went to the doctor. 11. He loves his job. He thinks ------------ it all the time, he dreams ------------ it, he talks ------------ it and I’m fed up with hearing ------------ it. 82 پاسخ تمرین شمارۀ 1. about 7. of RMS زبان عمومی 2. of 8. of 3. about 9. to, about 4. for 10. of 5. of 6. about 11. about, about, about, about 239 37 بخش PART A: GRAMMAR Directions: Choose the word or phrase (1), (2), (3), or (4) that best completes each sentence. Then mark the correct choice on your answer sheet. 1. I ---------------- tennis every Sunday morning. 1) playing 2) play 3) am playing 4) am play 2. Billy's mother advised him ---------------- too near the lion's cage in the zoo. 1) not go 2) not to go 3) to not go 4) does not go 3. Don't make so much noise. Noriko ---------------- to study for her ESL test! 1) try 2) tries 3) tried 4) is trying 4. The people ---------------- in line to get into the theater were cold and wet. 1) stood 2) stand 3) standing 4) to stand 5. Jalal ---------------- his teeth before breakfast every morning. 1) will cleaned 2) is cleaning 3) cleans 4) clean 6. A: "I need to talk to you about something." B: "Sorry, but I'm ---------------- to talk." 1) so busy 2) too busy 3) very busy 4) busy enough 7. Sorry, she can't come to the phone. She ---------------- a bath! 1) is having 2) having 3) have 4) has 8. He has not seen his old friends ---------------- he arrived here last week. 1) since 2) when 3) so that 4) so as to 9. ---------------- many times every winter in Frankfurt. 1) It snows 2) It snowed 3) It is snowing 4) It is snow 10. Cleveland has always been referred to as a dirty, boring city, ---------------- now they say it is much better. 1) as 2) because 3) though 4) whether 11. How many students in your class ---------------- from Korea? 1) comes 2) come 3) came 4) are coming 12. Mark: Why didn't he ring the bell before coming? Sarah: He always rings the bell. You --------- out when he came. 1) must be 2) should be 3) should have been 4) must have been 13. Weather report: "It's seven o'clock in Frankfurt and ----------------." 1) there is snow 2) it`s snowing 3) it snows 4) it snowed 14. ---------------- we tried to stop him, he kept on ----------------. 1) However / talking 2) As / talk 3) While / to talk 4) Although / talking 15. Babies ---------------- when they are hungry. 1) cry 2) cries 3) cried 4) are crying 16. Jane ---------------- her blue jeans today, but usually she wears a skirt or a dress. 1) wears 2) wearing 3) wear 4) is wearing 17. The dishes ---------------- yet. Could you please wash them up? 1) have been not washed 2) have not been washed 3) are not being washed 4) had not been washed 18. I think I ---------------- a new calculator. This one does not work properly any more. 1) needs 2) needed 3) need 4) am needing 19. Antarctica is covered by a huge ice cap ---------------- 70 percent of the earth's fresh water. 1) contains 2) to contain 3) containing 4) which is containing 20. My back hurts. I ---------------- that heavy box up two flights of stairs yesterday. 1) should not carry 2) should have not carry 3) should not be carrying 4) should not have carried 240 RMS زبان عمومی 37 بخش 21. What did you say to your friend when he asked where ----------------? 1) did you spend your weekend 2) you had spent your weekend 3) your weekend did you spend 4) had your weekend been spent 22. The man spoke ---------------- that I couldn't understand a word he said. 1) so quickly 2) too quickly 3) such quickly 4) quickly enough 23. You should try to answer all the questions ---------------- they are easy or not. 1) although 2) while 3) whether 4) because 24. Our parents ------------- have participated in the school meeting; however, they didn't. 1) must 2) should 3) might 4) would 25. It is necessary for every student ---------------- to class on time and well-prepared. 1) comes 2) coming 3) to come 4) who comes 26. Simin told her brother ---------------- the radio while she was doing her homework. 1) he does not turn on 2) not to turn on 3) not turning on 4) don't turn on 27. It was ---------------- large earthquake that is damaged almost all the houses in the village. 1) so 2) so a 3) such 4) such a 28. David ---------------- forgot to lock the door the night our restaurant was robbed. 1) himself and myself 2) and I themselves 3) or myself 4) and I 29. Mr. Rahimi, the company president, is not a generous man, if I ---------------- the company president, I would for sure donate some money to charity. 1) was 2) were 3) be 4) would be 30. Rescue helicopters had searched the whole area for the missing hikers for five hours before they finally ---------------- them in a remote area. 1) were found 2) would find 3) were finding 4) found 3 پاسخ مجموعه تست گرامر شمارۀ » آسان2 « گزینۀ I play tennis every Sunday morning. .1 من هر یکشنبه صبح تنیس بازی میکنم . پس باید زمان حال ساده باشه. یه کاریه که معموالً انجام میده.دقت کنید که منظورش در حال حاضر نیست » متوسط2 « گزینۀ .2 Billy's mother advised him not to go too near the lion's cage in the zoo. . بیش از حد نزدیک نشود،مادر بیلی به او توصیه کرد که به قفس شیر در باغ وحش : از دو ساختار میتوان استفاده کردallow وadvise بعد از فعل:نکته :ساختار اول verb + gerund (without an object) I wouldn't advise staying in that hotel. They don't allow parking in front of the building. .اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم . اجازۀ پارک نمیدهند،آنها در مقابل [آن] ساختمان :ساختار دوم verb + object + to-infinitive I wouldn't advise anybody to stay in that hotel. .به هیچکس اقامت در آن هتل را توصیه نمیکنم They don't allow people to park in front of the building. .آنها به مردم اجازۀ پارک در مقابل [آن] ساختمان را نمیدهند . بیاوریمnot کافی است که قبل از آن،to برای منفی کردن فعل مصدر با:نکته » آسان4 « گزینۀ .3 Don't make so much noise. Noriko is trying to study for her ESL test! ! خود مطالعه کندESL نوریکو سعی دارد برای آزمون.اینقدر سر و صدا نکن RMS زبان عمومی 241 بخش 37 نوریکو همین االن داره مطالعه میکنه .پس سر و صدا نکن! (زمان حال استمراری) .4 گزینۀ « » 3متوسط The people standing in line to get into the theater were cold and wet. افرادی که برای ورود به تئاتر ،در صف ایستاده بودند سردشون بود و خیس بودند. نکته :در یک جملۀ موصولی تعیین کننده که در آن ضمیر موصولی نقش فاعلی دارد ،در سه حالت میتوانیم ضمیر موصولی را حذف کنیم: .4 بالفاصله بعد از ضمیر موصولی ،یک ساختار استمراری داشته باشیم (فعل to beبه همراه یک فعل ingدار)، 5. در این حالت ،برای حذف ضمیر موصولی ،به صورت زیر عمل میکنیم: +حذف haveیا hadدر صورت وجود حذف فعل to be +حذف ضمیر موصولی Police who are investigating the crime are looking for three men. Police investigating the crime are looking for three men. پلیسهایی که در مورد [آن] جنایت در حال تحقیق هستند ،دنبال سه مرد میگردند. 1. 2. در این سوال هم ،در واقع جملۀ زیر را داشتیم ،که ضمیر موصولی و فعل to beحذف شدهاند. The people who were standing in line to get into the theater were cold and wet. .5 گزینۀ « » 3آسان Jalal cleans his teeth before breakfast every morning. جالل هر روز صبح قبل از صبحانه دندانهایش را تمیز میکند. این هم کاری است که هر روز انجام میدهد و منظورش حال حاضر نیست .پس باید از زمان حال ساده استفاده کنیم. .6 گزینۀ « » 2متوسط "B: "Sorry, but I'm too busy to talk. "ببخشید ،اما من برای صحبت کردن خیلی سرم شلوغه". "A: "I need to talk to you about something. "من باید در مورد یک موضوعی با شما صحبت کنم". دقت کنید که tooبار معنایی منفی دارد .در اینجا یعنی انقدر سرم شلوغه که نمیتونم صحبت کنم .با توجه به اینکه اولش میگه :ببخشید! یعنی نمیتونه صحبت کنه. .7 گزینۀ « » 1آسان ببخشید ،او نمیتواند پشت تلفن بیاید .دارد دوش میگیرد. !Sorry, she can't come to the phone. She is having a bath مشخصه که زمان حال استمراری باید باشه. .8 گزینۀ « » 1متوسط .9 گزینۀ « » 1آسان He has not seen his old friends since he arrived here last week. او از هفته گذشته که وارد اینجا شد ،دوستان قدیمی خود را ندیده است. در فصل زمستان ،در فرانکفورت بارها برف می بارد. It snows many times every winter in Frankfurt. چون چیزی است که بارها رخ میدهد و منظورش همین االن نیست ،پس زمان حال ساده است. .10گزینۀ « » 3متوسط Cleveland has always been referred to as a dirty, boring city, though now they say it is much better. از کلیولند همیشه به عنوان یک شهر کثیف و خسته کننده یاد میشد ،گرچه اکنون میگویند خیلی بهتر شده است. دقت کنید که بین شبه جملۀ اول و دوم ،تضاد وجود دارد. .11گزینۀ « » 2متوسط چه تعداد دانش آموز در کالس شما اهل کشور کره هستند؟ ?How many students in your class come from Korea برای بیان اهل جایی بودن ،از زمان حال ساده استفاده میکنیم .همچنین چون فاعل جمع است از comeاستفاده میکنیم نه از comes زبان عمومی RMS 242 بخش 37 .12گزینۀ « » 4متوسط 13. ?Mark: Why didn't he ring the bell before coming مارک :چرا او قبل از آمدن زنگ در را نزد؟ Sarah: He always rings the bell. You must have been out when he came. سارا :او همیشه زنگ را میزند .وقتی او آمده حتماً بیرون بودهاید. نحوۀ استفاده از mustدر زمان گذشته: … … + must (not) have + pp + There's nobody at home. They must have gone out. هیچکس در خانه نیست .باید بیرون رفته باشند. She walked past me without speaking. She must not have seen me. او بدون حرف زدن ،از کنارم رد شد رفت .حتماً منو ندیده. Tom walked into a wall. He must not have been looking where he was going. تام رفت تو دیوار .حتماً نگاه نمی کرده که کجا داره میره. .13گزینۀ « » 2آسان "Weather report: "It's seven o'clock in Frankfurt and it's snowing. گزارش هواشناسی" :در فرانکفورت ساعت هفت است و دارد برف می بارد". دقت کنید که دارد در مورد همین االن صحبت میکند .یعنی زمان حال استمراری. .14گزینۀ « » 4متوسط Although we tried to stop him, he kept on talking. اگرچه ما سعی کردیم او را متوقف کنیم ،او همچنان به صحبت ادامه میداد. دقت کنید که بعد از keep onاز یک اسم مصدر (فعل ingدار) استفاده میکنیم( .رد گزینۀ 2و )3 کلمۀ howeverدر معنای "هرچند" ،در ابتدای شبه جملۀ دوم میآید ،نه در ابتدای شبه جملۀ اول. .15گزینۀ « » 1آسان Babies cry when they are hungry. نوزادان وقتی گرسنه هستند گریه میکنند. منظورش همین االن نیست .به طور کلی داره صحبت میکنه .پس باید از زمان حال ساده استفاده کنیم. .16گزینۀ « » 4آسان Jane is wearing her blue jeans today, but usually she wears a skirt or a dress. جِین امروز شلوار جین آبی خود را پوشیده است ،اما معموالً دامن یا لباس میپوشد. وقتی دارد در مورد لباس پوشیدن ،کاله گذاشتن و ...در یک روز خاص صحبت میکند ،از زمان حال استمراری استفاده میکنیم. .17گزینۀ « » 2متوسط ?The dishes have not been washed yet. Could you please wash them up ظرف ها هنوز شسته نشدهاند .لطفاً میتوانید آنها را بشویید؟ دقت کنید که برای منفی کردن زمان حال کامل not ،را بعد از فعل کمکی میآوریمhave not : .18گزینۀ « » 3آسان I think I need a new calculator. This one does not work properly any more فکر میکنم به یک ماشینحساب جدید احتیاج دارم .این یکی ،دیگر به درستی کار نمیکند. نکته :فعل های زیر در زمان حال استمراری استفاده نمی شوند: remember به یاد آوردن 243 understand فهمیدن know دانستن ،شناختن want خواستن like دوست داشتن زبان عمومی RMS بخش 37 believe باور داشتن forget فراموش کردن mean معنی دادن ،منظور داشتن prefer ترجیح دادن need نیاز داشتن .19گزینۀ « » 3سخت Antarctica is covered by a huge ice cap containing 70 percent of the earth's fresh water قطب جنوب توسط یک کالهک یخی عظیم پوشیده شده که حاوی 70درصد آب شیرین زمین است. دقت کنید که گزینۀ 4نمیتواند درست باشد ،زیرا اگر ضمیر موصولی وجود داشته باشد ،به خاطر اینکه این جمله یک موضوع علمی و همیشگی است، باید به صورت زمان حال ساده بیاید ،نه زمان حال استمراری .به بیان دیگر: Antarctica is covered by a huge ice cap which contains 70 percent of the earth's fresh water. .20گزینۀ « » 4متوسط My back hurts. I should not have carried that heavy box up two flights of stairs yesterday کمرم درد میکند .من دیروز نباید آن جعبۀ سنگین را دو پله باال میبردم. نکته :برای بیان کاری که در گذشته انجام ندادهاید ،اما بهتر بود که آن کار را انجام دهید ،از ساختار زیر می توانید استفاده کنید: should have + pp You missed a great party last night. You should have come. دیشب یه مهمونی عالی رو از دست دادی .باید میومدی. I wonder why they're so late. They should have been here an hour ago. برام سواله که چرا انقدر دیر کردند .یک ساعت پیش باید اینجا میبودن. I feel sick. I shouldn't have eaten so much. حالم خوب نیست .نباید خیلی زیاد میخوردم. .21گزینۀ « » 2متوسط ?What did you say to your friend when he asked where you had spent your weekend وقتی دوستتان از شما پرسید آخر هفته خود را کجا گذراندهای ،چه گفتید؟ دقت کنید که وقتی یک جملۀ پرسشی ،قسمتی از یک جملۀ بزرگتر باشد ،ساختار آن خبری خواهد بود .یعنی مانند یک جملۀ مثبت عادی. .22گزینۀ « » 1متوسط The man spoke so quickly that I couldn't understand a word he said [آن] مرد آنقدر سریع صحبت میکرد که من نمیتوانستم یک کلمه از حرفایش را بفهمم. استفاده از ساختار so … that .23گزینۀ « » 3متوسط You should try to answer all the questions whether they are easy or not. باید سعی کنید به همه سواالت پاسخ دهید ،چه آسون باشند چه نباشند. کاربرد whether .24گزینۀ « » 2متوسط Our parents should have participated in the school meeting; however, they didn't. والدین ما باید در جلسه مدرسه شرکت میکردند .با این حال ،آنها این کار را نکردند. به پاسخ سوال 20رجوع کنید .دقت کنید که در انتها میگه ،این کار را نکردند! .25گزینۀ « » 3متوسط It is necessary for every student to come to class on time and well-prepared الزم است که هر دانش آموز به موقع و با آمادگی کامل ،به کالس بیاید. زبان عمومی RMS 244 بخش 37 ساختار زیر را یاد بگیرید: it is necessary (for somebody) to do something یعنی در جای خالی باید از مصدر استفاده کنیم. .26گزینۀ « » 2متوسط Simin told her brother not to turn on the radio while she was doing her homework سیمین به برادرش گفت در حالی که مشغول انجام تکالیف بود رادیو را روشن نکن نکته :در نقل قول غیرمستقیمِ جمالت امری ،میتوان از ساختار زیر استفاده کرد( :در این ساختار از مصدر فعل اصلی استفاده میکنیم). tell somebody to do something ساختار منفی: tell somebody not to do something من به حامد گفتم":داد نزن". به حامد گفتم داد نزنه. "Don't shout," I said to Hamed. I told Hamed not to shout. direct reported .27گزینۀ « » 4سخت It was such a large earthquake that is damaged almost all the houses in the village زمین لرزۀ خیلی بزرگی بود که تقریباً همۀ خانههای روستا آسیب دیدهاند. کلمۀ ،suchمیتواند شدت یک صفت را بیشتر کند ،در اینجا معنی "خیلی /بسیار" میدهد. such + adjective + noun such a good time زمان خیلی خوب such a big dog سگ خیلی بزرگ such nice people مردم بسیار خوب such a stupid story داستان بسیار احمقانه .28گزینۀ « » 4آسان David and I forgot to lock the door the night our restaurant was robbed شبی که رستوران ما مورد سرقت قرار گرفت ،من و دیوید فراموش کردیم در را قفل کنیم. در انگلیسی برعکس فارسی ،وقتی میخواهیم بگیم "من و دیوید" اول دیوید رو میاریم و بعد ضمیر .I من و دیوید David and I .29گزینۀ « » 2متوسط Mr. Rahimi, the company president, is not a generous man, if I were the company president, I would for sure donate some money to charity. آقای رحیمی ،رئیس شرکت ،انسان سخاوتمندی نیست ،اگر من رئیس شرکت بودم ،مطمئناً مقداری پول به امور خیریه اهدا می- کردم. در جملۀ شرطی ،بعد از ifفعل wasبه wereتبدیل میشود. .30گزینۀ « » 4متوسط Rescue helicopters had searched the whole area for the missing hikers for five hours before they finally found them in a remote area. هلیکوپترهای امداد و نجات ،کل منطقه را به مدت 5ساعت در جستجوی کوهنوردان گمشده جستجو کرده بودند ،قبل از اینکه سرانجام آنها را در یک منطقه دورافتاده پیدا کنند. 245 زبان عمومی RMS بخش 38 بخش ( 38عبارت) یک عبارت ( ،)phraseترکیبی از کلمات است که: به عنوان یک واحد گرامری ،کنار هم قرار میگیرند شامل فاعل و فعل نیست ابتدا چند مثال ساده را باهم بررسی میکنیم .جملۀ زیر phrase ،یا عبارت ندارد: Nima eats cakes daily. نیما هر روز کیک میخورد. حال جملۀ زیر را در نظر بگیرید: پسرعمویم نیما هر روز کیک میخورد. My cousin Nima eats cakes daily. در جملۀ باال My cousin Nima ،یک عبارت سه کلمهای است که به عنوان فاعل جمله ،ایفای نقش میکند .توجه کنید که عبارت یا ،phrase برای خودش فاعل یا فعل ندارد. دوباره جملۀ زیر را در نظر بگیرید. پسرعمویم نیما در طول هفته کیک میخورد. My cousin Nima eats cakes during the week. حال ،یک عبارت یا phraseدیگر ( ،)during the weekبه جمله اضافه کردهایم ،که آن هم سه کلمهای است و نقش یک قید را بازی میکند. باز جملۀ زیر را در نظر بگیرید: پسرعمویم نیما در طول هفته داشت کیک میخورد. My cousin Nima was eating cakes during the week. یک عبارت دیگر ( )was eatingبه جمله اضافه کردهایم .این عبارت ،دو کلمهای است .در واقع یک فعل دو کلمهای است. انواع عبارت: .1عبارت صفتی ()Adjective Phrase .6عبارت وجه وصفی ()Participle Phrase .2عبارت قیدی ()Adverbial Phrase .7عبارت اسم مصدری ()Gerund Phrase .3عبارت اسمی ()Noun Phrase .8عبارت مصدری ()Infinitive Phrase .4عبارت فعلی ()Verb Phrase .9عبارت بدلی ()Appositive Phrase .5عبارت با حرف اضافه ()Prepositional Phrase .1عبارت صفتی ()Adjective Phrase یک عبارت صفتی ،گروهی از کلمات و متشکل از یک صفت اصلی ( )head adjectiveو کلمات مکمل است که یک اسم یا ضمیر را توصیف میکنند. ویکتوریا بی نهایت به ما افتخار میکرد. هزینۀ [این] ماشین خیلی زیاد است. Victoria was immensely proud of us. The cost of the car is way too high. 1. 2. تذکر :چیزی که این باال خوندیم Adjective Phraseبود .یک نوع عبارت دیگه داریم به اسم ،Adjectival Phraseکه اینم صفت چند کلمهایه اما یک head adjectiveنداره. عمۀ من[ ،آن] خانمی است که چشمهایش آبی است. My auntie is the lady with blue eyes. 1. .2عبارت قیدی ()Adverbial Phrase گروهی از کلمات که به عنوان یک قید ایفای نقش میکنند. He sings in a low register. او در گام پایین آهنگ میخواند. این نوع عبارت ،چون با حرف اضافه شروع شده است ،به آن عبارت با حرف اضافه نیز میگویند. Luckily for us, we arrived just in time. خوشبختانه ،ما به موقع رسیدیم. They ran really fast. آنها واقعاً خیلی سریع دویدند. زبان عمومی RMS 1. 2. 3. 246 بخش 38 .3عبارت اسمی ()Noun Phrase یک عبارت اسمی شامل یک اسم ( )nounو تمام توصیف کنندههایش است .به مثال های زیر توجه کنید: ?How much is that doggy in the window آن هاپوی داخل ویترین ،قیمتش چند است؟ در مثال باال doggy ،اسم ،و thatتوصیف کنندۀ آن میباشد .همچنین in the windowنیز توصیف کننده doggyاست. She bought a decent black shirt. او یک پیرهن مشکی درست و حسابی خرید. One of our close relatives never drinks tea. یکی از خویشاوندان نزدیک ما ،هرگز چای نمینوشد. One of my friends bought a beautiful red car. یکی از دوستانم ،یک ماشین قرمز زیبا خرید. 1. 2. 3. 4. .4عبارت فعلی ()Verb Phrase عبارت فعلی ،شامل فعل اصلی ،فعل کمکی ،فعل مُدال و ...میباشد. او کارش را تمام کرده است. باید برای آزمون ،مطالعه کنی. She has finished her work. You should study for exam. 1. 2. .5عبارت با حرف اضافه)Prepositional Phrase( : گروهی از کلمات است که دارای یک حرف اضافه ،مفعول آن حرف اضافه و هر کلمهای است که آن مفعول را توصیف میکند. I lived near the beach. نزدیک ساحل زندگی میکردم. در اینجا عبارت با حرف اضافه ،یک قید مکان است. آن هاپوی داخل ویترین ،قیمتش چند است؟ ?2. How much is that doggy in the window در اینجا عبارت با حرف اضافه به عنوان یک صفت doggy ،را توصیف میکند. و بخشی از عبارت اسمی that doggy in the windowاست( .اغلب یک عبارت با حرف اضافه ،در یک عبارت دیگر وجود دارد) او روی فرش خوابیده است. 3. He is sleeping on the carpet. 1. .6عبارت وجه وصفی ()Participle Phrase عبارتی است که نقش صفت دارد. یک عبارت وجه وصفی میتواند با یک ( Past Participleشکل سوم فعل) یا یک ing( Present Participleدار) ،شروع شود. Cracked from top to bottom, the mirror was now ruined. آینه که از باال به پایین ترک خورده بود ،اکنون داغون شده بود. Look at the panther climbing the tree. به پلنگی که از درخت باال میرود نگاه کنید. 1. 2. تذکر :یادتان باشد که یک ،participleظاهر فعل دارد و به عنوان صفت استفاده میشود( .همان مبحث صفت فاعلی و مفعولی) the boiled water آبِ جوشیده the rising sun خورشیدِ در حال طلوع نکته :وقتی که یک عبارت وجه وصفی در ابتدای یک جمله باشد ،بعد از آن ،یک ویرگول (کاما) میآید و بعد از ویرگول نیز بالفاصله اسم مربوطه میآید. (اسمی که عبارت وجه وصفی در حال توصیف آن است). .7عبارت اسم مصدری ()Gerund Phrase یک عبارت اسم مصدری ،شامل یک اسم مصدر ،مفعول آن اسم مصدر و هر توصیف کنندهای است. حرکت سریع اما یواشکی ،رمز بقا است. آواز خواندن در حمام را دوست دارم. Moving quickly but stealthily is the key to survival. I like singing songs in the shower. 1. 2. تذکر :دقت کنید که برای شناسایی عبارت اسم مصدری ،میتوان به جای آن عبارت ،از یک ضمیر استفاده کرد. تذکر :عبارت Gerundرا با عبارت Present Participleاشتباه نگیرید .عبارت Gerundدر نقش اسم میآید. 247 زبان عمومی RMS 38 بخش Gerund Phrase Participle Phrase Moving quickly but stealthily is the key to survival. . رمز بقا است،حرکت سریع اما یواشکی Removing his glasses, the professor shook his head with disappointment. . سر خود را با ناامیدی تکان داد،استاد در حالی که عینکش را برمیداشت )Infinitive Phrase( عبارت مصدری.8 .) و مکملها و توصیف کنندههای آن استto infinitive( شکل مصدر فعل،یک عبارت مصدری 1. 2. She tells you to dance like no one is watching. .او به شما میگوید [طوری] برقصید [که] انگار هیچکس تماشا نمیکند The first step in forgiveness is the willingness to forgive those who have wronged us. . تمایل برای بخشیدن کسانی است که با ما بدرفتاری کردهاند،اولین قدم در بخشش )Appositive Phrase( عبارت بدلی.9 . استفاده میشود،یک عبارت اسمی است که برای توضیح یا تکمیل معنای یک اسم یا ضمیر دیگر 1. 2. 3. Thomas Edison, the inventor of the light bulb, is often called USA's greatest inventor. . اغلب بزرگترین مخترع ایاالت متحده آمریکا نامیده میشود، مخترع المپ،توماس ادیسون Dexter, my dog, will chew your shoes if you leave them there. . آنها را میجود، سگِ من، دکستر،اگر کفشهایت را آنجا بگذاری Peter (my mate from school) won the lottery. .پیتر (رفیق دوران مدرسهام) برندۀ التاری شد نکات پراکندۀ گرامری )Indefinite Pronouns( ضمایر نامعین . ضمیری است که به یک شخص یا چیز خاصی اشاره نمیکند،یک ضمیر نامعین Singular another anybody anyone anything each either enough other much everybody everyone everything nobody neither less one somebody someone something no one nothing little Plural S or P both few fewer many others several all any more most none some such :به مثال های زیر توجه کنید 1. 2. 3. 4. 5. 6. 248 Everything is funny as long as it is happening to somebody else. .همه چیز خندهداره تا وقتی که برای کس دیگهای اتفاق بیفته I don't know anything about music. .) (از موسیقی چیزی سرم نمیشه.هیچی از موسیقی نمیدونم None of the printers are working. .هیچ کدام از پرینترها کار نمیکنند Everybody has arrived, so we can begin the meeting. . پس میتوانیم جلسه را شروع کنیم،همه رسیدهاند John likes coffee but not tea. I think both are good. . به نظرم هر دوتاش خوبن.جان از قهوه خوشش میاد اما از چایی نه Neither of the twins is present. .هیچکدوم از دوقلوها حضور ندارند RMS زبان عمومی بخش 38 نکته :وقتی کلماتی مانند anyone ،any ،allو ...به عنوان یک صفت استفاده شوند ،به آنها صفت نامعین ( )Indefinite Adjectiveمیگوییم. All in the lobby must remain seated. همۀ کسانی که در البی هستند باید در حالت نشسته باقی بمانند. در اینجا allیک ضمیر نامعین است. All personnel in the lobby must remain seated. Indefinite Adjective همۀ پرسنلی که در البی هستند باید در حالت نشسته باقی بمانند. در اینجا allیک صفت نامعین است .چرا که دارد personnelرا توصیف میکند. Indefinite Pronoun Indefinite Pronoun Please take some to Maryam. Indefinite Adjective Please take some lemons to Maryam. لطفاً مقداری برای مریم بردارید. لطفاً تعدادی لیمو برای مریم بردارید. نکات مربوط به فعل wish .1 وقتی میخواهیم بگوییم "ای کاش" ،یا "کاش" ،یا وقتی آرزوی چیزی را داریم و برای نداشتنش حسرت میخوریم میتوانیم از wish استفاده کنیم: wish + simple past کاش شمارۀ تلفن پدرام رو میدونستم. تا حاال آرزو داشتی بتونی پرواز کنی؟ اینجا خیلی شلوغه .کاشکی انقدر آدم نبود. .2 I wish I knew Pedram's phone number. ?Do you ever wish you could fly It's very crowded here. I wish there weren't so many people. 1. 2. 3. بعد از ifو ،wishبرای ضمایر I/he/she/itمیتوان از wasیا wereاستفاده کرد was .غیررسمیتر است. If I was you, I wouldn't buy that coat. If I were you, I wouldn't buy that coat. اگه جای تو بودم ،اون کُت رو نمیخریدم. اگه جای تو بودم ،اون کُت رو نمیخریدم. I wish Nima was here. I wish Nima were here.کاشکی نیما اینجا بود. کاشکی نیما اینجا بود. 1. 2. تذکر :برای آزمونهای مختلف ،اگر هم wasو هم wereدر گزینهها وجود داشت were ،را انتخاب کنید. .3 وقتی میخواهید بگویید متأسفید که یک اتفاقی در گذشته افتاده است ،میتوانید از ساختار زیر استفاده کنیم: subject + wish + (sth) + past perfect I wish I'd known that Behnam was sick. I would have gone to see him. کاشکی میدونستم که بهنام مریضه[ .اگه میدونستم] میرفتم ببینمش. حالت تهوع دارم .کاشکی انقدر کیک نمیخوردمI feel sick. I wish I hadn't eaten so much cake. . .4 1. 2. وقتی برای کسی آرزوی چیزی را دارید: I wish you luck/ all the best / success / a happy birthday, etc. برایت بهترینها را در آینده آرزو میکنم. تیم را قبل از آزمون دیدم ،و او برایم آرزوی موفقیت کرد. .5 I wish you all the best in the future. I saw Tim before the exam, and he wished me luck. شما میتوانید از wishاستفاده کنید تا "چیزی" را برای کسی آرزو کنید ،اما نمیتوانید برای کسی "اتفاق افتادن چیزی" را با کلمۀ ،wish آرزو کنید .در این حالت باید از فعل hopeاستفاده کنید. برایتان اقامتی دلنشین در اینجا آرزومندم. امیدوارم که اقامت دلنشینی در اینجا داشته باشید. 249 1. 2. I wish you a pleasant stay here. I hope you have a pleasant stay here. 1. 2. زبان عمومی RMS 38 بخش : در این حالت از ساختار زیر استفاده میکنیم،)وقتی میخواهید بگویید که کاش میتوانستید کاری را انجام دهید (اما در واقع نمیتوانید .6 I wish I could (do sth) 1. 2. I'm sorry I have to go. I wish I could stay longer. ). باید برم. (اما نمیتونم بمونم. کاشکی میتونستم بیشتر بمونم.متاسفم که باید بروم I've met that man before. I wish I could remember his name. ). (اما اسمش یادم نیست. کاش میتونستم اسمش رو به یاد بیارم.آن مرد را قبال دیدهام : استفاده نمیکنیمwould از، وجود داردwish وجود دارد یا کلمۀif معموالً در سمتی که 1. 2. If I were rich, I would have a yacht. I wish I had something to read. .7 . یک قایق تفریحی داشتم،اگر پولدار بودم )... چیزی، کتابی، (روزنامهای.کاشکی چیزی برای خواندن داشتم : میتوانید از ساختار زیر استفاده کنید،وقتی میخواهید از وضعیتی گِلِه کنید .8 I wish (sb/sth) would (do sth) 1. 2. It's been raining all day. I wish it would stop raining. I wish you wouldn't keep interrupting me. . کاشکی بارون قطع بشه.از صبح داره بارون میاد .کاش به پریدن به وسط حرفم ادامه ندی :) نیز میتوان از ساختار باال استفاده کردchanges( ) و تغییراتactions( برای عملها:نکته 3. 4. I wish Sarah would come. I wish somebody would buy me a car. ). (میخوام که سارا بیاد.کاش سارا بیاد .کاش یه نفر برام یه ماشین بخره ).) خط بکشید و نوع آن را مشخص کنیدphrase( زیر هر عبارت، (در جمالت داده شده83 تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. She had extremely beautiful eyes. I am sad about the result. The best defense against the atom bomb is not to be there when it goes off. Only two things are infinite, the universe and human stupidity, and I'm not sure about the former. (Albert Einstein) I live near the stadium. 83 پاسخ تمرین شمارۀ 1. extremely beautiful عبارت صفتی 2. sad about the result عبارت صفتی 3. The best defense against the atom bomb عبارت اسمی 4. Only two things, the universe, human stupidity, the former از نوع اسمی،هر چهار عبارت 5. near the stadium هم عبارت با حرف اضافه هست و هم عبارت قیدی ). استفاده کنیدhope یاwish از فعل، (در جاهای خالی زیر84 تمرین شمارۀ 1. I ------------------ you a pleasant stay at this hotel. 2. Enjoy your holiday. I ------------------ you have a great time. 3. Goodbye. I ------------------ you all the best for the future. 4. We said goodbye to each other and ------------------ each other luck. 5. We’re going to have a picnic tomorrow, so I ------------------ the weather is nice. 6. Congratulations on your new job. I ------------------ you every success. 7. Good luck in your new job. I ------------------ it works out well for you. 84 پاسخ تمرین شمارۀ 1. wish 250 2. hope 3. wish 4. wished 5. hope 6. wish 7. hope RMS زبان عمومی بخش 39 تذکر :1قبل از مطالعۀ این بخش ،مطمئن شوید که نکات بخش های ( 32 ،31 ،30 ،29 ،28 ،27 ،26 ،15 ،13و )34را به خاطر دارید. تذکر :2اگر در آزمون خود با سواالت تستی گرامر مواجه نخواهید شد ،این بخش را نخوانید. بخش ( 39قانون توازن در جمله) به طور کلی در هر جمله ،باید قانون زیر برقرار باشد: 1 - تعداد فعل = تعداد ربط دهنده به عبارت دیگر ،تعداد ربطدهندههای هر جمله ،یکی کمتر از تعداد فعلهای اصلی است. برای مثال: I love you. دوستت دارم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 He is running. او در حال دویدن است. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که فعلی که ingداشته باشد شمرده نمی شود. Elnaz doesn’t love you anymore. الناز دیگر دوستت ندارد. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که doesn't loveبا هم یک فعل به حساب میآید. She completed her literature review, and she created her reference list. او مرور ادبیاتش را کامل کرد و لیست مراجعاش را ایجاد کرد. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 We missed our plane because we were late هواپیمای خود را از دست دادیم (از هواپیما جا ماندیم) ،چونکه دیر کردیم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 1. 2. 3. 4. 5. نکات مربوط به نحوۀ شمارش فعلهای یک جمله: نکته :1همانطور که میدانیم ،فعل کمکی به تنهایی استفاده نمیشود ،و باید بعد از یک فعل کمکی ،یک فعل اصلی نیز داشته باشیم .فعل کمکی به همراه فعل اصلی بعد از آن ،باهم یک فعل به شمار میآیند: They have gone for a couple of weeks. برای چند هفته ،رفتهاند. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که haveدر اینجا یک فعل کمکی است. Najmeh doesn't live here anymore. نجمه دیگر در اینجا زندگی نمی کند. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که doesدر اینجا یک فعل کمکی است. 1. 2. نکته :2میدانیم که افعال مُدال نیز نوعی فعل کمکی هستند ،در نتیجه ،فعل مُدال و فعل اصلی بعد از آن نیز ،باهم یک فعل حساب میشوند. لیست افعال مُدال: must should shall would will might may can could تذکر :افعال یا عبارتهای زیر نیز مانند افعال مدال رفتار میکنند. used to dare have to need not had better ought to be able to مثال: I might go to the cinema this evening. ممکنه امشب به سینما بروم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که mightفعل مُدال است. Sarah can speak Italian. سارا می تواند ایتالیایی صحبت کند. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که canفعل مُدال است. 251 3. 4. زبان عمومی RMS بخش 39 جرأت نمیکنم به خانه بروم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 ما قبلنا در یک شهر کوچک زندگی میکردیم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 I daren’t go home. 5. We used to live in a small town. 6. نکته :3مشتقات زیر از فعل ،beفعل شمرده میشوند: been be were are was is I am Vahid Rezvanpour. am من وحید رضوان پور هستم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 او عالی است. 8. She is great. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که canفعل مُدال است. علی امروز صبح خسته بود. 9. Ali was tired this morning. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 از سال 2012اینجا دارم زندگی میکنم. 10. I've been living here since 2012. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که haveدر اینجا یک فعل کمکی برای نشان دادن زمان حال کامل است. 7. تذکر :در جملۀ مجهول to be + pp ،باهم یک فعل حساب میشود: این اتاق دیروز تمیز شد. 11. This room was cleaned yesterday. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که was cleanedباهم یک فعل به حساب میآید. نکته :4فعلی که به ingختم شده باشد ،در هیچ شرایطی به عنوان فعل شمرده نمیشود: هرگز تماشای اولین فیلم ترسناکم را فراموش نخواهم کرد12. I'll never forget watching my first horror movie. . تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که willفعل مُدال و watchingاسم مصدر است. دراز کشیدن در ساحل ،زیر آفتاب را تصور کن. 13. Imagine lying on the beach under the sun. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که lyingاسم مصدر است. باغبانی سرگرمی مورد عالقهام است. 14. Gardening is my favorite hobby. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که gardeningاسم مصدر است. فیلم داشت هیجان انگیز میشد. 15. The film was getting exciting. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که gettingاسم مصدر و excitingصفت فاعلی است. پروازم خسته کننده بود. 16. My flight was tiring. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که tiringصفت فاعلی است و فعل به حساب نمیآید. نکته :5مصدر با toیا به عبارتی همان ( ،)to infinitiveدر هیچ حالتی به عنوان فعل شمرده نخواهد شد: He decided to leave early. تصمیم گرفت که زود بره. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که to leaveدر اینجا همان to infinitiveمی باشد. To help others is so important. کمک به دیگران بسیار مهم است. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که to helpدر اینجا همان to infinitiveمی باشد. 17. 18. نکته :6مصدر بدون toیعنی ( ،)infinitiveبه جز در حالتی که بعد از فعل کمکی یا بعد از فعل مُدال آمده باشند (یعنی همان نکات 1و 2که باالتر گفتیم) ،در بقیۀ حالتها به عنوان فعل شمرده نمیشوند: Let me go. بذار برم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که goدر اینجا مصدر بدون toیا همان infinitiveمی باشد. My parents always make me do my homework. پدر و مادرم همیشه مجبورم میکنند تکالیفم را بنویسم. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که doدر اینجا مصدر بدون toیا همان infinitiveمی باشد. زبان عمومی RMS 19. 20. 252 بخش 39 نکات مربوط به نحوۀ شمارش ربطدهندههای یک جمله: نکته :1حروف ربط همپایه ،فقط وقتی که دو فعل یا دو شبهجمله را به هم وصل کنند ،به عنوان ربطدهنده ،شمرده میشوند. S Y O B N A F so بنابراین yet در عین حال or یا but ولی ،اما nor نه and و for برای اینکه I go to the park every Friday, for I long to see his face. من هر جمعه به پارک میروم ،به خاطر اینکه آرزو دارم چهرهاش را ببینم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 My sister doesn’t like to study, nor does she take notes in class. خواهرم دوست ندارد درس بخواند ،و در کالس یادداشت برداری نیز نمیکند. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = ،1دقت کنید که doesفعل کمکی میباشد و در کنار ،takeباهم یک فعل به حساب میآیند. I neither hate nor love to watch TV. من نه از تلویزیون تماشا کردن متنفرم و نه عاشقشم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 بچهها در سراسر زمین بازی ،میدویدند و میپریدند The children ran and jumped all over the playground. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 1. 2. 3. 4. تذکر :در مثالهای زیر ،کلمات باال به عنوان ربط دهنده شمرده نمیشوند ،زیرا دو فعل یا دو شبهجمله را به هم وصل نمیکنند: Everyone but me was invited. همه به جز من ،دعوت بودند. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که در اینجا butدو فعل یا دو شبه جمله را به هم وصل نمیکند. این هدیه را برای تو خریدم. 6. I bought this gift for you. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید forدر اینجا یک حرف اضافه میباشد. باید ماریو و استفان را به مهمانی دعوت کنی. 7. You should invite Mario and Estefan to the party. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که andدر اینجا دو اسم را به هم وصل میکند و شمرده نمیشود. ترجیح میدی زود بخوابی یا تا دیروقت بیدار بمونی؟ ?8. Do you prefer to go to bed early or to stay up late تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0توجه کنید که orدر اینجا دو عبارت مصدری را به هم وصل میکند و شمرده نمیشود: to go to bed early or to stay up late 5. نکته :2حروف ربط دوتایی یا جفتی ،در صورتی که دو فعل یا دو شبهجمله را به هم وصل کنند ،باهم یک ربطدهنده به حساب میآیند: If you heat water to 100 degrees, then it boils. اگر آب را تا 100درجه گرم کنی ،آنگاه میجوشد. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = ،1دقت کنید که حرف ربط دوتایی if/thenباهم یک ربطدهنده شمرده میشود. هنوز وارد اتاق نشده بود که یک مار دید. 10. No sooner did he enter the room than he saw a snake. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = ،1دقت کنید که حرف ربط دوتایی no sooner/thanباهم یک ربطدهنده شمرده میشود. 9. نکته :3حروف ربط وابسته ،در صورتی که دو شبهجمله را به هم وصل کنند ،به عنوان ربطدهنده شمرده میشوند: 11. Look both ways before you cross the street. قبل از اینکه از خیابان رد بشی ،هر دو طرف را نگاه کن. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 Wait here until I come back. اینجا صبر کن تا برگردم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 Once you see him, you will recognize him. به محض اینکه او را ببینی ،او را خواهی شناخت. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 I have my umbrella with me in case it rains. چنانچه بارون بیاد ،چترم همراهمه. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 He looked at me like I was mad. طوری بهم نگاه کرد انگار دیوونه بودم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = ،1در اینجا likeدو شبه جمله را به هم وصل کرده است. 253 12. 13. 14. 15. زبان عمومی RMS بخش 39 تذکر :به مثال های زیر توجه کنید: به خاطر باران ،دیر کردیم. 16. We were late because of the rain. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که because ofیک حرف اضافه است و با becauseفرق دارد. علیرغم زیاد خسته بودن ،نمیتونستم بخوابم. 17. I couldn't sleep despite being very tired. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید despiteیک حرف اضافه میباشد .فعلی که ingبگیرد هم شمرده نمیشود. از سال 2012اینجا دارم زندگی میکنم. 18. I've been living here since 2012. تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = ،0دقت کنید که sinceدر اینجا حرف اضافه است به معنای "از". نکته :4همان طور که میدانیم قیود ربط دو شبهجملۀ مستقل را به هم وصل میکنند .برای راحتی کار ،وقتی که دو شبه جملۀ مستقل توسط یک قید ربط به هم وصل میشوند ،هر کدام از این دو شبه جملۀ مستقل را به عنوان یک جملۀ جدا بررسی میکنیم و قید ربط را نیز به عنوان یک ربط دهنده نمیشماریم. Sanaz kept talking in class; she, therefore, got in trouble. ساناز به صحبت کردن در کالس ادامه داد؛ بنابراین ،به دردسر افتاد. در شبه جملۀ اول :تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 در شبه جملۀ دوم :تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 Chris enjoys making snowmen; also, he loves throwing snowballs. 20. کریس از ساختن آدم برفی لذت می برد؛ همچنین ،او عاشق پرتاب گلولههای برفی است. در شبه جملۀ اول :تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 در شبه جملۀ دوم :تعداد فعل = 1تعداد ربط دهنده = 0 19. نکتۀ :5ضمایر موصولی ،به عنوان ربط دهنده ،شمرده میشوند. that why where هتلی که در آن ماندیم نزدیک ایستگاه بود. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 when which whose whom The hotel which we stayed at was near the station. The café in Barcelona that I met my wife in is still there. [آن] کافیشاپ در بارسلونا که من همسرم را آنجا دیدم ،هنوز آنجاست. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 The little girl whose doll was lost is sad. دختر بچهای که عروسکش گم شده بود ،ناراحت است. The country which he went to is very hot. کشوری که او به آنجا رفت ،خیلی گرمه. who 21. 22. 23. 24. تذکر :1همانطور که در بخش "جمالت و ضمایر موصولی" خواندیم ،در جمالت موصولی تعیین کننده ،یعنی جمالت موصولیای که قابل حذف نیستند و اطالعات ضروری میدهند ،ضمیر موصولی قابل حذف است .یادآوری: اگر بالفاصله بعد از ضمیر موصولی فاعلی ،یک ساختار مجهول داشته باشیم (فعل to beبه همراه یک فعل ،)p.p در این حالت ،برای حذف ضمیر موصولی ،به صورت زیر عمل میکنیم: حذف فعل to be + حذف haveیا hadدر صورت وجود +حذف ضمیر موصولی The boy who was injured in the accident was taken to the hospital. در این جمله ،دو فعل ( was injuredو )was takenو یک ربط دهنده ( )whoوجود دارد. The boy injured in the accident was taken to the hospital. 6. پسری که در تصادف صدمه دید به بیمارستان منتقل شد. در جملۀ شمارۀ ،6ضمیر موصولی و فعل to beیعنی ( )who wasحذف شده است. برای شمردن تعداد فعلها و تعداد ربطدهندههای این جمله ،باید حواسمان به این موضوع باشد ،یعنی: The boy injured in the accident was taken to the hospital. پس جملۀ شمارۀ ،6دارای یک فعل و صفر ربطدهنده میباشد .یعنی نسبت به جملۀ شمارۀ ،5هم تعداد فعل و هم تعداد ربط دهنده یه دونه کم شده. توجه کنید که injured in the accidentدر جملۀ دوم یک عبارت وجه وصفی میباشد .و injuredفعل نیست. 5. زبان عمومی RMS 254 بخش 39 7. Nima showed me some pictures which had been painted by his father. Nima showed me some pictures painted by his father. 8. نیما چندتا عکس که توسط پدرش کشیده شده بود رو بهم نشون داد. این مثال هم مانند مثال قبلی .یعنی در جملۀ شمارۀ ،7دو فعل ( showedو )had been paintedو یک ربط دهنده ( )whichوجود دارد. در جملۀ شمارۀ 8هم ،یک فعل ( )showedو صفر ربطدهنده داریم .و painted by his fatherیک عبارت وجه وصفی است. اگر ضمیر موصولی ،مفعولِ جملۀ موصولی تعیین کننده باشد .در این حالت ضمیر موصولی اختیاری است. 9. The bike which I loved was stolen. دوچرخهای که عاشقش بودم دزدیده شد. 10. The bike I loved was stolen. در این مثال ،اگر جملۀ شمارۀ 10به ما داده شده بود ،باید بدانیم که ضمیر موصولی چون اختیاری بوده نوشته نشده است ،اما باید آن را بشماریم .که یعنی در اینجا دو فعل ( lovedو )was stolenو یک ربطدهنده ( )whichداریم که ربط دهنده در جملۀ 10غایب است. تذکر :2کلمات " "whatو " "howضمیر موصولی نیستند ،زیرا بعد از یک اسم ( )nounنمیآیند ،اما این دو کلمه را نیز به عنوان ربط دهنده میشماریم( .زمانی به عنوان ربط دهنده شمرده میشوند که چیزی را به چیز دیگری وصل کنند) what = the thing(s) which چیزی که در کتاب خواندم ،مرا شگفت زده کرد. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 چیزی که خریدی رو بهم نشون بده. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 What I read in the book surprised me. 1. Show me what you bought. 2. how = the manner in which هنوز نحوهای که مالقات کردیم رو یادمه. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 جوری که باهام حرف میزنی رو دوست دارم. تعداد فعل = 2تعداد ربط دهنده = 1 I still remember how we met. 3. I like how you talk to me. 4. تذکر :3در عبارت های زیر ،استفاده از thatاختیاری است .در نتیجه اگر داده نشده بود ،باید به عنوان ربطدهنده شمرده شود. (that) something happens the day / the year / the time, etc. روزی که به باغ وحش رفتیم را یادته؟ ?11. Do you remember the day (that) we went to the zoo آخرین باری که دیدمش ،خوب به نظر میرسید. 12. The last time (that) I saw her, she looked fine. از سالی که آنها ازدواج کردند ،ندیدمشان. 13. I haven't seen them since the year (that) they got married. در هر سه مثال باال 2 ،فعل و 1ربطدهنده وجود دارد. تذکر :4در ساختار زیر هم ضمیر موصولی اختیاری است و اگر در جمله داده نشده بود ،باید به عنوان ربط دهنده شمرده شود. (that / why) something happens the reason 14. The reason I'm calling you is to ask your advice. 15. The reason that I'm calling you is to ask your advice. The reason why I'm calling you is to ask your advice. 16. دلیل اینکه دارم بهت زنگ میزنم ،اینه که ازت مشاوره بگیرم. در واقع هر سه جملۀ باال ،یک جمله هستند و در آنها دو فعل و یک ربط دهنده وجود دارد. در مثال شمارۀ ،14ربط دهنده غایب است ،اما شمرده میشود. 255 زبان عمومی RMS 39 بخش . ممکن است یک کلمۀ پرسشی باشند. دقت کنید که ضمایر موصولی همیشه ضمیر موصولی نیستند:5 تذکر 17. What is wrong? مشکل چیه؟ 0 : تعداد ربط دهنده،)is( 1 :تعداد فعل 18. Who are you? تو کی هستی؟ 0 : تعداد ربط دهنده،)are( 1 :تعداد فعل ) (وقتی شمرده میشه که معنی "که" بده. دیگر به عنوان ربطدهنده شمرده نمیشود، وقتی ضمیر یا معرف باشدthat توجه کنید که:6 تذکر 19. That's not my problem. .اون مشکل من نیست 0 : تعداد ربط دهنده،)is( 1 :تعداد فعل 20. Whose is that pen? اون خودکار واسه کیه؟ 0 : تعداد ربط دهنده،)is( 1 :تعداد فعل یا چیزی را به بیان دیگری، یا به چیزی ارجاع میدهیم، چیزی را از منبع دیگری نقل میکنیم، فعلی است که با استفاده از آن، فعل اسنادی:7 تذکر ...میگوییم یا :برخی از افعال اسنادی say report believe ask suggest show indicate tell suppose define . اختیاری است و اگر نوشته نشده بود هم باید به عنوان ربط دهنده شمرده شودthat معموالً نوشتن، بعد از افعال اسنادی:6 نکته 21. I suggest (that) you call him first. 22. Someone told me (that) the meeting was canceled. .پیشنهاد میکنم که تو اول بهش زنگ بزنی .یه نفر بهم گفت که جلسه کنسل شد : برای مثال. باید شمرده شودthat در این ساختارها. در آنها اختیاری باشدthat ساختارهای زیادی وجود دارند که ممکن است:8 تذکر 23. 24. 25. 26. 27. 28. I'm sorry (that) I forgot to phone you. I wish (that) I could afford a new car. I wish (that) someone had told me (that) the meeting was canceled. Everything happened so quickly (that) I hadn’t time to think. It was such nice weather (that) we spent the whole day on the beach. She was surprised (that) no one was there to greet her. 85 تمرین شمارۀ . زیر فعلها و ربط دهندهها خط بکشید و چک کنید که حتماً قانون توازن برقرار باشد،در جمالت داده شده 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 16. 17. 256 Because it was very hot, I opened the window. Let’s not fight about the past, for today is a new day. Farshid didn’t do his chores, nor did he finish his homework. I can’t decide if I should study economics or political science. Paniz would like to make pasta, yet she’s also in the mood for a sandwich. Would you like coffee or tea for breakfast? It was late and I was tired, so I went to bed. I always enjoy visiting London, but I wouldn't like to live there because it's too big. Don’t leave until you’ve finished your work. You can use my car as long as you drive carefully. This is the park where we played. Do as I say. Elnaz is tall and blond whereas his brother is short and has dark hair. We didn't go out because of the rain. I like the man who lives next door. Do you know the woman talking to Saba? Nima showed me some pictures which had been painted by his father. RMS زبان عمومی 39 بخش 18. 19. 20. I like the man living next door. I haven't seen them since the year they got married. The dog whose owner lives next door is over there. 85 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 16. 17. 18. 19. 20. Because it was very hot, I opened the window. 1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Let’s not fight about the past, for today is a new day. . فعل حساب نمیشودfight میاید وto فعل به صورت مصدر بدون،let دقت کنید که بعد از،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Farshid didn’t do his chores, nor did he finish his homework. . باهم یک فعل شمرده میشودdid finish توجه کنید که،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل I can’t decide if I should study economics or political science. . باهم یک فعل شمرده میشوند، فعل مُدال به همراه فعل اصلی،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Paniz would like to make pasta, yet she’s also in the mood for a sandwich. . می باشدshe is همانshe's دقت کنید که،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Would you like coffee or tea for breakfast? . دو تا اسم را به هم ربط میدهد و ربط دهنده نیستor توجه کنید که اینجا،0 : و تعداد ربطدهنده،1 :تعداد فعل It was late and I was tired, so I went to bed. 2 : و تعداد ربطدهنده،3 :تعداد فعل I always enjoy visiting London, but I wouldn't like to live there because it's too big. . داشته باشد شمرده نمیشودing فعلی که. می باشدit is همانit's توجه کنید که،2 : و تعداد ربطدهنده،3 :تعداد فعل Don’t leave until you’ve finished your work. have finished و همچنینdon't leave : فعلها،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل You can use my car as long as you drive carefully. 1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل This is the park where we played. 1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Do as I say. . همانطور" میباشد و ربطدهنده است، اینجا به معنای "آن طورas کلمۀ،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Elnaz is tall and blond whereas his brother is short and has dark hair. 2 : و تعداد ربطدهنده،3 :تعداد فعل We didn't go out because of the rain. ). چون بعدش اسم اومده، حرف اضافه میباشد! (واضحهbecause of توجه کنید که،0 : و تعداد ربطدهنده،1 :تعداد فعل I like the man who lives next door. 1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل Do you know the woman talking to Saba? . شمرده نمی شود، داشته باشدing فعلی که،0 : و تعداد ربطدهنده،1 :تعداد فعل Nima showed me some pictures which had been painted by his father. . باهم یک فعل حساب می شودhad been painted توجه کنید که کل،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل I like the man living next door. . داشته باشد شمرده نمی شودing دقت کنید که فعلی که،0 : و تعداد ربطدهنده،1 :تعداد فعل I haven't seen them since the year (that) they got married. . اینجا حرف اضافه استsince دقت کنید که. غایب است اما شمرده میشودthat در اینجا،1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل The dog whose owner lives next door is over there. 1 : و تعداد ربطدهنده،2 :تعداد فعل RMS زبان عمومی 257 بخش 40 تذکر :قبل از مطالعۀ این بخش ،مطمئن شوید که نکات بخش ،4بخش 26و بخش ،38یادتان هست. بخش ( 40نکات تکمیلی ضمایر و صفات نامعین) نکات مربوط به someو any نکته :1به طور کلی از ( someو همچنین از someone ،somebodyو )somethingدر جمالت مثبت استفاده میشود: We bought some flowers. There's somebody at the door. ما تعدادی گل خریدیم. یه نفر پشت در است. 1. 2. نکته :2به طور کلی از ( anyو همچنین از anyone ،anybodyو )anythingدر جمالت منفی استفاده میشود: ما هیچ گلی نخریدیم. هیچکس پشت در نیست. We didn't buy any flowers. There's not anybody at the door. 3. 4. نکته :3در جمالتی مانند جمالت زیر ،از anyاستفاده میکنیم ،چونکه معنی جمله منفی است. )She went out without any money. (= she didn't take any money with her اون بدون هیچ پولی بیرون رفت. )Ali refused to eat anything. (= he didn't eat anything علی هیچی نخورد. )Hardly anybody passed the examination. (= almost nobody passed تقریباً هیچکس امتحان رو قبول نشد. 5. 6. 7. نکته :4هم از someو هم از anyدر جمالت پرسشی استفاده میشود .توجه کنید که ما در جمالت پرسشی از someبرای صحبت دربارۀ شخص یا چیزی که میدانیم وجود دارد یا فکر میکنیم وجود دارد ،استفاده میکنیم: )Are you waiting for somebody? (= I think you are waiting for somebody آیا منتظر کسی هستی؟ (انگاری منتظر کسی هستی) 8. همچنین وقتی میخواهیم از کسی چیزی درخواست کنیم یا پیشنهاد بدهیم ،از someاستفاده میکنیم: میخوای چیزی بخوری؟ میشه مقداری شکر بیارید لطفاً؟ ?9. Would you like something to eat ?10. Can I have some sugar, please از بین someو ،anyدر بیشتر جمالت پرسشی ،از anyاستفاده میشود: چمدان نداری؟ (هیچ چمدانی همراهت نیست؟) کیفم را نمیتوانم پیدا کنم .هیچکس ندیدش؟ ?11. Do you have any luggage ?12. I can't find my bag. Has anybody seen it نکته :5اغلب بعد از ifاز anyاستفاده میکنیم: If anyone has any questions, I'll be glad to answer them. اگر کسی سوالی داره ،خوشحال میشم که بهشون جواب بدم. اگه چیزی نیاز داشتی خبرم کن. 14. Let me know if you need anything. 13. در جمالتی مانند جمالت زیر هم ،ایدۀ ifوجود دارد: )I'm sorry for any trouble I've caused. (= if I have caused any trouble اگر مشکل ایجاد کردهام ،معذرت میخواهم. )Anyone who want to take the exam should tell me by Friday. (= if there is anyone 16. اگر کسی میخواد که در امتحان شرکت کنه ،باید تا جمعه بهم بگه. 15. زبان عمومی RMS 258 بخش 40 نکته something :7یعنی "یه چیزی" ،و کلمۀ anythingیعنی "هرچی". گرسنهام .یه چیزی برای خوردن میخوام. چی میخوای؟ "فرقی نمیکنه .هرچی" 17. I'm hungry. I want something to eat. "18. What would you like? "I don't care. Anything. تفاوت noو anyو some نکته :1یادتون باشه که noیعنی صفر! از noدر جمالت مثبت استفاده میکنیم no .معنی یک جملۀ مثبت را منفی میکند. no = not a or not any I have no money. هیچ پولی ندارم( .صفر تومن پول دارم). I don't have any money. هیچ پولی ندارم. I have some money. مقداری پول دارم( .مثالً 10تومن پول دارم) ?Do you have any money پول داری؟ )We had to walk home because there was no bus. (there was not a bus مجبور بودیم پیاده به خانه برویم زیرا هیچ اتوبوسی نبود( .یه دونه اتوبوس هم نبود) Nobody tells me anything. هیچکس چیزی بهم نمیگه. 1. 2. 3. 4. 5. 6. تذکر :دقت کنید که در جملۀ پرسشی باال ،وقتی از anyاستفاده میکنیم یعنی داریم در مورد مقدارش فکر میکنیم: پول داری؟ پول داری؟ (چقدر پول داری؟ 1تومن؟ 10 ،تومن؟ چقدر؟) ?Do you have money ?Do you have any money 7. 8. مثال های دیگر از no The answer was a definite no. جواب ،یک "نه" قاطع بود( .در اینجا noیک اسم ( )nounاست) ’‘Do you want any more?’ ‘No thanks. بازم میخوای؟ نه مرسی( .در اینجا noیک قید است) هیچ غذایی در یخچال باقی نمانده( .در اینجا noیک معرف اسم ( )determinerاست) There’s no food left in the fridge. 9. 10. 11. نکته :2میتوان جمله را با ساختار زیر شروع کرد: …No + noun + هیچ دلیلی برای تغییر طرح ،ارائه نشد. 12. No reason was given for the change of plan. نکته :3وقتی میخواهیم بگوییم که "فرقی نمیکند چه کسی /چه چیزی /کدام" ،از anyو مشتقات آن استفاده میکنیم: میتوانی سوار هر اتوبوسی بشوی .همۀ آنها به مرکز شهر میروند. You can take any bus. They all go downtown. I'm so hungry I could eat anything. انقدر گرسنهام که هرچیزی میتوانم بخورم. امتحان خیلی آسون بود .هرکسی میتونست قبول بشهThe exam was very easy. Anybody could have passed. . Come and see me anytime you want. هروقت خواستی بیا و من رو ببین( .بهم سر بزن) 13. 14. 15. 16. نکته :4کلمات anybody ،someone ،somebodyو ،anyoneمفرد هستند .یعنی بعد از آنها از فعل مفرد استفاده میشود: یه نفر اینجاست تا شما رو ببینه. 17. Someone is here to see you. اما اگر بعد از این کلمات بخواهیم از ضمایر فاعلی ،مفعولی یا صفت ملکی استفاده کنیم ،اغلب them ،theyو theirرا به کار میبریم .به خاطر اینکه نمیدانیم آن یک نفر ،مذکر است یا مؤنث. یه نفر چترش را فراموش کرده است. اگر کسی میخواهد زود برود ،میتواند. 259 18. Someone has forgotten their umbrella. 19. If anybody wants to leave early, they can. زبان عمومی RMS بخش 40 نکته nobody :5و ،no oneیعنی "هیچکس" و اگر بعد از این کلمات بخواهیم از ضمایر فاعلی ،مفعولی یا صفت ملکی استفاده کنیم،they ، themو theirرا به کار میبریم. ?20. Nobody called, did they 21. No one did what I asked them to do. 22. Nobody in the class did their homework. هیچکس زد نزد ،مگه نه؟ هیچکس کاری که ازش خواستم رو انجام نداد. هیچکس در کالس ،تکلیفش را ننوشت. نکاتی در مورد none نکته none :1هم مانند noدر جمالت مثبت استفاده میشود و معنای آن را منفی میکند. از noneمیتوانیم به تنهایی استفاده کنیم ،یعنی بعد از ،noneاسم ( )nounنمیآید: )How much money do you have? - None. (= no money چقدر پول داری؟ -هیچی. )All the tickets have been sold. There are none left. (= there are no tickets left همۀ بلیطها فروخته شدهاند .هیچی باقی نمانده است. 1. 2. نکته :2اگر قرار باشد بعد از noneاز اسم استفاده کنیم ،باید ابتدا بعد از ،noneحرف اضافۀ ofبیاید: none of + noun This money is all yours. None of it is mine. این پول ،همش واسه شماست .هیچیش برای من نیست. 3. نکته :3اگر بعد از ،none ofاز یک اسم مفرد استفاده شود ،فعل بعد از آن باید حتماً مفرد باشد( .مانند مثال باال). اما اگر بعد از ،none ofاز یک اسم جمع استفاده شود ،فعل بعد از آن میتواند مفرد یا جمع باشد( .شکل جمع رایج تر است) هیچکدام از مغازهها باز نبود. None of the stores were open. None of the stores was open. 4. 5. نکاتی در مورد a lot ،few ،little ،many ،much نکته :1از muchبیشتر در جمالت پرسشی و جمالت منفی استفاده میشود: پول زیادی خرج نکردیم. دیوید رو زیاد میبینی؟ We didn't spend much money. ?Do you see David much 6. 7. در جمالت مثبت ،به جای muchمیتوان مثالً از a lotاستفاده کرد: پول زیادی خرج کردیم. دیوید رو زیاد میبینم. We spent a lot of money. I see David a lot. 8. 9. نکته :2از a lot (of) ،manyو ،lots ofهم در جمالت مثبت ،هم منفی و هم سوالی میتوان استفاده کرد: Many people drive too fast. افرادی زیادی ،با سرعت زیاد ،رانندگی میکنند. 10. A lot of people drive too fast. Lots of people drive too fast. There aren't many tourists here. اینجا گردشگر زیادی نداره. 11. There aren't a lot of tourists here. There aren't lots of tourists here. نکته :3وقتی میخواهیم بگوییم :روزهای زیاد ،هفته های زیاد ،یا سال های زیاد ،از manyاستفاده میکنیم (نه از :)a lot of many years سالهای زیادی در اینجا زندگی کردهایم. زبان عمومی RMS many weeks many days 12. We've lived here for many years. 260 بخش 40 نکته :4کلمات littleو fewمعنای منفی دارند: Gary is very busy with his job. He has little time for other things. گَری خیلی درگیر کارشه .برای چیزهای دیگه ،وقت کمی داره. مریم دوستان کمی در پاریس دارد. 14. Maryam has few friends in Paris. 13. نکته :5کلمات a littleو ،a fewمعنای مثبتتری دارند: a little = some, a small amount Let's go and get something to drink. We have a little time before the train leaves. بزن بریم و چیزی واسه نوشیدن بگیریم .قبل از اینکه قطار حرکت کنه ،کمی وقت داریم. انگلیسی بلدی؟ "یه کم( ".در حدی که کارم رو راه بندازه بلدم) "16. "Do you speak English?" "A little. 15. a few = some, a small number I enjoy my life here. I have a few friends, and we get together pretty often. از زندگیم در اینجا لذت میبرم .یه تعدادی رفیق دارم ،و اغلب اوقات دور هم جمع میشیم. "When was the last time you saw Claire? "A few days ago. 18. آخرین باری که کِلِر رو دیدی کِی بود؟ "چند روز پیش" 17. جمالت زیر را مقایسه کنید: He spoke little English, so it was difficult to communicate with him. او کمی انگلیسی بلد بود ،بنابراین ارتباط برقرار کردن باهاش ،سخت بود. He spoke a little English, so we were able to communicate with him. 20. او کمی انگلیسی بلد بود ،پس ما قادر بودیم باهاش ارتباط برقرار کنیم. 19. نکته :6قبل از a fewو a littleمیتوان از کلمۀ onlyهم استفاده کرد: عجله کن! فقط یه کمی وقت داریم. )21. Hurry! We have only a little time. (not only little time )The town was very small. There were only a few streets. (not only few streets 22. شهر خیلی کوچک بود .فقط چندتا خیابون وجود داشت. نکات مربوط به either ،bothو neither از کلمات either ،bothو ،neitherبرای اشاره به دو چیز استفاده میشود. نکته :1در ساختار زیر ،از حرف تعریف theاستفاده نمیشود .همچنین در این ساختار بعد از neitherو eitherاز اسم و فعل مفرد استفاده میشود. both/ either/ neither + noun )Both restaurants are very good. (not The both restaurants هر دو رستوران خیلی خوب هستند. Neither restaurant is expensive. هیچ کدام از این دو تا رستوران ،گران نیستند. We can go to either restaurant. I don't care. به هرکدوم از این دو تا رستوران میتونیم بریم .برای من فرقی نداره. 1. 2. 3. نکته :2در ساختار زیر ،بعد از حرف اضافۀ ،ofبه یک معرف نیاز داریم؛ یعنی اسم به تنهایی نمیآید .در این ساختار ،بعد از either ofو neither of هم از اسم جمع استفاده میشود. both of/ either of/ neither of + the/ these/ those/ my/ Nima's…, etc. +noun Both of these restaurants are very good. هر دوی این رستورانها خیلی خوب هستند. Neither of the restaurants we went to were (or was) expensive. هیچکدوم از [این دو] رستوران که رفتیم ،گرون نبود. I haven't been to either of those restaurants. تا حاال به هیچ کدام از آن دو رستوران نرفتهام. 261 4. 5. 6. زبان عمومی RMS بخش 40 تذکر :در ساختار باال ،حرف اضافۀ ofبعد از bothاختیاری است. Both these restaurants are very good. Both of these restaurants are very good. 7. نکته :3میتوان بعد از neither of ،both ofو ،either ofاز ضمایر مفعولی you ،usو themاستفاده کرد ،در این حالت ،استفاده از ofبعد از bothنیز الزامی است. ?Can either of you speak English آیا کسی از شما دوتا میتونه انگلیسی صحبت کنه؟ I asked two people the way to the station, but neither of them knew. 9. از دو نفر مسیر [رفتن] به ایستگاه رو پرسیدم ،اما هیچکدوم نمیدونستند. هر دوی ما ،خیلی خسته بودیم. 10. Both of us were very tired. 8. نکته :4بعد از ،neither ofهم میتوان از فعل جمع و هم از فعل مفرد استفاده کرد: هیچکدام از آن دو بچه ،نمیخواهند بخوابند. 11. Neither of the children wants to go to bed. 12. Neither of the children want to go to bed. نکته :5همچنین میتوان از either ،bothو neitherبه تنهایی (بدون اسم) استفاده کرد: )I couldn't decide which of the two shirts to buy. I liked both. (= I liked both of them نتونستم تصمیم بگیرم که کدام یکی از پیراهنها را بخرم .جفتش رو دوست داشتم. ""Is your friend British or American?" "Neither. She's Australian. 14. "دوستت بریتانیایی است یا آمریکایی؟" "هیچکدام .او استرالیایی است". "?"Do you want tea or coffee ""Either. It doesn't matter. 15. "چای میخوای یا قهوه؟" "هر کدوم باشه فرقی نمیکنه". 13. مقایسه کنید: There are two good hotels here. You could stay at either of them. دو هتل خوب اینجا هست .میتونی توی هر کدوم بمونی. There are many good hotels here. You could stay at any of them. 17. هتلهای خوب زیادی اینجا هست .میتونی توی هر کدوم بمونی. 16. We tried two hotels. Neither of them had any rooms. دو هتل را امتحان کردیم (به دو هتل سر زدیم) .هیچکدام از آنها اتاق نداشتند. We tried a lot of hotels. None of them had any rooms. 19. به هتلهای زیادی سر زدیم .هیچکدام از آنها اتاق نداشتند. 18. نکات every ،allو whole نکته :1در اشاره به انسانها ،به طور کلی وقتی میخواهیم بگوییم "همه" ،از ضمیر allاستفاده نمیکنیم ،بلکه از everybodyیا everyone استفاده میشود. همه از مهمانی لذت بردند. همه اینجا هستند. Everybody enjoyed the party. Everyone is here. 1. 2. نکته :2وقتی میخواهیم بگوییم "همۀ ما"" ،همۀ شما"" ،همۀ آنها" ،از ضمیر allاستفاده میشود: همۀ ما از مهمانی لذت بردیم. All of us enjoyed the party. 3. تذکر :وقتی میخواهیم بگوییم "ما همگی"" ،آنها همگی" و ...به صورت زیر از allاستفاده میکنیم: آنها همگی فیلم را دوست داشتند. همۀ آنها فیلم را دوست داشتند. همه فیلم را دوست داشتند. زبان عمومی RMS They all liked the film. All of them liked the film. Everybody liked the film. 4. 5. 6. 262 بخش 40 نکته :3در اشاره به چیزها ،وقتی میخواهیم بگوییم "همه یا هر چیز" ،گاهی از allیا ( everythingاز هر دو) میتوانیم استفاده میکنیم. هر کاری از دستم بربیاد انجام خواهم داد. 7. 8. I'll do all I can to help. I'll do everything I can to help. نکته :4به طور کلی از allبه تنهایی استفاده نمیشود( .یعنی باید بعدش مشخص کنیم که همۀ چی؟) (?)all what all the books all cars all you need all I can )He thinks he knows everything. (not he knows all او فکر میکند همه چیز را میداند. Our vacation was a disaster. Everything went wrong. 10. تعطیالت ما یک فاجعه بود .همهچیز بد پیش رفت( .همه چی خراب شد). 9. تذکر :میتوان بعد از allاز حرف اضافۀ aboutاستفاده کرد: 11. He knows everything about computers. 12. He knows all about computers. او همهچیز را در مورد کامیپوترها میداند. نکته :5از ضمیر allبرای بیان ") "the only thing(sاستفاده میشود. 13. All I've eaten today is a sandwich. 14. All I’m asking for is a little respect. تنها چیزی که امروز خوردهام ،یک ساندویچ است. تنها چیزی که میخوام ،کمی احترام است. نکته :6اغلب اوقات ،از کلمۀ wholeبرای اسمهای مفرد استفاده میکنیم: کل کتاب رو خوندی؟ فاطمه کل زندگیاش را در ایران گذرانده است. خیلی گرسنه بودم؛ یک بستۀ کامل کلوچه رو خوردم. ?15. Did you read the whole book 16. Fatemeh has lived her whole life in Iran. 17. I was so hungry; I ate a whole package of cookies. نکته :7برعکس ،allاز معرفهای اسم قبل از wholeاستفاده میکنیم نه بعدش .عبارتهای زیر را مقایسه کنید: all her life تمام زندگی او all the way کل مسیر ،کل راه her whole life تمام زندگی او the whole way کل مسیر ،کل راه نکته :8معموالً از کلمۀ wholeبرای اسمهای غیرقابل شمارش استفاده نمیکنیم: تمام پولی که بهم دادی رو خرج کردهام. )18. I've spent all the money you gave me. (not the whole money نکته :9وقتی میخواهیم بگوییم که یک اتفاق ،هر چند وقت یه بار اتفاق میافتد ،از everyاستفاده میکنیم: every Monday هر دوشنبه every year هر سال every three weeks هر سه هفته یکبار every 10 minutes هر ده دقیقه یکبار When we were on vacation, we went to the beach every day. وقتی که در تعطیالت بودیم ،هر روز به ساحل میرفتیم. 19. نکته :10وقتی میخواهیم بگوییم "تمام طول روز" (یعنی از صبح تا شب) ،میتوانیم از all dayیا از عبارت the whole dayاستفاده کنیم: We spent the whole day at the beach. تمام طول روز را در ساحل سپری کردیم. We spent all day at the beach. تمام طول روز را در ساحل سپری کردیم. 20. 21. Dan was very quiet. He didn't say a word all night. Dan was very quiet. He didn't say a word the whole night. 22. دَن خیلی ساکت بود .تمام طول شب ،یک کلمه هم حرف نزد. 263 زبان عمومی RMS بخش 40 تذکر :دقت کنید که وقتی بعد از کلمۀ ،allاز یک عبارت زمانی استفاده میکنیم ،از حرف تعریف theاستفاده نمیشود. ) all day (= not all the day all week نکته :11عبارت های all the timeو every timeرا مقایسه کنید: every time هر دفعه all the time همیشه 23. They never go out. They are at home all the time. 24. Every time I see you, you look different. آنها هرگز بیرون نمیروند .همیشه در خانه هستند. هر دفعه که تو را میبینم ،متفاوت به نظر میای. نکات eachو every گاهی اوقات کاربرد یکسان دارند: هر دفعه که تو را میبینم ،متفاوت به نظر میای. Each time I see you, you look different. Every time I see you, you look different. 1. 2. نکته :1وقتی در مورد دو چیز صحبت میکنیم ،فقط باید از eachاستفاده کنیم( .برای دو چیز نمیتوان از everyاستفاده کرد) در یک بازی بیسبال ،هر تیم نُه بازیکن دارد. In a baseball game, each team has nine players. 3. نکته :2وقتی میخواهیم بگوییم که یه اتفاق هر چند وقت یه بار رخ میدهد ،فقط میتوانیم از everyاستفاده کنیم. There's a bus every 10 minutes. هر 10دقیقه ،یک اتوبوس هست. 4. نکته :3میتوان eachرا به تنهایی (بدون اسم) استفاده کرد ،اما everyنمیتواند به تنهایی بیاید. هیچکدام از اتاقها شبیه نبودند .هر کدام متفاوت بودند. None of the rooms was the same. Each was different. 5. نکته :4میتوان بعد از eachاز حرف اضافۀ ofاستفاده کرد ،در این حالت قبل از اسم باید از معرف نیز استفاده کنیم. هر کدام از این جملهها را با دقت بخوانید. هر کدام از کتابها رنگ متفاوتی دارد. هر کدام از آنها رنگ متفاوتی دارند. Read each of these sentences carefully. Each of the books is a different color. Each of them is a different color. 6. 7. 8. نکته :5نمیتوان بعد از everyمستقیماً از ofاستفاده کرد ،بلکه باید بگوییم .every one of :و در این حالت قبل از اسم باید از معرف نیز استفاده کنیم. هر کدام از آن کتابها را خواندهام. هر کدام از آنها را خواندهام. 9. I've read every one of those books. 10. I've read every one of them. نکته ( everyone :6یک کلمه است) و فقط برای افراد استفاده میشود. اما ( every oneدو تا کلمه است) و برای همه چیز استفاده میشود و شبیه each oneاست. همه از مهمانی لذت بردند. 11. Everyone enjoyed the party. )Sarah is invited to lots of parties and she goes to every one. (= to every party 12. سارا به مهمانیهای زیادی دعوت میشود و به همۀ آنها میرود. زبان عمومی RMS 264 40 بخش نکات پایانی of از حرف اضافۀhalf وall حتماً باید بعد از،) استفاده کنیمit, us, you, them, etc.( بخواهیم از ضمیر مفعولیhalf وall اگر بعد از:1 نکته :استفاده کنیم 1. 2. All of us were late. I haven't finished the book yet. I've only read half of it. .همۀ ما دیر کردیم . فقط نصفش را خواندهام.هنوز کتاب را تمام نکردهام : میتوان به تنهایی (بدون اینکه بعد از آنها اسم بیاید) استفاده کردnone وmost ،some از کلمات:2 نکته 3. 4. 5. Some cars have four doors and some (cars) have two. .برخی اتومبیلها چهار در دارند و برخی دو در A few of the shops were open, but most (of them) were closed. . اما بیشترشان بسته بودند،تعداد کمی از مغازهها باز بودند Half this is mine, and half (of it) is yours. . و نصفش مال شماست،نصف این واسه منه 86 تمرین شمارۀ . گزینۀ صحیح را انتخاب کنید،در جمالت زیر 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. Would you like something/nothing to eat? It was really dark and I couldn't see something/anything. Does anybody/nobody live in that house? It doesn't matter where we go. We can go anywhere/somewhere we want to. This is boring. There's nothing/not something to do. The shop is closed. Somebody/Everybody has gone home. Has/Have everyone done their homework? The guidebook says there's a good hotel everywhere/somewhere near here. Nothing/Anything unusual happened. It was a very ordinary day. I must have left my keys nowhere/somewhere. 86 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. Would you like something to eat? It was really dark and I couldn't see anything. Does anybody live in that house? It doesn't matter where we go. We can go anywhere we want to. This is boring. There's nothing to do. The shop is closed. Everybody has gone home. Has everyone done their homework? The guidebook says there's a good hotel somewhere near here. Nothing unusual happened. It was a very ordinary day. I must have left my keys somewhere. RMS زبان عمومی 265 بخش 41 بخش ( 41وارونگی -نکات تکمیلی گرامر) جمعبندی نکات وارونگی در جمالت انگلیسی ،میدانیم که در حالت عادی و در جمالت خبری ،ابتدا فاعل و سپس فعل میآید: علی فوتبالیست با استعدادی است. ناهید هیچوقت مرا درک نمیکند. Ali is a talented soccer player. Nahid never understands me. حال ،ممکن است در شرایطی ،جای اولین فعل و فاعل تغییر کند ،یعنی ابتدا فعل اول بیاید و سپس فاعل .به این حالت ،وارونگی گفته میشود .در ادامه ،حاالتی که در آنها وارونگی ( )inversionرخ میدهد را بررسی میکنیم: .1 سادهترین حالتی که در آن وارونگی رخ میدهد ،در جمالت پرسشی است: آیا ناهید تو را درک میکند؟ آیا علی فوتبالیست با استعدادی است؟ ساعت چنده؟ ?Does Nahid understand you ?Is Ali a talented soccer player ?What time is it 1. 2. 3. تذکر :فعل اول ،یکی از فعل های :کمکی ،مُدال یا to beمیباشد. .2 همانطور که میدانیم برخی قیدها ممکن است گاهی اوقات برای تأکید در ابتدای جمله بیایند .اگر یک قید منفی در ابتدای جمله باشد، وارونگی رخ خواهد داد (یعنی جمله ساختار سوالی پیدا خواهد کرد): Never will they do it again. Rarely can she have a rest. Seldom does it rain here. They will never do it again. آنها هرگز دوباره آن [کار] را انجام نخواهند داد. She can rarely have a rest. او به ندرت میتواند استراحت کند. It seldom rains here. به ندرت در اینجا باران میبارد. 4. 5. 6. نکته :شبه جملهای که بالفاصله بعد از no soonerمیآید دچار وارونگی میشود: no sooner/than وقتی قبل از انجام یا اتمام یک چیز ،چیز دیگری رخ میدهد. No sooner had I finished watering the garden than it started raining. هنوز آب دادن باغچه را تموم نکرده بودم که [آسمان] شروع به باریدن کرد. هنوز وارد اتاق نشده بود که یک مار دیدNo sooner did he enter the room than he saw a snake. . 7. 8. مثالهای بیشتر: Little did he know that they would never meet again. او نمیدانست که آنها هرگز دوباره یکدیگر را نخواهند دید. Hardly had I got into bed when the telephone rang. وقتی تلفن زنگ خورد ،تازه خوابم برده بود. Scarcely had I got off the bus when it crashed into the back of a car. وقتی اتوبوس به پشت یک ماشین برخورد کرد ،تازه از اتوبوس پیاده شده بودم. Only then did I understand why the tragedy had happened. همون لحظه درک کردم که چرا [آن] فاجعه اتفاق افتاده بود. Not only does he love chocolate and sweets but he also smokes. او نه تنها عاشق شکالت و شیرینیجات است ،بلکه سیگار هم میکشد. Only later did she really think about the situation. او بعداً واقعاً به [آن] موقعیت فکر کرد. زبان عمومی RMS 9. 10. 11. 12. 13. 14. 266 بخش 41 هیچ وقت هیچ کجا انقدر خدمات بد دریافت نکردم. 15. Nowhere have I ever had such bad service. Only in this way could Taha earn enough money to survive. 16. فقط اینطوری طاها میتونست پول کافی برای بقا به دست بیاورد. امکان نداره که با چیزی که داری میگی موافقت کنم. 17. In no way do I agree with what you're saying. On no account should you do anything without asking me first. 18. به هیچ وجه نباید بدون اینکه اول ازم بپرسی ،کاری انجام بدی. تذکر :زمانی که قید منفی کل عبارت را توصیف کند ،از وارونگی استفاده میکنیم ،نه زمانی که فقط یک اسم را توصیف میکند: وقتی تلفن زنگ خورد ،تازه خوابم برده بود. تقریباً هیچکس در آزمون قبول نشد. Hardly had I got into bed when the telephone rang. Hardly anyone passed the exam. Inverted Normal تذکر :در قیدهای زیر ،وارونگی در قسمت دوم جمله اتفاق میافتد: only if only by only when only after not since not until Not until I saw John with my own eyes did I really believe he was safe. فقط زمانی که جان رو با چشمان خودم دیدم ،واقعاً باور کردم که در امنیت قرار داره. Not since Mina left the school had she had such a wonderful time. از وقتی مینا مدرسه را رها کرد ،خیلی بهش خوش نگذشته بود. Only after I'd seen her flat did I understand why she wanted to live there. درست وقتی که آپارتمانش را دیدم فهمیدم که چرا میخواست آنجا زندگی کند. Only when we'd all arrived home did I feel calm. فقط وقتی که به خانه رسیده بودیم ،احساس آرامش کردم. Only by working extremely hard could we afford to eat. فقط با سخت کار کردن میتونستیم بضاعت غذا خوردن رو داشته باشیم. Only if a teacher has given permission is a student allowed to leave the room. تنها اگر یک معلم اجازه داده باشد ،یک دانشآموز میتواند کالس را ترک کند. .3 19. 20. 21. 22. 23. 24. وقتی که جمله با notشروع بشود ،وارونگی اتفاق میافتد: Not for a moment did I think I'd be offered the job, so I was amazed. برای یه لحظه هم فکر نمیکردم که [آن] شغل بهم پیشنهاد بشه ،بنابراین هیجان زده شدم. فقط وقتی رسیدم خونه متوجه شدم که کیفم گم شده. 26. Not till I got home did I realize my wallet was missing. 25. .4 در جمالت شرطی ،اگر بعد از ،ifاولین فعل یکی از افعال should ،were :یا hadباشد ،میتواند با حذف ifاز ساختار وارونگی مانند زیر استفاده کرد: If I had been there, this problem wouldn't have happened. Had I been there, this problem wouldn't have happened. اگر آنجا بودم ،این مشکل به وجود نمیاومد. Normal Inverted If you need more information, don't hesitate to call me. Should you need more information, don't hesitate to call me. اگر به اطالعات بیشتری نیاز داشتید ،در تماس گرفتن با من تردید نکنید. Normal Inverted If I were you, I would stop smoking. Were I you, I would stop smoking. Normal Inverted اگه جای تو بودم ،سیگار رو ترک میکردم. 267 زبان عمومی RMS بخش 41 .5 اگر جمله با ساختارهای زیر شروع بشود ،میتوان از وارونگی استفاده کرد: So + adjective… that So beautiful was the girl that nobody could talk of anything else. [آن] دختر آنقدر زیبا بود که کسی نمیتوانست در مورد چیز دیگری صحبت کند. غذا آنقدر خوشمزه بود که تا آخرین ذره خوردیم28. So delicious was the food that we ate every last bite. . 27. Such + to be + noun… that Such was the girl that nobody could talk of anything else. [آن] دختر آنقدر خوب بود که کسی نمیتوانست در مورد چیز دیگری صحبت کند. غذا آنقدر خوب بود که تا آخرین ذره خوردیم. 30. Such was the food that we ate every last bite. 29. .6 وقتی بعد از یک شبۀ جملۀ منفی ،بخواهیم از یک شبه جمله دیگر به همراه neitherیا norاستفاده کنیم ،در شبۀ جملهای که بعد از neitherیا norمیآید ،وارونگی رخ میدهد ،یعنی ساختار شبۀ جملۀ دوم ،مانند ساختار سوالی خواهد بود: He hadn’t done any homework, neither had he brought any of his books to class. او هیچ تکلیفی انجام نداده بود ،همچنین هیچکدام از کتابهایش را به کالس نیاورده بود. We didn’t get to see the castle, nor did we see the cathedral. 32. نتوانستیم قلعه را ببینیم ،همچنین کلیسای جامع را ندیدیم. Tom didn't believe a word she said, and neither did the police. 33. تام یه کلمه از حرفهای او را باور نکرد .پلیس هم همینطور( .پلیس هم حرفای او را باور نکرد). 31. .7 اگر برخی قیدهای مکان ،در ابتدای جمله قرار بگیرند ،جمله دچار وارونگی میشود: تذکر :وقتیکه قید مکان باعث وارونگی بشود ،دیگر نیازی به استفاده از فعل کمکی یا مُدال برای وارونگی نیست و میتوان فعل اصلی و فاعل را جا به جا کرد. All the money we had lost was on the table. On the table was all the money we had lost. Normal Inverted The knights came round the corner. Round the corner came the knights. Normal Inverted !The bus comes here !Here comes the bus Normal Inverted I opened the door and Michael stood there, all covered in mud. I opened the door and there stood Michael, all covered in mud. در را باز کردم و مایکل سر تا پا در گل ،آنجا ایستاده بود. Normal Inverted کل پولی که گم کرده بودیم ،روی میز بود. شوالیهها به گوشه آمدند. اتوبوس اینجا میآید. تذکر here :و thereبرای ایجاد وارونگی الزم نیست حتماً در ابتدای جمله باشند. مثالهای بیشتر: وقتی که خواب بودم ،او به داخل اتاق آمد. پشت سرم یک کودک گریه میکند. باالی میز ،یک نقاشی آویزان است. زبان عمومی RMS 34. Into the room came she when I was sleeping. 35. Behind me cries a child. 36. Over the table hangs a painting. 268 41 بخش not only… but also… جمعبندی نکات مربوط به ساختار 1. not only… but also… 1. 2. The car not only is economical but also feels good to drive. . بلکه احساس خوبی برای رانندگی میدهد،[آن] ماشین نه تنها مقرون به صرفه است The war caused not only destruction and death but also generations of hatred between the two communities. . بلکه باعث نسلها تنفر بین [آن] دو جامعه شد،[آن] جنگ نه تنها باعث ویرانی و مرگ 2. not only… but + subject + (modal verb) + also… 3. 4. Not only does he speak English but he also speaks French. . بلکه فرانسوی هم بلد است،نه تنها او به انگلیسی صحبت میکند Not only will I destroy his pens, but I will also break his pencils. . بلکه مدادهایش را نیز خواهم شکست،نه تنها خودکارهایش را نابود میکنم 3. not only… but… as well . باید در انتهای جمله بیایدas well با این تفاوت که، استفاده کردas well ازalso میتوان به جای 5. This place not only depressed me but made me want to go home as well. .این مکان نه تنها مرا ناراحت و غمگین کرد بلکه باعث شد بخواهم به خانه نیز برم 4. not only… but… . استفاده نکردas well یاalso گاهی میتوان از 6. Not only did she apologize but sent me a card. . بلکه برایم یک کارت فرستاد،او نه تنها معذرت خواهی کرد .) جمله میتواند دچار وارونگی بشود (وارونگی در این حالت الزامی نیست، شروع بشودNot only اگر جمله با:تذکر 7. 8. Not only will they paint the outside of the house but also the inside. Not only they will paint the outside of the house but also the inside. . بلکه داخل خانه را نیز رنگ خواهند زد،نه تنها آنها بیرون خانه . نیز استفاده کردjust ازonly میتوان به جای، در ساختارهای باال:تذکر 9. Not just did she apologize but sent me a card. . بلکه برایم یک کارت فرستاد،نه تنها معذرت خواهی کرد 10. Not just they will paint the outside of the house but also the inside. : باید ساختار موازی رعایت شود، در وسط جمله باشدnot only… but also… وقتی انواع ساختارهای:نکته not only + adjective… + but (subject + modal + also) + adjective not only + noun… + but (subject + modal + also) + noun not only + verb… + but (subject + modal + also) + verb … :مثال . بلکه یک خواننده است،او نه تنها یک بازیگر است 11. She is not only an actress but also a singer. She not only writes her own plays but also acts in them. 12. . بلکه در آنها بازی نیز میکند،او نه تنها نمایشهای خودش را مینویسد . بلکه با احتیاط کار میکرد،او نه تنها سخت 13. He worked not only hard but also carefully. RMS زبان عمومی 269 بخش 41 جمعبندی نکات عبارت وجه وصفی ()Participle Phrase در بخش انواع عبارت ( ،)Phraseخواندیم که عبارت وجه وصفی ( ،)Participle Phraseعبارتی است که نقش صفت دارد .یک عبارت وجه وصفی میتواند با یک ( Past Participleشکل سوم فعل) یا یک ing( Present Participleدار) ،شروع شود. Cracked from top to bottom, the mirror was now ruined. آینه که از باال به پایین ترک خورده بود ،اکنون داغون شده بود. به پلنگی که از درخت باال میرود نگاه کنیدLook at the panther climbing the tree. . 1. 2. وقتی که یک عبارت وجه وصفی در ابتدای یک جمله باشد ،بعد از آن ،یک ویرگول (کاما) میآید و بعد از ویرگول نیز بالفاصله اسم مربوطه میآید( .اسمی که عبارت وجه وصفی در حال توصیف آن است). نکته :زمانی که یک عبارت وجه وصفی در ابتدای جمله باشد ،با سه حالت مواجه خواهیم شد: .1 وقتی که کنندۀ کار ،هر دو کار را همزمان انجام بدهد جمله با Present Participleشروع میشود: Shouting with happiness, Ali celebrated his chance to interview at Google. علی در حالی که با خوشحالی فریاد میزد ،به خاطر فرصت مصاحبه در شرکت گوگل ،جشن گرفت. Arriving at the store, I found that it was closed. در حالی که داشتم به مغازه میرسیدم ،متوجه شدم که [مغازه] بسته است. .2 3. 4. وقتی که کنندۀ کار ،کارِ اول را تمام کند و بعد کارِ دوم را انجام دهد ،جمله با Perfect Participleشروع میشود: Having + p.p Having been a gymnast, Sohrab knew the importance of exercise. سهراب بعد از ژیمناست شدن ،اهمیت ورزش را فهمید. Having read the book, I became really tired. بعد از خواندن [آن] کتاب ،واقعاً خسته شدم. .3 5. 6. وقتی که عبارت وجه وصفی مجهول باشد ،عبارت وجه وصفی با Past Participleشروع میشود: Cracked from top to bottom, the mirror was now ruined. آینه که از باال به پایین ترک خورده بود ،اکنون داغون شده بود. او که از [شنیدن] خبر به شدت ناراحت شده بود ،غرق اشک شد8. Devastated by the news, he broke down in tears. . Built with expensive materials, a shirt was auctioned. 9. یک پیراهن که با مواد اولیۀ گران ساخته شده بود ،به مزایده گذاشته شد. 7. تذکر :دقت کنید که در مثالهای باال ،بعد از ویرگول باید آن اسمی بیاید که عبارت وجه وصفی در حال توصیف آن است ،در غیر این صورت دچار خطایی به نام Dangling Modifierمیشویم .به مثال زیر توجه کنید: Built with expensive materials, Mohsen bought a shirt. محسن پیراهنی که با مواد اولیۀ گران ساخته شده بود را خرید( .ساختار جملۀ غلط است) دقت کنید که در مثال باال ،عبارت وجه وصفی Built with expensive materialsدر حال توصیف a shirtمیباشد ،و نباید بعد از ویرگول از اسم دیگری استفاده شود .یعنی جملۀ باال ،باید به صورت زیر اصالح شود: Built with expensive materials, a shirt was auctioned. یک پیراهن که با مواد اولیۀ گران ساخته شده بود ،به مزایده گذاشته شد. زبان عمومی RMS 270 بخش 41 نکات پراکنده از گرامر: .1 وقتی میخواهیم یک جزء از کل بگوییم ،آن چیز کل (در صورت قابل شمارش بودن) ،باید به صورت جمع بیاید: One of my friends is here. یکی از دوستانم اینجاست. One of the girls I work with is getting married. یکی از دخترانی که باهاش کار میکنم ،داره ازدواج میکنه. This is one of my favourite books. این یکی از کتابهای مورد عالقمه. One of them has gone. یکی از آنها رفته است( .ناپدید شده است). For a variety of reasons, our team will not be participating. به دالیل زیادی ،تیم ما شرکت نخواهد کرد. .2 1. 2. 3. 4. 5. sum ofهم معنای "حاصل جمع ،یا کل یه چیزی" می دهد و هم معنای "مبلغ" اگر معنای حاصل جمع یا کل بدهد ،فعل بعدی به صورت مفرد میآید. The sum of 3 and 2 is 5. جمع 3و ،2می شود 5 The sum of the loans was nearly 3 billion dollars. کل بدهیها نزدیک سه میلیارد دالر بود. We believe that the sum of our business principles maximizes our chances of success. باور داریم که کل اصول کسب و کار ما ،شانسهای موفقیت ما را به حداکثر میرسانند. 6. 7. 8. اگر sum ofمعنای "مبلغ یا مبلغ پولی" بدهد ،در صورتی که sumجمع بسته شود ،فعل بعدی به صورت جمع میآید. Large sums of money are spent on advertising campaigns. مبالغ هنگفتی بر کمپینهای تبلیغاتی هزینه شدهاست. 9. تذکر :اگر اسم بعد از sum ofقابل شمارش باشد ،آن اسم به صورت جمع میآید. .3 اعداد وقتی به صورت دقیق باشند ،در جایگاه صفت هستند و ما میدانیم که صفات جمع بسته نمیشوند. [این] شرکت 30 ،هزار نفر نیرو دارد. 10. The company employs thirty thousand people. هفتهای 900دالر درآمد دارم. 11. I make nine hundred dollars a week. برف به طور منظم به مدت 10روز در حال باریدن بود. 12. Snow had been falling steadily for ten days. اما وقتی به صورت تقریبی باشند ،در جایگاه اسم هستند و به صورت جمع میآیند: هزاران کار هست که میخواهم انجام بدهم. او میلیونها دوست دارد( .یعنی دوستان زیادی دارد) .4 13. There are thousands of things I want to do. 14. She has millions of friends. در ساختار … neither… norو همچنین … ،either… orمفرد یا جمع بودن فعل را ،فاعلی که به فعل نزدیکتر است تعیین میکند: Neither Ali's brothers nor his father speaks English. نه برادران علی ،و نه پدرش ،هیچکدوم انگلیسی بلد نیستند. " "Ali's brothersجمع و " "his fatherمفرد است .و چون his fatherبه فعل جمله یعنی به speakنزدیکتر است ،پس speakباید sسوم شخص مفرد بگیرد ،زیرا از his fatherکه مفرد است تبعیت میکند. Either Omid or the girls are going to prepare dinner tonight. 16. یا امید یا دخترها قراره که امشب شام رو آماده کنند. 15. .5 271 برخی از اسمهایی که ظاهر جمع دارند ،اما در اصل مفرد هستند: economics علم اقتصاد physics فیزیک mathematics ریاضی politics علم سیاست analysis آنالیز ،تحلیل crisis بحران gymnastics ژیمناستیک hypothesis فرضیه ،نظریه thesis تز ،پایان نامه news خبر athletics ورزش ethics علم اخالق زبان عمومی RMS بخش 41 statistics علم آمار بحران حل شد. ورزش به طور منظم در مدرسۀ ما تمرین میشود. علم مکانیک ،موضوع خستهکنندهای نیست. .6 the United States کشور آمریکا mechanics علم مکانیک 17. The crisis was solved. 18. Athletics is regularly practiced in our school. 19. Mechanics is not a boring subject. وقتی دو فرد یا دو چیز ،در یک صفت برابر باشند ،از صفت برابری ( )as + adjective + asاستفاده میکنیم. نکتۀ دیگری که باید به آن دقت کنیم این است که ،آن دو اسم یا دو ضمیری که باهم مقایسه میشوند ،باید در هر دو طرف این ساختار وجود داشته باشند .برای روشنتر شدن ،به مثالهای زیر نگاه کنید: آنها به همان اندازهای که ما صلح میخواهیم ،خواستار صلح هستند20. They want peace as much as we do. . نمیتوانم به اندازهای که قبالً میتوانستم ،سریع بدوم. 21. I can’t run as fast as I used to. Pedram is 24 years old. Jahan is 24 years old. Pedram is as old as Jahan. 22. پدرام 24سالشه .جهان 24سالشه .پدرام همسن جهان است. .7 وقتی noقبل از یک اسم قابل شمارش بیاید ،آن اسم به صورت جمع میآید: جمعهها اتوبوس نیست. 23. There are no buses on Fridays. هیچ بلیطی در دسترس نیست( .بلیط تموم شده) 24. There are no tickets available. هیچ غذایی در یخچال باقی نمانده است. 25. There’s no food left in the fridge. دقت کنید که در اینجا foodغیر قابل شمارش است و sنمیگیرد. .8 با عدد "صفر" مانند یک عدد بیشتر از یک ،رفتار میشود .مثال: 2 dogs 3 dogs 0 dogs 1 dog همانطور که مشاهده میکنید ،بعد از ،0کلمۀ dogجمع شده است .مانند وقتی که میخواهیم بگوییم " 2تا سگ". .9 اعداد در زبان انگلیسی ten 10 nine 9 twenty 20 six 6 five 5 four 4 three 3 two 2 one 1 seventeen eighteen nineteen 17 18 19 sixteen 16 fifteen 15 fourteen 14 thirteen 13 twelve 12 eleven 11 ninety 90 eighty 80 sixty 60 fifty 50 forty 40 thirty 30 a hundred or 100 seven 7 eight 8 one hundred five billion پنج میلیارد seventy 70 four million چهار میلیون three thousand سه هزار two hundred دویست .10اعداد تکرار ten times ده بار زبان عمومی RMS three times سه بار twice دو بار once یه بار 272 بخش 41 .11اعداد ترتیبی tenth دهمین ninth نهمین eighth هشتمین seventeenth eighteenth هفدهمین هجدهمین twenty-third بیست و سومین hundredth صدمین seventh هفتین sixteenth شانزدهمین sixth ششمین fifteenth پانزدهمین twenty-second بیست و دومین ninetieth نودمین eightieth هشتادمین fifth پنجمین fourteenth چهاردهمین twenty-first بیست و یکمین seventieth هفتادمین fourth چهارمین sixtieth شصتمین third سومین thirteenth سیزدهمین second دومین twelfth دوازدهمین twentieth بیستمین fiftieth پنجاهمین first اولین eleventh یازدهمین nineteenth نوزدهین fortieth چهلمین thirtieth سیُمین .12ساختار … the… theبه همراه صفات تفضیلی هرچی کمتر میبینمش ،بیشتر ازش خوشم میاد. هرچی بیشتر میخونه ،کمتر میفهمه. هرچی بزرگتر میشیم ،عاقلتر میشیم. هرچی زودتر برن ،بهتره هرچی ماجراجویانهتر میشه ،بیشتر ازش خوشم میاد. The less I see him the more I like him. The more he reads, the less he understands. The older we grow, the wiser we become. The sooner they go, the better it is. The more adventurous it is, the more I like it. دقت کنید که در این ساختار ،صفت تفضیلی زودتر از فاعل میآید .یعنی مثالً در مثال آخر: درست غلط The more adventurous it is, the more I like it. The more it is adventurous, the more I like it. جملۀ دوم غلط است ،زیرا صفت adventurousنباید از moreجدا بشود. .13عبارت " "by virtue of sthیعنی "به خاطر چیزی"" ،به واسطۀ چیزی" او به واسطۀ ازدواجش ،مقیم انگلیس شد. She became a British resident by virtue of her marriage. .14کلمۀ regardlessیک قید میباشد .اگر بعد از این کلمه ،حرف اضافۀ ofبیاید ،یعنی "صرف نظر از" The law requires equal treatment for all, regardless of race, religion, or sex. قانون مستلزم برخورد مساوی برای همه ،صرف نظر از نژاد ،مذهب یا جنسیت است. و اگر کلمۀ reagardlessدر انتهای جمله بیاید ،به معنای "در هر صورت ،به هر حال ،به هر جهت" میباشد. It may rain by the end of the day, but we plan to carry on regardless. ممکن است تا پایان روز باران ببارد ،اما ما قصد داریم در هر صورت ادامه بدهیم. 273 زبان عمومی RMS بخش 42 بخش ( 42حروف اضافه )6 در این بخش ،در مورد ادامۀ حروف اضافهای که بعد از یک فعل ( )verbمیآیند صحبت میکنیم. verb + preposition به کسی (برای جرمی) مظنون بودن suspect somebody of 1. برخی از دانش آموزان متهم به تقلب در امتحان شدند. او مظنون به قتل است. Some students were suspected of cheating in the exam. He’s suspected of murder. 1. 2. کسی را (برای کاری) متهم کردن accuse somebody of 2. Tina accused me of being selfish. 3. approve of 3. تینا من را به خودخواه بودن متهم کرد. کسی /چیزی را تایید کردن His parents don’t approve of what he does, but they can’t stop him. پدر و مادرش کاری که او انجام میدهد را تایید نمیکنند ،اما آنها نمیتوانند جلوی او را بگیرند. Most people no longer approve of smoking in public places. بیشتر مردم دیگر سیگار کشیدن در مکانهای عمومی را تایید نمیکنند. Her parents didn’t approve of her husband. پدر و مادرش ،شوهر او را تایید نکردند( .به نظرشون شوهر مناسبی برای او نیست) 4. 5. 6. چیزی یا کسی را رد کردن /تایید نکردن disapprove of 4. خانوادهاش به شدت با رفتارش مخالف بودند. من رژیمهای غذایی رو رد میکنم. Her family strongly disapproved of her behaviour. I disapprove of diets. 7. 8. die of/from an illness etc. 5. از /به خاطر چیزی مردن "او به خاطر چی مرد؟" "یک حملۀ قلبی" بیمارانی که به خاطر سرطان در حال مرگ هستند ’9. ‘What did he die of?’ ‘A heart attack. 10. patients who are dying from cancer consist of 6. We had an enormous meal. It consisted of seven courses. غذای بسیار زیادی خوردیم .شامل هفت بخش (وعدۀ غذایی) بود. 11. pay (somebody) for 7. شامل چیزی بودن پول چیزی را (به کسی) پرداخت کردن پول کافی برای پرداخت وعدۀ غذایی نداشتیم. او حتی پیشنهاد پرداخت پول بلیط رو بهم نداد. 12. We didn’t have enough money to pay for the meal. 13. He didn’t even offer to pay me for the ticket. pay a bill / a fine / a fee / tax / rent / a sum of money یک قبض ،جریمه ،شهریه ،مالیات ،اجاره یا مبلغ پولی را پرداخت کردن 8. ما پول کافی برای پرداخت اجاره رو نداشتیم. 14. We didn’t have enough money to pay the rent. پدر و مادرم برای کمک به پرداخت قبضها به من نیاز داشتند. 15. My parents needed me to help pay the bills. زبان عمومی RMS 274 42 بخش 9. pay in به یک واحد پولی پرداخت کردن میتونم به یورو پرداخت کنم؟ 16. Can I pay in euros? American exporters want to be paid in dollars. 17. .صادر کنندگان آمریکایی میخواهند که به دالر بهشون پول پرداخت بشه 10. forgive somebody for 18. I’ll never forgive them for what they did. 11. apologise (to somebody) for 19. کسی را بابت چیزی بخشیدن . نخواهم بخشید،هرگز آنها را بابت کاری که کردند (از کسی) بابت چیزی عذرخواهی کردن When I realised I was wrong, I apologised (to them) for my mistake. . (از آنها) بابت اشتباهم عذرخواهی کردم،وقتی که فهمیدم اشتباه کردم 12. specialise in 20. The store specializes in interior design books. 13. protect sb/sth from در چیزی تخصص داشتن . تخصص دارد،[آن] مغازه در کتابهای طراحی داخلی چیزی مراقبت کردن/چیزی در برابر کسی/از کسی 21. Sun cream protects the skin from the sun. .کرم ضد آفتاب از پوست در برابر خورشید مراقبت میکند 14. protect sb/sth against چیزی مراقبت کردن/چیزی در برابر کسی/از کسی 22. Physical exercise can protect you against heart disease. .ورزش فیزیکی میتواند از شما در برابر بیماری قلبی محافظت کند 15. blame somebody/something for کسی یا چیزی را بابت چیزی مقصر دانستن 23. Everybody blamed me for the accident. . مقصر دونستند،همه من رو بابت تصادف 16. مقصر چیزی بودن/کسی مسئول somebody be to blame for 24. Everybody said that I was to blame for the accident. .همه گفتند که من مسئول [آن] تصادف بودم Officials believe that more than one person may be to blame for the fire. 25. .مقامات باور دارند که بیش از یک نفر ممکن است مقصر [آن] آتشسوزی باشد 17. depend on وابسته بودن/چیزی بستگی داشتن/به کسی 26. I don’t know what time we’ll arrive. It depends on the traffic. . به ترافیک بستگی داره.نمیدونم کِی میرسیم . به گردشگری وابسته است،اقتصاد [این] جزیره 27. The island’s economy depends on tourism. 18. You can use depend + when/where/how etc. with or without on 28. ‘Are you going to buy it?’ ‘It depends how much it is.’ ‘Are you going to buy it?’ ‘It depends on how much it is.’ 29. "."تصمیم داری بخریش؟" "بستگی داره که قیمتش چقدر باشه .به این بستگی داره که چی بخوای 30. It depends (on) what you want. RMS زبان عمومی 275 بخش 42 19. rely on به کسی یا چیزی تکیه کردن/اعتماد کردن /وابسته بودن You can rely on Anna. She always keeps her promises. میتونی به آنا اعتماد کنی .او همیشه به قولهایش عمل میکند. Many working women rely on relatives to help take care of their children. 32. خیلی از زنان شاغل ،برای کمک به مراقبت کردن از فرزندانشان ،به خویشاوندان تکیه میکنند. 31. )live on (money (با میزان مشخصی پول) زندگی کردن 20. Michael’s salary is very low. It isn’t enough to live on. حقوق مایکل خیلی پایینه .برای زندگی کردن کافی نیست. I don’t know how they manage to live on £55 a week. 34. نمیدونم چطور آنها میتوانند با 55پوند در هفته زندگی کنند. 33. )21. live on (food (با غذای مشخصی) زندگی کردن آنها با نان و سیبزمینی زندگی میکنند( .اکثر مواقع همین غذاها رو میخورن) 35. They live on bread and potatoes. به کسی برای چیزی تبریک گفتن 22. congratulate somebody on به او برای عالی دادن امتحاناتش ،تبریک گفتم. 36. I congratulated her on doing so well in her exams. به کسی برای چیزی تبریک گفتن 23. compliment somebody on The meal was really good. I complimented Mark on his cooking skills. غذا خیلی خوب بود .به مارک به خاطر مهارتهای آشپزیاش تبریک گفتم. 37. 24. believe in به کسی یا چیزی باور قلبی داشتن ?38. Do you believe in God 39. I believe in saying what I think. به خدا باور داری؟ (فکر میکنی خدا وجود داره؟) به این باور دارم که هرچیزی که فکر میکنم رو بگم. 25. believe sb/sth کسی یا چیزی را باور کردن [آن] داستان نمیتواند درست باشد .باور نمیکنمش( .به نظرم خالی بندیه) باور نمیکنم که اون فقط 25سالشه. 40. The story can’t be true. I don’t believe it. 41. I don’t believe he’s only 25. suffer from an illness etc. 26. There’s been an increase in the number of people suffering from heart disease. در تعداد کسانی که از بیماری قلبی رنج میبرند ،افزایش وجود داشته است. 42. از چیزی رنج کشیدن در چیزی موفق بودن امیدوارم در پیدا کردن شغلی که میخواهی ،موفق باشی. دزدکی وارد جایی شدن یک نفر دزدکی وارد ماشینم شد و ضبط رو دزدید. برخورد کردن به چیزی او کنترل ماشین را از دست داد و رفت تو دیوار. او به عقب یک ماشین دیگر ،برخورد کرد. زبان عمومی RMS 27. succeed in 43. I hope you succeed in finding the job you want. 28. break into a place, a car etc. 44. Someone broke into my car and stole the radio. 29. crash / drive / bump / run into 45. He lost control of the car and crashed into a wall. 46. He ran into the back of another car. 276 42 بخش 30. divide / cut / split something into two or more parts چیزی را به دو یا چند بخش تقسیم کردن 47. The book is divided into three parts. 48. The book is split into six sections. .[این] کتاب به سه قسمت تقسیم شده .[این] کتاب به شش بخش تقسیم شده 31. translate a book etc. from one language into another چیزی را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کردن 49. She’s a famous writer. Her books have been translated into many languages. . کتابهای او به زبانهای زیادی ترجمه شدهاند.او نویسندۀ معروفی است 32. collide with 50. تصادف کردن/با چیزی برخورد There was an accident this morning. A bus collided with a car. . یک اتوبوس با یک ماشین برخورد کرد.امروز صبح تصادفی رخ داد 33. fill something with چیزی را با (چیزی) پر کردن 51. Take this saucepan and fill it with water. .این قابلمه را بگیر و با آب پرش کن 34. provide / supply somebody with چیزی را تامین کردن،برای کسی 52. The school provides all its students with books. .مدرسه برای همۀ دانشآموزانش کتاب تأمین میکند 35. happen to 53. What happened to that gold watch you used to have? )چه اتفاقی برای آن ساعت طالیی که قبالً داشتی افتاد؟ (چه بالیی سرش اومد؟ 36. invite somebody to a party / a wedding etc. اتفاق افتادن،برای کسی یا چیزی دعوت کردن... مهمانی یا،کسی را به یک جشن 54. They only invited a few people to their wedding. 37. prefer one thing to another 55. I prefer tea to coffee. 38. concentrate on 56. چیزی را به چیز دیگر ترجیح دادن .چای را به قهوه ترجیح میدهم روی چیزی تمرکز کردن I tried to concentrate on my work, but I kept thinking about other things. . اما به فکر کردن در مورد چیزهای دیگر ادامه دادم،سعی کردم روی کارم تمرکز کنم 39. insist on 57. .آنها فقط افراد کمی را به جشن عروسیشان دعوت کردند به چیزی اصرار کردن I wanted to go alone, but some friends of mine insisted on coming with me. . اما برخی از دوستانم اصرار کردند که باهام بیان،میخواستم تنها برم 40. spend (money) on برای چیزی پول خرج کردن 58. How much do you spend on food each week? هر هفته چقدر واسه غذا پول خرج میکنی؟ RMS زبان عمومی 277 42 بخش 41. inhabit an area or a place سکنی گزیدن،در منطقهای یا جایی زندگی کردن 59. Some tribes still inhabit jungles of the country. 60. I've no idea what sort of people inhabit the area. .برخی قبیلهها هنوز در جنگلهای کشور زندگی میکنند .نمیدونم چه نوع آدمهایی در [این] منطقه زندگی میکنند 87 تمرین شمارۀ . در صورت نیاز از حرف اضافۀ مناسب استفاده کنید،در جاهای خالی زیر 1. I’ll never forgive them ------------ what they did. 2. Vaccinations may protect you ------------ a number of diseases. 3. You know you can always rely ------------ me if you need any help. 4. Sophie will have to borrow money to pay ------------ her college fees. 5. She’s often unwell. She suffers ------------ very bad headaches. 6. I don’t know whether I’ll go out tonight. It depends ------------ how I feel. 7. Anna doesn’t have a job. She depends ------------ her parents for money. 8. My usual breakfast consists ------------ fruit, cereal and coffee. 9. I complimented her ------------ her English. It was really good. 87 پاسخ تمرین شمارۀ 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 278 I’ll never forgive them for what they did. Vaccinations may protect you from a number of diseases. You know you can always rely on me if you need any help. Sophie will have to borrow money to pay her college fees. She’s often unwell. She suffers from very bad headaches. I don’t know whether I’ll go out tonight. It depends (on) how I feel. Anna doesn’t have a job. She depends on her parents for money. My usual breakfast consists of fruit, cereal and coffee. I complimented her on her English. It was really good. RMS زبان عمومی پایان اگر در آزمون مورد نظرتان با سواالت تستی سر و کار ،بعد از اتمام این کتاب ،میتوانید به سراغ آزمونهای دورههای قبل بروید. آزمونهای گرامر و واژگان کنکورهای ارشد و دکتری سالهای 90به بعد در کانال تلگرام @RMS_Englishبا پاسخهای کامالً تشریحی به صورت رایگان قابل دانلود است. برای اطالع از کاملترین کالسهای آنالین گرامر و واژگان مخصوص ارشد ،دکتری، tolimo ،ept ،mhle ،msrtو ...به وبسایت زیر رجوع کنید: rmsenglish.com منابع اصلی: 1. English Grammar In Use - Raymond Murphy 2. grammar-monster.com 279 زبان عمومی RMS یادداشت زبان عمومی RMS
0
You can add this document to your study collection(s)
Sign in Available only to authorized usersYou can add this document to your saved list
Sign in Available only to authorized users(For complaints, use another form )